Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 149956
تاریخ انتشار : 26 مرداد 1389 0:0
تعداد مشاهدات : 298

نقش زنان در دفاع مقدس

سيدمحمد طالبيان
سيدمحمد طالبيان اگر چه در تاريخ بيشتر بر جنبه هاي عاطفي و احساسي زنان تكيه شده است ولي زنان ما در طي حماسه دفاع مقدس دوش به دوش رزمندگان دلير و غيور اين مرز و بوم دليرانه ايستادند و به جهانيان نشان دادند كه در راه آرمان و عقيده خويش حاضرند از عواطف و احساسات خود چشم پوشي كنند. عشق به اسلام و ميهن سبب شده بود كه آنان خانواده و خودشان را از خاطر ببرند و تنها به مصلحت نظام بينديشند. زنان ايراني در طي جنگ تحميلي با پيروي از مكتب عاشورا و پيام رسان آن زينب كبري حماسه هاي فراموش نشدني آفريدند. در اين دوران زنان آگاه، فعال و پرتوان كشورمان در فعاليت هاي پرتحرك و فراواني همچون مقاومت در صحنه هاي نبرد، امدادگري، خدمات پشتيباني و غيره شركت داشتند كه به شرح انها ميپردازيم: 1. حضور در جبهه: زنان مسلمان ايراني با الهام از تعاليم اسلامي با شجاعت و شهامت وصف ناشدني، در صحنه هاي مختلفي حتي در ميدان هاي رزم حضور يافتند. خواهران بسيج و سپاه خرمشهر از جمله زناني بودند كه در منطقه عملياتي باقي ماندند و به كارهايي از جمله حفاظت از انبار مهمات و رساندن آن به رزمندگان اسلام، كندن سنگر، تهيه و طبخ غذا براي رزمندگان مشغول شدند. زنان غيور و شجاع ايراني گاه با دست خالي و يا چوب دستي مزدوران بعثي را به اسارت گرفتند. یك شيرزن سوسنگردي با چوب دستي خود چند سرباز عراقي را به اسارت گفت و قهرمان ديگري تعدادي از آنان را در يك اتاق محبوس كرد و به سربازن اسلام تحويل داد. آنان در شهرهاي مرزي دليرانه مقاومت كردند گويي ترس را از ياد برده بودند و فقط به حق مي انديشيدند و بس. از روحيه مقاوم و بسيار بالايي برخوردار بودند. اجساد مطهر پدران، برادران و دوستانشان را با دست خودشان به خاك مي سپردند. جنگ عليرغم همه سختي ها و مصيبت ها نوانسته بود روال معمول زندگي آنان را مختل سازد؛ آنها بي توجه به حالت جنگي به كار و فعاليت عادي و روزانه زندگي مشغول بودند. زنان شجاع آن دوران، حماسه سازان گمنامي بودند كه شجاعت را به مردان و فرزندان خود مي آموختند و به وجود فرزندان فداكارشان افتخار مي كردند. آنان آيينه تمام نماي ايثار و فداكاري و اسطوره هاي شهادت و شهامت بودند، فرار از دشمن براي ايشان مفهومي نداشت و بر اين عقيده بودند كه تا آخرين نفس نبايد پشت به دشمن كرد. شيرزنان سلحشور ايراني خاطره مجاهدات و فداكاري هاي زنان مجاهد صدر اسلام را زنده كردند آنان تا سرحد جانبازي و شهادت پيش مي رفتند و آرزوي شهادت داشتند. در حالات مرحومه فهيمه بابائيانپور، همسر شهيد غلامرضا صادقزاده، گفته اند كه وقتي امام خميني از فهيمه براي جاري ساختن صيقه عقد درخواست وكالت كردند، فهيمه با كلامي رسا به امام عرض كرد: جواب مثبت من مشروط است! اطرافيان با تعجب پرسيدند: چه شرطي؟ فهيمه به امام گفت: «به شرط دعاي شما براي شهادت هر دوي ما در اين دنيا و قبول شفاعت ما در آخرت.» همين روحيه شهادت طلبي است كه امام خميني را به پيروزي مطمئن مي سازد و مي فرمايد: «من هر وقت بانوان محترم را مي بينم كه با عزم و اراده قاطع در راه هدف ما حاضر به همه طور زحمت بلكه شهادت هستند، مطمئن مي شوم كه اين راه به پيروزي منتهي مي شود.» و نيز ميفرمايد: «... بعضي از خانم ها قسم مي دهند كه شما دعا كنيد كه ما شهيد بشويم من دعا مي كنم كه آنها ثواب شهادت را ببرند و پيروز بشوند.» 2. پشتيباني از رزمندگان بدون ترديد در طول تاريخ تعداد زنان رزمنده، بسيار كمتر از مردان مبارز بوده است، ولي هنگام بروز جنگ و دفاع يك ملت در برابر حمله دشمن اعزام مردان به صحنه نبرد تنها ضامن پيروزي نخواهد بود، بلكه حمايت و پشتيباني در نبرد، تهييج و تشويق مردان به حضور مداوم در جبهه، مراقبت از كودكان و حفظ كانون گرم خانواده، پرستاري از مجروحان و مداواي زخمي ها، قبول مسئوليت و انجام وظيفه به جاي مردان و فراغت ايشان براي شركت در جنگ، حفظ سنگرهاي پشت جبهه و حتي تشكيل، اداره و توسعه نهضت هاي مقاومت و بسياري موارد ديگري كه جزو وظايف زنان محسوب مي گردند. از جمله عوامل مهمي هستند كه تاثير مستقيمي بر روحيه رزمندگان و سرنوشت جنگ خواهد داشت. در دوران هشت سال دفاع مقدس، اگر چه بخش عظيمي از درآمد كشور در جهت تجهيز جبهه ها و رفع نيازهاي تداركاتي هزينه مي گرديد اما به لحاظ وسعت ميدان جنگ از شمالي ترين نقطه مرزهاي غربي تا جنوبي ترين نقطه آن، به علاوه تمامي پهنه آبهاي نيلگون خليج فارس، طولاني بودن مدت درگيريف محصاره اقتصادي و وضعيت نامطلوب اقتصاد داخلي، دولت نمي توانست آنچنان كه شايسته است تمام هزينه هاي پشتيباني جبهه را تحمل نمايد. بنابراين مداخله نيروهاي مردمي در امر پشتيباني جبهه را تحمل نمايد. بنابراين مداخله نيروهاي مردمي در امر پشتيباني جنگ بسيار ضروري و حياتي بود. زنان در طول تاريخ با ترغيب و تشويق رزمندگان به خصوص فرزندان و شوهران خودشان نقش عمدهاي در جنگها ايفا كرده اند بديهي است وقتي رزمنده نگران اداره خانه و فرزندان خودش نيست با خيالي آسوده راهي ميدان نبرد مي شود و بدون دغدغه به جهاد مي پردازد ولي اگر در خانه و پشت جبهه مشكلي او را رنج بدهد ممكن است وي را از عزيمت به ميدان رزم بازدارد يا در هنگام رزم، بخشي از ذهنيت او به عقه جبهه توجه پيدا كند كه اين امر مي تواند در كيفيت رزم رزمندگان تاثير منفي بگذارد. همسران و مادران رزمندگان و به خصوص مادران شهيدان دفاع مقدس نه تنها مانع از اعزام شوهران و فرزندان خودشان به مناطق عملياتي نشده اند بلكه بهترين ياوران و مربيان براي آنها بوده اند. آنان در غياب همسران خود بهترين سرپرست خانواده بوده و به زيباترين شكل خانه را اداره كرده و فرزندان رزمنده و شهيد را پرورش داده اند. اينكه سردار سلحشور و با فضيلتي چون شهيد برونسي با همه اوصاف و خصوصياتي كه براي حورالعين ذكر شده و خود او بارها براي نيروهايش آن خصوصيات را يادآور شده است ولي او همسر خويش را از صد حورالعين برتر ميداند، نشان از قدر و منزلت همسر فداكارش دارد و حاكي از آن است كه در تكامل شخصيت اين سردار برومند، همسر فاضله اش نقش اساسي ايفا كرده است. نگهداري از فرزندان شهيدان و تربيت آنان كاري است بس سخت و طاقت فرسا، ولي همسران شهيدان، اين وظيفه خطير را به نحو احسن به انجام رسانده اند به گونه اي كه امروزه فرزندان شاهد نسبت به ساير طبقات در سطوح مختلف سرآمد هستند. عشق و علاقه مادر به فرزند وصف ناپذير است در عين حال مادران شهيدان كه در مكتب والاي زهراي اطهر و زينب كبري تربيت شده اند اين تمايل فطري خودشان را فداي خواست و رضاي حق كردند و با طيب خاطر و اشتياق فرزندان خود را راهي جبهه نموده و شهادت نامه آنان را امضاء نمودند. زنان علاوه بر اينكه در ترغيب و تشويق رزمندگان و سرپرستي از خانه و فرزندان نقش عمده و مهمي داشتند و زمينه حضور رزمندگان را فراهم مي كردند در ستادهاي پشتيباني نيز فعالانه حضور مي يافتند و علاوه بر كمك هاي مالي به ستادها، گاهي بطور شبانه روزي در آنجا مي ماندند و به كار بسته بندي و آماده كردن وسايل مورد نياز جبهه ها مي پرداختند. زنان مبارز ايراني مساجد را به پايگاه پشتيباني از جبهه هاي نبرد حق عليه باطل مبدل كرده بودند و در هر زماني كه از آنها براي كمك به جبهه ها درخواست مي شد داوطلبانه خود را مي رساندند و در اين راه هيچ چيز نمي توانست مانع آن بشود. زيرا تنها به رفع نيازهاي برادران رزمنده خويش مي انديشيدند. دختران جوان و فداكار اين كشور كه در مكتب اسوه و مقتداي خودشان حضرت زهرا پرورش يافته بودند علاوه بر اينكه در بحران هاي مهم خود را در معرض آسيب و خطر قرار دادند و به ياري انقلاب و نظام مقدس جمهوري اسلامي و رزمندگان سلحشور شتافتند با ايثار و فداكاري وصف ناپذيري حاضر شدند با جانبازان و رزمندگان ازدواج كنند در حالي كه مي دانستند با قبول اين علقه، مشقات و سختي هاي فراواني را بايد تحمل كنند ولي با اشتياق فراوان به ازدواج با ايثارگران تن دادند. آنان با اين عمل ايثارگرانه هم روحيه رزمندگان اسلام را تقويت كردند و هم برگ هاي زريني بر تاريخ انسانيت اين مرز و بوم افزودند. خانم دكتر كيهاني، پزشك بزرگواريست كه در بيمارستان سرپل ذهاب در خدمت مجروحان است او براي روحيه بخشيدن به بچه هاي جبهه حتي حاضر نشد در شهر خودش (تهران) ازدواج كند، بلكه پس از جاري كردن صيغه عقد در تهران، مراسم ازدواجش را در همان منطقه جنگي برپاساخت و سفره عقدشان از تجهيزات جنگي غنيمتي تزئين شده بود. 3. مداواي مجروحان در عصرهاي گذشته كه جنگ ها بيشتر به صورت تن به تن انجام مي گرفت و در درجه اول نيروي بدني برتر مطرح بود، كار دفاع و جنگ بر عهده مردان بود و زنان بيشتر به امور امدادي از قبيل مداواي مجروحان جنگي و پرستاري از آنها مي پرداختند چرا كه آنها به جهت صبر و بردباري در اين زمينه از مردان قويتر بودند. با مطالعه تاريخ جنگ هاي صدر اسلام در مي يابيم كه مسؤوليت بزرگ پرستاري از مجروحان جنگي بر عهده زنان بوده است: «به حضرت زهرا خبر دادند پدرش در جنگ احد آسيب ديده است. سنگي به چهره او رسيده و چهرهاش را خونين ساخت است. با دسته اي از زنان برمي خيزد، آب و خوردني برمي دارد، به رزمگاه مي روند. زنان مجروحان را آب مي دادند و زخم هاي آنها را مي بستند و فاطمه جراحت پدر را شستشو مي داد.» خون بند نمي آيد پاره بوريايي را مي سوزاند و خاكستر آن را بر زخم مي نهد تا جريان خون قطع شود. صفحات زرين تاريخ اسلام گواه وجود زيادي از زنان امدادگر در ميدان جنگ مي باشد. زنان ايران اسلامي نيز با اقتدا به زنان صدر اسلام در سختترين شرايط جنگي، در اين عرصه مقدس به خدمت مشغول شدند. در دوران دفاع مقدس، بيمارستان ها و ساير مراكز درماني و پزشكي شاهد فداكاري و ايثارگري هاي زنان شاغل در حرفه پزشكي و زنان داوطلبي بود كه با گذراندن دوره هاي كوتاه مدت امدادگري با عشق و انگيزه به مجروحان و مصدومان جنگي، خدمت خداپسندانه مي نمودند. آنها با ابتكار عملف مكان هاي مناسب را به مراكز درماني مبدل مي ساختند آنان در مناطق جنگ زده به كار امدادگري مبادرت ورزيدند و بدون هيچگونه ترسي در شهرهايي كه هر لحظه زير آماج گلوله توپ و خمپاره بود مجروحان را مداوا مي كردند. در سي و پنج روز حماسه خرمشهر نقش زنان، از محدوده مكان و زمان خارج شد، آنان در واقع ميدان دار اصيل اين فعاليت سخت و جانفرسا بودند كه با كم شدن تعداد مردان امدادگري و رسيدگي به مجروحان را به دوش ميكشيدند. آنان هر كاري نياز بود و قادر بودند انجام مي دادند از تخليه مجروح و پرستاري و كار در آشپزخانه گرفته تا نگهباني از بيمارستان. تمام سعي و تلاش آن شيرزنان مومن براي امداد و كمك رساني به رزمندگان بود و در اين راه نه از اسارت بيم داشتند و نه از كشته شدن هراسي به دل راه مي دادند. آنها بجز ايفاي تكليف شرعي دفاع از سرزمين هاي اسلامي همه چيز را فراموش كرده بودند و قلبشان تنها براي رضاي خدا و حراست از انقلاب اسلامي در سينه مي تپيد. در اين صحنه هاي پرشور و حماسه به زناني برمي خوريم كه در عنفوان جواني با جثه اي ضعيف زير باران گلوله هاي دشمن، زخمي ها را به دوش مي كشيدند و به بيمارستان ها حمل مي نمودند. زهرا جوان بيست و يك ساله اي بود كه در آن روزهاي پرتب و تاب كارش كمك به مجروحان جنگي بود. او چنان با كمبود امكانات امدادي مواجه گرديد كه زخم هاي مجروحي را با تكه هاي لباس بست. شواهد فراواني از امدادرساني زنان در دوران دفاع مقدس موجود مي باشد كه حاكي از عزم و اراده خستگي ناپذير زنان غيور اين مرز و بوم است. فعاليت در بيمارستان هاي صحرايي و درمانگاه هاي مناطق عملياتي غرب و جنوب نمونه اي از اين تلاش ها مي باشد. ولي متأسفانه فعاليت گسترده شيرزنان ايران اسلامي در اين مراكز مكتوب نشده و تنها مواردي از آنان به رشته تحرير درآمده است. از جمله آقاي سيدامير معصومي خاطرات تعدادي از پرستاران، امدادگران و پزشكان مناطق عملياتي را در دو كتاب تحت عناوين «باليننور» و «زنان جنگ» گردآوري كرده است. در اين دو كتاب اندكي از ايثارگري ها، رشادت ها، شهامت ها و رنج ها و مشقت هاي زنان ايثارگر ايران اسلامي در مناطق عملياتي به رشته تحرير درآمده است كه مطالعه آنها مي تواند ما رابه اوج نقش زنان مسلمان كشورمان آشنا سازد. نقش امدادرساني خواهران مسلمان همچون سندي جاودان در تاريخ دفاع مقدس حك شده است. عمق اين فعاليت آنچنن وسيع و گسترده است كه قلم را ياراي بيان آن نيست. اما تا جايي كه مقدور است بايد اين تلاش را به تصوير كشيد و همگان را از شكوه و دلاوري ايثار زن مسلمان ايراني آگاه كرد. زناني كه ضمن رعايت حجاب، آداب و شئون اسلامي نقش خويش را به بهترين نحو ايفا نمودن سهم و قدر و منزلت اين زنان مجاهد در دفاع مقدس و پرورش شهيدان كمتر از مردان رزمنده و شهيد نيست، زيرا علاوه بر انجام مسئوليت خويش روحيه دلير مردان عرصه نبرد را نيز تقويت مي كردند. زن مسلمان ايراني، بازيابي هويت خويش را مرهون زحمات بنيانگذار جمهوري اسلامي حضرت امام خميني مي داند ايشان به طور مكرر از نقش هاي مثبت زنان سخن به ميان آورده و مي فرمايند: «پيروز و سرافراز باد نهضت اسلامي زنان معظم ايران، افتخار بر اين قشر عظيمي كه با حضور ارزشمند و شجاعانه خود در صحنه دفاع، ميهن اسلامي و قرآن كريم و انقلاب را به پيروزي رسانده و هم اكنون در جبهه و پشت جبهه در حال فعاليت و آماده فداكاري هستند.» زنان نيمي از پيكره اجتماع را تشكيل مي دهند و در پرورش و تربيت نيم ديگر نيز نقش اساسي دارند، بدون مشاركت اين قشر عظيم، هيچ جامعه اي به مدارج پيشرفت و توسعه نخواهد رسيد. در حقيقت با توجه به نقش حساس و حياتي زنان در صحنه هاي گوناگون جامعه و با بهره گيري از توان آنهاست كه مي توان به پيشبرد اهداف برتر و مقدس نظام جمهوري اسلامي دست يافت. *منبع : http://navideshahed.com