Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 149612
تاریخ انتشار : 14 مرداد 1389 0:0
تعداد مشاهدات : 220

عصر شکوفایی - 37

مقایسۀ قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در بیانات مقام معظم رهبری
مقایسۀ قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در بیانات مقام معظم رهبری *اشاره : کتاب «عصر شکوفایی» به مناسبت سی امین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی آماده چاپ شده است. این کتاب به سفارش پایگاه اطلاع رسانی دستاوردهای انقلاب اسلامی و توسط حجت الاسلام والمسلمین جناب آقای عبدالرحیم اباذری تحقیق و تدوین شده و انشاالله در دهۀ مجر امسال در ویترین کتاب فروشی ها جای خواهد گرفت. «عصر شکوفایی» شامل سه فصل با عناوین : ١ - نماد ستمشاهی ٢ - فجر شکوفایی ٣ - طلوع بالندگی می باشد که هر فصل دارای موضوعات مختلف است. مجموع محتوای این کتاب از بیانات مقام معظم رهبری استخراج شده است. پایگاه اطلاع رسانی دستاوردهای انقلاب اسلامی علاوه بر انتشار این کتاب، به ترتیب آن را در سایت اینترنتی نیز درج می کند. اینک خوانندگان گرامی را به مطالعۀ این مجموعه دعوت می کنیم. *فصل دوم : فجر پيروزى *جوانان آن سابقى كه ما يادمان است - پنجاه سال قبل، چهل سال قبل، سى سال قبل - انسان كه در ماه رمضان به شهر تهران وارد مى‏شد، اصلا حال و هواى روزه در اين شهر نبود! مردم راه مى‏رفتند و راحت سيگار مى‏كشيدند، غذا مى‏خوردند، ساندويچ مى‏خوردند! اصلا كسى احساس نمى‏كرد كه اين جا روزه است! مشهد كه شهرى مذهبى بود - ما در مشهد بوديم - مردم راحت و علنى روزه مى‏خوردند؛ كانّه در بعضى از بخش‏هاى شهر، اصلا ماه رمضان نيامده است! در مساجد - ظهر ماه رمضان در غالب مساجدى كه انسان سر مى‏زد و مى‏رفتيم، مى‏ديديم - پنجاه نفر، چهل نفر، حداكثر صد نفر جمعيت نشسته بودند؛ مگر اين كه در جايى يك منبرى معروف خوش بيانى باشد! امروز شما نگاه كنيد! همه جا روزه‏دار است، همه جا در حال ذكر و در حال توجّه است و بهترين روزه‏داران از ميان جوانانند. جلسات قرآن، جلسات دعا، جلسات توسّل، جلسات تضّرع و سخنرانى‏هاى طولانى هست. اصلا آيا با گذشته قابل مقايسه است؟ اعتكاف نيز همين طور بود. اصلا اعتكاف در گذشته خيلى كم بود؛ سخت بود، كار مشكلى بود. بايد سه روز، روزه مى‏گرفتند، در مسجد مى‏ماندند و از مسجد بيرون نمى‏رفتند؛ همه كس حاضر نبود. امروز جوانان ما - در دنيايى كه نسل جوان روز به روز، رو به فساد بيشتر مى رود - در اين مملكت، روز به روز پاكيزه‏تر، طاهرتر و نورانى‏تر مى‏شوند. آن وقت تبليغات استكبارى، اين كشور و اين جوانان، اين دانشگاه، اين دانشجو و اين استاد دانشگاه و نيز اين طبقات گوناگون مردم را كه همه سعى مى‏كنند به خدا نزديك شوند، و خودشان را بيشتر با اسلام و احكام اسلامى منطبق كنند، مى‏كوشد اين‏گونه وانمود كند كه از اسلام دور شده‏اند! نظام اسلامى آن چنان جوانان را تربيت كرده و آن چنان حكومتى آورده است كه وقتى همه دنيا از فسادهاى اخلاقى رنج مى برند، اينها در امانند. در كشور بزرگ آمريكا، بسيارى از مصلحين و متفكّران و مردان روحانى، فريادشان از فسادى كه در آن جا حاكم است، بلند است، همه مى‏نالند و راه علاجى پيدا نمى‏كنند؛ اما نظام جمهورى اسلامى در چنين شرايطى توانسته است محيطى امن و امان براى نسل جوان به وجود آورد.1 كشور ما و ملت بزرگ ما و بخصوص طبقه جوان ما آن روز به‏طور عام - فقط استثناءها بيرون بودند - دچار غفلت بود. در ميان اين غافلين آدم‏هاى متديّن و متورّع هم بودند، آدم‏هاى بى‏دين و لاابالى هم بودند؛ كسانى هم بودند كه اهل گناه نبودند، جوان‏هاى پاكى بودند؛ اما در غفلت عمومى جوان‏ها همه همراه بودند. بزرگترين كارى كه نهضت اسلامى در ايران انجام داد، تلنگر زدن به ما ايرانى‏ها بود تا از خواب غفلت و بى‏تفاوتى و بى‏اعتنايى به آينده خارج شويم. سعدى در گلستان - داستان دوم يا سومِ باب اول - حكايت مجموعه دزدانى را ذكر مى‏كند؛ مى‏گويد اينها مى‏خواستند به افرادى حمله كنند؛ اما اولين دشمنى كه بر ايشان تاخت، خواب بود؛ قبل از اين‏كه دشمن بيرونى بيايد، يك دشمن از درونِ خودشان بر آنها غلبه كرد؛ آن دشمن عبارت بود از خواب. ما خواب بوديم، انقلاب ما را بيدار كرد. من خودم وقتى از سه هزار و صد سال تاريخ همدان ياد مى‏كنم، احساس افتخار مى‏كنم. همدان خانه من هم هست. سه هزاروصد سال شهرى سر پا بماند، آدم احساس افتخار مى‏كند؛ اما اين يك بعد قضيه است. بعد ديگر قضيه اين است كه در اين سه هزار و صد سال تاريخ ايران - كه نماد آن، همدان است - ما مردم ايران آيا آن‏چنان كه پيغمبران الهى و اديان الهى و بعثت الهى از انسان خواسته است، بر سرنوشت خود حاكم بوده‏ايم؟ خودمان را يافته‏ايم؟ براى آينده خودمان طراحى كرده‏ايم؟ بهترين دوره‏هاى اين تاريخ طولانى و كهن، دوره‏هايى است كه پادشاه ديكتاتورِ باعرضه‏اى سر كار بوده؛ او براى ما تصميم گرفته؛ او براى ما آينده را طراحى كرده؛ او كشورگشايى كرده. ملت ايران به عنوان يك ملت و يك مجموعه، تا قبل از پيروزى انقلاب اسلامى فرصت و مهلت اين را نيافت كه براى خود چشم‏اندازى تعريف كند؛ آن چشم‏انداز را انتخاب كند؛ براى آن چشم‏انداز برنامه‏ريزى كند و به سوى آن چشم‏انداز حركت كند. تا چشم‏انداز را براى خود تعريف نكنيم، هيچ كار درستى صورت نخواهد گرفت - همه‏اش روز مرگى است - بعد از آن كه تعريف كرديم، اگر برنامه‏ريزى نكنيم، كارِ بى‏برنامه به سامان نخواهد رسيد. بعد از آن‏كه برنامه‏ريزى كرديم، اگر همت نكنيم، حركت نكنيم، ذهن و عضلات و جسم خود را به تعب نيندازيم و راه نيفتيم، به مقصد نخواهيم رسيد؛ اينها لازم است. يك وقت صحبت سر يك فرد است، او تصميم مى‏گيرد كه بلند شود؛ اراده مى‏كند كه حركت كند، و حركت مى‏كند؛ اما يك وقت صحبتِ يك ملت است؛ يك ملت بايد حركت كند؛ يك ملت بايد راه بيفتد؛ يك ملت بايد انتخاب كند؛ اين‏جا كار پيچيده و دشوار است. انقلاب به ما اين توان را داد كه توانستيم ديواره سنگى تاريخى را بشكافيم و خود را از اين چارچوب و حصار سنگى خارج كنيم. انقلاب به اين اندازه هم اكتفا نكرد، بلكه يك الگو را در مقابل ما گذاشت و آن، جمهورى اسلامى است؛ جمهورى و اسلامى.2 پی نوشت: 1 - خطبه‏هاى مقام معظم رهبرى در اولين جمعه ماه مبارك رمضان، 12 دى 1376 2 - بيانات مقام معظم رهبرى در ديدار جوانان و... استان همدان، 17 تير 1383 ادامه دارد...