Index
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 148760
تاریخ انتشار : 24 تیر 1389 16:7
تعداد بازدید : 663

کارآمدی روحانیت در رهبری انقلاب اسلامی

تا قبل از پيروزي انقلاب اسلامي ايران، اين تفكّر كه علما و روحانيون توان رهبري و هدايت يك انقلاب و ادارۀ حكومت را ندارند، شايع شده و به عنوان يك باور و واقعيت، تبليغ شده بود. تا قبل از پيروزي انقلاب اسلامي ايران، اين تفكّر كه علما و روحانيون توان رهبري و هدايت يك انقلاب و ادارۀ حكومت را ندارند، شايع شده و به عنوان يك باور و واقعيت، تبليغ شده بود. طرح و دامن زدن به اين اعتقاد از سوي دو گروه صورت مي گرفت.

گروه اوّل كساني بودند كه از قدرت و توانايي روحانيون آگاهي داشتند، اما به جهت حقد و كينه اي كه نسبت به اسلام و روحانيون در وجود آنها رسوخ داشت، عمداً و به ناحقّ چنين تفكّري را ترويج مي كردند. عناصر اصلي اين گروه را دشمنان خارجي اسلام تشكيل مي دادند، هر چند دشمنان داخلي و وابسته به خارج نيز در بين آنان كم نبودند. اين گروه به دلائل مختلفي از اين كه مبادا علما و روحانيون در رأس امور حكومتي قرار بگيرند، ترس و واهمۀ جدّي داشتند، از جمله:

1- اينها مي دانستند كه علما و روحانيون در رأس حاميان و مدافعين اصلي اسلام و قرآن هستند و حاكميت يافتن آنها، حاكميت يافتن اسلام و قوانين آن را به دنبال دارد و قوانين اسلام هم با منافع نامشروع آنها ناسازگار است.
2- اين گروه از روحيه استكبارستيزي علما و روحانيون در طول تاريخ، بخوبي آگاه بودند و تجربه عملي براي آنها ثابت كرده بود كه علماء واقعي هرگز زيربار قدرتهاي استكباري نرفته و نمي روند. آنها در طول تاريخ شايد با قشرهاي مختلفي توانسته بودند كنار آمده و سازش كنند، ولي هرگز نتوانسته بودند با علما و روحانيون به سازش رسيده و آنها را تسليم خود كنند.
3- آنها از روحيۀ طرفداريعلما و روحانيون از مردم و خدمتگزاري آنها نسبت به آنها به عنوان يك عبادت و فريضه، آگاهي داشتند و مي دانستند كه متقابلا مردم هم هميشه احترام و شأن خاصي براي روحانيون قائل بوده و پيرو آنان مي باشند. لذا در صورتي كه علما و روحانيون حاكميت جامعه را در دست بگيرند، با پيوندي كه با توده مردم دارند، ديگر جايي براي عرض اندام آنها نخواهد ماند و منافعشان به خطر خواهد افتاد.
4- برخي از اقشار اين گروه نيز به علت وابستگي و نوكري به نيروها و كشورهاي بيگانه، حاكميت يافتن علما و روحانيون را مساوي با كنار رفتن خودشان از قدرت و صدارت و پايان عيش و عشرت و چپاول ثروتهاي مردم مي ديدند، لذا مروج چنين طرز تفكّري بودند تا مبادا روزي اين اتفاق تلخ برايشان رخ دهد.

گروه دوم كه عمدتاً از مخالفين داخل كشور و برخي عناصر خارجي تشكيل مي شد، از روي جهل و ناآگاهي به اين باور رسيده بودند كه علما و روحانيون توان رهبري و هدايت انقلاب و حكومت را ندارند. متأسفانه حتي برخي از علما و روحانيون خودباخته و تحت تأثير نيز، داراي چنين تفكّري بودند و لذا هرگونه اقدام در اين زمينه را بي نتيجه و حتي موجب وارد شدن صدمه بر هويّت و شأن علما و اسلام تلقي مي كردند.

وجود اين انحراف در بين حوزه ها و علما، حضرت امام خميني (ره) را رنج مي داد و به همين خاطر از روي تأسف و ناراحتي در كتاب ولايت فقيه خويش، در اين مورد چنين مي فرمايند: «بعضي را مي بينيم كه در حوزه ها نشسته به گوش يكديگر مي خوانند كه اين كارها از ما ساخته نيست، چه كار داريم به اين كارها! ما فقط بايد دعا كنيم و مسأله بگوييم! اين افكار آثار تلقينات بيگانگان است. نتيجۀ تبليغات سوء چند صد ساله استعمارگران است كه در اعماق قلوب نجف و قم و مشهد و ديگر حوزه ها وارد شده و باعث افسردگي و سستي و تنبلي گرديده و نمي گذارد رشدي داشته باشند و مرتباً عذرخواهي مي كنند كه اين كارها از ما ساخته نيست. اين افكار غلط است مگر آنها كه اكنون در كشورهاي اسلامي امارت و حكومت دارند چكاره اند كه آنها از عهده بر مي آيند و ما بر نمي آييم؟ كدام يك از آنها بيش از فرد متعارف و معمولي لياقت دارد؟ بسياري از آنها اصلا تحصيل نكرده اند! حاكم حجاز كجا تحصيل كرده و چه تحصيل كرده است؟ رضاخان اصلا سواد نداشت و سرباز بيسوادي بيش نبود! در تاريخ نيز چنين بوده است. بسياري از حكام خودسر و مسلط از لياقت ادارۀ جامعه ئ تدبير ملّت و علم و فضيلت بي بهره بوده اند . هارون الرشيد يا ديگران كه بر كشور بزرگي حكومت مي كردند چه تحصيل كرده بودند؟ تحصيلات و دانستن علوم و تخصص در فنون براي برنامه و براي كارهاي اجرايي و اداري لازم است كه ما هم از وجود اين نوع اشخاص استفاده مي كنيم. آنچه مربوط به نظارت و ادارۀ عاليه كشور و بسط عدالت بين مردم و برقراري روابط عادلانه ميان مردم مي باشد، همان است كه فقيه تحصيل كرده است. آنچه براي حفظ آزادي ملي و استقلال لازم است همان است كه فقيه دارد . اين فقيه است كه زير بار ديگران و تحت نفوذ اجانب نمي رود و تا پاي جان از حقوق ملّت و از آزادي و استقلال و تماميت ارضي وطن اسلام دفاع مي كند. فقيه است كه به چپ و راست انحراف پيدا نمي كند. شما اين افسردگي را از خود دور كنيد . برنامه و روش تبليغات خودتان را تكميل نماييد و در معرفي اسلام جديّت به خرج دهيد، تصميم به تشكيل حكومت اسلامي بگيريد و در اين راه پيشقدم شويد و دست به دست مردم مبارز و آزاديخواه بدهيد، حكومت اسلامي قطعاً برقرار خواهد شد، به خودتان اعتماد داشته باشد.» 1

به هر حال با پيروزي انقلاب اسلامي به رهبري و هدايت و اقتدار و تدبير يك عالم ديني و روحاني وارسته و نقش تعيين كنندۀ روحانيون در هدايت انقلاب و سپس ادارۀ حكومت، عملا اين توانايي به اثبات رسيد. در نتيجه هم توطئه دشمنان آگاه، نقش بر آب شد و هم براي ناآگاهان و كساني كه در اين توانايي و شك و ترديد داشتند، اثبات شد كه تصور نادرستي داشته اند. امروز اين دستاورد براي همۀ مردم مسلمان و مبارز و حركتهاي اسلامي در سرتاسر جهان درس بزرگ و هديه ارزشمندي از سوي انقلاب اسلامي ايران است كه ثابت كرد علما و روحانيون در تحريك و ترغيب مردم به مبارزه و دادن آگاهي به آنها و جلوگيري از انحرافات فكري و عقيدتي و حتي سياسي در اثناء مبارزه، تا چه ميزان نقش تعيين كننده دارند. تجربۀ عملي انقلاب براي آنها اثبات كرد كه روحانيون و علما توانايي رهبري و هدايت انقلاب و بالاتر از آن، توانايي ادارۀ حكومت را پس از پيروزي دارا مي باشند.


آنها حتي ديدند كه واگذاري هدايت محدود انقلاب؛ - آن هم در امور اجرايي – در سالهاي اوّليه انقلاب به غير روحانيون، موجب چه صدمات و خسارات وسيع و جبران ناپذيري شد. اينك در اثر اين دستاورد جهاني انقلاب اسلامي ايران، علما و روحانيون مسلمان و مبارز در سراسر دنيا نقش و جايگاه تعيين كننده خود را در رهبري و هدايت نهضتهاي اسلامي و مردمي باز يافته اند و تفكّرتوانايي علما و روحانيون در اين امر، استحكام و قدرت يافته است. تجربۀ عملي بويژه در تاريخ معاصر نيز نشان مي دهد يكي از علل عمدۀ اين كه ساير نهضتهاي اسلامي، تا كنون به نتيجه مثبت و قابل قبولي نرسيده و انحرافات عقيدتي و سياسي گوناگوني در آنها رسوخ پيدا كرده است، همين عدم حضور علما و روحانيون در مديريت و رهبري نعضتها و يا كنار گذاردن آنه در سير نهضت، بوده است. و باز به دليل همين عدم حضور علما و روحانيون در رهبري نهضتها بوده است كه تحرّكات بوجود آمده، نتوانسته است پيوند عميق و گسبرده اي با توده مردم برقرار نمايد.و تا وقتي كه نهضت و حركتي مردمي نبوده و توده مردم را به همراه خود نداشته باشد، توقع پيروزي و موفقيت، توقع نابجا بوده و پيروزي و تداوم نهضت دور از دسترس خواهد بود.



 پي نوشت ها:

 1- در جستجوي راه از كلام امام، دفتر دهم، صفحه 36.


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :