Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 153311
تاریخ انتشار : 17 بهمن 1389 0:0
تعداد مشاهدات : 10

تحول خواهي اسلامي با پشتوانه فرهنگ بومي- بررسي تحولات همه جانبه درسه دهه تلاش انقلابي (بخش دوم)

گاليا توانگر

گاليا توانگر نخستين اثر فرهنگي انقلاب احياء اسلام و مطرح كردن آن در دنيا به عنوان يك مكتب حيات بخش بود. يكي از راهبردهاي اصلي رژيم پهلوي، اسلام زدايي ازساحت سياست، اقتصاد و فرهنگ بوده است. انقلاب اسلامي برپايه فرهنگ ديني و با هدف حاكميت ارزش هاي اسلامي و انساني شكل گرفت و يك انقلاب ارزشي محسوب مي شود. تحول درارزش ها از مهم ترين آرمان هاي انقلاب اسلامي است كه در بند اول اصل سوم قانون اساسي به عنوان يكي از اهداف اصلي دولت جمهوري اسلامي برشمرده شده است و دولت وظيفه دارد همه امكانات خود را براي ايجاد محيط مساعد براي رشد فضايل اخلاقي بر اساس ايمان و تقوا و مبارزه با كليه مظاهر فساد و تباهي به كار گيرد. مقايسه وضعيت كشور از لحاظ فرهنگي و اخلاقي با قبل از انقلاب بيانگر پيشرفت زيادي است كه انقلاب اسلامي درترويج اخلاق و آموزه هاي ديني داشته است. امروز دربرخي شبهه افكني ها آنچه موجب شده كه نقش انقلاب اسلامي درترويج اخلاق و آموزه هاي ديني ناديده گرفته شود، وجود پاره اي ازمفاسد اخلاقي و معضلات فرهنگي دركشور است كه تهاجم فرهنگي و تبليغات منفي استكبارجهاني و برخي بزرگنمايي ها، به آن دامن زده و پيشرفت هاي به دست آمده را تحت الشعاع خويش قرار داده است. استكبار تلاش مي كند اين طور بنماياند كه انقلاب اسلامي هيچ نقشي درترويج اخلاق در آموزه هاي ديني نداشته است. البته كسي منكر نواقص ومشكلات فرهنگي موجود در جامعه نيست و هيچگاه وضعيت فعلي كشور را وضعيت آرماني و مطلوب نمي داند، اما اين به معناي ناديده گرفتن پيشرفت هاي كشور در زمينه هاي فرهنگي نيست و نبايد پيشرفت هاي به دست آمده درپرتو انقلاب اسلامي را در زمينه هاي فرهنگي ناديده گرفت. تحول دربازار نشر كشور قبل از انقلاب جامعه و در رأس همه دولت، توجه جدي به كتاب و رفع مشكل آن نمي كرد. از آن جا كه فقط 45 درصد مردم باسواد بودند، طبيعي بود كه ميزان مطالعه درحد بسيار پاييني باشد. توليد و نشر كتاب بسيار محدود بود. تعداد ناشران درسال 1355 به رقم 127 ناشر در تهران و 56 ناشر در شهرستان ها مي رسيد. تعداد كتابخانه هاي عمومي دركشور قبل از انقلاب اسلامي 29واحد بوده است. حجت الاسلام والمسلمين سيد كاظم شمس مدير مسئول بوستان كتاب دفتر تبليغات اسلامي قم مي گويد:«چون انقلاب ما يك انقلاب فرهنگي بود، تحولي در ديدگاه مردم ايجاد كرد. در فرمايش امام (ره) بارها و بارها بيان شد، دست خدا بود كه اين دوران را اينگونه شكل داد. دراوايل انقلاب تفكرات غالب تفكرات چپ بود. اسلام توانست بعد از 14قرن وارد همه عرصه هاي جامعه شود و انقلاب اسلامي درمنطقه خاورميانه كه يك منطقه حساس به شمار مي آيد، شكوفايي پيدا كند. امام (ره)در سخنراني 26بهمن 57 صراحتاً به شكاف برداشتن چهارده كنگره قصر كسري اشاره كرده و بعيد ندانستند كه آن 14كنگره فروريخته گواه آن بوده كه 14 قرن بعد دوباره انقلابي اسلامي ظهور پيدا خواهد كرد و باعث صدور پيام فرهنگي اسلام به جهان مي شود.» وي ادامه داد: «ظهور انقلاب اسلامي باعث شد وحدت دربين آحاد ملت شكل بگيرد و با رهبري الهي امام (ره) و عنايت خداوند و نيز به كمك روحانيت توانستيم انقلاب را شكل بدهيم. امروز دغدغه فرهنگي ما صدور پيام انقلاب به ساير كشورهاست. صدور انقلاب را مغرضانه به ايجاد اغتشاش در ساير كشورها تعبير كرده اند، درحالي كه منظور ما صدور پيام فرهنگي انقلاب است، نه اين كه به شيوه هاي فيزيكي انقلاب را صادر كنيم. اين يك واقعيت است كه مردم غرب از تفكر سرمايه داري و مادي گرايي به ستوه آمده اند، لذا با اشتياق جذب پيام فرهنگي انقلاب مي شوند. در زمان شكل گيري انقلاب نيز مردم به تفكرات چپي و وارداتي پشت پا زدند. امام (ره)نيز درنامه به گورباچف اشاره كردند كه راه نجات بشر اين چنين است. ما براين باوريم كه ملت ما با انقلاب درخود تحولي ايجاد كردند وآماده پذيرش منجي بزرگ حضرت مهدي (عج) مي شوند.» حجت الاسلام والمسلمين شمس با اشاره به ترور گسترده شخصيت ها در اوايل انقلاب و تأكيد بر اين كه اگر آن انديشمندان دراين زمان بودند، مطمئناً مسير تحولات همه جانبه كشور روندي پرشتاب تر و عميق تر پيدا مي كرد، مي گويد: «درحوزه كتاب كه يكي از زيرشاخه هاي اصلي توسعه فرهنگي كشور محسوب مي شود، رشد بسيار چشمگيري داشته ايم. دراوايل انقلاب (سال 57) براي جمعيت 25 ميليوني تنها 1200 عنوان كتاب درسال چاپ مي شد، اين درحالي است كه امروز ساليانه 60هزار عنوان كتاب چاپ مي شود. كيفيت آثار هم به هيچ عنوان قابل قياس با گذشته نيست. البته انتظار بازهم بيش از اين هاست و بايد در زمينه انتشار كتاب هاي مرجع كه تبيين كننده فرهنگ بومي و اسلامي براي جهان امروز است، گام هاي بلندتري برداريم.» تقويت تحليل هاي فرهنگي از چگونگي شكل گيري انقلاب اسلامي به پديده انقلاب اسلامي بيشتر نگاه سياسي داشته ايم، درحالي كه شالوده انقلاب حول محور فرهنگ بنا نهاده شد. حسين همازاده عضو اتحاديه امت واحده توضيح مي دهد: «حتي در فتنه 88 نيز بيشتر به تحليل هاي سياسي پرداخته شد، درحالي كه همه تلاش دشمن طي اين سي و دو سال وحتي در فتنه 88 براين بود كه به بدنه اجتماعي و فرهنگي ملت ضربه بزند.» وي با اشاره به فراز و نشيب هاي سال هاي ابتدايي انقلاب مي گويد: «در دهه اول انقلاب جنگ را پشت سرگذاشتيم. درفضاي دفاع مقدس همه سليقه ها به سمت ساده زيستي گرايش داشت. تجمل گرايي دردهه 60 يك پديده منفور بود، به طوري كه حتي سرمايه دارها هم درچنين فضايي ساده زيستي درپيش گرفتند. بعد از دولت سازندگي اين فضا شكسته شد. رئيس جمهور وقت صراحتاً طي سخناني بازگو كرد براي توسعه كشور نيازمند توسعه مصرف درداخل هستيم! به اين ترتيب در دهه 70 فرهنگ كشور به سمت مصرف گرايي سوق پيدا كرد. بنده معتقدم ريشه فتنه 88 در دهه 70 شكل گرفت.» همازاده معتقد است با برخورد سطحي و بخشنامه اي نمي توانيم يك شبه محتواي علوم انساني را كه زيرساخت فرهنگ است، تغيير دهيم. وي مي گويد:«بايد بحث آزاد انديشي را درحوزه سياست و فرهنگ تقويت كنيم. اعتقاد ما براين است كه منطق ما منطق برتر است، پس هراسي از بيان انديشه هاي خود نداريم و اگر بسته عمل كنيم ممكن است برخي از نخبگان به حاشيه بروند. محور اصلي تقويت آزاد انديشي فرهنگي جنبش دانشجويي است. ما بايد در اين زمينه بيشتر كار كنيم، چون يكي از انشعابات اصلي شكوفايي فرهنگي خواهد بود. در تضادها و چالش ها اتفاقاً تفكر انقلابي بيشتر رشد مي كند و مي درخشد.» وي به نقص تبليغات در زمينه صدور پيام انقلاب اشاره كرده مي گويد:«نبايد درصدورپيام انقلاب محافظه كاري داشته باشيم. اين روند فعاليت ها بايد از فضاي دولتي خارج شده و برعهده جماعت نخبه و حزب ا... گذاشته شود تا خودشان با تشكيل هسته فكري در تعامل با ساير ملت ها پيام اصلي انقلاب را ابلاغ كنند. نمونه اين حركت هاي مردمي و سازنده فرستادن كاروان غزه به سمت لبنان بود. يك حركت كاملاً مردمي كه آثار پرباري داشت.» انقلاب و موج تحول خواهي پس از انقلاب تحول خواهي به يك خواست عمومي تبديل شده است، درحالي كه زمان طاغوت تحول به معناي وابسته شدن بود. صنايع، فرهنگ، ورزش، هنر و كشاورزي ايران وابسته بود. دانشگاه ها به مركز رشد نيروهاي موثر براي تحقق اهداف آمريكا و شوروي سابق تبديل شده و غربي و شرقي مآبي افتخار بود. حجت الاسلام والمسلمين عليرضا يحيايي پژوهشگر مي گويد:«تحول خواهي ايراني پس از انقلاب به طرف خودباوري تغيير جهت داد وگذشت سه دهه از پيروزي انقلاب اسلامي ايران در زمره كشورهايي است كه به سرعت درحال رشد و توسعه است. جوان ايراني اينك به فتح قله هاي علمي يا فناوري جهان مي انديشد و شعار ما مي توانيم سال هاست كه درعرصه هاي مختلف اثبات شده است.» وي پيرامون تحول فرهنگي و اخلاقي شگرف درنسل جوان مي گويد:«جوانان انقلابي به عنوان بخش هاي فعال جامعه، درتمام رويدادهاي انقلاب اسلامي حضوري چشمگير داشته و انقلاب اسلامي از اين جوانان، نسلي مسئوليت پذير، سرشار از ايمان و خودباور ساخت كه درصحنه ها و نهادهاي مختلف جامعه، مشاركتي سازنده دارند. اين جوانان مومن و با اخلاص بودند كه صحنه هاي هشت سال دفاع سلحشورانه را در برابر تجاوز رژيم بعث عراق كه با حمايت گسترده دولت هاي غربي صورت گرفت، آفريدند.» وي پيرامون رشد مطبوعات و نشريات درسال هاي پس از انقلاب اسلامي توضيح مي دهد:«پيروزي انقلاب اسلامي فصلي تازه را درحيات 150ساله مطبوعات كشور گشود و مطبوعات را به لحاظ كمي و كيفي دچار تغييراتي مهم كرد. بررسي هاي به عمل آمده نشان مي دهد كه تعداد نشريات درسال هاي پس از انقلاب نسبت به پيش از انقلاب افزايش چشمگيري داشته است. حتي با آغاز جنگ اين روند تا حدودي تشديد شد به نحوي كه درسال 60 نشريات نوپا به 98 و درسال 61 به 93 و هم اينك درسال 89 به 3380 نشريه داراي مجوز و 2760نشريه درحال انتشار و فعال افزايش داشته است.» چالش هاي پيش روي تحولات فرهنگي حجت الاسلام كاظم شمس كارشناس فرهنگي با اشاره به انقلاب فرهنگي در دانشگاه ها توضيح مي دهد:«به نظر مي رسد به دليل اينكه اين بحث از دانشگاه شروع شده بود و معطوف به مسائل آموزشي بود، بيش از توجه به فرهنگ به بحث هاي آموزشي توجه شد. البته در بعد آموزشي هنوز در بخش تحول علوم انساني كارهاي زيادي بايد صورت گيرد. ارزيابي بنده براين است كه انقلاب آموزشي در دانشگاه ها گسترده تر و پررنگ تر از انقلاب فرهنگي صورت گرفت.» وي دو مورد را پيرامون چالش هاي پيش روي تحولات فرهنگي كشور متذكر مي شود و مي گويد:«اولاً بايد نقشه راه را درحركت هاي فرهنگي دقيقاً ترسيم كنيم. بايد پاسخي روشن بر اين سؤال نوشت كه بنا داريم در آينده درچه مسيري حركت كنيم؟ ثانياً وظايف دستگاه ها براي نيل به اين هدف به هيچ وجه تبيين نشده است. مجموعه مراكز فرهنگي به صورت يك منظومه با هم حركت نمي كنند. بايد نقشه راه كاملاً ترسيم شود و وظايف هر دستگاه در قبال حركت فرهنگي را تبيين كرد.» اين كارشناس مسائل فرهنگي معتقد است فرهنگ توجه ويژه اي به روح مردم دارد. وي مي گويد:«درامور پزشكي شايد يك پزشك به بيمارش نسخه اي را توصيه كند كه خودش آن را انجام نمي دهد، ولي درعرصه فرهنگي بايد مجريان خودشان عاملين شماره يك باشند، وگرنه توصيه هاي فرهنگي اثر خودش را نمي گذارد. ضمناً دركار فرهنگي اخلاص لازمه كار است. كاري كه مخلصانه صورت گيرد اثرگذار خواهد بود.» * منبع: روزنامه کیهان، یکشنبه 17بهمن 1389