Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 151574
تاریخ انتشار : 26 مهر 1389 0:0
تعداد مشاهدات : 249

رهبری مصداق بارز ترك هوی و هوس است

گفت و گو با آیت الله محمد یزدی
اشاره: آیت الله محمد یزدی، رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم،  می گوید، «من از روزی كه آیت الله خامنه ای، امام جماعت یكی از مساجد شهر مشهد بود تا الآن كه ولی امر مسلمین می باشد، آشنا هستم و اولین كسی بودم كه به صورت رسمی و از رسانه های عمومی مرجعیت مقام معظم رهبری را اعلام كردم؛ البته این كار من در ابتدای امر، واكنش های بسیار زیاد و متفاوتی را در سطح جامعه علمی و سیاسی آن روز برانگیخت؛ اما كسانی كه آن روز از من خرده می گرفتند و ناراحت بودند كه چرا مرجعیت رهبر معظم انقلاب را اعلام كرده ام، امروز از علاقه مندان و ارادتمندان ایشان هستند»؛ او حتی از واكنش شخص مقام معظم رهبری هم پس از این كارش نیز سخن می گوید؛ در آستانه سفر رهبری به قم حوزه نیوز در گفت وگو با دبیر شورای عالی حوزه های علمیه، ابعاد شخصیتی و علمی رهبری انقلاب، را مورد واكاوی قرار داده، آنچه در پی می آید حاصل این گفت وگواست.   *شناخت شما از آیت الله العظمی خامنه ای، به چه زمانی بر می گردد؟ ایشان برای گذراندن دوره تحصیلی در برهه ای از زمان در قم حضور داشتند، و در درس امام راحل شركت می كردند؛ البته من هم در همان درس امام راحل شركت می كردم؛ اما در آن زمان با ایشان خیلی آشنا نبودم؛ چون در درس های خارج فقه، رسم حوزه های علمیه بر این است كه هر سه یا چهار نفر با هم، هم مباحثه و با یكدیگر مأنوس هستند، تا به درجاتی برسند؛ و گروه ما با گروه ایشان تفاوت داشت؛ آشنایی بنده با ایشان به قبل از انقلاب ، بر می گردد، من برای زیارت، به مشهد مقدس مشرف شده بودم؛ برای اولین بار در مسجدی كه ، جلسات وعظ و خطابه داشتند، و در حال بیان یك خطبه تاریخی برای اهداف انقلاب بودند؛ متوجه شدم كه جلسه، جلسه ویژه ای بود و طبعا تناسبات و علایق روحی ما ایجاب می كرد كه به ایشان نزدیك شویم؛ ایشان در آن زمان از شخصیت های علمی و انقلابی مشهد بودند در جریانات كشور نیز نقش داشتند؛ بنابر این جواب این سؤال كه از چه زمانی با ایشان آشنا شدم، این است كه من از روزی كه ، امام جماعت یكی از مساجد شهر مشهد بود تا الآن كه به عنوان رهبر، نظام اسلامی را اداره می كنند، آشنا هستم؛ و این نعمت خدا برای من است و امیدوارم همین نعمت تا آخر زندگی با من باشد. * آیا بعد از آن سخنرانی ایشان در مشهد كه سرآغاز آشنایی تان بود، مشكلی از سوی رژیم شاه، برای آقا، به وجود نیامد؟ در دوره ای، بسیاری از افراد به نقاط مختلف تبعید شدند، كه مقام معظم رهبری هم، به ایرانشهر تبعید شدند؛ با وجود آن كه در ایرانشهر شیعه و سنی وجود داشت، اما ایشان، با كلام شیوای خود، نفوذی ایجاد كرده بودند كه بركات آن به وضوح دیده می شد. *روابط شما در دوران پس از انقلاب با مقام معظم رهبری، چگونه ادامه پیدا كرد؟ در دوره هایی مانند اوایل انقلاب، معمولا نام افرادی كه در جریان انقلاب قرار داشتند، برده می شد؛ ما هم سعی می كردیم با مقام معظم رهبری آشناتر و به ایشان نزدیك تر شویم، تا بتوانیم علاوه بر استفاده از شخصیت معظم له، به نوبه خود  با ایشان، همراهی داشته باشیم. در دوره ریاست جمهوری آقا، من به تدریج با فضائل اخلاقی، شخصیتی و علمی ایشان بیشتر آشنا شدم؛ گاهی دفترشان رفت و آمد داشتیم، تا این كه جریان بازنگری قانون اساسی پیش آمد؛ حضرت امام(ره) دستور بازنگری قانون اساسی را صادر كردند؛ و نام من هم در نوشته حضرت امام(ره) آمده بود كه باید در این بازنگری باشیم؛ ریاست آن هم با رئیس جمهور وقت یعنی حضرت آیت الله خامنه ای بود، و جناب آقای هاشمی هم نائب رئیس بودند؛ در اولین جلسه، من به همراه آقای دكتر حبیبی، به عنوان منشی انتخاب شدیم؛ اولین كاری كه باید انجام می شد، تهیه آیین نامه بود، من به همراه آقای حبیبی آن را تهیه كردیم؛ كم كم دوران كسالت حضرت امام(ره) پیش آمد و به همین دلیل رفت و آمد های مقام معظم رهبری و آقای هاشمی به بیت امام(ره)، بیشتر شد، و از همین رو بود كه ریاست جلسه را به من می سپردند؛ برای اداره این جلسات لازم بود كه بیشتر از قبل با دفتر ایشان ارتباط داشته باشیم؛ در همین رفت و آمدها بود كه با روحیات، خلوص رفتاری و شخصیت والای علمی ایشان بیشتر از قبل آشنا شدم، و این را دریافتم كه در روحیه ایشان هوی و هوس نیست. *آیا ایشان در طول دوران ریاست جمهوری خود، بحث های طلبگی هم داشتند؟ بله با این كه ایشان رئیس جمهور بودند و مسئولیت شان سنگین بود، در یك مقطع زمانی به بنده گفتند كه من همیشه یك بحث طلبگی و آخوندی داشتم، و الآن هم می خواهم كه چنین جلسه ای داشته باشیم؛ از من پرسیدند چه كسانی، برای برگزاری چنین جلسات فقهی و علمی مناسب تر هستند، افرادی را برای برپایی این جلسات طلبگی انتخاب كردیم؛ مكرراً از همان ابتدا، از ایشان شنیده ام كه گفته اند، «من هیچ گاه طلبگی و كار علمی را رها نكردم»؛ جالب است بدانید این جلسات علمی از آن زمان تا كنون، همچنان ادامه دارد. *قدرت علمی مقام معظم رهبری را با وجود شركت در این جلسات علمی كه تا كنون نیز ادامه دارد چگونه تبیین می كنید؟ در جریان همین جلسات بود بیشتر با توان علمی ایشان آشنا شدم؛ در مسائلی كه بحث و استدلالات و اثبات و نفی هایی كه می شد، واقعا تبحر داشتند؛ شنیده اید برای مجتهدین، علوم مختلفی از جمله ادبیات، رجال، درایه، تفسیر، حدیث و ... لازم است؛ زیرا این ها، علومی هستند كه باید در مقدمات اجتهاد باشد؛ از جمله مهمترین علوم، علم رجال است، معمولا در علم رجال كمتر  كسی حالت تخصصی وجود دارد، مگر بعضی از شخصیت هایی كه كتاب هایی در این زمینه نوشته اند؛ من در جریان همین جلسات علمی بود كه متوجه شدم، آقا، در این رشته یعنی علم رجال، در ردیف متخصصین قرار گرفته اند؛ چون نام یك رجالی كه در سلسله حدیث پیش می آمد، می دیدیم كه خصوصیات آن شخصیت را با تمام جزئیات ذكر می كردند؛ اصلا ایشان، یك دوره پژوهش و تحقیق كامل در مورد زمان ائمه(ع) و  14معصوم(ع)، یعنی یك شرح كامل از پیامبر(ص) تا امام زمان(عج)، داشتند؛ چرا كه در این دوره بود كه شرح حالات ائمه(ع) را  نیز بررسی می كردند؛ به رجال، حدیث و روایت، مخصوصا در زمان صادقین(ع) هم آشنایی كاملی پیدا كردند و این امتیاز در حقیقت در ایشان دیده می شد؛ *می توان گفت، برگزاری همین جلسات مقدمه ای برای روشن تر شدن بعد علمی مقام معظم رهبری بود؟ طبعا علائم مسئله اجتهادی و علمی و مرجعیت، كه متكی به مبانی تعیین شده است، برای مقام معظم رهبری در همین جلسات، برایم روشن تر شد؛ علت این كه پس از رحلت امام خمینی(ره) و رحلت بعضی از مراجع مطرح در قم، بنده مرجعیت را اعلام كردم، این نكته بود كه بنده در طول این فاصله زمانی و جلساتی كه از زمان ریاست جمهوری مقام معظم رهبری برگزار شد، به پایه علمی و قدرت استنباط و اجتهاد و در حقیقت بنیه اجتهادی و استدلالی ایشان و همچنین تسلط بر علوم مختلفی كه باعث اجتهاد است، پی بردم و دیدم، در ردیف متخصصین قرار گرفته اند؛ به همین دلیل  وظیفه شرعی خودم دیدم، كه مرجعیت ایشان را اعلام كنم. فكر می كنم اولین كسی كه مرجعیت مقام معظم رهبری را در رسانه های عمومی اعلام كرد، من بودم كه این مهم را در خطبه های نماز جمعه تهران اعلام كردم. *واكنش ها، پس از اعلام مرجعیت چگونه بود؟ بنده این كار را در شرایطی كه بسیاری از هم دوره ای ها و دوستان من مخالف آن بودند، صورت دادم؛ برخی همكاران و دوستان به من ایراد گرفتند و حتی با من دعوا كردند؛ جالب است بدانید، كسانی كه امروزه به موقعیت علمی و مرجعیت آقا سخت علاقه مند هستند، در آن روز به بنده ایراد می گرفتند كه چرا مرجعیت مقام معظم رهبری را اعلام كردم. *واكنش شخص مقام معظم رهبری نسبت به اعلام مرجعیت شان چه بود؟ ایشان به من گفتند: چون شما به من وابستگی دارید از این به بعد صحیح نمی دانم ترویج مرا به عهده بگیرید و در مجامع عمومی از من تعریف كنید و در یك كلام به بنده گفتند، من راضی نیستم؛ این نشان از تواضع بسیار بالای معظم له است؛ جالب است بدانید كه ایشان درس خارجی را شروع كرده بودند، من تصمیم گرفتم كه در آن كلاس شركت كنم؛ در دو یا سومین جلسه بود كه به من گفتند، شما چرا می آیید؟ گفتم بالاخره درس است و من هم علاقه مندم شركت كنم؛ ایشان گفتند من راضی نیستم، شما نباید بیایید، من را نهی كردند؛ فلسفه این كار، بعد ها برای من روشن شد؛ آدم می بیند كه بعضی ها دنبال این هستند كه شاگردان شناخته شده و رساله ای دشته باشند، اما مقام معظم رهبری خطاب به من فرمودند كه راضی نیستم در كلاس درس من باشی و من را ترویج كنی؛ مجموع این عوامل، نشان از عمق خلوص و صفا و تواضع شان دارد، این هم از جمله شرایط مرجعیت است؛ این امر مصداق بارز ترك هوی و هوس و دوری از ریاست و مقام است كه ایشان به معنای كامل كلمه، آن را به مرحله اجراء درآوردند. *بعد علمی و دانش فقهی مقام معظم رهبری و همچنین مرجعیت ایشان را بیشتر تشریح كنید؟ رتبه علمی یك مسئله است و مرجعیت رسمی مسئله دیگر؛ كم نیستند شخصیت هایی كه دارای مقامات برجسته علمی هستند، این طور نیست كه هركس ملا شد، بتواند مرجع باشد و یا هركس مرجع هست، درجات علمی فوق العاده بالایی دارد؛ این ها در حقیقت دو فصل حساب می شوند؛ در باره شخصیت علمی آیت الله خامنه ای، همان طور كه خود ایشان گفته اند، هیچ گاه طلبگی و در راه علم بودن را كنار نگذاشتند؛ حتی در سمت رهبری كه مسئولیت سنگینی است، كار علمی ایشان مداوم بوده و اوقاتی را به مطالعه اختصاص داده اند؛ این یكی از خصوصیات ایشان است؛ ممكن است گاهی، فردی كه به عنوان شخصیت علمی شناخته می شود و واقعا هم عالم است وقتی وارد یك كار سیاسی و اجتماعی می شود، آهسته آهسته از نظر علمی ضعیف شود، بنیه علمی و حتی مبانی و اصول را فراموش كند، اما مقام معظم رهبری، بر عكس این دسته از افراد، با وجود قرار گرفتن در سمت بسیار مهم رهبری، از نظر علمی، روز به روز قوی تر شده اند و این یك امتیاز برای معظم له است؛ چرا كه هم در زمانی كه پست مهم ریاست جمهوری و هم زمانی كه به سمت رهبری رسیدند اشتغال تحصیلی شان را فراموش نكرده و كنار نگذاشته اند؛ * با وجود مشغله های بسیار فراوان معظم له در اداره نظام اسلامی، چگونه كار علمی مداوم خود را دنبال می كنند؟  بعضی خیال می كنند كه ایشان چون مشغله رهبری دارند فرصت پرداختن به مباحث علمی را ندارند، در صورتی كه شخصیت هایی هستند كه در عین اشتغال به مسائل سیاسی به دلیل آوردن همان مسائل در كارهای علمی، بنیه علمی شان قوی تر می شود. برای نمونه مسئله ای در مورد «دیه» در دورانی كه ریاست قوه قضائیه به عهده بنده بود، برایم پیش آمد كه در رساله عملیه همه مراجع عنوان شده بود؛ اما تا رسیدیم به بحث اَنعام ثلاثه، مقام معظم رهبری به بنده گفتند، این بحث را بیاور در همان جلسات هفتگی ایشان در پاسخ به سؤالی كه داشتم گفتند، من تمام روایات در این زمینه را بررسی كردم و به یك نكته هم رسیده ام؛ وقتی آن را به من اعلام كردند؛ گفتم فتوای شما هم همین است، فرمودند، بله همین است؛ با این نظر شرعی بسیاری از كارهای قضایی ما تسهیل پیدا كرد؛ حتی ایشان در مورد همین فتوا كه به مشكلی برای ما در قوه قضائیه تبدیل شده بود، به قم آمدند و با بسیاری از مراجع، از جمله آیت الله العظمی گلپایگانی (ره) دیدار كردند و مشكل این مسئله را حل كردند. از این قبیل مسائل در فروعات مختلفی كه پیش آمده به ما نشان می دهد كه پایه علمی مقام معظم رهبری، بسیار بالا و در درجه ممتاز قرار دارند. *تدابیر مقام معظم رهبری در مدیریت حوادث را  چگونه می بینید؟ در پاسخ به این سؤال باید ابتدا منظور از  حوادث روشن شود؛ در متن قانون اساسی به عنوان یكی از شرایطی كه فقیه باید داشته باشد تا خبرگان او را برای رهبری انتخاب كنند، همین مسئله قدرت مدیریت امت اسلامی است،آیت الله خامنه ای نشان داده اند، آن را داشته و عملیاتی كرده اند. مقصود از مدیریت امت اسلامی از نظر ما، مدیریت حوادث است كه باز منظور از حوادث، مسائل جزئی فقهی نیست، بلكه منظور چیزهایی است كه به كل امت و جامعه بر می گردد و باید مشكل جامعه را حل كند؛ امام معصوم(ع) یا امام زمان(عج) خودشان در زمان غیبت، ارجاع داده اند كه در حوادث به فقیه واجدالشرایط رجوع كنید، مقصود حوادثی است كه تصمیم گیری در رابطه با آن، نفع یا ضررش به همه امت می رسد؛ خوشبختانه در طول 20 سال رهبری آقا، با وجود آن كه به اندازه 100 سال حادثه برای كشور پیش آمد، اما مدیریت ایشان بعد از دوران امام راحل در حوادث بی نظیر  است، یعنی كمتر كسی است كه می تواند در تصمیم گیری ها، همانند ایشان، هم سرعت و هم دقت داشته باشد و علاوه بر آن اصول را در تصمیم گیری رعایت كند.  * حوادث دوران امام (ره) و مقام معظم رهبری، چه تفاوت هایی با هم دارند؟ همچنین اشاره ای به شاخصه ها تصمیم گیری ایشان، بفرمایید؟ در زمان امام (ره) حوادث مهمی وجود داشت، شاید سخت ترین حادثه برای ایشان، جنگ تحمیلی بود كه مسئولیت سنگین آن را، به عهده بزرگوارانی، در درجه اول آیت الله خامنه ای و بعد جناب آقای هاشمی، گذاشتند و غیر از جنگ حوادث دیگری مانند جریان بنی صدر و ... به وجود آمد كه باز شاهد مدیریت اصولی و صحیح امام راحل بودیم، اما حوادث زمان آیت الله خامنه ای مثل محاصره اقتصادی، فتنه اخیر، احیانا بروز اختلافات در بین جمع های حساس كشور، مانند قوای سه گانه رخ می دهد، ایشان وظیفه داشته و دارند كه طبق قانون اساسی این مشكلات را رفع كند. در كل وقتی به حوادث دوران رهبری حضرت آیت الله خامنه ای نگاه می كنیم، می بینیم تصمیم گیری معظم له در حل این مشكلات، بسیار به جا بوده، مثلا عده ای در رابطه با آمریكا با رهبری گفت و گو می كردند، اما ایشان می گفتند؛ من هنوز نسبت به این ها بی اعتمادم؛ نمونه اخیرش اوباما است كه با شعار تغییر آمد؛ خیلی ها امیدوار بودند كه رابطه با آمریكا برقرار شود، اما رهبر معظم انقلاب می فرمودند؛ باید صبر كرد تا ببینیم چه می كنند؛ ایشان در رابطه با شعار تغییر اوباما تعبیر بسیار زیبایی را به كار بردند و گفتند، «اگرچه این ها یك دستكش مخملی در دست دارند، اما زیر این دستكش مخملی، مشت آهنی دارند»؛ این تعبیر بسیار زیبا و فنی است؛ یعنی بعضی ها در گفت و گوی سیاسی با نرم ترین كلمات حرف می زنند، اما هدف شان چیز دیگری است. این نكته مهمی است كه رهبری باید این قدرت را داشته باشد كه به عمق كلمات نرم دشمنان پی ببرد و فریب نخورد. مقام معظم رهبری در این فراز و نشیب ها مانند تحریم های اقتصادی، فتنه اخیر و از همه این ها مهمتر مسئله انرژی هسته ای و یا در مسائلی از قبیل ایجاد اعتماد به نفس در جامعه و بین مسئولین نظام، كه امام راحل آن را دنبال می نمودند، بیش از هر كس دیگری دنبال كردند و آن را در جامعه ایجاد نمودند. * تدبیر رهبر معظم له در مسئله انرژی هسته ای، چگونه بود؟ مسئله بسیار مهم انرژی هسته ای و موفقیت های كسب شده پیرامون آن، مستقیما زیر نظر رهبری معظم انقلاب است؛ ایشان بارها خطاب به مسئولان گفته اند كه می توانید خودتان كشور را اداره كنید، رشد كشور بستگی به رشد علم دارد و....، به خصوص در جریان انرژی هسته ای، ما به سمت سقوط و انقطاع می رفتیم؛ اما ایشان در دوره اول 4ساله آقای احمدی نژاد، فلسفه را برگرداندند؛ بقیه خیال می كنند كه دولت این كار را كرده، ولی من اینجا صریحا به شما می گویم اصلا مسئله انرژی هسته ای، فقط زیر نظر شخص رهبری بوده است، یعنی شخص رهبری تصمیمات اصلی را می گرفتند. * مدیریت مقام معظم رهبری در صحنه های سیاسی كشور را چگونه ارزیابی می كنید؟ تدبیر ایشان در مسائل داخلی و مخصوصا جریان فتنه، كه تقریبا همه مردم در جریان آن هستند، تدبیری جامع، گویا و كامل بود كه در مقاطع مختلف، كشور و ملت را نجات داده است؛ به طور مثال در جلسه ای در خصوص فتنه اخیر من خیلی ناراحت بودم و می خواستم گریه كنم، اما آقا به من امیدواری دادند كه ناراحت نباش این مسئله هم می گذرد؛ یك شخصی همانند رهبر معظم انقلاب كه دراین سطح، مسئولیت امت اسلامی را دارد، من خیال می كنم امام عصر(عج) ایشان را كمك می كنند؛ البته من نمی گویم امام زمان(عج) به ایشان پیغام می دهند و یا ایشان به محضر امام (عج) می رسند، بلكه نمی گویم می شود، امام زمان (عج) ایشان را تنها بگذارند، چرا؟؛ چون در برخی قضایا، كل امت و جامعه اسلامی در معرض خطر قرار می گیرد و مقام معظم رهبری هم مسئولیت حفاظت از این امت را دارد و اگر امام عصر(عج) ایشان را تنها بگذارد و در تصمیم گیری اشتباه كند، جامعه اسلامی آسیب می بینند؛ بنابر این، عنایت خاص امام زمان(عج) را، من پشت سر همه تدبیرهای مقام معظم رهبری می بینم؛ به همین دلیل هم گاهی ایشان به قم می آیند و بر می گردند، بدون این كه كسی متوجه شود، به همین دلیل معتقدم ایشان عالی ترین تدبیر را در حوادث دارند، بعد از امام راحل یكی از ذخایر پرقیمتی كه خداوند برای این امت و برای شرایط این زمان ذخیره كرده است، آیت الله العظمی خامنه ای(حفظه الله) است كه ما وقتی محاسبه می كنیم، اگر قرار بود كه در شرایط حساسی مانند امروز كس دیگری غیر از ایشان، در مقام رهبری باشد، معلوم نبود چه  بر سر كشور می آمد.