Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 150759
تاریخ انتشار : 14 شهریور 1389 0:0
تعداد بازدید : 186

انقلابي براي بيشتر دانستن

محمد صادق دهنادي بررسي كتاب و كتابخواني قبل و بعد از انقلاب اسلامي محمد صادق دهنادي شايد در كتاب هاي تاريخي خوانده باشيم كه از وصاياي شاه بي كفايت قاجار به خلف بي كفايت تر خود آمده كه: «براي آن كه راحت حكومت كني؛ سعي كن كه ملت گرسنه و بي سواد بمانند.» آري، اين طريقت طاغوت براي استيلا بر عقل ها، ثروت ها و آزادي هاي جوامع برخلا ف آموزه اي است كه از ديرباز در كلام خداوند بزرگ نيز چنين بازتاب يافته است: «خداوند سرپرست كساني است كه ايمان آورده اند، آن ها را از تاريكي ها( جهل و ناداني) به سوي روشنايي(دانايي) بيرون مي آورد و زورگويان سرپرست انسان هاي كافرند كه آنها را از روشنايي به تاريكي(جهل و ناداني ) فرو مي برند....» شايد به همين دليل باشد كه يكي از مقياس هاي درست و نادرست بودن حوادث را بايد در تاثير آنها در آگاهي و ناآگاهي جامعه تحت تاثير آن جستجو نمود. امروزه كتابخواني و گرايش جوامع به مطالعه به يكي از مقياس هاي ميل اجتماعات انساني به توسعه و پيشرفت و در نهايت رشد آگاهي ها تلقي مي شود. در اين زمينه بررسي توصيفي و تحليل محتوايي آنچه به عنوان كارنامه نشر در 30 ساله زرين انقلاب روي داده خالي از لطف نيست. 1- آگاهي، عنصر نخستين انقلاب اسلامي پيش از بررسي وضعيت عوامل سخت افزاري و كميتي نشر كتاب، پس از انقلاب اسلامي ضرورت دارد به مهم ترين پيش نياز توسعه كتابخواني يعني عنصر سواد اشاره اي داشته باشيم. باسوادي از طرفي عامل مهم آگاهي و نياز به كتاب است و توسعه آن باعث رشد نياز و در نتيجه بالا رفتن نشر كتاب و ساير مطبوعات مي شود و از سوي ديگر بالارفتن سطح سواد باعث عمومي شدن گفتمان فرهيختگان و به وجود امكان رشد نبوغ و احتمال پرورش نخبگان و نويسندگان خواهد شد. آمار نشان مي دهد كه فقط 45 درصد مردم پيش از انقلا ب اسلامي باسواد بودند و در نتيجه طبيعي است ميزان مطالعه در حد پاييني قرار داشته باشد و توليد و نشر كتاب نيز بسيار محدود باشد. براساس آمار در آموزش و پرورش قبل از انقلاب اسلامي بيش از 50 درصد كودكان واجب التعليم، به دلايل مختلف و عمدتا اقتصادي در مدارس ثبت نام نمي شدند و بيش از 75 درصد از ادامه تحصيل باز مي ماندند اين در حالي است كه هم اكنون نزديك به 99 درصد از كودكان ثبت نام مي شوند و امروزه نزديك به 90 درصد جمعيت كشور از نعمت سواد بهره مندند. در حوزه تحصيلات عالي آخرين آمار دانشجويان قبل از انقلاب 170 هزار نفر كه حدود 51 صدم درصد جمعيت كشور در آن زمان را تشكيل مي دهد. اين در حالي است كه براساس آمار هم اكنون اين تعداد به 5/3 ميليون نفر يعني 5 درصد كل جمعيت كشور افزايش يافته است. به لحاظ كيفي نيز تشكيل دوره هاي عالي كارشناسي ارشد و دكترا و همچنين تحصيل زنان در آموزش عالي كشور به طور كلي با زمان قبل از انقلاب به نسبت هاي جمعيتي و زماني خود قابل مقايسه نيست رشد چند هزار درصدي را تجربه كرده است. اين آمار خود گوياي به وجود آمدن بازار و ميل و انگيزه هاي بسيار براي صنعت نشر و كتاب مي باشد. 2- كميت هاي كلي و موضوعي توسعه كتاب در جمهوري اسلامي يكي از مسائلي كه در كشور ما بر تيراژ، نوع كتاب و... بي تاثير نبوده انقلاب اسلامي و بعد ازآن جنگ تحميلي است. اگر به آمارهاي قبل از پيروزي انقلاب اسلامي توجه كنيم براساس اطلاعات موجود در سال 1320، تعداد 328 عنوان كتاب در ايران منتشر شده است. اين رقم تا سال 1342 تا 800 عنوان در نوسان بوده است. سال 1343نيز، 1 هزار و 48 عنوان كتاب منتشر شده است. اگر بخواهيم متوسطي از اين آمار ارائه دهيم بايد گفت در فاصله بين سال هاي 1343 تا 1357 متوسط توليد كتاب 2 هزار و 500 عنوان كتاب در سال بوده است. گرچه پس از پيروزي انقلاب به دليل مصائب جنگ تا سال 1361 تعداد عناوين كتب پيشرفت چنداني نداشت اما از سال 1362تا 1364 شاهد افزايش متوسط توليد كتاب تا 6 هزار عنوان هستيم. در نهايت با توجه به آمارهاي موجود خانه كتاب جمهوري اسلامي ايران در سال 84 شاهد چاپ 51 هزار و 510 عنوان كتاب بوديم كه البته رشد قابل توجهي داشته است. اين آمار در سال 1385 تعداد عناوين كتاب هاي منتشر شده 53 هزار و452 و در سال 1386 اين رقم به 55 هزارو 848 عنوان رسيد. بديهي است كه چاپ اين تعداد از عناوين كتب نشانگر توسعه بيش از پيش تعداد انتشارات، تعداد نويسندگان، فروشگاه هاي كتاب و كتابخانه ها نيز مي شود. علاوه بر اين كه نهادهايي چون وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، سازمان تبليغات اسلامي، سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران و... با طبع متعدد كتب و پخش رايگان و كم هزينه آن گام هاي خوبي را براي توسعه فرهنگ كتابخواني برمي دارند. گرچه در اين مجال منكر معضلات و مشكلات فراوان پيش روي موضوع كتابخواني در بين صنعت نشر كشور نيستيم، اما بر آنيم كه فعاليت هاي صورت گرفته نسبت به امكانات موجود، مشكلات و معضلات دائمي ايران پس از انقلاب در مقايسه با قبل آن، جرياني فوق العاده و پيشرفتي شگرف است. 3- جريان شناسي موضوعي انتشار كتاب بررسي محتوايي كتب منتشر شده در دوران پس از پيروزي انقلاب نيز موضوعي مهم تلقي مي گردد. زيرا توسعه كمي نشركتب غير درسي، همزمان به دگرگوني هاي محتوايي فراواني در عرصه كتاب و كتابخواني منجر شده است. آثار متعدد داستاني كه در نيمه دوم دهه سوم انقلاب روييده اند حتي قلمرو مرزها را درنورديده و در آن سوي مرزها ترجمه و منتشر شده اند. مثلا اسدالله شعباني، نويسنده معتقد است كه رشد ادبيات كودك و نوجوان در دوران پس از انقلاب بيش تر و پررنگ تر از ساير گروه هاي كتاب است و اصطلاحا يك رشد انفجاري داشته است و به بيان جواد محقق عضو انجمن قلم ايران، انقلاب در پيكره سانتي مانتال ادبيات كودك، روح شجاعت دميد. در سايه همين تحول كمي و كيفي است كه مي توان پيشاپيش درباره به وجود آمدن نسلي شجاع، جستجو گر و فعال در دل اجتماع پس از انقلاب اسلامي فكر نمود. در سال هاي پس از انقلاب اسلامي به لحاظ محتوا و كيفي ماهيت كتب مورد مطالعه ارتقا و تحول يافته است. گرچه قضاوت و دسته بندي دقيق درباره جريان هاي قالب كتاب در دهه قبلي نيازمند دقتي تخصصي و مستند است اما روند اين تحولاتبر اساس آمار و اطلاعات موجود در سه دهه به شكل ذيل مي توان توصيف نمود: الف) دهه آغازين انقلاب (از سال 1357 تا 1367) با برداشته شدن سانسور هاي رژيم گذشته و همچنين نياز به تبيين ديدگاه هاي سياسي و اجتماعي و اقتصادي و فرهنگي اسلام به عنوان هدف حكومت جديد مي توان انتظار داشت كه اولين حركت جريان كتاب در عصر آزادي هاي ناشي از انقلاب توجه به انتشار كتب متعدد با محتواي اسلا مي و انقلا بي باشد. روند تند تحولات پس از انقلاب اسلامي جنگ را پيش روي قرار مي دهد كه خود تاثيري شگرف در موضوعات مرتبط با بحث كتاب دارد. مباحث عمدتا تئوريك آغاز انقلاب جاي خود را به ادبيات جنگ و مباحث عملي و عقيدتي متناسب با آن مي دهد. در اين دوران همچنين گروه هاي سياسي منحرف كه داراي پياده نظام فرهنگي نيز بوده اند،كم كم روياروي نظام قرار گرفته كه همچون جبهه سياسي شان، پياده نظام فرهنگي شان نيز دچار انزوا و بحران مقبوليت مي گردد. ب) دهه دوم انقلاب (از 1367 تا 1377) آغاز دهه دوم انقلاب همزمان با پايان جنگ و نمود تلخكامي هاي ناشي ازآن است. تلخكامي هايي كه اوج آن رحلت امام امت است و دغدغه اصلي آن فراموشي ارزش هاي نخستين انقلاب اسلامي. آغاز اين دهه به حق آغاز استيلاي داستان و رمان در صحنه كتاب است. در اين ميان هم كتاب هاي مرتبط با دفاع مقدس پيشرفت كمي وكيفي بسياري دارند همچنين رمان هاي عامه پسند به نحو بسياري براي نخستين بار پس از انقلاب رويش مي نمايد. پايان اين دهه مقارن با تحولات شگرف سياسي و اجتماعي است و جريان كتاب آبستن يك رشد كمي و تحول كيفي. ترجمه آثار مهم سياسي، فلسفي و انديشه اي در اواسط دهه دوم انقلاب اسلامي، تحول سياسي منبعث از دوم خرداد 76 و سياستگزاري هاي انجام شده قبل و بعد آن زنجيره اي است كه گرايش عمده به كتاب هاي اين دوره را به وجود مي آورد. بازار كتاب در پايان اين دوره،مكاني جذاب، پرهيجان و سرشار از اتفاقات مهم است. ج) دهه سوم انقلاب (از 1377 تا 1387) دهه سوم انقلاب بازار كتاب پر شور آغاز شده و مردم علاقه بسيار شديدي به موضوعات سياسي اجتماعي دارند. در اواسط اين دهه با فروكش كردن التهابات سياسي، وضعيت موضوعي كتاب به حالت قبل باز مي گردد، بدين معنا كه قالب هاي مهم و مسلط بازار نشر باز داستاني است. تفاوت اين دوره با اواسط دهه دوم انقلاب، كيفيت قابل دفاع توليدات فرهنگي هنري است. در واقع اگر در دوره هاي پيش ترجمه و گرته برداري و بازنويسي به عنوان قالب رايج كتاب هاي موجود در بازار كتاب تلقي مي شود اين دوران سرشار از تجلي نبوغ سرشار نويسندگان عمدتا جوان ايراني است. به بيان عبدالعلي دستغيب، منتقد باسابقه ادبيات اين تحول پس از ظهور نويسندگاني چون آل احمد، بزرگ علوي، هدايت و دولت آبادي اتفاقي شگرف و اميدواركننده است. آثار متعدد داستاني كه در نيمه دوم دهه سوم انقلاب روئيده اند حتي قلمرو مرزها را درنورديده و در آن سوي مرزها ترجمه و منتشر شده اند. در زمينه تصويرسازي و انتشارات ادبيات كودك نيز، اين پيشرفت ها به دستيابي نويسندگان و تصويرسازان كتاب كودك در جشنواره هاي جهاني منجر شده است. به گفته دكتر فريده خلعت بري، برخي از اين كتب به صورت كتاب درسي و كمك درسي در كشورهاي مختلف به ويژه در ناحيه شرق آسيا منتشر شده اند. ايران در اين سال ها در روند توليد كتب و مقاله در زمينه هاي علمي و پژوهشي نيز يكه تاز خاورميانه و جزو پيشتازان عرصه هاي بين المللي به شمار مي رود. تحولي محتوايي كه در سال هاي پس از پيروزي انقلاب اسلامي در كتاب هاي داستاني و غيرداستاني رخ داده البته تنها منحصر به عرصه هاي تخصصي نيست. براي توصيف اين شرايط شايد تعبير رضا اميرخاني، نويسنده شايسته تر باشد كه مي گويد: «به دليل شكست و بي آبرويي گفتمان كمونيسم و ليبراليسم در دهه هاي اخير ايران،به قاطعيت مي توان ادعا نمود، تنها گفتمان پويا و زنده ادبيات امروز، ادبيات انقلاب اسلامي است.» *منبع : www.jamejamonline.ir (ویژه نامۀ سی بهار) دوشنبه 21 بهمن 1387