Index
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 154557
تاریخ انتشار : 28 فروردین 1390 0:0
تعداد بازدید : 14

پيامدهاي منطقه اي و جهاني انقلاب اسلامي

علي مهدوي
علي مهدوي به دنبال وقوع و پيروزي انقلاب اسلامي ايران، يك فضاي در حال گسترش اصولگرايي اسلامي سراسر جهان اسلام را فراگرفت؛ تعدادي از حركتهاي اسلامي پديد آمدند و تعدادي ديگر كه از قبل وجود داشتند، اما منفعل بودند، فعال و انقلابي شدند. درباره بازتاب انقلاب اسلامي بر حركتهاي انقلابي در كشورهاي عربي، چنين مي توان گفت: "در لبنان كه بيش از هر كشور ديگري تحت تأثير انقلاب اسلامي قرار گرفته، جنبش هاي شيعي "امل"، "امل اسلامي" و "حزب اللّه " و گروه سني "جنبش توحيد اسلامي" تحت تأثير مستقيم انقلاب اسلامي پديد آمده يا فعال گرديدند. در عراق، فعاليت "حزب الدعوه اسلامي" كه از حمايت آيت اللّه سيدمحمد باقر صدر برخوردار بود، در اثر وقوع انقلاب اسلامي شدت گرفت. به علاوه در سال 1361 "مجلس اعلاي انقلاب اسلامي عراق" با هدف مبارزه با حكومت صدام پديد آمد و نقش انقلاب اسلامي در اين امر آشكار بود. در عربستان سعودي، وقوع انقلاب اسلامي انگيزه خوبي به اخوان المسلمين داد تا به رژيم سعودي حمله كنند. آنها چند ماه پس از پيروزي انقلاب ايران تحت رهبري جهيمان العتيبي مسجدالحرام را اشغال كردند. "سازمان انقلاب اسلامي در شبه جزيره عربستان" كه گروهي شيعي بود و رهبري شورش هاي عاشوراي 1979 در استان قطيف عربستان را برعهده داشت، نيز تحت تأثير انقلاب اسلامي رشد نمود. همچنين در بحرين، "جبهه اسلامي براي آزادي بحرين" كه به گفته حكومت بحرين به يك كودتاي نافرجام در 1981 دست زد و در كويت، يك جنبش اسلامي از جمله گروه "حزب اللّه كويت" به وجود آمدند. در دو كشور ديگر يعني قطر و امارات عربي متحده، حركتها سازماندهي شده نبود ولي به شكل اعتراضات اجتماعي بروز كرد. در مصر، توسل به شيوه هاي قهرآميز مبارزه گسترش يافت كه نمونه آن ترور انورسادات در اكتبر 1981 توسط "سازمان الجهاد" بود. "جنبش اخوان المسلمين" مصر نيز در دوره سادات به دفاع از انقلاب اسلامي ايران پرداخت. همچنين تأثير انقلاب ايران بر ناآرامي دانشگاه هاي اين كشور و شهرهاي قاهره، السيوط و الفيوم تائيد شده است. در الجزاير، "جبهه نجات اسلامي" پديد آمد و از موضوع آزادي هاي سياسي كه شاذلي بن جديد (به دليل شرايط موجود) مشوق آن بود بهره گرفت. در تونس يك حركت اسلامي تحت تأثير مستقيم انقلاب ايران پديد آمد كه مهمترين تجسم آن جنبش گرايش اسلامي بود كه بعدها به جنبش نهضت تغيير نام داد. در مراكش نيز پس از پيروزي انقلاب اسلامي حركت هاي اسلامي رشد نمود. در سوريه و در ميان فلسطيني ها نيز شاهد تأثيربخشي انقلاب اسلامي بوده ايم. در سوريه، "اخوان المسلمين" تحت تأثير انقلاب اسلامي فعاليت خود را گسترش داد، هر چند بعدها به دليل گسترش روابط ايران و سوريه به انتقاد از ايران پرداخت. در ميان فلسطيني ها، در حال حاضر دو گروه اصلي "جهاد اسلامي" و "سازمان مقاومت اسلامي" يا حماس حضور دارند كه هر دو در سالهاي دهه 1980 بعد از پيروزي انقلاب اسلامي، اعلام موجوديت كردند. در اين ميان، جهاد اسلامي آشكارا از انقلاب اسلامي دفاع مي كند و خواستار الگو گرفتن فلسطيني ها از حركت مردم ايران است(1). ‏ در زمينه الهام‏گيري فسطيني‏ها از انقلاب ايران، يكي از اعضاي رهبري سازمان جهاد اسلامي فلسطين در مصاحبه‏اي گفته است: "پيروزي اسلام در ايران ما را مقاوم‏تر مي‏سازد. ما در بيانيه‏ها و نشريات خود بر محور تهران - قدس تأكيد كرده‏ايم؛ محوري كه بزودي آمريكا و اسرائيل را از منطقه بيرون خواهد كرد. ترور افسر امنيتي اسرائيل به نام روزنتال به عنوان هديه‏اي به روح شهداي مكه انجام شد تا بر همبستگي مبارزات مردم فلسطين و ايران تأكيد كنيم"(2)‏ انقلاب اسلامي به جز كشورهاي عربي، در ساير مناطق و كشورها از جمله آسياي جنوبي، آسياي مركزي، قفقاز و تركيه نيز بازتاب يافته است. در افغانستان، تأثيربخشي انقلاب اسلامي، به دليل اشتراك فرهنگي و زباني، حتي پيش از پيروزي اين انقلاب آغاز شد و در مقاومت مردم در برابر كودتاي كمونيستي طرفدار شوروي، نمود يافت. پس از پيروزي انقلاب ايران و اشغال افغانستان توسط ارتش سرخ شوروي نيز گروههاي شيعه (هشت گانه) و سني (هفت گانه) كه اكثراً نام اسلام را حمل مي كردند، يعني مجاهدين افغاني، از انقلاب اسلامي الهام مي گرفتند و بدون شك تأكيد اين گروهها به اسلام، تحت تأثير اين انقلاب صورت گرفته بود. در پاكستان، پيروزي انقلاب ايران باعث ارتقاي سطح فكري و بينش سياسي نسل جوان شيعي و پيدايش "نهضت اجراي فقه جعفري" شدكه از افق مشابهي با انقلاب اسلامي برخوردار است. اكثر جمعيت اهل تسنن پاكستان نيز انقلاب اسلامي ايران را به ديده احترام مي نگرند؛ لذا خود را در چنبره فرقه هايي مانند "سپاه صحابه" گرفتار نكرده اند. در عين حال مسئله فرقه گرايي در پاكستان عاملي در جلوگيري از تأثيربخشي بيشتر انقلاب اسلامي در اين كشور بوده است. در كشمير، كه آن را به دلايل فرهنگي تاريخي، ايران صغير خوانده اند، نيز شعارهاي انقلاب اسلامي در ناآراميها به چشم مي خورد. به ويژه اهالي كشمير آزاد به شدت طرفدار انقلاب اسلامي اند(3). در آسياي مركزي از جمله كشورهاي تاجيكستان، ازبكستان و غيره حركتهايي تحت تأثير انقلاب اسلامي پديد آمدند؛ هر چند حضور چريكهاي وهابي ناشي از تأثيربخشي حركت طالبان نيز ديده شده است(4).‏ در قفقاز، چه قفقاز تحت حاكميت روسيه ـ جمهوريهاي مسلمان نشين اين كشور مانند چچن، داغستان، بالكاريا و اوستياي شمالي كه سابقه مبارزه طولاني با روسها داشته اند ـ و چه قفقاز جنوبي ـ جمهوري آذربايجان ـ نيز بازتاب انقلاب اسلامي وجود داشته است. علاوه بر آنچه ذکر شد، تأثيرات انقلاب اسلامي ايران در چند مسئله ديگر نيز روشن بوده است كه به طور مختصر به آنها اشاره مي شود:‏ ‏1. دولتها و نخبگان سياسي در جهان اسلام: ‏ جو در حال گسترش اسلامگرايي كه ناشي از وقوع انقلاب ايران بوده است بر دولتها و نخبگان سياسي در جهان اسلام تأثير نهاده و در تغيير بعضي از حكومتها و پيوند آنها با اسلام (مانند سودان و پاكستان)، ورود اسلامگرايان به پارلمان (مانند حزب اللّه لبنان و اخوان المسلمين اردن)، تغيير در ايده هاي شاهزادگان و خط مشيهاي سياسي و بين المللي دولتها (مانند عربستان سعودي) و تشكيل دولت توسط احزاب اسلامگرا (مانند تركيه) نمود يافته است. 2. سازمانهاي بين المللي: ‏ حضور و مواضع ايران انقلابي در سازمانهاي بين المللي مانند جنبش عدم تعهد، سازمان كنفرانس اسلامي، اوپك و غيره در تصميمات و قطعنامه هاي صادره نقش داشته است. نقش و تأثيرگذاري ايران در برخي ارگانهاي وابسته به سازمان ملل متحد مانند سازمان علمي فرهنگي ملل متحد (يونسكو) نيز وجود داشته است. 3. الهيات رهايي بخش در آمريكاي لاتين:‏ ‏ آمريكاي لاتين به دليل صدها ميليارد دلار بدهي خارجي و وابستگي اقتصادي و در نتيجه فقر شديد، از دهه 1960 شاهد پناه بردن مردم به كليساها و سياسي شدن كشيشان و ظهور انجمنهاي مسيحي بسيار كه افكار سياسي دارند، بوده است. وقوع انقلاب اسلامي اين حركت را تشديد كرد. سوموزا ديكتاتور سرنگون شده نيكاراگوئه در انقلاب 1979 اين كشور، ضمن تأكيد بر نقش كشيشان در اين انقلاب، به وجود ارتباط بين انقلابيون نيكاراگوئه و ايران اشاره نموده و گفته است: كشيشهايي كه در انقلاب نيكاراگوئه نقش داشتند، پيش از پيروزي اين انقلاب به ايران رفت و آمد و با امام خميني ملاقات مي كردند. 4. چهره عمومي جوامع اسلامي: ‏ پس از پيروزي انقلاب اسلامي شاهد تغييرات قابل ذكري در چهره ظاهري جوامع در كشورهاي اسلامي و رفتارهاي عمومي آنها، حتي ميان مسلمانان كشورهاي غيراسلامي، از قبيل گسترش حجاب اسلامي، گرايش بيشتر به شركت در مراسم مذهبي و رعايت تكاليف ديني بوده ايم. اين امر حتي در كشورهاي دوردست آسيايي، مانند اندونزي و مالزي و نيز در اروپا و آمريكا قابل رؤيت است. 5. كنفرانسها و مراكز پژوهشي: ‏ وقوع غير منتظره انقلاب اسلامي با ماهيت ديني و بازتابهاي منطقه اي و جهاني آن، باعث پيدايش مراكز پژوهشي و برگزاري همايش هاي متعدد براي شناخت انقلاب اسلامي، اسلام بويژه تشيع و ايران، گرديد و تاكنون براي اين معرفي و شناخت هزاران اثر شامل كتاب، رساله دانشگاهي، مقاله و غيره به رشته تحرير درآمده است.‏ پي نوشتها: 1- احمدي، حميد، انقلاب اسلامي ايران و جنبش‏هاي اسلامي در خاورميانه عربي، مجموعه مقالات پيرامون جهان سوم، به كوشش حاتم قادري، صص 117 ـ 155‏ 2- كيهان، 10/12/1366‏ 3- همان، 26/3/1370‏ 4- فراتي، عبدالوهاب، انقلاب اسلامي و بازتاب آن، صص 89 ـ 92 * منبع: روزنامه رسالت، یکشنبه 28 فروردین 1390