Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 154773
تاریخ انتشار : 6 اردیبهشت 1390 0:0
تعداد مشاهدات : 14

مروري بر نقش هوانيروز در عمليات تجسس و نجات

در گفتگو با سرتيپ خلبان کيومرث احدي فرمانده هواپيمايي نيروي زميني ارتش در گفتگو با سرتيپ خلبان کيومرث احدي فرمانده هواپيمايي نيروي زميني ارتش اشاره: در ايام خجسته هفته ارتش جمهوري اسلامي ايران به حضور سرتيپ خلبان کيومرث احدي فرمانده هواپيمايي نيروي زميني ارتش (هوانيروز) رسيديم و از ايشان در خصوص تعريف، اهميت و کاربردهاي عمليات تجسس و نجات و نقش آن در دوران دفاع مقدس جويا شديم. اينک ماحصل اين گفتگو، با تشکر از روابط عمومي نيروي زميني ارتش، تقديم حضورتان مي شود؛ ابتدا تعريفي تخصصي از «عمليات تجسس و نجات» ارائه فرماييد؛ «تجسس و نجات» يا همان Search & Rescue بخشي از کارهاي رايج هوانيروز است که نيروهاي فعال در اين زمينه دوره هاي خاصي را طي مي کنند. اين دوره ها، آموزش هاي خاصي هم دارند: کوهنوردي، غواصي، شنا، راپل، زندگي درشرايط سخت کوهستان، جنگل و کوير. افراد با ديدن اين دوره ها نفرات ورزيده اي مي شوند با قدرت جسماني بالا که مأموريت هاي ويژه اي هم دارند. به عنوان مثال اگر براي بالگرد يا خلبان آن سانحه اي رخ بدهد، اولين گروهي که به منطقه سانحه اعزام مي شود، همين تيم نجات يا رسکيو مي باشد. ارائه خدمات پزشکي، امداد و کمک هاي اوليه به مصدومين - به عنوان مثال خلبانان مجروح - در زمان تخليه آنها به مراکز درماني از وظايف تيم رسکيو است. بنابراين در هر تيم رسکيو، يک نفر پزشکيار هم حضور دارد. ابزارهاي خاصي هم دارند: اره برقي، تيشه، وسايل کوهنوردي، لوازم بهداشت و درمان و کيف احيا. اهميت و کاربرد بالگرد را در اين نوع عمليات تشريح فرماييد؛ بالگرد يک وسيله همه کاره يا به عبارتي همه جا قابل استفاده است. در مقايسه با هواپيما، نياز به فرودگاه ندارد، نياز به باند ندارد و تنها با رعايت حداقل موانع در هر جايي قابل استفاده است؛ در ارتفاعات، دره ها، شيارها،... در زمان جنگ نقش پشتيباني از عمليات ها و يگان هاي مانوري را برعهده دارد. در زمان صلح در پروازهاي مردمياري به کار مي رود. در آتش سوزي جنگل ها استفاده مي شود. در پروژه هاي ملي مثل سدسازي، راهسازي و مخابرات از توان پروازي آن استفاده مي شود. در تصادفات جاده اي تحت عنوان اورژانس هوايي براي نجات مصدومين، در سيل و زلزله، در پروازهاي مقامات و شخصيت هاي کشوري و لشکري نيز مورد استفاده قرارمي گيرد. بنابراين اين پرنده در رديف سلاح هاي استراتژيک مطرح است. به ما هواپيماهاي ميگ 29، بهترين هواپيماهاي مسافربري و جنگنده را فروخته اند، ولي در شرايطي از فروش بالگرد اجتناب کرده اند. زيرا بيش از 60 درصد مساحت کشور ما داراي ارتفاعات صعب العبور است؛ مناطقي که بالگرد جزء الزامات آن مي باشد. نقش عمليات «تجسس و نجات» را در دوران دفاع مقدس تبيين نماييد؛ تخليه مجروحين مناطق عملياتي از وظايف هوانيروز در دوران دفاع مقدس بود. معمولاً آفند يا حمله در تاريکي شب صورت مي گرفت و تخليه مجروحين در اولين ساعات صبح. مجروحيني که قابل انتقال از طريق زمين بودند، به وسيله اتوبوس و ساير خودروها تخليه مي شدند، ولي برخي از مجروحين داراي شرايط حاد و اورژانسي بودند به نحوي که «زمان»، مهم ترين عامل در حيات فرد و نجات جان او مي بود. مانند کساني که دچار قطع شريان يا ضربه مغزي شده اند. فراموش نکنيم که معمولاً در مناطق عملياتي، جاده ها خاکي مي باشند نه آسفالته و بنابراين تردد در آنها به سرعت زياد امکان پذير نيست. لذا بسياري از رزمندگان توسط خلبانان جان برکف و با استفاده از بالگردهاي هوانيروز در زمان مناسب و در سريع ترين زمان ممکن تخليه مي شدند. در هر تيم آتش که به منظور پشتيباني از يگان هاي در خط و مانوري به منطقه عمليات اعزام مي شود، يک فروند بالگرد رسکيو وجود دارد – معمولاً به ازاي هر دو فروند بالگرد کبري، يک فروند بالگرد 214- که در صورت بروز سانحه براي بالگردهاي مهاجم، در اولويت اول، نجات خلبان را حتي در صورتي که در معرض خطر اسارت توسط دشمن قرارگرفته باشد، بر عهده دارد. ممکن است به گوشه هايي از اين حضور مقدس و نجات مصدومين اشاره نماييد؟ در دوران دفاع مقدس، ما موارد متعددي نجات جان خلبان هاي نيروي هوايي ارتش را داشتيم که هواپيماي آنها دچار سانحه شده و سقوط کرده بود. در مجموع در طول هشت سال دفاع مقدس، تعداد 260هزار مورد امداد، تخليه و نجات در مناطق جنوب، غرب و شمال غرب کشور توسط بالگردهاي 214 و شنوک انجام گرفته است. در يک مورد دو تن از خلبان هايمان را از عمق25 کيلومتري خاک عراق، منطقه دربندي خان، نجات داديم که خلبان ما در اين عمليات، خلبان محمد اصفهاني بوده است. يکي ديگر از شجاعانه ترين و مخاطره آميزترين عمليات هاي تجسس و نجات در دوران دفاع مقدس به نجات خلبان هواپيماي اف-5 مربوط مي شود که در جريان عمليات خيبر در جزاير مجنون و نزديک شهر القرنه مورد هدف دشمن قرارگرفته و سقوط کرده بود. به اسارت درآوردن يک خلبان براي دشمن بسيار باارزش است. سرتيپ دوم بازنشسته رحمان قضات خلباني بود که در شرايط بسيار سخت و زير آتش دشمن با پشتيباني جنگنده هاي نيروي هوايي ارتش توانست خلبان يادشده را پيدا کند، سپس خلبان يادشده توسط يک بالگرد 212 نيروي دريايي که رسکيوي تيم بود تخليه شده و نجات يافت. مورد بسيار مهم ديگري را به ياد دارم که خلبان شجاع ما سيّدنظر محمّدي، يکي از خلبان هاي دلير نيروي هوايي را با نام آقاي جانفشان از عمق بيش از 10 مايلي خاک عراق و از وسط معرکه نيروهاي ضدانقلاب و دشمن نجات داد. آيا عمليات «تجسس و نجات» در پروازهاي مردمياري هم کاربرد دارد؟ پروازهاي مردمياري شامل کمک به مردم آسيب ديده يا در معرض خطر در حوادث غيرمترقبه نظير سيل، زلزله، آتش سوزي، برف گرفتگي و غيره است. گاه پيش آمده که مناطقي دچار برف گرفتگي شديد شده و راه ها بند آمده است. مثلاً روستايياني گرفتار شده اند و احشامشان در حال تلف شدن بوده است. هوانيروز با هماهنگي استانداري ها و فرمانداري ها سه کار مهم را انجام داده است: اول اعزام تيم هاي پزشکي به مناطق تحت محاصره برف، دوم تخليه مصدومين و مجروحين از مناطق يادشده و سوم، بردن آذوقه براي هموطنان و آنهايي که دچار سانحه و حادثه شده اند که در اين گونه موارد نيز خلبانان توانمند هوانيروز در نجات مصدومين و رساندن به موقع آنان به مراکز درماني، نقش تعيين کننده و مثمر ثمري ايفا مي کنند. قدري هم در باره نقش هوانيروز درتحولات انقلاب اسلامي و مبارزه با شرارت هاي ضد انقلاب در اوايل پيروزي انقلاب اسلامي بفرماييد؛ هوانيروز به روايت اسناد، چه قبل و چه بعد از انقلاب از فعال ترين مراکز انقلابي در ارتش بوده است. در سال 1356 دو نفر از پرسنل ما در اصفهان مأموريت مي گيرند که با دو فروند بالگرد شنوک به عنوان نيروهاي پاسدار صلح به بلندي هاي جولان اعزام شوند. اين افراد مي بايست به بغداد مي رفتند و از آنجا به منطقه جولانِ لبنان اعزام مي شدند. در بازگشت از جولان، شب هنگام به فرودگاه بغداد مي رسند و مقرر مي شود که شب را در بغداد مانده، صبح فردا به سمت ايران پرواز کنند. اين دو نفر سرهنگ پورجمعه و سرهنگ احمد زماني بوده اند و هر دو نفر هم اکنون در قيد حيات مي باشند. مصاحبه با اين افراد هم ازصدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران پخش شده است. سرهنگ پورجمعه تعريف مي کند که: «پس از اسکان در هتلي در بغداد به قصد ديدار حضرت امام خميني(ره) به مقصد نجف به راه افتاديم. در نجف وارد حرم امير المؤمنين علي(ع) شده و پس از زيارت، در پيِ يافتنِ نشاني منزل امام (ره) به جستجو برآمديم. علي رغم اينکه مي دانستيم اطلاعاتِ حکومت عراق به حضرت امام (ره) حسّاس و کار، کار مخاطره آميزي است، با برقراري ارتباط با سيّدي در حرم امام علي(ع) از او خواستيم ما را به منزل امام (ره) راهنمايي کند. او گفت به طرزي نامحسوس و با رعايت فاصله با من، مرا تعقيب کنيد. وقتي به منزل امام رسيديم، من دست خود را از عبا بيرون آورده و با اشاره اي شما را متوجه مي سازم. همين کار را کرديم و آن شب موفق شديم با حضرت امام (ره) در منزلشان در نجف ديدار نماييم. امام(ره) از اوضاع ايران و ارتش ايران پرس و جوهايي فرمودند و ما را مورد لطف و مرحمت قرار دادند. آن شب تعدادي اعلاميه و نوار سخنراني امام (ره) را دريافت نموده و لابلاي وسايل ديگرمان به طور کاملاً مخفيانه به اصفهان انتقال داديم.» اصفهان اولين شهري بود که حکومت نظامي در آن برقرار شد و جمعي از بچه هاي هوانيروز اصفهان از فعال ترين نيروهاي انقلابي بودند که در تظاهرات مردمي شرکت و شبکه هاي انقلابي ضدّرژيم را در داخل پادگان ها رهبري مي کردند. بعد از پيروزي انقلاب هم در حالي که نه شهرباني در کار بود، نه کلانتري، بچه هاي هوانيروز، حفاظت از مراکز استراتژيک شهر اصفهان را به عهده گرفتند. مراکزي مانند ذوب آهن، مخابرات، سدّ چادگان (شاه عباس سابق)، و... با شروع نا امني در مناطق غرب و شمال غرب کشور به دست عوامل ضدانقلاب، هوانيروز کرمانشاه و اصفهان از فروردين ماه سال 1358 در سنندج مستقرشده و به پشتيباني از نيروهاي انقلاب پرداختند. تا زماني که مناطق کردستان آشوبزده و ناامن بود، عمده تدارکات از راه هوا انجام مي شد. ارتباط زميني در سردشت به مدت يک سال و نيم قطع شد. هوانيروز تمام مايحتاج سردشت را از طريق هوا جابه جا مي کرد. نيروها، آب، غذا، خوار و بار، امداد، نفت و... کلاً تدارکات نيروهاي سپاه و ارتش که در سراسر کردستان مستقر بودند، نقل و انتقال مقامات و نيروهاي مأمور، شناسايي ها، همه و همه به وسيله هوانيروز انجام مي شد. همچنين هوانيروز در عملياتِ رزميِ سرکوب و دفع غائله ضدانقلاب بدون ترديد نقشي حياتي داشته است. در يک کلمه، اگر هوانيروز نبود، معلوم نبود که در آن برهه حسّاس و سرنوشت سازِ تاريخي، بر سر منطقه کردستانِ ايران چه مي آمد! هوانيروز در عمليات هاي مختلف دفاع مقدس چه نقشي را ايفا مي کرد؟ هوانيروز با انجام مأموريت هاي مهمي چون پشتيباني آتش، تخليه مجروحين، جابه جايي ادوات و تجهيزات، برقراري ارتباط و جابه جايي فرماندهان حقيقتاً موجبات امنيت فکري مسئولان و طراحان عمليات را در جنگ فراهم آورده بود. به ضرس قاطع مي توان گفت هيچ عملياتي را در تمام طول هشت سال دفاع مقدس نمي توان نام برد که روي زمين انجام شده باشد و هوانيروز ارتش جمهوري اسلامي ايران در آن نقش مؤثر و تعيين کننده اي نداشته باشد. از عمليات هاي شاخص، عمليات خيبر است که در آن، تمام منطقه، آب و هور و نيزار بود. بيش از 80 فروند بالگرد شنوک و 214، هزاران نفر نيروي عمل کننده را در تاريکيِ مطلقِ شبِ اولِ عمليات روي جاده وسط هور پياده کردند. يکي دو ماه قبل از عمليات، تمرينِ پرواز در شب در منطقه با تلاق گاوخوني اصفهان انجام شده بود. اين عملياتِ سنگين در تاريخ جنگ بي سابقه بود و ديگر هم تکرار نشد. در عمليات والفجر 8 (فتح فاو)، بيش از يکصد فروند بالگرد هوانيروز، عبورِ نيروها و توپ هاي پدافندي را از رودخانه اروند انجام دادند. بدون حضور هوانيروز، عمليات والفجر 8 به هيچ عنوان امکان پذير نبود. فتح المبين، بيت المقدس، طريق القدس و هر عمليات ديگري را که نام ببريد، هوانيروز پاي ثابت آن عمليات بوده است. همچنين بخشي از اسکورت کشتي ها در دريا به عهده هوانيروز بوده است؛ کشتي هاي تجاري و نفتکش هايي که در زمان جنگ مي خواستند از تنگه هرمز عبور کنند با تأمين بالگردهاي هوانيروز عبور کردند. در پايان اگر ناگفته اي باقي مانده، بيان فرماييد؛ پس از جنگ تحميلي، يکي ديگر از جلوه هاي جان فشاني هوانيروز، خدمت رساني و مجاهدت در راه مبارزه با اشرار و سوداگران مرگ است که عمدتاً در منطقه شرق و جنوب شرق کشور انجام مي شود و هوانيروز در پشتيباني از نيروهاي انتظامي و سپاه، نقش کليدي و حسّاسي را بر عهده دارد. از ديگر جلوه هاي خدمت رساني هوانيروز، شرکت فعال در مواقع رأي گيري هاي ملي است. معمولاً در هر رأي گيري، 30 الي 40 فروند بالگرد در اختيار وزارت کشور گذاشته مي شود تا نقل و انتقال صندوق هاي رأي و مسئولين مربوطه را به مناطقي که امکان رفت و آمد به آنها در مدت زمان مشخص شده براي رأي گيري وجود ندارد، ميسرسازد. * منبع: روزنامه رسالت، سه شنبه 6 اردیبهشت 1390