Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 153312
تاریخ انتشار : 17 بهمن 1389 0:0
تعداد مشاهدات : 67

بازتاب انقلاب اسلامي بر جامعه مصر

پيرامون تاثيرات جهاني انقلاب اسلامي

حسين منصوري
پيرامون تاثيرات جهاني انقلاب اسلامي حسين منصوري پيروزي انقلاب اسلامي ملت ايران به رهبري امام خميني(ره)، يکي از مهمترين تحولات جهاني و منطقه در قرن بيستم به حساب مي آيد. ماهيت ايدئولوژيک و هويت اسلامي انقلاب ايران باعث شد تا نظام برگرفته از آن داراي ويژگي هاي خاص و منحصر به فردي باشد که در ابعاد بين المللي، از ديگر انقلابها و نظامهاي سياسي جهان متمايز و تاثيرگذاري آن نيز بر ديگر ملل جهان بويژه مردم مسلمان منطقه از يک سو و نيز بر سياستهاي نظام سلطه جهاني از سوي ديگر، کاملاً چشمگير باشد. در خصوص تاثيرات جهاني انقلاب اسلامي در نوشتار قبل پيرامون تاثيرات انقلاب اسلامي بر افزايش موج اسلام گرايي در مصر به بحث پرداختيم. اينک ادامه بحث: از نشانه ها و واقعيت هاي بارز و انکارناپذير جامعه مصر، استعداد و شايستگي مردم اين کشور در همفکري و همبستگي با جنبش هاي اسلامي است. اين امر شايد به دليل سرشت مردم مصر باشد که به دليل داشتن پيوند عاطفي شديد با اسلام با جنبش هاي اسلامي همصدا و همراه مي شوند. از سوي ديگر وجود دانشگاه الازهر با چندصدسال سابقه درخشان تاريخي و نقش آن در امر آموزش و تربيت کادرهاي اسلامي و اعزام مبلغان مذهبي به کشورهاي مختلف و پذيرش دانشجويان و داوطلبان تحصيل معارف از سراسر جهان اهميت و نقش و تاثيرپذيري اين کشور را در جهان اسلام و جهان دو چندان کرده است. انقلاب اسلامي در ايران زماني رخ داد که در جامعه مصر يک نوع بازگشت به اسلام شکل گرفته بود. مي توان گفت اين بازگشت به دنبال شکست مصر از اسرائيل آغاز شده بود و ملت مصر آماده پذيرش هر گونه افکار انقلابي اسلامي بود. با وجود مراقبت ها و نظارت هاي شديد ماموران دولتي، هر روز در اين کشورحادثه جديدي رخ مي داد و تحرکات طبقات مختلف مردم عليه حکومت افزايش مي يافت، به طوري که در اوايل پيروزي انقلاب در مصر اين پرسش مطرح بود که آيا ممکن است آنچه که در ايران به رهبري روحانيت اسلام به وقوع پيوست در مصر رخ بدهد؟ برخورد ملت و جامعه مصر در مجموع با انقلاب اسلامي ايران برخوردي مثبت بود. هر چند که در گوشه و کنار براي تحقير انقلاب ايران از لفظ احياي شعوبيه توسط يک کشور عجم به کار برده مي شد ليکن شواهد نشان دهنده آن است که اکثريت، انقلاب اسلامي ايران را يک انقلاب اسلامي و نه يک پديده شيعي مي دانستند و آن برخوردها براي خنثي کردن تاثير انقلاب اسلامي ايران از طرف مخالفان انقلاب بوده است(1). اولين واکنشها نسبت به انقلاب اسلامي ايران به وسيله جماعت اخوان المسلمين صورت گرفت. اين جماعت طي اعلاميه اي در سال 1979 انقلاب اسلامي ايران را مورد ستايش و انقلاب ايران را بدين گونه مورد تائيد قرار دادند؛ روحي که پشت انقلاب اسلامي ايران بوده شبيه همان روحي بود که مسلمانان اوليه را به اسلام هدايت کرد. همچنين اعلام کردند که هيچ جدايي بين دين و سياست در اسلام وجود ندارد و اسلام دين جامعي است که براي اين جهان و جهان ديگر قانون دارد و همه امور زندگي را سامان مي بخشد(2). فشارهاي وارده از طرف دولت مصر موجب گرديد که گروه جماعت المسلمين پس از انقلاب اسلامي ايران، به فعاليت هاي زيرزميني روي آورد. اين جماعت ضمن الگو قرار دادن انقلاب اسلامي ايران تغييراتي در استراتژي هاي خود ايجاد کرده خواستارايجاد خيزش هاي مردمي در دانشگاهها و خيابان ها شدند، ليکن نقطه ضعف اين گروه آن بود که نتوانست توده هاي مردمي را با خود همراه کند و در عمل ناکام ماند. الجهاد نيز يکي از جنبش هاي راديکال و پرطرفدار در مصر بوده که در اکتبر 1981 انور سادات رئيس جمهور مصر توسط يکي از اعضاي اين گروه به نام سرگرد خالد استامبولي ترور شد. عده اي بر اين عقيده اند که بيشترين تاثير انقلاب اسلامي بر گروههاي مصري بر جنبش الجهاد بوده است و آنان در جهت الگو قرار دادن انقلاب ايران تلاش مي کرده اند. اين گروه معتقد به مبارزات مسلحانه براي رسيدن به اهداف خود بودند و رهبران اين جنبش با تحليل انقلاب ايران و نحوه پيروزي آن براي پيروزي در مصر برنامه ريزي کرده بودند. عبود الزمر يکي از رهبران اين جنبش معتقد بود که بايد مبارزه مسلحانه باشد و دولت نمي تواند با اتکا به نيروهاي مسلح در مقابل مبارزات مسلحانه و قيامهاي وسيع مردمي مقاومت کند. وي به انقلاب ايران استناد مي کرد و معتقد بود که نيروهاي مسلح دولتي کم کم به جمع مردم خواهند پيوست و در بين صفوف آنها شکست ايجاد خواهد شد. نيروهاي الجهاد نحوه پيروزي انقلاب ايران را به خوبي بررسي کرده و آثار مبارزان ايراني را مطالعه مي کردند، به طوري که در زمان دستگيري آنان از جمله وسايلي که توسط نيروهاي دولتي ضبط شد، خلاصه يادداشتهايي از کتاب حکومت اسلامي امام خميني (ره) و خلاصه هاي دست نويسي درباره انقلاب ايران و کتابهاي دکتر شريعتي بود(3). دولت مصر نيز اين وسايل را دستاويز قرار داده و دولت ايران را متهم به دخالت در امور داخلي مصر و ايجاد تشنج در اين کشور نمود.نشريات و مطبوعات ايران هر روز به انتشار اخبار عمليات گروههاي مصري مي پرداختند و عمليات آنان را مورد ستايش و تائيد قرار مي دادند و حتي نام شهداي آنان هم از طرف دولت جمهوري اسلامي بر خيابانهاي ايران گذاشته شد. همچنين رهبران و مسئولين انقلاب اسلامي نيز عمليات و اقدامات آنان را مورد تائيد قرار مي دادند. به عنوان مثال امام خميني (ره) در پيامي در فروردين 58 خطاب به ملتهاي مصر و ايران خواستار قيام مردم مصر عليه حکومت انور سادات شدند. در اين پيام خطاب به مردم مصر آمده است که بايد براي برقراري حکومت اسلامي به پا خيزند و انور سادات را از کشور خود بيرون برانند. اين اولين موضع گيري رسمي دولت انقلابي ايران بود که در آن صريحا سرنگوني حکومت انور سادات خواسته شده بود. پي نوشتها: 1- علي منتظمي، پي آوردهاي انقلاب اسلامي ايران در مصر، صص24-49 . 2- سيد جواد موسوي، علل تيرگي روابط ايران و مصر بعد از انقلاب اسلامي، ص 89 3- عبدالوهاب فراقي، انقلاب اسلامي و بازتاب آن، صص74-75 منبع: دكتر منوچهر محمدي، بازتاب جهاني انقلاب اسلامي، 277-273 * منبع: روزنامه رسالت، یکشنبه 17بهمن 1389