Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 150769
تاریخ انتشار : 14 شهریور 1389 0:0
تعداد بازدید : 149

مبارزه جهاني با رژيم اشغالگر قدس

حسين منصوري پيرامون تاثيرات جهاني انقلاب اسلامي حسين منصوري پيروزي انقلاب اسلامي ملت ايران به رهبري امام خميني، يکي از مهمترين تحولات جهاني و منطقه در قرن بيستم به حساب مي آيد. ماهيت ايدئولوژيک و هويت اسلامي انقلاب ايران باعث شد تا نظام برگرفته از آن داراي ويژگي هاي خاص و منحصر به فردي باشد که در ابعاد بين المللي، از ديگر انقلابها و نظامهاي سياسي جهان متمايز و تاثيرگذاري آن نيز بر ديگر ملل جهان بويژه مردم مسلمان منطقه از يک سو و نيز بر سياستهاي نظام سلطه جهاني از سوي ديگر، کاملاً چشمگير باشد. پس از پيروزي انقلاب مردم كشورهاي اسلامي بويژه در خاورميانه تحت تاثير اين انقلاب و افكار و انديشه هاي بنيانگذار آن قرار گرفتند. امام خميني (ره) در راستاي تبيين ايده صدور انقلاب، جهت گيري مشخصي را براي انقلاب تبيين نمودند كه يكي از مهمترين شاخصه هاي آن «مبارزه با صهيونيسم جهاني و رژيم اشغالگر قدس» بود. ايران كه پيش از انقلاب اسلامي يكي از كشورهاي حافظ منافع رژيم صهيونيستي بود پس از پيروزي انقلاب، كانون مبارزه با آن رژيم گرديد و اين كشور قلب تپنده مقاومت اسلامي عليه اشغالگران فلسطين شد و پرچم مبارزه اي كه سران كشورهاي عربي با امضاي پيمان كمپ ديويد به زمين گذارده بودند، امام با ابهت و شهامت تمام به دست گرفتند و به مبارزات ملت فلسطين هويت اسلامي بخشيدند(1). وقوع انقلاب اسلامى در سال 57 و جهت‏گيرى ضد صهيونيستي اش پديده‏اى غيرمنتظره و نگران كننده براى اسرائيل بود. ايران در زمان شاه، بازار واردات انبوه كالاها و محصولات اسرائيلى بود كه رونقى به اقتصاد اسرائيل مى‏بخشيد و از آن سو با صادرات نفت ‏به آن جان مى‏داد و نفت ايران تبديل به گلوله و سلاح مى‏شد و بر سينه فلسطينيان مى‏نشست. ايران تبديل به پايگاهى براى اسرائيل شده بود و همين امر از دلايل دشمنى متقابل اسرائيل با انقلاب اسلامى ايران بود. امام خمينى(ره) مى فرمايند: «يكى از جهاتى كه ما را در مقابل شاه قرار داده است كمك او به اسرائيل است. من هميشه در مطالبم گفته‏ام كه شاه از همان اول كه اسرائيل به وجود آمد با او همكارى كرده و وقتى كه جنگ بين اسرائيل و مسلمانان به اوج خود رسيده بود، شاه همچنان نفت مسلمين را غصب كرده و به اسرائيل مى‏داد و اين امر خود از عوامل مخالفت من با شاه بوده است»(2). با وقوع انقلاب اسلامى همه اين روابط گسسته شد و سفارت اسرائيل در تهران تبديل به سفارت فلسطين گرديد. امام اسرائيل را ساخته و پرداخته قدرتهاي بزرگ دانسته و معتقد بود اين رژيم پايگاه نظام استکبار است که در مرکز جهان اسلام احداث شده تا در خدمت تمامي طرح هاي مستکبران در چيره شدن بر کشورها و امت اسلام به کار گرفته شود. امام اسرائيل را غده سرطاني ناميد و طبيعي است که غده سرطاني خود و بدن را فاسد مي کند و به نقطه معيني محدود نمي شود بلکه تا آنجايي که مي تواند پيشروي مي کند. امام معتقد بود که آرزوها و طمع کاريهاي اسرائيل فراتر از نيل به فرات است و اين توسعه طلبيهاي اسرائيل همگام با قدرت طلبي، کنترل بر منطقه و غلبه بر آن بيشتر و بيشتر مي گردد. به همين جهت است که امام خطر اسرائيل را به ثروتهاي طبيعي و سرزمين محدود ندانسته و معتقد بودند اسرائيل تمامي ارزشهاي انساني، ديني و فرهنگي تمدن اسلامي را نيز تهديد مي کند. بر اساس همين ديدگاه است که امام شيوه عملکرد با اسرائيل را مشخص کرده و مي فرمايد: «اسرائيل بايد از صحنه روزگار محو شود»(3). از ديدگاه امام مسئله قدس تنها به فلسطينيان و اعراب محدود نمي شود بلکه مسئله تمامي امت اسلامي است، مسئوليت ملتها، دولتها و ديگر طبقات جوامع اسلامي است و به همين دليل است که بزرگترين روز را در بزرگترين ماه يعني آخرين جمعه ماه مبارک رمضان را براي آن انتخاب کرده و آن را روز جهاني قدس ناميده و فرموده: «اين روز، روز فلسطين و روز اسلام است»(4). شهيد دکتر فتحي شقاقي؛ دبير کل جهاد اسلامي فلسطين، در خصوص تاثير انقلاب ايران و بويژه نقش هدايتگرايانه امام خميني (ره) در بيداري ملت فلسطين چنين گفته است: «هيچ چيز به اندازه امام خميني (ره) نتوانست ملت فلسطين را به هيجان آورد و احساسات آنها را برانگيزد و اميد را در دلهايشان زنده کند. با پيروزي انقلاب اسلامي، ما به خود آمديم و دريافتيم که آمريکا و اسرائيل نيز قابل شکست هستند. ما فهميديم که با الهام از دين اسلام مي توانيم معجزه بسازيم و از اين رو، ملت مجاهدمان در فلسطين، انقلاب اسلامي و جمهوري اسلامي را به ديده تقدير مي نگرد و امام خميني (ره) را از رهبران جاويد تاريخ اسلام مي داند»(5). امام خمينى همواره بازگشت‏ به اسلام و متحد شدن را شرط نجات فلسطين و جلوگيرى از اميال توسعه طلبانه صهيونيسم دانسته‏ و همواره با تاكيد بر اينكه مسئله اصلى اسرائيل نابود كردن اسلام است، خواستار كنار گذاشتن اختلافات از جمله اختلافات مذهبى بود. اگرچه اكثريت اعراب و مسلمانان ساكن فلسطين، پيروان مذاهب اهل سنت‏ بودند اما امام خمينى (ره) به عنوان يك فقيه و مرجع شيعه از هيچ گونه حمايتى نسبت ‏به آنان فروگذار نمى‏كرد. ايشان مسئله فلسطين را نه در چارچوب‏هاى تنگ دعواى شيعه و سنى كه مربوط به كيان اسلام مى‏دانست و به همين رو، پيوسته شيعيان لبنان را در كمك به فلسطين تشويق مى‏نمود. انديشه هاي امام خميني درباره مبارزه با رژيم نامشروع اسرائيل، به قدري در تقويت روحيه مبارزان فلسطيني تاثيرگذار بوده که رهبران رژيم صهيونيستي نيز پس از شكل گيري انتفاضه فلسطين به تاثيرپذيري فلسطينيان از انقلاب اسلامي ايران اعتراف كرده اند. در اين خصوص هرتزوك رئيس جمهور وقت رژيم صهيونيستي طي نامه اي كه در روزنامه نيويورك تايمز به چاپ رسيد، نوشته بود: «تظاهر كنندگان فلسطيني مناطق اشغالي از طرفداران تفكر خميني مي باشند و هيچ ارتباطي به سازمان آزادي بخش فلسطين (ساف) ندارند. اين جوانان مي خواهند خيابانهاي اسرائيل را به خيابانهاي تهران و بيروت تبديل كنند. اگر تظاهرات فلسطينيان با همان تفكرات قبلي بود، خطري در بر نداشت و علت شدت رژيم اسرائيل در مقابل آنها اين است كه قيام، تغيير ايدئولوژي داده و الهام بخش آن اسلام است»(6). پي نوشتها در دفتر روزنامه موجود است. * منبع: روزنامه رسالت، يكشنبه 14 شهريور 1389