Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 153545
تاریخ انتشار : 20 بهمن 1389 0:0
تعداد مشاهدات : 12

انقلاب اسلامي انقلاب ارزش ها و اصول

فتح ا... آملي
فتح ا... آملي سي و دو سال از سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي مي گذرد. در طي اين 3 دهه كشور عزيزمان ايران و نيز انقلاب بي بديل ملت قهرمانش تحولات رنگارنگي را پشت سرگذاشت. بررسي آنچه كه پيش از پيروزي انقلاب زمينه ساز وقوع آن شد و آنچه كه پس از آن موجبات تداوم آن را تا امروز به وجود آورد و آنچه كه مي تواند روح و جان حاكم بر آن را زنده نگه دارد، همه و همه نيازمند بررسي و واكاوي و مرور است. گذرا و مختصر به چند نكته كوتاه اشاره مي كنم: 1ـ انقلاب مديون هيچ حزب و گروه و دسته اي نيست. اين سخن بدين مفهوم نيست كه گروه ها و احزاب و حتي چهره هاي سياسي در اين نهضت هيچ نقشي ايفا نكردند و نيز اين سخن به مفهوم قدرناشناسي نسبت به عملكرد آنان نيست بلكه حرف و سخن بر سر اين است كه آنچه در سال 57 اتفاق افتاد و به نابودي رژيم شاهنشاهي انجاميد، حتي اگر خواسته همه گروه ها و احزاب هم بود، كه بود، اما محصول انديشه و عملكرد و هدف گذاري آنان به حساب نمي آيد. انقلاب اسلامي را اما بيش از هرچيز تنها مي توان مديون 2 عامل دانست. نخست مردم و فداكاري و جانفشاني و ايثار و يكپارچگي و وحدت كلمه همه آنان كه بر عليه ظلم و استبداد و فساد و وابستگي و اختناق قيام كردند و نيز مرهون امام خميني كه به حركت مردم مسير و جهت داد. 2ـ انقلاب اسلامي تنها تغيير رژيم نبود. اين سخن به اين معنا نيست كه انقلاب حاكميت جديدي ايجاد نكرد كه سخن لغوي است. اما انقلاب، داعيه دار تعريف و معرفت جديدي از حكومت و قدرت بود. اينكه يك حكومت نه بر خواسته ها و اهداف خويش كه بر پايه معنويت و احترام به فلسفه خلقت بشر و بخشيدن كرامت به انسان و در مسير اطاعت از خدا مهندسي تازه اي از اداره كشور و تولي گري مردمان يك سرزمين داشته باشد، يك اتفاق جديد بوده است. مشروعيت در اين حكومت، بندگي خداست و نه حفظ قدرت و حفظ نظام و حاكميت. اين مهندسي برخاسته از انديشه اي بود كه امام بارها و بارها بر آن تكيه كرده بود و تأكيد آن عزيز بر جمهوري اسلامي نه يك كلمه كم و نه يك كلمه زياد، دقيقاً بر همين اصل استوار بود: حكومت جمهوري اسلامي. قدر مسلم اگر يك حكومت و يك نظام، به صورت انتزاعي و مستقل شأني براي خود قائل نباشد و شأن خود را التزام به خدا و دين و اسلام و خدمت به بندگان خدا بداند از تمامي آفات انقلابها و حكومتها و حاكميتها كه با وجود همه ادعاهاي اوليه پس از رسيدن به قدرت، حفظ خود و حكومت و قدرت خود را به هر شكل و وجه و صورت، اصلي مقدم بر هر اصل ديگري مي دانند، به دور مي ماند. 3ـ انقلاب اسلامي مردمسالاري ديني بود. اين تعبير دقيقاً به اين معناست كه در آن، نظام مبتني بر دين و اسلام و ارزشهاي اسلامي است اما در آن مردم حق حاكميت و اظهارنظر و تحميل اراده جمعي را دارند. امام در نخستين سخنراني خويش در بهشت زهرا آنجا كه به تصميم مردم زمان گذشته به قبول حكومت هاي گذشته اشاره مي كند دقيقاً تصريح به همين اراده مردم در قبول حكومت و حق اظهارنظر نسلي مي كند. پس از انقلاب نيز شاهد آن بوده ايم كه امام برروي نظر و تصميم و اراده مردم چه حساسيتي داشت و عبارت معروف «ميزان رأي ملت است» كليدي ترين و تعيين كننده ترين عبارت در اين زمينه است. 4ـ انقلاب اسلامي، انقلاب وحدت كلمه بود. وحدت كلمه و لزوم حفظ وحدت كلمه نيز به عنوان يك اصل همواره مورد تأكيد امام بود. اتحاد داشتن، پرهيز از تفرقه و تشتّت، جلوگيري از دو دستگي و شكاف و شقاق اجتماعي و... هنر امام اين بود كه هرگز اجازه نمي داد كه اعضاي خانواده انقلاب و نظام دو دسته شوند. اشاره به چگونگي تشكيل جامعه روحانيون مبارز در كنار روحانيّت مبارز، پرهيز از هر حرف و سخن و موضعگيري كه موجبات سوءاستفاده و يا مصادره و يا برتري و رجحان يك گروه و جناح بر جناح و گروه ديگر شود (كه در همان زمان هم به نوعي همين بحث اصولگرايي و اصلاح طلبي با شمايل ديگري وجود داشت) اصرار بر به كارگيري و استفاده از تمام ظرفيت هاي موجود درون نظام براي نگه داشت آنان و ... همه و همه نشانگر همين اصرار او بر وحدت كلمه و اتحاد و پرهيز از شكاف و شقاق بود. از ابتداي پيروزي انقلاب تا به حال نيز تنها رمز حيات و ماندگاري نهضت و توفيق مقابله با تمام بحران ها و توطئه ها همين حمايت مردمي بوده است. همواره نه كمك خارجي، نه زور و تهديد، نه اسلحه و فشار و نه تهديد و ارتش و پليس و سركوب و نه... بلكه فقط و فقط هوشياري ملت و پشتوانه مردمي و وحدت كلمه و اتحاد مردم و حماسه حضور آنان بوده است كه به بحران هاي مختلف از حوادث ابتداي انقلاب گرفته تا همين اواخر، حوادث پس از انتخابات، پايان داد و زمينه هاي تثبيت نظام را فراهم كرد. 5ـ انقلاب اسلامي انقلاب مستضعفين بود. يعني همه آنها كه ضعيف نگه داشته شده بودند. و اين تعريف و تعبير، تنها در برگيرنده فقر و فقير نيست. همه آنها كه ضعيف نگه داشته شده و دچار ظلم اقتصادي يا اجتماعي يا سياسي يا فكري و... شده و بال هاي پرواز و رشدشان چيده شده بود. امام مخالفتي با ثروت و ثروتمندان نداشت. فتوايي دال بر حرمت مالكيت نداد. اما با حاكميت ثروت و تاثيرش بر قدرت همواره مقابله كرد و لذا همواره اصرار داشت كه مسئولين از طبقات مرفه جامعه نباشند تا درد فقر و محروميت را بفهمند و به فكر آنها باشند... در تعريف انقلاب اسلامي و اينكه انقلاب، چه بود و انقلابِ چه بود، مي توان فهرست بلند بالايي تهيه ديد كه به اين مختصر و به اين چند بند و شماره برشمرده شده محدود نمي شود. انقلاب اسلامي انقلاب استقلال ملي، نجات ملت از تحقير تاريخي، ايستادگي در برابر سلطه و وابستگي، آزاد كردن مردم از استبداد و حرمت گذاشتن به آزادي و كرامت انسان، ميل به پيشرفت و توسعه و رفاه ملي، مقابله با ظلم و جور و فشار و تهديد داخلي و خارجي و... و انقلاب اسلامي واجد مجموعه اي از ارزش ها و اصولي بوده است كه در قالب پيشرفته ترين قانون اساسي نظام هاي موجود جهان تدوين و به رأي گذاشته شده و به تصويب رسيده است و آنچه كه مي تواند اين انقلاب را همچنان پويا و زنده و پيشرو و حيات بخش نگاه دارد، احترام و اجراي كامل آن است كه اصول انقلاب و حكومت و نظام هم محسوب مي شود و اما رمز ماندگاري و تداوم انقلاب نيز همچون رمز پيروزي نهضت، وحدت كلمه و حفظ اتحاد همگاني، وحدت در انديشه و مكتب و باور ديني و انقلابي و ارزشهاي اسلامي، حفظ اتحاد ملي، پايداري در برابر نظام سلطه و حفظ استقلال، حركت در مسير پيشرفت اقتصادي و علمي و افزايش رفاه عمومي، احترام به آزادي، حفظ روحيه مقاومت و ايثار، وحدت در رهبري و خدمت بي منت و صادقانه به مردم و احترام به حقوق آحاد ملت و به ويژه حمايت از مستضعفين و محرومين است. * منبع: روزنامه اطلاعات، چهارشنبه 20بهمن 1389