Index
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 151617
تاریخ انتشار : 30 مهر 1389 0:0
تعداد بازدید : 156

سيد نظام موسوي : سفر رهبري به قم نماد انسجام اركان اجتهادي نظام است

خبرگزاري فارس: مديرمسئول روزنامه جوان با بيان اينكه سفر مقام معظم رهبري به قم نماد انسجام اركان فقهي و اجتهادي نظام است، گفت: اين سفر نشانگر تعامل ايشان با حوزه علميه به عنوان مبناي فقهي و اعتقادي نظام است. سيدنظام الدين موسوي، در گفت وگو با خبرنگار سياسي باشگاه خبري فارس «توانا»، در خصوص سفر مقام معظم رهبري به قم، اظهار داشت: شهر مقدس قم به دليل وجود بارگاه ملكوتي حضرت معصومه «سلام الله عليها» و اينكه به عنوان ديرينه ترين شهر مذهبي ايران شناخته شده، همواره مورد توجه مردم است. وي تصريح كرد: حوزه علميه قم از ساليان متمادي به عنوان مركز علمي و فقهي جهان تشيع شناخته شده و چشمه جوشاني است كه انقلاب از آنجا شروع شد. مدير مسئول روزنامه جوان با عنوان اينكه، قم پايگاه انقلاب اسلامي است، تصريح كرد: اين شهر از سال 1341به واسطه وجود مراجع و امام (ره) در قم و بصيرت مردم قم، نقطه شروع انقلاب بود. وي ادامه داد: در سال 1342 و ماجراي 15 خرداد و بعد از آن، مراجع و مردم قم نقش حياتي ايفا كرده و در 19 دي 56 نيز كه تجديد حيات انقلاب اسلامي در دوره قبل از انقلاب 57 است، حركت از قم شروع شد. اين كارشناس مسائل سياسي با يادآوري چهلم هايي كه بعد از 19 دي در تبريز و شهرهاي ديگر گرفته شد، گفت: ادامه اين حركت، منجر به پيروزي انقلاب اسلامي در سال 1357 شد. وي با اشاره به نقش قم در دوران بعد از انقلاب، تصريح كرد: نقش قم در دوران بعد از انقلاب به لحاظ سياسي و اعتقادي كم نشده و مردم و حوزه علميه اين شهر همواره پيش قراول در صحنه هاي مختلف بوده اند. موسوي با اشاره به اينكه جوشش دفاع از مباني انقلاب از قم شروع شده، اظهار داشت: نظام جمهوري اسلامي و رهبران آن به دليل اهميت اين شهر به آن به ديد مركز ثقل تحولات نگاه مي كنند و از اين منظر نيز مقام معظم رهبري عنايت ويژه اي به اين شهر دارند. وي با اشاره به سفرهاي غيررسمي كه رهبري همواره به قم دارند، افزود: ارتباط معنوي گسترده اي بين ايشان و قم وجود دارد كه اين رويه بين مقام معظم رهبري و مراجع قم، متقابل است. اين روزنامه نگار گفت: فاصله جغرافيايي بين قم و تهران زياد نيست ولي اين سفر نمادي براي نشان دادن انسجام اركان فقهي و اجتهادي نظام است. وي با اشاره به اينكه بخش عمده سفر رهبري به قم غير از ديدار با مردم و نخبگان، مشهود بودن تعامل ايشان با حوزه علميه به عنوان مبناي فقهي و اعتقادي نظام است، اظهار داشت: با توجه به مطالبي كه رهبري در خصوص تحول در حوزه هاي علميه مطرح كرده اند، اين سفر منشأ بركات زيادي خواهد بود. اين كارشناس مسائل سياسي با اشاره به فرمايش امام (ره) كه فرموده اند «فقه برنامه زندگي انسان ها از مهد تا مرگ است»، ادامه داد: جوشش و حركت در بستر زمان در حوزه هاي علميه و شهر قم اتفاق مي افتد و حضور رهبر در اين شهر به نوعي پمپاژ انرژي و روحيه به حوزه هاي علميه است. وي با عنوان اينكه القا فاصله بين رهبري و مرجعيت از القاهاي دشمن است، گفت: هميشه در طول تاريخ تفاوت سليقه بين علما وجود داشته همانگونه كه بين دو استاد دانشگاه در يك زمينه علمي و در حوزه مشخصي تفاوت نگاه وجود دارد. موسوي با يادآوري اينكه تفاوت نگاه، به معناي تخاصم و اختلاف نيست، اظهار داشت: افلاطون، استاد ارسطو بود اما بين اين دو نگرش فلسفي آنها فاصله زيادي وجود داشت. وي تأكيد كرد: طرح سؤال و اجتهاد، سنتي شيعي است و ديدگاه شيعه ديدگاه دُگم (dogm) و راكتي نيست و اجتهاد شيعه ايجاب مي كند كه مسائل و مطالب مختلفي در حوزه مطرح شود. اين روزنامه نگار با تشريح مفهوم طلبگي گفت: در بحث طلبگي، وقتي افراد بر روي موضوعي مباحثه مي كنند امكان دارد كه نسبت به هم برخورد تندي نيز داشته باشند كه اين مباحث به مسائل شخصي ارتباطي ندارد و صرفا در حوزه طلبگي است. وي با اشاره به اينكه رابطه بين ولي فقيه و حوزه هاي علميه متفاوت از رابطه بين طلبگي و اجتهاد است، اظهار داشت: ولي فقيه شأن اجتهادي دارد و جايگاه رهبري مرجعيت است كه به طور طبيعي ممكن است نظر رهبري با يك مرجع در موضوعي متفاوت باشد. اين كارشناس مسائل سياسي با عنوان اينكه نظرات مراجع در قم در موضوعات واحد، يكسان نيست، يادآوري كرد: اگر نظر همه مراجع مثل هم بود نيازي به تعدد مراجع نبود ولي در فقه، قاطبه فقهاي شيعه معتقدند كه در امور حكومتي نظر ولي فقيه تعيين كننده بوده و جايگاهش تنها اجتهاد و مرجعيت نيست. وي با عنوان اينكه عموم مراجع در مسائل سياسي و اجتهادي خود را ملزم به تبعيت از ولي فقيه مي دانند، گفت: اين رويه در طول تاريخ تشيع هميشه وجود داشته و در دوره حضرت امام(ره) نيز علي رغم وجود مراجع مختلف از جمله حضرات آيات گلپايگاني، مرعشي، اراكي كه رساله نيز داشته اند ولي در مسائل سياسي و حكومتي از امام (ره) تبعيت مي كردند؛ هر چند در مسائل فقهي ممكن بود كه نظر آنها با امام(ره) يكي نباشد. موسوي با تصريح اينكه در شرايط كنوني نسبت قاطبه مراجع تقليد با ولي فقيه، نسبت تبعيت است، تصريح كرد: هر چند ممكن است علي رغم پيروي از ولي فقيه در مسائل فقهي با هم اختلاف داشته باشند. وي افزود: در مدت 20 ساله رهبري آيت الله خامنه اي، رسانه هاي بيگانه بارها تلاش كرده اند القا كنند بين رهبري و مرجعيت تقليد اختلاف وجود دارد كه بخش عمده اين مسائل دروغ و القا بوده است. اين كارشناس مسائل سياسي با بازگشت به سال 1373 و فوت آيت الله اراكي كه در آن سال اتفاق افتاد، اظهار داشت: در آن سال جامعه مدرسين حوزه علميه قم، هفت نفر را به عنوان كساني كه در رديف مرجعيت هستند اعلام كرد كه يكي از آنها مقام معظم رهبري بود. وي با يادآوري فضاي ايجاد شده در آن مقطع توسط رسانه هاي بيگانه، گفت: در آن برهه رسانه هاي خارجي مدعي شدند كه در ايران، جنگ مرجعيت وجود دارد كه آيت الله خامنه اي در آن مقطع، هوشمندانه تصريح كردند كه هيچ جنگي نيست و در حوزه هاي علميه، 50 نفر در آستانه مجتهد شدن هستند و اين اختلاف نيست بلكه سنتي شيعي است. اين روزنامه نگار با اشاره به اقدام هوشمندانه رهبري كه فرمودند در داخل كشور به احترام ساير مراجع رساله نمي دهم، اظهار داشت: اين اقدام، اوج درايت و بصيرت رهبر انقلاب را مي رساند. وي با عنوان اينكه مراجع همواره پشت سر ولايت فقيه بوده اند، افزود: بسياري از مراجعي كه حتي به لحاظ سن از رهبري بزرگتر هستند از ايشان حمايت مي كنند و شخصيتي مثل آيت الله اراكي كه در اوايل رهبري آيت الله خامنه اي حيات داشت، همواره از شأن ولايت و رهبري دفاع مي كرد. موسوي ادامه داد: آيت الله گلپايگاني در دوره حيات خود، مدام از رهبري آيت الله خامنه اي حمايت مي كرد و نيز حضرت آيت الله بهجت و بهاءالدين خود را ملزم به دفاع از شأن ولايت فقيه مي دانستند. وي تاكيد كرد: عمده مراجع كنوني در مسائل اجتماعي و سياسي از رهبري تبعيت دارند و بسيار عالم هستند. اين روزنامه نگار با تأكيد بر اينكه اولين شرط مرجعيت، حب مقام و دنيا نداشتن است، گفت: معدود مراجعي كه چه در زمان امام (ره) و چه در دوران رهبري آيت الله خامنه اي حب مقام دارند به دليل مشكلات سياسي و قدرت طلبي، با جمهوري اسلامي مخالفت دارند كه نمونه آنها آقايان منتظري و شريعتمداري هستند. وي در خصوص شريعتمداري، گفت: وي در اوايل انقلاب حب رياست داشت و در مقابل امام(ره) قرار گرفت و از كودتاگران سلطنت طلب حمايت كرد. اين كارشناس مسائل سياسي با عنوان اينكه مشكل منتظري با آيت الله خامنه اي نبود، اظهار داشت: وي با امام (ره) مشكل داشت و منافقين در منتظري نفوذ كرده بودند و وي از لحاظ نفساني مشكل داشت و بعد از رحلت امام (ره) نيز از سر عناد با جمهوري اسلامي تا جايي پيش رفت كه رسما مورد حمايت اسرائيل قرار گرفت. وي با اعلام اينكه بايد در مرجعيت كسي كه مورد تاييد اسرائيل است شك كرد، تصريح كرد: قاطبه علما و مراجع در قم و نجف، بسيار بصير، زمان شناس و مصلحت سنج هستند و ولايت فقيه را به عنوان اصل مسلم شيعي پذيرفته اند و در امور سياسي، اجتماعي و فرهنگي از ولي فقيه تبعيت مي كنند. موسوي با اشاره به توطئه كساني كه در دوره صدام درصدد بودند اختلاف بين قم و نجف را مطرح كنند، گفت: آنها مطرح كردند كه آيت الله سيستاني در قالب مكتب نجف، خواستار جدايي دين از سياست است كه بعد مشخص شد وي در مسائل سياسي دخالت مي كند. وي با عنوان اينكه محال است كه مرجع شيعي نسبت به مسائل پيرامون خود بي تفاوت باشد، افزود: با وجود آنكه آيت الله سيستاني در ايران نيست ولي يكي از توصيه هاي جدي وي به شيعيان، حمايت و پيروي از آيت الله خامنه اي است.