Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 151041
تاریخ انتشار : 23 شهریور 1389 0:0
تعداد مشاهدات : 230

نامه انتقادي خواهر زن توني بلر به نخست وزير اسبق انگليس

شور و حال مردم ايران در روز جهاني قدس وصف انگیز است

لارن بوث خبرنگار انگليسي و از فعالان مدني مدافع حقوق بشر پس از شركت در راهپيمايي روز جهاني قدس در تهران در نامه اي سرگشاده به توني بلر به انتقاد از حمايت هاي وي از رژيم صهيونيستي پرداخته و بخشي از ظلم و ستم روا شده عليه مردم فلسطين را به وي يادآور شده است... لندن - لارن بوث خبرنگار انگليسي و از فعالان مدني مدافع حقوق بشر پس از شركت در راهپيمايي روز جهاني قدس در تهران در نامه اي سرگشاده به توني بلر به انتقاد از حمايت هاي وي از رژيم صهيونيستي پرداخته و بخشي از ظلم و ستم روا شده عليه مردم فلسطين را به وي يادآور شده است. به گزارش ايرنا، لارن بوث كه خواهر شري بلر همسر نخست وزير اسبق انگليس است در اين نامه همچنين بخش هايي از شور و حال مردم مسلمان ايران را در روز جهاني قدس توصيف كرده است. اين نامه سرگشاده هفته گذشته و همزمان با اعتراضات گسترده گروه ها و تشكل هاي ضد جنگ در انگليس و ايرلند نسبت به انتشار كتاب خاطرات توني بلر به نام يك سفر نگاشته شده است. خانم بوث از جمله خبرنگاران انگليسي است كه برنامه اي به نام به ياد فلسطين را در شبكه تلويزيوني پرس تي وي اجرا مي كند كه در آن مسائل مربوط به مردم مظلوم فلسطين مورد بحث و بررسي قرار مي گيرد. حضور خانم بوث در شبكه پرس تي وي همواره با چالش هايي همراه بوده و محافل نزديك به لابي هاي صهيونيستي و برخي رسانه هاي دست راستي انگليس به بهانه هاي مختلف به انتقاد از وي مي پردازند. نامه اخير وي به توني بلر نيز كه بصورت سرگشاده ارسال شده بود، از سوي رسانه هاي انگليسي بايكوت شد و هيچ يك از اين رسانه ها اين نامه را بازتاب ندادند. متن كامل اين نامه به شرح زير است: توني عزيز؛ از اينكه كتاب خاطرات سياسي تو بلافاصله به پرفروش ترين كتاب تبديل شد به تو تبريك مي گويم. من در ايران هستم و تنها نسخه اين كتاب در ايران هم متعلق به من است. مي توانم به تو بگويم كه اين كتاب و بخش مربوط به سلاح هاي كشتار جمعي آن بسيار جالب است. خوب است از رندوم هاوس بخواهي كه كتاب يك سفر را هر چه سريع تر به فارسي و عربي ترجمه كند چرا كه اين كتاب در اين بخش از جهان بلافاصله به فروش خواهد رفت. توني، ديروز به تظاهرات روز قدس در تهران رفتم. احتمالا در مورد آن شنيده اي . در اين تظاهرات ايرانيان گرد هم مي آيند تا عليه اشغال غير قانوني فلسطين و شهرمقدس بيت المقدس به وسيله اسراييل اعتراض كنند. با كنايه از تو مي پرسم كه در مورد روز قدس شنيده اي يا نه ، چون مي دانم كه شنيده اي. اين بدترين كابوس توست، نه ؟ از همه چيز كه بگذريم، تهران جايي است كه سياست و اسلام به هم مي پيوندند. شخصا هيچ وقت نفهميدم چرا بايد از اين اسلام سياسي بترسم. فكر مي كنم به جاي نگه داشتن مذهبيون (غربي) در ناداني، خوب است كه آنها را در مورد حوادث جهاني آموزش دهيم. منظورم كساني مثل مسيحيان صهيونيست ميدوِست در آمريكاست كه نمي توانند شهر خودشان را روي نقشه ايالت پيدا كنند و با آنكه نمي دانند اسلام چيست، مطمئن هستند كه از آن متنفرند. ديروز در ميان بيش از يك ميليون نفر ايراني مسلماني ايستاده بودم كه يك صدا فرياد مي زدند مرگ بر اسراييل و مرگ بر آمريكا. مردان، زنان و كودكاني كه اطراف من بودند روز را بدون خوردن آب و غذا گذرانده بودند (توني، به اين ايام مي گويند ماه رمضان و در آن روزه مي گيرند). آنان چنان با گرسنگي و تشنگي در آن گرماي شديد روبرو مي شدند كه انگار هيچ خبري نيست. مردم جهان اسلام مي توانند در برابر محروميت ها بايستند. اينجا در ايران مردم از اينكه رنج بكشند تا همبستگي خود با مردم فلسطين را ابراز كنند، احساس غرور مي كنند. ابراز همبستگي آنها شبيه ابراز همبستگي تو با آمريكاست ، فقط تفاوت آن در اينست كه آنها اين كار را بدون استفاده از سلاح هاي شيميايي غير قانوني و گرفتن جان ميليون ها غير نظامي انجام مي دهند. برخي مادران در تظاهرات نه به خاطر نفرت از غرب ، بلكه به خاطر همدلي با مادران رفح، خان يونس، نابلس و جنين گريه مي كردند. نام اين محل ها را مي شناسي؟ كاملا مشخص است كه به عنوان يكي از عوامل صلح در خاورميانه با اين نام ها آشنايي داري. در سال هاي اخير اسراييل در همه اين شهرها كودكان را قتل عام كرده است. اين را نمي دانستي؟ اين روزها وقتي فرياد الله و اكبر و اسرائيل نابود باد در خيابان هاي لندن طنين انداز مي شود، مسيحيان و يهوديان هم به غريو فريادهاي اسرائيل نابود باد مي پيوندند و شانه به شانه مسلمانان سياسي اي كه مي گويي اين همه از آنها مي ترسي ، تظاهرات مي كنند. شايد فكر مي كني كه در ايران، مخصوصا در روز قدس، در خطر هستم. خوب توني، يك بار ديگر يك دروغ بزرگ را به خورد تو داده اند، دروغي كه مي گويد وقتي مسلمانان به صورت گروهي و همگاني نظري ابراز مي كنند، هميشه تحريكي براي نفرت از ما بي دينان در آن وجود دارد. طوري رفتار مي شود كه گويي تظاهراتي مختلفي كه به وسيله جوامع اسلامي بر پا مي شود، از نوع يك بد انديشي ديرپا به جنگ هاي صليبي است. توني، شايد آنها بايد بيش از آنچه الان هستند از دست ما عصباني باشند، چرا كه پي نوشت هاي پر فروش ترين كتاب تو كاملا موضع تو به عنوان يك صليبي مدرن را آشكار كرده اند. از نظر تو مناقشه ميان فلسطين و اسراييل كاملا مذهبي است و اصلا ربطي به پاكسازي قومي اعراب و تحقير كساني كه در زير چكمه اشغالگران اسراييلي هستند ندارد. گفته اي كه اعراب هميشه يهوديان را دشمنان خود مي دانستند. توني، تو را به خدا ، تاريخ خودت را بنويس و اگر مي خواهي كه يك بنياد عقيدتي را اداره كني، فكر نمي كني بهتر باشد يك كتاب اسلام به زبان ساده را بخواني؟ آيا دوست هايت در تل آويو فراموش كرده اند كه به تو بگويند در تاريخ فلسطين چگونه هزاران يهودي تا پيش از 1948 به خوبي در كنار همسايگان عربشان زندگي مي كردند؟ واقعا نمي داني كه حتي امروز ده ها هزار يهودي با رضايت در ايران زندگي مي كنند؟ من با خانواده هاي مسلماني نشسته ام كه فرزندانشان به وسيله بمب هاي فسفري اسراييل و آمريكا دچار سوختگي شده اند. كساني كه هنوز از گرسنگي حاصل از محاصره غزه رنج مي برند. كساني كه از همان روزهاي اول تحريم عليه ايران تاكنون با كوپن ارزاق ، زندگي كرده اند. هر مسلماني در اين خانواده هاي رنج ديده يك پيام دارد: « ما از هيچ كس به دليل نژاد يا مذهب او متنفر نيستيم. ما نمي توانيم از يهوديان متنفر باشيم. اين كار عليه آموزه هاي قرآن است. نام يهوديان در كتاب مقدس ما آمده است». اما توني، اجازه بده چيزي از تو بپرسم. چرا هر فردي، مسلمان يا غير مسلمان، بايد دائما تهديدات پيوسته تو و اربابان تو در تل آويو و واشنگتن را تحمل كند؟ مي تواني درك كني زندگي در غزه چه حسي دارد؟ تحت محاصره، زير بمباران سلاح هاي شيميايي، مدرسه بچه هايت به وسيله موشك هاي اسراييلي با خاك يكسان شده، بيمارستان هاي تو به توپ بسته شده، برق قطع است و آب قابل آشاميدن نيست. توني، من واقعا فكر مي كنم تو يك شخص با احساس هستي. من واقعا فكر مي كنم تو رنجي كه ميليون ها نفر در خاورميانه به دليل پشتيباني مستقيم تو از اسراييل مي كشند را حس مي كني. اما اين حس را به خاطر مسايل مهمتري به كناري مي نهي. تو فكر مي كني آنها شايسته رنج كشيدنند، نه؟ در كتابت گفته اي كه به خوبي مي داني در سال 2006 چند خانه در بيروت ويران شدند و چند غير نظامي جان خود را از دست دادند. با وجود اين خشم لبناني ها در مورد اشغال مزارع شبعا را بي مورد و مزارع شبعا را زميني كوچك ناميده اي. تو نمي تواني اين واقعيت را به عنوان بخشي از فشار پيوسته همسايگان متجاوز تا بن دندان مسلح اسراييلي بر جامعه لبنان ببيني. از نظر تو به اسراييل حمله مي شود و اسراييل هم پاسخ مي دهد. از نظر تو اسراييل كاملا آرام است و در بحبوحه اين قتل عام ها كاملا با همسايگانش مهربان است. در سال 2006 زماني كه رهبران جهان از اسراييل خواستند تا بلافاصله بمباران شهرهاي لبنان را متوقف كند، تو ساكت بودي. در كتابت گفته اي اگر اسراييل را محكوم كرده بودم، كارم بي صداقتي بود. من با اين كار به جهان بيني خودم آسيب مي رساندم. جهان بيني تو اين است كه مسلمانان بدتر، ديوانه تر و خطرناك تر از آنند كه بتوان آنها را شناخت. شناخت بايد حبس شود. توني، مردم خاورميانه بايد فصل آخر كتاب تو را بخوانند. آفرين! اين اولويت ما و آنها - دوستان تو در واشنگتن و تل آويو- را به خوبي نشان مي دهد. درفصل آخر گفته اي ما به يك ضد حمله مذهبي عليه اسلام احتياج داريم و منظور تو از اسلام تظاهرات قدس، انتفاضه فلسطيني ( كه بر اساس جنبش ضد آپارتايد، و نه حماقت مذهبي، شكل گرفته ) است. از نظر تو زماني كه هواپيما هاي اف 16خانه ها و اردوگاه هاي آوارگان را بمباران مي كنند، هر عربي كه دستانش را به هوا نبرد و آواز همه مردم را تصور كن... را نخواند، بايد رو در روي او ايستاد. زماني كه گفتي بايد تندروي را كنترل و متوقف كرد منظورت اين بود كه تو و ساير رهبران جهان كه به لحاظ اخلاقي ورشكسته و مملو از ناپاكي ها هستيد مي خواهيد بر همبستگي روز افزون در امت اسلامي مسلط شويد و به دنبال جذب همه فعالان در خيابان هاي پاريس، لندن، برادفورد و رم هستيد. نوشته اي نه تنها بايد تندروي را شكست داد، بلكه همچنين بايد به روايت هاي آنها هم حمله كرد . ايران قطعا جايي است كه سنت اسلامي با كنش سياسي در هم آميخته است. مردم ايران كاملا از تاريخ اين منطقه، جفاهايي كه اسراييلي ها عليه فلسطين مرتكب شده اند، و دسايس آمريكا و انگليس براي منزوي كردن آنها آگاهند. در برخوردهايي كه با مردم داشتم، همه چيز خوب و مرتب بود. البته توصيه نمي كنم بخواهي براي تور كتاب اين طرف ها بيايي...