Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 150154
تاریخ انتشار : 1 شهریور 1389 0:0
تعداد مشاهدات : 119

زنان ديروز و امروز

عبدالرحیم اباذری
عبدالرحیم اباذری جايگاه زن و دختران در دوران رژيم ستم شاهى،بيشتر در سوء استفاده‏هاى اخلاقى، جنسى و تجارى ظهور و بروز داشت. سوء استفاده ابزارى و بهره كشى‏هاى غير انسانى از زنان و دختران، مانند استفاده «مانكن» گونه از آنان براى عرضه لباس‏ها، چاپ تصاوير عريان از زنان بر روى اجناس و بسته بندى‏هاى تجارى و بر روى آگهى‏هاى تبليغاتى مجلات و روزنامه‏ها، بازى در فيلم‏هاى مبتذل سينمايى و تلويزيونى و تعيين زن به عنوان منشى و فروشنده در مراكز تجارى با هدف جذب مشترى و از همه تاسف بارتر، معرفى زنان و دختران به عنوان وسيله‏اى جهت شهوت رانى مردان شهوت پرست، تنها نمونه‏هايى از اين سوء استفاده‏هاى ابزارى هستند كه دست اندركاران رژيم ستم شاهى با الهام از فرهنگ غرب، بر روى تك تك آنها، برنامه ريزى و سرمايه گذارى كرده بودند. سوء استفاده جنسى و نگرش شهوانى به زنان و دختران،در ميان سردمداران و دولت مردان، به يك فرهنگ مقبول تبديل شده بود و به آنان اين گونه تلقين مى‏كردند كه بدين وسيله، مى‏خواهند زنان و دختران را به دروازه‏هاى تمدن طلايى و آزادى و پيشرفت، برسانند. اين فرهنگ مبتذل، از چندين طريق به عنوان يك ارزش و عامل ترقى، بر پيكر جامعه و مغز و استخوان مديران و دولت مردان، تزريق مى‏شد. ميهمانى‏هاى داخلى و شب نشينى‏هاى دولت مردان كه در آخر هر هفته در كاخ‏هاى سعد آباد و نياوران و در جشن‏ها، كاباره‏ها و باشگاه‏هاى افسران در ارتش و در سرتاسر كشور انجام مى‏گرفت، يكى از مهم‏ترين اين روش‏ها بود. در اين مجالس، علاوه بر اين كه از زنان و دختران جوان در جهت تامين غرايز حيوانى بهره بردارى مى‏شد، دولت مردان و مديران، ناچار بودند با زنان و دختران خود در اين محافل حاضر شوند؛ زيرا معمولاً مديريت‏ها و رياست‏ها براى افراد و ارتقاى درجه آنها، در اين گونه مجالس تعيين و پيشنهاد مى‏شد و آنهايى در كسب قدرت و رياست بیشترين شانس را داشتند كه بيش از رقيبان، زنان و دختران خود را در اختيار ديگران قرار بدهند و اين، واقعيت انكار ناپذيرى بود كه در خاطرات آنان نيز آمده است. در ميان زنان، آنهايى جزء مديران موفق و نمونه به شمار مى‏آمدند كه در اين سرى مجالس و محافل، به بهترين وجه، حق مجلس را ادا كنند. در شرح و بسط اين موضوع، همين بس كه الگوى مديران زن در عصر ستم شاهى، اشرف پهلوى، خواهر محمد رضا شاه بود كه در ترويج انواع فساد و فحشا، مشهور بود. راديو، تلويزيون، سينماها، روزنامه‏ها و مجلات، از وسايلى، بودند كه فرهنگ برهنگى و سوء استفاده جنسى از زنان و دختران را بر پيكر جامعه، تزريق مى‏كردند. ساخت فيلم‏هاى فاسد سينمايى با انگيزه بهره كشى جنسى از زنان، چاپ عكس‏هاى عريان و نيمه عريان و تحريك كننده از آنان در مجلات و انتشار رمان‏ها و داستان‏هاى مبتذل جنسى، به صورت شرم آور، در رديف برنامه‏ها و سياست‏هاى اين مراكز و مؤسسات دولتى و فرهنگى بود. اين نگرش حيوانى و پست نسبت به زنان و دختران مظلوم اين مرز و بوم در مجله‏هايى مثل سپيد و سياه، تماشا، جوانان، اطلاعات هفتگى و زن روز آن زمان، به اوج خود رسيده بود و اغلب مطالب آنها بر محور برهنگى زنان و بهره كشى حيوانى و شهوانى از آنان، در اشكال مختلف و در قالب، عكس، سرمقاله، گفت و گو، گزارش، داستان و رمان و غير آن دور مى‏زد. در اين مجلات، كسانى به عنوان «زن و دختر نمونه سال» انتخاب و معرفى مى‏شدند كه بيشتر از همه به اصول و ارزش‏هاى دينى، مذهبى و ملى و ميهنى خود پشت پا بزنند. محيط‏هاى آموزشى از قبيل دبستان،دبيرستان و دانشگاه‏ها نيز دست كمى از جاهاى ديگر نداشتند. خانم هايى كه به عنوان مدير، ناظم، معلم و استاد در اين مراكز حضور داشتند،اغلب به صورت نيمه عريان و گاهى هم عريان در ميان دانش‏آموزان و سر كلاس حاضر مى‏شدند. اين مراكز، به هيچ وجه، محل امنى براى آموزش دختران خانواده‏هاى متدين و مذهبى نبودند و بدين ترتيب، زمينه تعليم و تحصيل و دست يابى به مديريت‏ها و رياست‏ها، فقط براى آن دختران و زنانى مهيا بود كه خودشان را با اين فرهنگ مبتذل، به راحتى تطبيق مى‏دادند و خانواده‏هاى متدين، جرات نمى‏كردند فرزندان دختر خويش را به اين مراكز بسپارند و به همين سبب، اغلب در كنج خانه‏ها از تحصيل علم و خواندن و نوشتن محروم مى‏شدند؛ چنان كه اغلب بى سوادان كشور را در رژيم ستم شاهى، همين زنان و دختران تشكيل مى‏دادند. پس از پيروزى انقلاب و در نظام جمهورى اسلامى ايران، تحول عظيمى در ميان زنان و دختران به وجود آمد و آن نگرش پست حيوانى، به يك باره منسوخ شد و كرامت و ارزش والاى انسانى زن دوباره زنده شد. زن به عنوان عنصرى سرنوشت ساز و موثر، به عرصه‏هاى مختلف، به ويژه عرصه‏هاى مديريتى راه يافت و براى زنان و دختران اين امكان فراهم شد تا جايگاه فردى و اجتماعى خود را بهتر بشناسند و با استفاده از توان و استعداد خود، در صحنه‏هاى اقتصادى، اجتماعى، فرهنگى، علمى، آموزشى، تربيتى و مديريتى،حضورى فعال و مناسب داشته باشند. امروز در عرصه كار و تلاش، نيمى از نيروى كار در ايران را زنان تشكيل مى‏دهند و آنان در رشته‏ها و تخصص هايى مانند پزشكى، دندان پزشكى، پرستارى، مامايى، داروسازى، مهندسى، معلمى و... حضورى فعال دارند. همچنين زنان در حوزه مديريت بخش‏هاى علمى -پژوهشى و در عرصه فعاليت‏هاى سياسى نيز مشاركتى مناسب مقام و جايگاه خود دارند. زنان مسلمان ايران در طول سه دهه گذشته در زير سايه نظام اسلامى توانستند خود را به جايگاه واقعى زن در اسلام نزديك كنند. در اين مدت، ما شاهد رشد و بالندگى و شكوفايى آنان در عرصه‏هاى گوناگون بوديم. حضور 25 نفر از زنان و دختران در مسابقات جهانى زنان مخترع جهان در سئول (كره جنوبى) و كسب 12 مدال طلا، پنج نقره و شش برنز و به دست آوردن رتبه نخست اين مسابقات، تنها يك نمونه از آن همه نوآورى‏ها و شكوفايى‏هاست. جالب اين كه در همه اين عرصه‏ها، زن مسلمان ايرانى علاوه بر آن تخصص علمى، مظهر پاكى و صداقت، سمبل ايمان و استقامت و تجلى عفاف و متانت و الگوى شرف و شهامت براى زنان و دختران دنيا به شمار مى‏آيد و اين در حالى است كه همين زنان و دختران در رژيم گذشته، به عنصرى ابزارى و منفور تبديل شده و در دست مشتى نامرد، اسير و ذليل بودند و هيچ جايگاه و شرافتى نداشتند. راستى آيا تا كنون از خود پرسيده‏ايم كه زنان و دختران ايرانى، ديروز در چه جايگاهى بودند و امروز در كجاى تاريخ قرار دارند؟ *منبع : آيينه‏رشد (فصلنامه مديران)، ش ٢٣ - ٢٤ ، بهار و تابستان ١٣٨٧