Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 151594
تاریخ انتشار : 27 مهر 1389 0:0
تعداد مشاهدات : 50

رهبر معظم انقلاب در جمع پرشور مردم قم

امروز اطمينان مردم بيشتر و اميدشان به آينده روشن تر شده است

از سال 58 و 59 تحريم را عليه كشور ما شروع كردند؛ ليكن اين تشديد تحريمها در واقع براى اين است كه روى مردم فشار بيايد و مردم از نظام اسلامى جدا شوند. خوشبختانه هم مسئولين گفتند، هم مردم اعلان كردند، هم عملاً نشان داده شد كه اين تحريمها به توفيق الهى اثر قابل توجهى بر زندگى مردم نخواهد گذاشت و مردم كه آن زحمات و مشكلات دهه ى 60 و اوائل انقلاب را تحمل كردند، امروز با پيشرفتهاى عظيمى كه پيدا شده است، اطمينانشان بيشتر و اميدشان به آينده روشن تر است و در مقابل دشمن مى ايستند و توطئه ى دشمن را خنثى ميكنند... بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم الحمد للَّه ربّ العالمين و الصّلاة و السّلام على سيّدنا و نبيّنا ابى القاسم المصطفى محمّد و على اله الأطيبين الأطهرين المنتجبين الهداة المهديّين المعصومين سيّما بقيّةاللَّه فى الأرضين تبريك عرض ميكنم ميلاد مسعود حضرت ثامن الائمه (عليه الاف التّحيّة و الثّناء) و همچنين دهه ى كرامت و ميلاد حضرت فاطمه ى معصومه (سلام اللَّه عليهما) را. از خداوند متعال خيلى سپاسگزارم كه توفيق عنايت كرد بار ديگر در جمع شما مردم عزيز قم در اين شهر پرخاطره و باعظمت ملاقات و ديدارى داشته باشم. شهر قم شهر علم است، شهر جهاد است، شهر بصيرت است. بصيرت مردم قم يكى از آن نكات بسيار مهمى است كه در طول اين سى و چند سال همواره خود را نشان داده است. جالب است كه پيدايش شهر قم هم ناشى بود از يك حركت جهادى و توأم با بصيرت. يعنى خاندان اشعريون كه آمدند اين منطقه را محل سكونت خودشان قرار دادند، در واقع اينجا را پايگاهى كردند براى نشر معارف اهل بيت (عليهم السّلام)؛ يك مجاهدت فرهنگى را در اينجا شروع كردند. اشعريون قبل از آنكه به قم بيايند، جهاد در ميدان نبرد هم انجام داده بودند؛ جهاد نظامى هم كرده بودند؛ بزرگِ اشعريون در ركاب جناب زيدبن على (عليهماالسّلام) مبارزه كرده بود؛ لذا بود كه حجاج بن يوسف بر اينها خشم گرفت و اينها مجبور شدند بيايند و اين منطقه را با تلاش خود، با بصيرت خود، با دانش خود، منطقه ى علم قرار بدهند. همين هم موجب شد كه حضرت فاطمه ى معصومه (سلام اللَّه عليها) وقتى به اين ناحيه رسيدند، اظهار تمايل كردند كه به قم بيايند؛ به خاطرِ بودن همين بزرگان اشعريون. آنها رفتند از حضرت استقبال كردند، حضرت را به اين شهر آوردند و اين بارگاه نورانى از آن روز و از بعد از وفات اين بزرگوار در اين شهر نورافشانى ميكند. مردم قم كه پديد آورنده ى اين حركت عظيم فرهنگى بودند، از آن روز پايگاه معارف اهل بيت را در اين شهر تشكيل دادند و صدها عالم، محدث، مفسر و مبيّن احكام اسلامى و قرآنى را به شرق و غرب دنياى اسلام فرستادند. از قم، علم به اقصاى خراسان و اقصاى عراق و شامات رفت. اين، بصيرت آن روزِ مردم قم است؛ كه پيدايش قم بر اساس جهاد و بصيرت شد. در دوران معاصر ما هم عيناً همين مسئله اتفاق افتاد؛ يعنى قم پايگاه برترين معارف اسلامى و الهى شد و به بركت مجاهدت و بصيرت و حضور علماى بزرگ، سرچشمه اى در اين نقطه جوشيد كه شرق و غرب دنياى اسلام از آن بهره مند شده اند. من دو مقطع مهم را يادآورى ميكنم، كه در اين دو مقطع مهم قمى ها حقيقتاً نقش ايفاء كردند؛ نقشهاى مؤثر و ماندگارى را مردم قم در اين دو مقطع به وجود آوردند: يكى مقطع عاشوراى سال 42 و پانزده خرداد كه دو روز بعد از عاشورا بود. روز عاشورا در همين مدرسه ى فيضيه مردم قم جمع شدند، فرياد و غريو امام را شنيدند، جانهاشان را لبريز كردند و دو روز بعد كه خبر دستگيرى امام بزرگوار را شنيدند، در صحن مطهر اجتماع كردند. اين حركت عظيم آنها موجب شد كه نهضت روحانيت به رهبرى امام بزرگوارمان در حصار حوزه محبوس و محصور نماند؛ بيايد وارد جامعه شود. پيشرو اين كار، قمى ها بودند و اين كار بزرگ را انجام دادند. مقطع ديگر، مقطع سال 56 است كه عمق توطئه ى دشمن را در اهانت به امام بزرگوار درك كردند؛ فهميدند مسئله چيست؛ صرفاً اين نيست كه خواسته اند به امام بزرگوار اهانتى بكنند. در شهر قم، اولين تظاهرات مردمىِ گسترده عليه آن حركت خائنانه به وجود آمد. خون جوانان قمى در اين خيابانها، در همين خيابان ارم، در خيابان چهارمردان بر روى زمين ريخته شد؛ جان دادند؛ با خون خودشان صدق سخن خودشان را اثبات كردند. در طول اين سى سالِ بعد از پيروزى انقلاب، باز در همه ى مقاطع، اين مردم مردمى هستند كه با اخلاص، با صدق و صفا و با بصيرتِ مثال زدنى وارد ميدان شدند. دشمن براى قم برنامه داشت، طرح داشت؛ اگر مردم قم بيدار نبودند، بابصيرت نبودند، طرحهاى دشمنان درباره ى قم، طرحهاى خطرناكى بود. بيدارى مردم و حضور حوزه ى علميه در اين شهر موجب شده است كه اين شهر پايگاه بصيرت باشد. مراجع بزرگى از زمان مرحوم آيةاللَّه حائرى - مؤسس حوزه ى علميه - در اين شهر حضور داشتند؛ مرحوم آيةاللَّه بروجردى تا مراجع اخير؛ مرحوم آيةاللَّه گلپايگانى، مرحوم آيةاللَّه اراكى، مرحوم آيةاللَّه مرعشى، مرحوم آيةاللَّه بهجت. امروز هم بحمداللَّه مراجع بزرگى در اين شهر حضور دارند، فضلاى برجسته اى هستند؛ حوزه ى علميه مايه ى بركت است و اين شهر صادق و داراى بصيرت و مجاهد فى سبيل اللَّه نشان داده است كه قدر حوزه را ميداند، قدر روحانيت را ميداند، در هنگام لازم حضور خود را نشان ميدهد. و اين همان شهرى است كه به خاطر برخاستن آن مرد بزرگ دوران، حضرت امام خمينى، پايگاه و اميد انقلاب است. وقت صحبت كردن ما در اين جمع عظيم، وقت محدودى است. متأسفانه ما در راه، به خاطر محبت مردم، در خيابانها زياد معطل شديم؛ لذا وقت گذشت. من فقط چند جمله ى كوتاه عرض ميكنم. اولاً قم خاستگاه انقلاب است. مذهبى ترين شهر كشور، پايگاه و خاستگاه بزرگترين انقلاب دوران معاصر شد. اين معنايش چيست؟ اين معنايش اين است كه همه ى دنيا بدانند اين انقلاب، يك انقلاب دينى و مذهبى است؛ هيچ تفسير به رأيى، هيچ تفسير مادى اى از اين انقلاب نميشود كرد؛ خاستگاهش قم است؛ رهبرش يك فقيه، يك فيلسوف، يك عالم بزرگ، يك روحانى معنوى است. شناسنامه ى انقلاب، اينجور در همه ى دنيا شناخته شده است. اين يك نكته است. دنباله ى اين نكته اين است كه دشمنان اين انقلاب وقتى خواسته اند در طول اين مدت به اين انقلاب و اين نظام صدمه اى وارد كنند، آماج حملات آنها چه بوده است؟ آماج حملات دشمنان، دو نقطه ى اساسى است: يكى دين، يكى مردم و وفادارى آنها. ميدانند كه اگر اين انقلاب، يك انقلاب دينى نبود، قدرت مقاومت نداشت؛ چون دين است كه پيروان خود را از تسليم شدن در مقابل ظلم منع ميكند، به مقابله ى با ظالم تشويق ميكند؛ عدالت و آزادى و معنويت و پيشرفت را به زندگى انسانها پيشنهاد ميكند. اين، خصوصيت دين است. پس آن نظامى كه بر مبناى دين باشد، معنى ندارد كه تسليم فشار و زور دشمنان و زورگويان و زياده طلبان بشود. اگر عنصر دين در اين انقلاب نبود، ممكن بود مسئولين انقلاب و سركردگان انقلاب با گرفتن يك امتيازى در مقابل دشمن كوتاه بيايند و راه را براى سلطه ى دوباره ى دشمن باز كنند؛ اما چون دين ستون فقرات اين انقلاب است، چنين چيزى تاكنون پيش نيامده است و بعد از اين هم پيش نخواهد آمد. درس بزرگ امام عزيز ما به ما و به همه ى ملت همين بود؛ به نيروى خودتان ايمان داشته باشيد، در افزايش اين نيرو به صورت روزافزون تلاش كنيد و به خداى متعال و وعده ى الهى اطمينان داشته باشيد؛ اگر ايستادگى كرديد و با تدبير حركت كرديد، مطمئن باشيد كه نصرت الهى با شما همراه است. اين، خصوصيت ديندار بودن مردم و دينى بودن اين انقلاب و نظام اسلامى است. مردمى بودن، يعنى اين انقلاب از سوى مردم وفادارانه مورد حمايت قرار بگيرد؛ نظام اسلامى از سوى مردم مورد تأييد و حمايت و پشتيبانى كامل قرار بگيرد. اين هم در طول اين مدت تأمين بوده است. اگر حضور مردم نميبود، اگر فاصله ى بين مردم و نظام ايجاد ميشد، نظام نميتوانست در مقابل دشمنان مقاومتى بكند. اين حضور مستحكم مردم است كه پشتوانه ى ايستادگى مسئولان است. اين، دو تا نقطه ى اصلى است؛ دين و مردم. لذا دشمن هم همينها را آماج حملات خود قرار داده است؛ دين را يك جور، وفادارى و اعتقاد مردم را يك جور. اينكه شما ملاحظه ميكنيد از سالهاى دهه ى 60، از دوران حيات بابركت امام، چه دشمنان بيرونى و چه مزدوران يا نوكران بى مزد و منت آنها از داخل، مقدسات دينى را، حقايق دينى را، بيّنات اسلامى را مورد ترديد و انكار قرار دادند، اين يك چيز تصادفى نبوده است؛ روى اين تكيه داشته اند. اين مسئله از ماجراى سلمان رشدى آغاز شد تا فيلمهاى ضد اسلام هاليوودى، تا كاريكاتورها، تا قرآن سوزى، تا حوادث گوناگونى كه عليه اسلام در اين گوشه و آن گوشه اتفاق افتاد، براى اينكه ايمان مردم را به اسلام و مقدسات اسلامى كم كنند. در داخل كشور، از طرق مختلف، پايه هاى ايمان مردم، بخصوص نسل جوان را متزلزل كنند؛ از اشاعه ى بى بندوبارى و اباحيگرى، تا ترويج عرفانهاى كاذب - جنس بدلى عرفان حقيقى - تا ترويج بهائيت، تا ترويج شبكه ى كليساهاى خانگى؛ اينها كارهائى است كه امروز با مطالعه و تدبير و پيش بينى دشمنان اسلام دارد انجام ميگيرد؛ هدفش هم اين است كه دين را در جامعه ضعيف كند. در زمينه ى تضعيف وفادارى مردم نسبت به نظام هم كارهاى زيادى ميكنند: شايعه ميسازند، براى اينكه مردم را از مسئولين كشور، از رؤساى قوا مأيوس كنند. تخم بدبينى ميپراكنند. هر كار شايسته ى باارزشى كه در سطح كشور انجام بگيرد، اين را در وسائل تبليغات گوناگون مورد ترديد قرار ميدهند. اگر ضعفهائى هست، چند برابر ميكنند و نقاط قوت را نشان نميدهند، براى اينكه مردم را نااميد كنند، بخصوص نسل جوان را نااميد كنند. افق آينده را در مقابل نسل جوان و مردم تيره و تار نشان ميدهند، براى اينكه مردم را از صحنه خارج كنند. ليكن نكته ى اساسى اين است كه دشمنان ملت ايران و دشمنان نظام اسلامى در طول اين سى و دو سال، همه ى تلاشى را كه در اين دو مورد انجام داده اند، سرمايه گذارى هاى خسارتبارى بوده است؛ نتيجه اى نگرفتند و شكست قطعى خوردند. آنها خيال ميكردند ميتوانند مردم را از نظام اسلامى جدا كنند. روزبه روز كه گذشته است، مى بينيد مردم پايبندى شان به مسائل دينى و ارزشهاى معنوى بيشتر شده است. كِى در كشور ما اين همه جوان در مراسم معنوى شركت ميكردند؛ در مراسم عبادى ماه رمضان، در روز عيد فطر؟ اين اجتماعات عظيم، اين روشن بينى مردم در زمينه ى مسائل سياسى سابقه نداشته است. بعد از اهانتى كه در روز عاشوراى سال 88 به وسيله ى يك عده تحريك شده نسبت به امام حسين انجام گرفت، دو روز فاصله نشد كه مردم در روز 9 دى توى خيابانها آمدند و موضع صريح خودشان را علنى ابراز كردند. دستهاى دشمن و تبليغات دشمن نه فقط نتوانسته مردم را از احساسات دينى عقب بنشاند، بلكه روزبه روز اين احساسات تندتر و اين معرفت عميق تر شده است. بدون ترديد دشمن در جدا كردن مردم از نظام اسلامى شكست خورده است. سال گذشته در انتخابات، چهل ميليون مردم كشور پاى صندوقهاى رأى رفتند. در واقع يك رفراندوم چهل ميليونى به نفع نظام جمهورى اسلامى و به نفع انتخابات انجام گرفت؛ همين بود كه دشمن را عصبانى كرد. خواستند با فتنه اثر آن را از بين ببرند، اما اين را هم نتوانستند انجام دهند. مردم در مقابل فتنه هم ايستادند. فتنه ى سال 88 كشور را واكسينه كرد؛ مردم را بر ضد ميكروبهاى سياسى و اجتماعى اى كه ميتواند اثر بگذارد، مجهز كرد؛ بصيرت مردم را بيشتر كرد. سالهاى گذشته در برخى مطبوعات كشور، بعضى افراد مدعى فهم و دانش، عليه دين، عليه مبانى اسلامى افاداتى مينوشتند؛ اينها هم در مردم اثرى نكرد. اين را توجه داشته باشيد؛ دشمنان دو نكته ى اساسى را در باب دين دارند دنبال ميكنند؛ چون ديده اند كه اين دو نقطه در زندگى مردم چقدر تأثيرگذار است: يكى مسئله ى اسلام منهاى روحانيت است؛ چون ديده اند كه روحانيت در جامعه ى ايرانى چه تأثير شگرفى را به وجود آورد و بر حركت مردم گذاشت. البته از قبل از انقلاب هم اين زمزمه ها را ميكردند. حضور روحانيون در انقلاب و پيشروى آنها در انقلاب، موقتاً اين معنا را از صحنه خارج كرد؛ اما باز شروع كردند. يكى هم اسلام منهاى سياست است، جدائى دين از سياست است. اينها از جمله ى چيزهائى است كه امروز دارند با اصرار فراوان در مطبوعات، در نوشته جات، در وسائل اينترنتى ترويج ميكنند. مسئله براى آنها اهميت دارد. اين را توجه داشته باشيم؛ هر آنچه را كه دشمن بر روى آن تكيه ميكند و نقشه ى راه دشمن و طرح كلى دشمن بر روى آنها متمركز است، او ميتواند براى ما هم يك طرح كلى و نقشه ى راهى را در اختيار بگذارد. همان چيزى را كه آنها آماج حمله قرار ميدهند، ما بايد توجه داشته باشيم و بدانيم كه آنها را بايستى حفظ كنيم، بايد بر روى آنها تكيه كنيم: حضور مردمى و معارف دينى و اسلامى. از سال 58 و 59 تحريم را عليه كشور ما شروع كردند؛ ليكن اين تشديد تحريمها در واقع براى اين است كه روى مردم فشار بيايد و مردم از نظام اسلامى جدا شوند. خوشبختانه هم مسئولين گفتند، هم مردم اعلان كردند، هم عملاً نشان داده شد كه اين تحريمها به توفيق الهى اثر قابل توجهى بر زندگى مردم نخواهد گذاشت و مردم كه آن زحمات و مشكلات دهه ى 60 و اوائل انقلاب را تحمل كردند، امروز با پيشرفتهاى عظيمى كه پيدا شده است، اطمينانشان بيشتر و اميدشان به آينده روشن تر است و در مقابل دشمن مى ايستند و توطئه ى دشمن را خنثى ميكنند. براى اينكه به نماز اول وقتِ مؤمنين ضربه اى نخورد، من به طور مختصر چند اصل را براى رفتار خودمان - با توجه به نقشه ى دشمن - مطرح ميكنم. يك مسئله، مسئله ى وحدت كلمه ى ملى است. مخاطب اين، هم خواصند، هم عامه ى مردم. مسئله ى وحدت را بايد جدى گرفت. من درباره ى وحدت كلمه ى مردم خيلى صحبت كردم، يك خصوصيات و شاخصهائى هم گفتم. صرف اينكه كسى بگويد ما طرفدار وحدتيم، كافى نيست؛ شاخصهائى دارد، علامتهائى دارد. مسئله ى ديگر، همبستگى روزافزون مردم و خواص با سه قوه است. همبستگى با قواى سه گانه ى كشور بايد روزبه روز بيشتر شود، بايد كمك بشوند؛ بخصوص قوه ى مجريه كه بارهاى زيادى را بر دوش دارد. اين شايعه درست كردن و زحمات را نديده گرفتن، به هيچ وجه صلاح كار كشور و آينده ى كشور نيست. نكته ى سوم، تقويت ايمان دينى، تأمين نيازهاى فكرى و استفهامهاى نسل جوان است؛ كه اين عمدتاً متوجه به روحانيت و حوزه هاى علميه است. دائماً شبهه القاء ميكنند؛ بايد به طور دائم و به روز پاسخ شبهه ها را داد. نكته ى چهارم، معرفى درست و شايسته ى روحانيت است؛ كه اين فقط وظيفه ى خود روحانيون نيست. روشنفكران و آگاهان ميتوانند نقش روحانيت را در كشور نشان بدهند و نشان بدهند كه در مقاطع حساس، روحانيت، بخصوص مراجع معظم و بزرگان حوزه هاى علميه، از چه مشكلاتى و چه گذرگاه هاى سختى توانسته اند جامعه را عبور بدهند. مسئله ى ديگر، تلاش جوانان براى بصيرت افزائى است. خود جوانها بايد در اين زمينه تلاش كنند. دشمن را بايد شناخت، روشهاى دشمن را بايد شناخت؛ اين كارى است كه بر عهده ى خود جوانهاست. نكته ى بعدى كه براى فهرست كارهاى لازم امروز ما بايستى مورد توجه قرار بگيرد، مسئله ى پيشرفت علم و حركت در جهت نقشه ى جامع علمى كشور است؛ همين كارى كه پنج شش سال است بحمداللَّه حركت بهترى پيدا كرده است، پيشرفتهاى خوبى انجام گرفته است. بايستى بيشتر تلاش كرد. ان شاءاللَّه اين حركت، شتابنده تر شود. لازم است حركت شتابنده ى ديگرى در داخل حوزه هاى علميه انجام بگيرد؛ كه در اين باره ان شاءاللَّه با دوستان و برادران و خواهران عضو حوزه ى علميه صحبت خواهيم كرد. كار مهم ديگر - كه مخاطب و مسئول آن، دولت است - اهتمام به رفع عوامل نارضائى و مشكل ساز براى مردم است: مسئله ى معيشت، مسئله ى اشتغال، مسئله ى سامانه هاى ادارى، مسئله ى منصوبان دستگاه ها - بخصوص در سطوح بالا - مسئله ى شهردارى ها، مسئله ى نيروى انتظامى، كه مباشراً و مستقيماً با مردم روبه رو هستند و ميتوانند بسيارى از مشكلات مردم را برطرف كنند يا خداى نكرده نارضائى هائى به وجود بيايد. بنابراين دستگاه ها در مسائل گوناگون، اهتمام و هماهنگى داشته باشند؛ هماهنگى و هم افزائى داشته باشند؛ اختلاف وجود نداشته باشد؛ كه اين هم مربوط به دستگاه هاى دولتى است. چند جمله راجع به شهر قم عرض بكنم. قم خاستگاه انقلاب است؛ محل ولادت اين حادثه ى عظيم و پديده ى بزرگ تاريخى كشور ما و همه ى جهان است. نگاه بين المللى به قم، يك نگاه ويژه است؛ علاوه بر اينكه رفت و آمد به اينجا از كشورهاى گوناگون وجود دارد. آن كسانى هم كه به دلائلى، به ملاحظاتى رفت و آمد نميكنند، نسبت به اين شهر حساسيت دارند، يك نگاه ويژه اى دارند، حوادث اين شهر را دنبال ميكنند. همين اجتماع عظيم امروز شما مورد توجه قرار ميگيرد. ممكن است در تبليغات هم نياورند، نگويند؛ اما آن كسانى كه سياست ساز هستند و سياست را آنها در واقع توليد ميكند، آنها مى بينند، محاسبه ميكنند و نگاه بين المللى دارند. بزرگترين حوزه ى علميه ى علوم اسلامى در دنياى اسلام، در اين شهر است. هيچ حوزه اى از حوزه هاى علميه به عظمت حوزه ى علميه ى قم نيست. اينجا قطب زيارتى و معنوى است؛ اينجا حرم حضرت معصومه، اين بارگاه باشكوه قرار دارد؛ مسجد جمكران در اينجا بنا شده است؛ حرم امامزاده هاى گوناگون در اين شهر واقع شده است؛ كه هر يك از اين امامزاده هائى كه در خيابانهاى قم مدفون هستند، اگر در هر شهرى بودند، مركز و محور آن شهر قرار ميگرفتند. اينها همه ظرفيتهاى ملى و بين المللى و كاركردهاى اين شهر مقدس است. قم چون از دوران طاغوت مغضوب دستگاه حكومت بود، متأسفانه عقب افتادگى هاى متراكمى دارد. اين عقب افتادگى ها را بايد مسئولين محترم با جديت و بسرعت برطرف كنند. البته در طول سالهاى بعد از انقلاب كارهاى زيادى شده است. از سال 79 به اين طرف كه شهر تبديل به استان هم شده بود، اعتبارات بيشترى داده شده است. آنطورى كه به من گزارش دادند، از سال 84 به بعد اوج صرف اعتبارات در اين شهر بوده. بنابراين كارهاى بسيار خوبى انجام گرفته است؛ اما بايستى همه ى اين كارها تكميل بشود، تتميم بشود و اين شهر، هم از لحاظ نيازهاى مردم، هم از لحاظ چهره ى شهرى، آنچنان كه شايسته ى مردم قم است، پيشرفت كند. اين عقب افتادگى هاى انباشته اگر بخواهد برطرف شود، كار سخت لازم است. از مهمترين نيازهاى اين شهر، مسئله ى آب است؛ كه از چند سال پيش اين مسئله به صورت جدى تعقيب شده است، دنبال شده است. كارهاى بسيار خوبى انجام گرفته است. بخش مهمى از كار انجام گرفته، كه لازم است ما از دست اندركاران اين كار تقدير كنيم؛ اما از مسئولين محترم اين كار ميخواهيم كه آبى را كه از راه دور و از سرچشمه هاى دز براى قم مى آيد، هرچه زودتر به قم برسانند. اين نياز اساسى و بزرگ مردم قم بايد انجام بگيرد. مسئله ى كشاورزى قم هم مهم است. شنيدم قرار است از تهران به منطقه ى مسيله آب آورده شود و كشاورزى قم كه يك روزى در اين مناطق خيلى برجسته بود، باز هم ان شاءاللَّه رونق پيدا كند. صنايع دستى قم، بخصوص فرش نامدار قم بايد مورد حمايت و تأييد قرار بگيرد، كه ان شاءاللَّه ما در اين سفر تأكيدهاى لازم را به مسئولين ميكنيم. آنچه را كه من تأكيد ميكنم، معمارى و شهرسازى قم است. امروز كارهاى بزرگى در قم دارد انجام ميگيرد، ساخت و سازهائى انجام ميگيرد؛ حتماً در اين معمارى ها بايد ملاحظه كنند كه معمارىِ اسلامى باشد؛ نمادهاى انقلاب در اين شهر، در معمارى ها مشاهده شود؛ چون اينجا شهر اسلام و شهر انقلاب است. نكته ى آخر هم اين است كه مسئولين محترم در اين شهر اگر براى يك چيزى با همديگر اختلاف دارند، نبايد بگذارند اين اختلاف با زندگى مردم تماسى پيدا كند و مردم را دچار مشكل كند. دستگاه هاى مختلفى با هم اختلافاتى دارند كه ممكن است به زندگى مردم تماس پيدا كند؛ اينها را من اينجا يادداشت كرده ام، كه ديگر ذكر نميكنم؛ ليكن توصيه ى كلى من اين است كه همه دست به دست هم بدهند؛ مسئولين دولتى با همكارى و هم افزائى به مردم خدمت كنند؛ مردم هم با پشتيبانى از آنها و با اين حضور عظيمى كه خوشبختانه هميشه از خودشان نشان داده اند، بتوانند كارى را كه در اين برهه ى از زمان در اين كشور انجام گرفته است، به سرانجام برسانند و فوائد آن را به دنياى اسلام نشان دهند. پروردگارا! به محمد و آل محمد بركات خود را بر اين مردم عزيز و بر همه ى ملت ايران نازل بفرما. پروردگارا! ما را نسبت به مجاهدتها و تلاشهاى كسانى كه اين حركت عظيم را تا اينجا رساندند، قدردان قرار بده. پروردگارا! به حق محمد و آل محمد ما را سربازان حقيقى اسلام قرار بده. مسئولين و خدمتگزاران عزيز كشور را توفيق و تأييد عنايت بفرما. به توفيق خود و عون و كمك خود، كمك به مردم و خدمت به مردم را در برنامه هاى آنها آسان بفرما. قلب مقدس ولى عصر (ارواحنا فداه) را از ما راضى بفرما. ما را از ياران آن بزرگوار در حضور و غيبتش قرار بده. والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته