Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 153094
تاریخ انتشار : 10 بهمن 1389 0:0
تعداد مشاهدات : 69

انقلاب اسلامي سبب اضمحلال نظام ماركسيسم در جهان شد

خبرگزاري فارس: رئيس فرهنگستان علوم اسلامي در مقاله اي با عنوان «گذري بر توفيق مديريتي «انقلاب اسلامي» در برابر استكبار» مي نويسد: نقش عمده انقلاب را مي توان منزوي ساختن و اضمحلال نظام ماركسيسم دانست. به گزارش خبرگزاري فارس از قم به نقل از پايگاه اطلاع رساني فرهنگستان علوم اسلامي، حجت الاسلام والمسلمين سيد محمد مهدي ميرباقري در اين مقاله اين سؤال را مطرح مي كند كه آيا مديريت «انقلاب اسلامي» تا كنون توانسته است به آرمان هاي خود جامه عمل بپوشاند و در پاسخ مي گويد «به اعتقاد ما، انقلاب اسلامي ايران در سطح مديريت كلان ـ چه در بعد سياسي و چه فرهنگي ـ كاملاً موفق بوده است، كه اشاره به مواردي روشن از اين موفقيت، ضروري است. وي در ادامه عنوان مي كند: آنچه اكنون به عنوان مهم ترين مانع در مقابل نظم نوين جهاني مطرح است چيزي جز حركت هاي مذهبي ـ آن هم از نوع اسلامي ـ نيست. اما آيا اين حركت عظيم مي تواند معلول واقعيتي جز انقلاب اسلامي باشد؟ آيا اگر امروز شاهد ايجاد گرايشات جديد سياسي و ميل به زندگي بر اساس مذهب هستيم، جز در پرتو چنين حركتي الهي قابل تفسير است؟ رئيس فرهنگستان علوم اسلامي در ادامه مي نويسد: شاهد ديگر در موفقيت مديريت كلان انقلاب اسلامي در عرصه جهاني، عامليت مؤثر اين حركت در منزوي ساختن و اضمحلال نظام ماركسيسم است كه اگر نگوييم تنها عاملاست، اما قطعاً بايد آن را يكي از مهم ترين عوامل محسوب كنيم. اگر اندكي تأمل در قدرت نظام كمونيسم بين الملل در سال 1357 كنيم، در مي يابيم كه كشوري كوچك همچون كوبا ـ كه از اقمار چنين نظامي بود ـ به تنهايي در 17 كشور آفريقايي داراي پايگاه و نيروي نظامي بود، اما ديديم كه پس از گذشت 10 سال از پيروزي انقلاب اسلامي به چه صورت طومار آن در هم پيچيد و شكست خورد. وي ادامه مي دهد: البته ممكن است برخي با ارائه تحليل مادي از اين شكست تاريخي، تمام علت را در بحران اقتصادي نظام كمونيسم جستجو كنند؛ اما چنين تحليلي قطعاً صحيح نيست. روشن است كه با اين وصف، ديگر كسي جرأت طرح اين ادعا را نخواهد داشت كه «دين افيون توده هاست»! در حقيقت، بزرگ ترين حركت تاريخي معاصر، در دامان پر فيض ديانت، نضج گرفت، رشد كرد و به بلوغ رسيد. ميرباقري يادآور مي شود: در بعد فرهنگي نيز با وجود آنكه امروز برخي انقلاب اسلامي را همواره مورد تهاجم فرهنگي دشمن دانسته و هيچ تحرك فرهنگي براي آن قائل نيستند، مي توان ادعا كرد كه نخستين هجمه فرهنگي را انقلاب ما بر عليه نظام فرهنگي خصم آغاز، سازماندهي و انفعال شديدي براي دشمنان ايجاد كرد. وي با اشاره به آغاز حركت هاي اسلامي در لبنان و فلسطين در دودهه اخير بيان مي كند: اگر امروز شاهد عمليات انتحاري جوانان مسلمان لبنان و فلسطين بر عليه زورمداران آمريكايي و يا غاصبان صهيونيست هستيم، از بركت حركت فرهنگي عميق انقلاب اسلامي بوده است كه از اين انسان ها افرادي سلحشور ساخت. رئيس فرهنگستان علوم اسلامي با بيان اينكه غالب ابزار تغيير فرهنگ اعم از ماهواره، تلويزيون، راديو، مطبوعات و... در اختيار سردمداران ملت هاي استكباري است؛ مي افزايد: اگر در تركيه و يا فرانسه، شاهد حضور دختران و زنان محجبه در اجتماع هستيم همگي حكايت از موفقيت مديريت فرهنگي انقلاب ما دارد. اگر مي توانيم با يك فتواي كوتاه، حكم ارتداد يكي از شهروندان اروپايي را صادر كرده و صدها هزار نفر از مسلمان اروپايي، پاكستاني و هندي را به خيابان ها بكشانيم، ناشي از قدرت ايجاد حادثه فرهنگي انقلاب ما است كه توانست نظام دموكراسي فرهنگ غرب را ، به چالش بكشاند. وي در بخش ديگري از اين مقاله مي نويسد: بنابراين، در سطح كلان، انقلاب ما قادر به ايجاد بحران در جهان استكبار بوده است كه مي توان از آن به «مديريت ايجاد بحران» ياد كرد. ممكن است كساني قدرت مديريت انقلاب را تنها در «مديريت بحران» خلاصه كنند كه توانسته است از عهده پاسخگويي به حوادث ايجاد شده از سوي دشمن برآيد، اما به اعتقاد ما نه تنها چنين است، بلكه توانسته است براي دشمن، ايجاد حادثه كرده و آنها را به انزوا و انفعال بكشاند؛ همان گونه كه در حمله آمريكا به عراق شاهد اعمال مديريت رواني و پرورشي دشمن براي ايجاد رعب در يك ملت، به عنوان مهم ترين ابزار سلطه بوديم، ولي در مقابل، جامعه ما بود كه با تسخير لانه جاسوسي آمريكا امكان اعمال چنين مديريتي را بر عليه دشمن داشت و توانست با فضل الهي، ابهت پوشالي استكبار را شكسته و او را از ابزار مهم سلطه ـ كه همان ايجاد رعب است ـ خلع سلاح كند. ميرباقري در ادامه اذعان مي كند: البته اين واقعيت را نيز بايد پذيرفت كه سران استكبار در اعتقادشان نسبت به دنياي مادي سست نمي شوند واگر در طراحي موفق يك معادله شكست خوردند، با سماجت به آسيب شناسي آن پرداخته و طرحي نو مي سازند تا در نهايت بتوانند به اهداف خود جامه عمل بپوشانند. شايد يكي از مصاديق بارز اين نوع برخورد دشمن را بتوان در مسئله لانه جاسوسي و شكست دشمن از اين ناحيه و سپس آسيب شناسي و طراحي برنامه اي ديگر در قالب جنگ خليج فارس و گسترش كم نظير سلطه خود بر منطقه دانست. وي در پايان به معضلات نظام اشاره كرده و بيان مي دارد: علت اساسي معضلات موجود ما در اداره جامعه، «التقاط» است؛ بدين معنا كه در دوران گذشته، با گرايش به افكار قديمي درصدد تفسير از دين و انطباق آن بر چنين افكاري، از اداره جامعه بشري عاجز بوديم، اما در دوران كنوني، از آن چاله به چاه ويلِ داده هاي علمي بشر افتاده و با تلفيق نامتلائم آنها با دين، در صدد علمي كردن دين بر آمده ايم؛ بدين اميد كه قدرت اداره موجود در علوم بشري را به قداست نظام ارزشي خود ضميمه كرده و معجوني را به عنوان اسلام انقلابي يا اسلام علمي و دموكراتيك، به جامعه بشري عرضه كنيم؛ غافل از آن كه چنين ديني اگر هم توان اداره داشته باشد، محصولي جز همان نتايج حاصل از نظام اجتماعي مادي را عرضه نخواهد كرد. رئيس فرهنگستان علوم اسلامي مي نويسد: تنها راه چاره را بايد در تولي كامل نسبت به دين مبين اسلام جستجو كرد؛ دين به مثابه ريسماني بين خالق و مخلوق است كه به قدر تولي و اعتصام به آن مي توان از نور آن استفاده كرد و ظلمات حاصل از بدعت ها، قياسات و انحرافات روحي، فكري و عملي را زائل ساخت. هر چند كه همين كتاب مبين، براي عده اي كه معرفت ديني را از راه «تولي» نسبت به اولياء نور طالب نيستند، در حكم سم مهلكي است كه خسران دنيا و آخرت را نصيب ايشان مي كند و براي كساني كه با تمسك به ولايت، به غور در بحر عميق «كلام الله» پرداخته اند نور مبيني است كه همواره ايشان را در شناخت سره از ناسره راهنما است.