Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 150646
تاریخ انتشار : 9 شهریور 1389 0:0
تعداد مشاهدات : 181

آیت الله هاشمی رفسنجانی رئیس مجلس خبرگان رهبری

راهپيمايي روز قدس پايه هاي رژيم نامشروع اسرائيل را مي لرزاند

حمايت مسلمانان نيز راه هاي مختلفي دارد كه يكي از مؤثرترين راه ها، حضور آنان در راهپيمايي روز قدس است. روزي كه با نزديك شدن به آن، تمام پايه هاي رژيم نامشروع اسرائيل مي لرزد كه اگر حضور مردم مسلمان جهان در راهپيمايي آخرين جمعه ماه مبارك رمضان معنادار باشد، تا مدت ها، پس لرزه هاي آن آرامش و آسايش رژيم صهيونيستي و حاميان آن را خواهد گرفت...
رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام تاكيد كرد: نبايد بگذاريم ديوار انزجار از رژيم صهيونيستي در جهان كه با خون زن و مرد و پير و جوان فلسطين در دنيا، مخصوصاً در اروپا ايجاد شده و بالا رفته، با سخنان نسنجيده ما فرو ريزد و جاي آن سيم خاردارهايي در حمايت از اشغالگران بكارند. به گزارش ايلنا ، آيت الله هاشمي رفسنجاني در نوشتاري به مناسبت روز جهاني قدس ديدگاه هاي خود را بيان كرد. متن اين نوشتار در ادامه مي آيد : نامگذاري آخرين جمعه ماه مبارك رمضان به «روز جهاني قدس» يكي از ابتكارات سياسي امام راحل براي مقابله با سياست شوم استكباريون براي به فراموش سپردن مهمترين مسئله دنياي اسلام بود كه با اين ابتكار، هر ساله شاهد جوش و خروش ميليوني مردم براي دفاع از قدس شريف و حمايت از مبارزات مردم سرزمين هاي اشغالي در اقصي نقاط جهان مي باشيم. شكوه و فراگيري راهپيمايي روز قدس در گستره جهان اسلام، در كنار دستاوردهاي بسيار مهم سياسي كه حتي بيشتر سال ها معادلات بين المللي را تحت الشعاع قرار مي دهد، در ابتدايي ترين شكل ممكن دو نتيجه متفاوت براي مردم فلسطين و حاكمان غاصب صهيونيستي دارد. مردم فلسطين با مشاهده صحنه هاي حضور مردم و انتشار اخبار آن در راه مبارزه مظلومانه خود احساس تنهايي نمي كنند و حاكمان غاصب هم نمي توانند با خيال آسوده به جنايات خويش ادامه دهند و اختلافاتي كه هم اكنون در ميان آنها ايجاد شده و هر روز عميق تر مي شود، در وهله اول به خاطر حمايت مسلمانان جهان از آرمان مردم فلسطين است كه بهترين شكل آن در راهپيمايي روز قدس متبلور مي شود. اينجانب كه در آغاز دهه 40 به خاطر تلاش براي تهيه مقاله اي جهت انتشار در نشريه مكتب تشيع در آثار موجود آن روز تحقيق مي كردم، به حسب تصادف و با كمك دوستي به نام «كمره اي» با كتاب «القضيه الفلسطينه» اثر ارزشمند يك نويسنده اردني به نام «اكرم زعيتر» آشنا شدم كه اتفاقاً در آن سال ها سفير كشور متبوغ خويش در ايران بود. بعد از قضاياي 15 خرداد 42، رژيم پهلوي براي در تنگنا قرار دادن امام(ره) قانون منع سربازي طلبه ها را لغو كرد كه من نيز جزو طلبه هاي سرباز شدم كه پس از مدتها از پادگان گريختم و در ايام متواري بودن، اقدام به ترجمه كتاب مذكور كردم كه از همان سال تاكنون بارها و بارها با عنوان «سرگذشت فلسطين» يا «كارنامه سياه استعمار» منتشر شده است. هدف از نگارش اين جملات دو مسئله مهم است: اولاً، بعد از انتشار كتاب امام(ره) آن را مطالعه فرمودند و به علمايي كه آن روز مخالف پرداختن مبارزه به مسئله فلسطين بودند، پيشنهاد مطالعه دادند كه حاصل آن همگاني شدن توجه به جنايات اسرائيل در ايران اسلامي شد كه تا آن روز رژيم پهلوي به خاطر ارتباطاتي كه با رژيم صهيونيستي داشت، سعي در كتمان مسئله فلسطين در ايران داشت. ثانياً، آنچه درباره تاريخ فلسطين و تاريخ جعلي اسرائيل مي دانم، بسيار عميق و سخنانم در اين باره وراي احساساتي است كه ممكن است در هر مسلماني با شنيدن اخبار فلسطين ايجاد شود. پس به عنوان يك كارشناس با سابقه طولاني 50 ساله عرض مي كنم كه خلق، تداوم و آينده اين رژيم مرهون خواسته هاي استكباري چند كشور قدرتمند غربي است كه از همان اول يهوديان را مزاحم برنامه هاي حكومتي خويش مي دانستند. سران اين كشورها در نشست هاي مختلف به اين نتيجه رسيده بودند كه بايد يهوديان را در جايي- و ترجيحاً دور از اروپا- جمع كنند تا هم مزاحمت هاي آنان كم شود و هم در صورت لزوم بتوانند كنترل كنند و نيز از آنها به مثابه پايگاه هاي چندمنظوره در جهت اهداف استعماري استفاده كنند. در مطالعه مكان براي تشكيل يك رژيم جعلي، جايي را بهتر از سرزمين هاي فلسطين نيافتند كه بهترين مصداق براي پايگاه چندمنظوره آنان باشد. مخصوصاً تاريخ كهن فلسطين وارض موعود كه براي متصلّبين و متعصّبين يهودي هم جاذبه دارد. از طرف ديگر با تشكيل اين غده سرطاني در منطقه استراتژيك خاورميانه مهمترين نقطه جهاني از لحاظ تاريخ و تمدن و حتي معادلات سياسي امروزي را كه از آن تعبير به گلوگاه مي كنند، در دست مي گيرند، بر غني ترين سرزمين هاي داراي مواد معدني انرژي زا، آن هم با تراشيدن دشمني از نوع رژيم صهيونيستي مسلط مي شوند، يهوديان هميشه معترض را از جغرافياي غرب دور مي كنند، آسيا و آفريقا را در آينده هاي بسيار دور براي امنيت، محتاج و نيازمند خويش كنند و مهمتر از همه با مشغول كردن دولت هاي اسلامي به مبارزات نيم بند با اسرائيلي هاي اشغالگر، راههاي توسعه و پيشرفت را در همه زمينه هاي علمي، اقتصادي، فني، صنعتي و... بدون يك رقيب قدرتمند حل مي كنند كه مي بينيم همه دنيا در مسائل دانش و تكنولوژي، قافله ها از كاروان غربي ها عقب هستند و اگر كشوري مثل ايران پيدا شود كه مي خواهد با تكيه بر مكتب متعالي اهل بيت كه عصاره اسلام ناب است، به توسعه و پيشرفت برسد، به بهانه هاي مختلف مانع تراشي مي كنند و حتي با استفاده از ظرفيت هاي نظامي كه در اسرائيل ايجاد كردند، قدم به وادي ارعاب و تهديد مي گذارند كه اين روزها به بهترين شكل ممكن شاهد آن هستيم. آنچه تا به حال استكباريون را در عمل به اين اهداف شوم تا حدودي موفق كرده كه شاهد تشكيل يك رژيم غاصب در سرزمين قبله گاه اول مسلمانان جهان هستيم، برنامه بسيار شيطاني آنان در سياست «فرّق تسد» است كه با ايجاد اختلافات موذي بين كشورهاي اسلامي و القاي آن اختلافات به حاكمان اسلامي نمي گذارند جهان اسلام به صورت واحد به اين مسئله توجه نمايد كه در آن صورت به قول امام راحل اگر هر مسلمان فقط يك سطل آب بريزد، اسرائيل را سيل مي برد. اوج اين سياست شوم، پس از پيروزي انقلاب اسلامي در ايران بودكه وقتي ديدند قوي ترين حاكم حامي اسرائيل، يعني رژيم پهلوي سقوط كرده، با همه ظرفيت هاي تبليغاتي خويش به ميدان آمدند كه مهمترين دستاورد اين كار آنان، درگيري دو كشور مهم و مسلمان منطقه و آغاز جنگ تحميلي عراق عليه ايران بود. جنگي خانمان برانداز و فرصت سوز كه حاكمان نابخرد حزب بعث با وقاحت تمام اعلام مي كردند: «خطر ايران براي عرب بيشتر از خطر اسرائيل است!!» حتماً مي دانيد كه در طول جنگ نيز براي دامن زدن به اين تبليغات شوم از هيچ اقدامي پرهيز نكردند كه روشن ترين برنامه آنان در قضيه مك فارلين آشكار شد كه اولاً به همراه هيأت خويش يك صهيونيستي را فرستادند و ثانياً با حك كردن ستاره داوودي روي اقلامي كه متعهد به فروش آنها به ايران شده بودند، مي خواستند تبليغات خويش را با ورود به يك مقوله تازه، وسيع تر نمايند كه الحمدلله با درايت امام(ره) و مسئولان جمهوري اسلامي در اين راه شكست خوردند و اين گونه محموله ها علي رغم نياز جدّي عودت داده شد و به جاي آن محموله هاي غيرآلوده دريافت شد. اما با توجه به دستاوردهاي فراواني كه با اين شيوه به دست آورده اند، پس از جنگ و حتي تاكنون نيز به انحاي مختلف بر طبل اختلاف مي كوبند و متأسفانه مي بينيم كه الان هم بعضي از حاكمان كشورهاي اسلامي منطقه، سخنان صداميان را تكرار مي كنند. نكته بسيار حائز اهميت درباره مسئله فلسطين كه هم از برنامه هاي غرب است و هم از جهالت بعضي از حاكمان اسلامي در طول تاريخ، تكيه بر عربيت به جاي اسلاميت است. دشمنان اسلام خيلي خوب مي دانند كه با عربي جلوه دادن مسئله فلسطين، بسياري از كشورهاي اسلامي غيرعرب، مخصوصاً ايران قدرتمند را از آن مسئله دور مي كنند و در ميان كشورهاي عربي نيز با توجه به ساختار حكومت ها، چنان زمينه هاي تشتت را فراهم كرده اند كه مي بينيم مصر، يكي از مهمترين كشورهاي اسلامي علاوه بر خيانت تاريخي در كمپ ديويد، الان نيز در بستن مرزهايش براي كمك هاي انساني به غزه، با اسرائيل همراه مي شود. الحمدلله با تلاش هاي جمهوري اسلامي، اسلام محور مبارزه عليه رژيم غاصب صهيونيستي در سرزمين هاي اشغالي شد و در سايه اين سياست طي چند سال گذشته شاهد موفقيت هاي بسيار خوب مسلمانان عليه اسرائيل غاصب بوده ايم كه پيروزي حزب الله در لبنان و پيروزي مردم بي پناه غزه بهترين شاهد مدعاست. اما افسوس كه دشمنان اسلام براي اختلاف افكني در صفوف مبارزه عليه اسرائيل پا را از كشورهاي اسلامي فراتر گذاشته اند و وارد سرزمين هاي اشغالي شده اند و مي بينيم كه گروه هاي مبارز فلسطيني به جاي اتحاد عليه اسرائيل، به جان هم افتاده اند و اندك ظرفيت هاي نظامي خويش را صرف برادركشي مي كنند. مطمئناً اگر روند اسلاميت مسئله فلسطين با وحدت همه گروه ها در داخل اين سرزمين اشغال شده ادامه مي يافت، اسرائيل نمي توانست فجيع ترين جنايات ضدبشري را مرتكب شود، هرچند سكوت معنادار مدعيان بين المللي حقوق بشر چراغ سبزي براي تداوم اين اقدامات مسبوعانه است. نكته ديگري كه بايد درباره تاريخ پرفراز و نشيب اشغال فلسطين به آن اشاره شود، اتخاذ يك سياست درست براي مقابله با دشمني تا بن دندان مسلح و داراي حاميان ذي نفوذ در مجامع بين المللي است. نبايد بگذاريم ديوار انزجار از رژيم صهيونيستي در جهان كه با خون زن و مرد و پير و جوان فلسطين در دنيا، مخصوصاً در اروپا ايجاد شده و بالا رفته، با سخنان نسنجيده ما فرو ريزد و جاي آن سيم خاردارهايي در حمايت از اشغالگران بكارند. در دنياي سياست زده امروز كه دشمنان اسلام با استفاده از امكانات وسيع تبليغاتي، حتي واقعيت ها را وارونه جلوه مي دهند، هر سخن تحريك آميز ما را دستاويزي براي مظلوم نمايي ظالم ترين رژيم نيم قرن گذشته تاريخ جهان قرار مي دهند و حركت رو به جلوي مبارزه عليه حكومت اشغالگران را معكوس مي كنند. و آخرين نكته اي كه لازم است در اين مجال و مقال كوتاه به آن اشاره و تأكيد كنم، تداوم مبارزه است. چرا كه رژيم صهيونيستي در تاريخ بيش از 60 سال اشغالگري خويش ثابت كرده كه نه تنها به تعهدات صلح حتي ادعايي خود هيچ پايبند نيست، بلكه به قطعنامه هاي بين المللي نيز توجهي ندارد. تاريخ سراغ ندارد كه اسرائيل حتي براي ظاهرفريبي هم كه شده، به قطعنامه هاي سازمان هاي جهاني، مخصوصاً سازمان ملل متحد كه سياست هايش توسط حاميانش چيده مي شود، عمل نمايد. پس راه مقابله با چنين رژيمي، تداوم مبارزات مردمي است. مبارزاتي كه در داخل، وحدت همه گروه هاي فلسطيني را بدون تكيه بر حس ناسيوناليستي عربي و با محوريت اسلام مي طلبد و در خارج از سرزمين هاي اشغالي هم به كمك هاي مادي و معنوي حكومت هاي اسلامي و حمايت هاي مسلمانان نيازمند است. حمايت مسلمانان نيز راه هاي مختلفي دارد كه يكي از مؤثرترين راه ها، حضور آنان در راهپيمايي روز قدس است. روزي كه با نزديك شدن به آن، تمام پايه هاي رژيم نامشروع اسرائيل مي لرزد كه اگر حضور مردم مسلمان جهان در راهپيمايي آخرين جمعه ماه مبارك رمضان معنادار باشد، تا مدت ها، پس لرزه هاي آن آرامش و آسايش رژيم صهيونيستي و حاميان آن را خواهد گرفت. اينجاست كه به عظمت ابتكار امام(ره) در نامگذاري روز جهاني قدس پي مي بريم، ابتكاري كه 20 سال پس از رحلت مبتكر و مطمئناً تا هميشه و انشاءالله تا سقوط رژيم غاصب و احقاق حقوق مردم فلسطين، مخصوصاً بازگشت 5 ميليون آواره فلسطيني ادامه خواهد داشت.