Index
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 154891
تاریخ انتشار : 11 اردیبهشت 1390 0:0
تعداد بازدید : 7

فرهنگ در پرتو انقلاب اسلامي

انقلاب اسلامي و تحولات فرهنگي (مصطفي ياسيني) به اهتمام: مصطفي ياسيني ايجاد تحول وتغيير در نظام سياسي، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي از بارزترين نتايج يك انقلاب موفق است. انقلاب همزاد تحول است و بديهي است كه تحقق تحولات مورد نظر انقلاب، مهم‎ترين نتيجه آن است. از ميان عوامل گوناگون و مطالبات متعدد مردم، عوامل و مطالبات فرهنگي و مذهبي اصلي‎ترين محور حركت اين نهضت اسلامي بود. ايجاد تحولي جامع و همه‎جانبه بر اساس باورها، مكتب و اصول اسلامي كه ايدئولوژي مبارزه را تشكيل مي‎داد، اصيل‎ترين خواسته مردم‎‏ و‏‎جامع‎ترين نماد مبارزه آنها بود. اعتقاد راسخ به توانمندي‎هاي شگرف فرهنگ اسلامي و ايمان به ظرفيت‎هاي بالاي آن در ايجاد تغييرات ارزشي مطلوب، در تقويت اين ديدگاه مؤثر بود. فرهنگ اسلامي كه قرن‏‎ها پيش توسط پيامبر گرامي اسلام(ص) و پس از ايشان توسط امامان معصوم (ع) به جهان عرضه شده بود، به لحاظ حوزه گسترش آن در شئون اساسي زندگي و همچنين فطري بودن و جامع‏‎نگر بودنش، توانمندي خود را به عنوان ابرفرهنگ مستقل و متعالي نشان داده بود. توجه به ارزش‎هاي والاي انساني نظير آزادي، برابري، برادري، امانتداري و... و محور همه اين ارزش‏‎ها يعني اعتقاد و ايمان توحيدي به خداوند متعال، موجب شده بود تا جان‎هاي تشنه دل‎خستگان روز به روز و بيش‎تر از پيش متوجه اين فرهنگ غني شود. به شهادت تاريخ، اين فرهنگ با جانمايه‎هاي توحيدي خويش در برخورد با فرهنگ ايراني، فرهنگ جامعي پديد آورد كه ضمن بهره‎برداري از ايدئولوژي غني اسلام، اصالت‎هاي ايراني خويش را كه تعارضي با مكتب نداشت، حفظ نمود و فرهنگ درخشان و پرسابقه ايراني ـ اسلامي را ايجاد كرد. غناي فرهنگ ايراني سبب شد تا نقش فرهنگ‎ساز دين در اين زمينه اصيل و مستعد، درخشش ديگري يابد و فرهنگ ايراني ـ اسلامي به يكي از متعالي‎ترين و غني‎ترين فرهنگ‎هاي جهان آن روزگار و امروز تبديل شود. تراوش فرهنگي معارف اصيل اسلامي در زمينه‎هاي ايراني، موجب تعميق تأثيرات پايدار فرهنگي گرديد. از سوي ديگر غناي اين فرهنگ درخشان و سطح بالاي تأثيرگذاري‎اش موجب شد در طول تاريخ ايران، فرهنگ‎پذيري ايرانيان از فرهنگ‎هاي ديگر به شدت كاهش يابد.‏ ‏ 1400 سال پس از پذيرش اسلام در ايران، انقلاب اسلامي براي تجديد حيات اين فرهنگ اصيل به وقوع پيوست. حكومت پهلوي و وابستگان و همفكران آن تحت تأثير فرهنگ غربي، نقش وجايگاه فرهنگ غني اسلامي ـ ايراني را در سياستگذاري‎هاي فرهنگي كشور به دست فراموشي سپرده بودند و به دليل جدا بودن سياست‎هاي فرهنگي از ريشه‎ها‎ي تاريخي و هويتي ايرانيان، فرهنگ ملي را به شدت در معرض آسيب قرار داده بودند. يكي از آسيب‎هاي جدي‎اي كه بر پيكره اين فرهنگ وارد شد، حاصل تلاشي بود كه در جهت سكولاريزه كردن فرهنگ و زدودن نقش دين از اجزاي آن شكل گرفت. بر كسي پوشيده نيست كه راهكار فرهنگي رژيم پهلوي آن بود تا اسلام به عنوان يك فرهنگ برتر كنار گذاشته شود. راهكار اصلي رژيم پهلوي سكولاريزه كردن فرهنگ ملي بود. اين امر به همراه راهكاري ديگر يعني توسعه گفتمان‎هاي نژاد پرستانه و معرفي ايران به‎عنوان جامعه‎اي آريايي سبب شد كه ويژگي‎هاي مشكل آفرين اسلام سامي پررنگ و برجسته شود. علاوه بر اينها كوشش‎هايي صورت گرفت تا اسلامي به عنوان نتيجه تهاجمي عربي و دليل اصلي عقب ماندگي ايران معرفي شود. محمدرضا از موضوعات و مباحث مربوط به گذشته قبل از اسلام استفاده كرد تا هويت خود را بر پايه يك تمدن بزرگ مبتني بر ارزش‎هاي فرهنگ آريايي استوار سازد. او براي رسيدن به اين هدف، سياست‎هايي را مبتني بر تأكيد بر گذشته قبل از اسلام ايران طراحي كرد. براي نمونه مي‎توان به پشتيباني از طرح‎هاي مربوط به باستان شناسي مانند از زير خاك درآوردن پايتخت‎هاي هخامنشيان و ساسانيان، جشن‎هاي 2500 ساله شاهنشاهي كه در تخت‎جمشيد برگزار مي شد، معرفي تقويم جديد بر اساس جلوس كوروش كبير به جاي تقويم اسلامي، اشاره كرد. رضا شاه كه در زمينه سكولاريزه كردن فرهنگ از كمال آتاترك متأثر شده بود، از مدت‎ها پيش اين امر را به عنوان راهكار اصلي سلسله پهلوي معرفي كرده بود. كمال‎آتاترك سكولاريسم را جزء ضروري و لاينفك نوسازي و تغيير اجتماعي مي‏دانست. به اعتقاد وي: سكولاريسم نه‎تنها جدايي دولت از نهاد‎هاي اسلامي بلكه آزادي فرد از مفاهيم و اعمال سنتي را نيز در بر مي‎گيرد. هنگامي كه فاجعه كشف حجاب توسط رضاخان و تحت تأثير مكتب كماليسم به وقوع پيوست، هويت سكولار وي به شكلي آشكار پديدار گشت. محمد رضا نيز سعي داشت با اهميت دادن به آداب و رسوم پيش از اسلام و معرفي اين آداب به عنوان منشا تمدني بزرگ، آنها را معارض با دين جلوه دهد. انقلاب اسلامي بيش از هر چيز در پي تجديد حيات فرهنگ اصيل اسلامي ـ ايراني بود. رهبر معظم انقلاب اين تجديد حيات را چنين توصيف مي كنند: "انقلاب اسلامي كه آمد، مثل مشتي به سينه مهاجم خورد و او را به عقب راند و تهاجم را متوقف كرد.در روزهاي اول پيروزي انقلاب رفتار اجتماعي مردم ظرف مدت كوتاهي تغييرات اساسي پيدا كرد و ارزش‎هايي چون گذشت ، قناعت ، همكاري و گرايش به دين افزايش و اسراف و آز و طمع تقليل يافت. اين تحول فرهنگي متأثر از فرهنگ اسلامي بود. هر چند براي تعميق آن سال‎ها وقت لازم است". انقلاب اسلامي كه هدف اصلي‎اش رشد و تعالي انسان بود، بيش از آنكه در پي اصلاح ساختار اجتماعي فرهنگ باشد، به دنبال اصلاح انسان‎ها بود و بنابراين در پرتو آن، اخلاق و تربيت اسلامي شكل گرفت. توجه به ايمان، اخلاق و تقوي، به عنوان ارزش‎هاي راستين فرهنگي نيز از ويژگي هاي منحصر به فرد انقلاب در مقايسه با ساير انقلاب‎هاست. انقلاب اسلامي علاوه بر بهره‎گيري از آموزه‎هاي غني فرهنگ ايراني ـ اسلامي در روند تكاملي اين فرهنگ نيز تأثيرات عميقي ايجاد كرد. انقلاب اسلامي از آن جهت كه بر اساس ايدئولوژي اسلامي شكل گرفته بود، موجب تسريع پديده تكامل فرهنگي شد. حركت به سوي كمال و رشد انسان‏‎ها، مبناي دعوت به سوي دين است و ايدئولوژي اسلامي نيز با تكيه بر اين معنا شكل گرفته است. حركت كلي نظام به سمت جامعه ايده‎آل اسلامي - در صورت تحقق - مي توانست تا معارف دين را در خلأهاي موجود، نفوذ داده، اهداف جامعه را به سوي اسلامي شدن پيش ببرد. انقلاب اسلامي نه تنها بر فرهنگ ايراني ـ اسلامي، بلكه بر فرهنگ مبارزات آزاديخواهانه در سراسر دنيا تأثير گذاشت و فرهنگ مبارزه با استكبار را در قالب ايدئولوژي مكتب اسلام، به همه آزاديخواهان جهان معرفي نمود. * منبع: روزنامه رسالت، یکشنبه 11 اردیبهشت 1390