Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 148759
تاریخ انتشار : 24 تیر 1389 0:0
تعداد مشاهدات : 323

حاکميت يافتن فقه در شؤون مختلف زندگي اجتماعي

فقه و فقاهت قبل از انقلاب، همانند حوزه ها و علما و روحانيون منزوي و از صحنه هاي گوناگون اجتماعي دور بود. حضور فقه، بيشتر در صحنه هاي درس و بحث حوزه ها بود و در زندگي اجتماعي نقش چنداني نداشت. در مواردي هم که حضور داشت، اين حضور غالباً محدود به احوال شخصيه و زندگي فردي مردم و نيز مسائل و احکام عبادي بود. رژيم پهلوي تلاش زيادي مي کرد تا فقه و فقاهت وارد زندگي سياسي، اجتماعي و حکومتي نشود. محمدرضا پهلوي از اقدام پدرش که توسط وي توسعه يافت، با افتخار ياد کرده و عمق کينه خود را نسبت به حضور فقه اسلامي در جامعه که توسط علما و روحانيون دنبال مي شد، نشان مي داد. او در کتاب پاسخ به تاريخ مي نويسد: «استقرار يک نظام سياسي جديد توسط پدرم که تا حد زيادي از معيارهاي غربي الام مي گرفت و توسعه و تحکيم آن توسط من، قسمت اعظم امتيازاتي را که قبلاً در اختيار روحانيون قرار داشت، از آن ها سلب کرد. به همين جهت بعضي از ملاهاي شيعه شروع به مخالفت کردند. »(١) اما پس از انقلاب اسلامي، فقه اسلامي در همه ابعاد زندگي اجتماعي وارد شد. البته اين حضور در همه حوزه ها يکسان نبوده، ولي به هر حال در همه آن ها کم و بيش وجود داشته است. در ضمن اين که در زندگي فردي و خانوادگي افراد جامعه، مسائل فقه اسلامي حضور پررنگ تري يافت. در مسائل سياسي و حکومتي نيز، فقه سياسي اسلام وارد عمل شده و با تنظيم قانون اساسي، سياست ها و خطوط کلي را ترسيم و حتي در جزئيات نيز نقش ايفا نموده است. در تنظيم سياست خارجي، روابط با کشورها، روابط با مسلمين و نهضت هاي اسلامي و آزادي بخش جهان و حاکميت بخشيدن به سياست ظلم ستيزي و حمايت از مظلومان جهان، استقلال سياسي، مبارزه و ايستادگي در برابر دشمنان اسلام، فقه اسلامي نقش و دخالت داشته است. لازم به ذکر است که فقه اسلامي در سياست هاي اقتصادي و همچنين فعاليت ها و عمليات اقتصادي نيز، ايفاي نقش نموده است. اجراي عمليات بانکي بدون ربا و انطباق فعاليت هاي بانکي در قالب عقود اسلامي از جمله اين موارد است. در ساير حوزه هاي فرهنگي، تربيتي، آموزشي، پزشکي، هنري، حقوقي و قضايي نيز فقه اسلامي کارآمدي و توانمندي خود را نشان داد. پی نوشت: ١- محمد رضا پهلوی، پاسخ به تاریخ، ص ٧٨. * منبع : کتاب ٩٢ دستاورد انقلاب اسلامی ایران، ص ١٤٢