Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 155183
تاریخ انتشار : 26 اردیبهشت 1390 0:0
تعداد مشاهدات : 10

انقلاب اسلامي ايران و جنبش هاي جهان اسلام

خبرگزاري فارس:بسياري از صاحب نظران و پژوهشگران، معتقدند كه انقلاب اسلامي ايران يكي از عوامل مهم و تأثيرگذار در پيشبرد روند بيداري و آگاهي مسلمانان و افزايش فعاليت هاي موثر اسلامي در جوامع مسلمانان بوده است. بسياري از صاحب نظران و پژوهشگران، معتقدند كه انقلاب اسلامي ايران يكي از عوامل مهم و تأثيرگذار در پيشبرد روند بيداري و آگاهي مسلمانان و افزايش فعاليت هاي موثر اسلامي در جوامع مسلمانان بوده است. از اين رو، مقاله حاضر مي كوشد، به برخي از اين آثار اشاره كند. براي دستيابي به اين هدف، به وجوه مشتركي كه زمينه تأثيرگذاري متقابل انقلاب اسلامي و جنبش هاي سياسي اسلامي معاصر را فراهم مي آورد، اشاره شده است. اقبال لاهوري در كتاب «فلسفه خودي» پيش بيني مي كند كه تهران در آينده قرارگاه مسلمانان خواهد شد. همين طور هم شد و پس از انقلاب اسلامي، ايران به صورت ام القراي اسلام در آمد. حتي ايران مي تواند به علت موقعيت منحصر به فرد، منابع عظيم و بي پايان انرژي، ابزار فرهنگي و اعتقادي نيرومند پا را از اين فراتر گذارد و به مركز سامان دهي تمدن نوين اسلامي درآيد؛ زيرا انقلاب اسلامي ايران، در پيدايش، در كيفيت مبارزه و در انگيزه... از ساير انقلاب ها جداست و از اين رو، مي تواند در پيامدها و دستاوردها نيز، متمايز و پيشروتر از ساير انقلابها باشد و البته اين ويژگيها، ريشه در دين و باورهاي برخاسته از مذهب دارد. به عبارت ديگر، اين انقلاب بر آمده از دين، به احياي دين و تجديد حيات اسلام در ايران و جهان مدد رساند كه يكي از ابعاد آن، تولد و تداوم بخشي به حيات جنبش هاي سياسي اسلامي معاصر در دو دهه اخير است. حال اين سوال در اين باره پيش روي ماست كه چرا انقلاب اسلامي ايران بر جنبش هاي سياسي اسلامي معاصر تأثير گذاشت؟ بسترهاي تأثيرپذيري جنبش هاي اسلامي از انقلاب اسلامي در پاسخ به اين سوال مي توان به موارد مشترك فراوان موجود بين انقلاب اسلامي ايران و اين جنبش ها اشاره كرد. از اين وجوه يا زمينه هاي مشترك كه به عنوان عوامل همگرايي يا عناصر همسويي و همرنگي نيز مي توان ياد كرد، عبارتنداز: 1 - ايده واحد: از آنجا كه انقلاب اسلامي ايران، يك انقلاب شيعي است، همانند هر جنبش اسلامي ديگر، بر پايه وحدانيت خدا (لااله الاالله) و رسالت پيامبر اكرم(ص) (اشهد ان محمدا رسول الله) بنا شده است، كعبه را قبله آمال و آرزوهاي معنوي خود مي داند، قرآن را كلام خداوند سبحان و آن را منجي بشريت گمراه تلقي مي كند و به دنياي پس از مرگ و قبل از آن، به صلح، برادري و برابري ايمان دارد همانگونه كه امام خميني (ره) فرمود: «در كلمه توحيد كه مشترك بين همه است، در مصالح اسلامي كه مشترك بين همه است، با هم توحيد كلمه كنيد.» البته ويژگي كاريزمايي امام خميني(ره) و مواضع ضداستعماري وي كه بيشتر مسلمانان جهان بر آن اتفاق نظر دارند را مي توان بر تأثير انقلاب اسلامي بر جنبش هاي اسلامي افزود. 2- دشمن يكسان: انقلاب اسلامي و جنبش هاي اسلامي داراي دشمن مشتركند. اين دشمن مشترك كه همان استكبار جهاني به سركردگي آمريكا (شيطان بزرگ) و رژيم صهيونيستي(غده سرطاني) است، همانند كفار قريش، مغولان وحشي، صليبيون افراطي، استعمارگران اروپايي و صربهاي نژادپرست و... كيان اسلام را تهديد مي كند، در حالي كه انقلاب اسلامي با طرح شعار «نه شرقي و نه غربي» علم مبارزه عليه دشمن مشترك جهان اسلام را به دوش گرفته است. امام خميني (ره) در اين باره فرمود: «دشمن مشترك ما كه امروز اسرائيل و آمريكا و امثال اينهاست كه مي خواهند حيثيت ما را از بين ببرند و ما را تحت ستم دوباره قرار بدهند، اين دشمن مشترك را دفع كنيد.» 3- آرمان مشترك: انقلاب اسلامي ايران و جنبش هاي اسلامي معاصر، خواهان برچيده شدن ظلم و فساد و اجراي قوانين اسلام و استقرار حكومت اسلامي در جامعه مسلمانان و به اهتزاز در آوردن پرچم لااله الاالله در سراسر جهان از طريق نفي قدرتها و تكيه بر قدرت لايزال الهي و توده هاي مردمند. البته برخي از جنبش هاي سياسي اسلامي، تنها خواستار عمل به احكام اسلام در كشورهاي خود و برخي نيز در پي تشكيل يك حكومت مستقل، بدون تأكيد بر شكل اسلامي حكومت هستند. از اين رو، مي توان گفت جنبش هاي اسلامي معاصر حيات خود را مديون انقلاب اسلامي اند؛ زيرا انقلاب اسلامي به اسلام و مسلمانان حياتي تازه بخشيد، آنها را از عزلت و حقارت نجات داد، بر ناتواني ماركسيسم، ليبراليسم و ناسيوناليسم در اداره و هدايت مسلمانان مهر تأييد زد و اسلام را به عنوان تنها راه حل براي زندگي سياسي مسلمين مطرح ساخت. شيخ عبدالعزيز عوده، روحاني برجسته فلسطين گفته است: «انقلاب خميني(ره)، مهم ترين و جدي ترين تلاش در بيدارسازي اسلامي... ملتهاي مسلمان بود.» بنابراين، موجوديت و هستي سياسي جنبش هاي سياسي اسلامي به انقلاب اسلامي وابسته است. اين امر زمينه هاي لازم براي تأثيرپذيري جنبش هاي اسلامي از انقلاب اسلامي را فراهم آورده است. 4- وحدت گرايي: تأكيد انقلاب اسلامي و رهبري آن بر لزوم وحدت همه قشرها و همه مذهبهاي اسلامي در نيل به پيروزي در صحنه داخلي و خارجي، زمينه ديگر گرايش جنبش هاي سياسي اسلامي معاصر به سوي انقلاب اسلامي است؛ چون، انقلاب اسلامي با الگوپذيري از اسلام ناب محمدي(ص) هيچ تفاوتي بين مسلمانان سياه و سفيد، اروپايي و غير اروپايي قائل نيست، بر جنبه هاي اختلاف برانگيز در بين مسلمين پاي نمي فشارد، بلكه با ايجاد دارالتقريب ف رق اسلامي، برپايي روز قدس، صدور فتواي امام خميني(ره) عليه سلمان رشدي و برگزاري هفته وحدت و...در جهت اتحاد مسلمانان گام برداشته است. به همين دليل، طيف گسترده اي از گروه هاي غيرشيعي و حتي جنبش هاي آزادي بخش غيراسلامي، انقلاب اسلامي ايران را الگو و اسوه خود قرار داده اند. بنابراين، جاي شگفتي نيست كه مسلمانان سني مذهب فلسطيني به نام و ياد امام خميني (ره) به عمليات شهادت طلبانه دست مي زنند. مجيب الرحمان شامي، روزنامه نگار پاكستاني در اين باره مي گويد: «تأثير بزرگ ديگر امام اين است كه گر چه ايشان يك رهبر شيعه بودند...با اين وجود مبلغ جدايي نبودند، فرياد او براي اسلام بود.» 5- مردم مداري: مردم گرايي انقلاب اسلامي، عاملي در گسترش انقلاب و پذيرش آن از سوي ملتهاي مسلمان بوده است. رهبري انقلاب 1357، بر اين باور بود كه بايد به ملتها بها داد نه به دولتها. مردمي بودن كه يكي از ويژگيهاي انقلاب اسلامي ايران است، در جنبش هاي سياسي اسلامي راه يافته است. به عبارت ديگر، اين جنبش ها دريافته اند كه اسلام توانايي بسيج توده هاي مردم را دارد. بر اين اساس، آنها از اتكا به قشر روشنفكر به سوي اتكا به مردم گرايش يافته اند و در نتيجه پايگاه مردمي خود را گسترش داده اند؛ مثلاً هسته اصلي مبارزه در فلسطين را روحانيون، دانشجويان، جوانان و نوجوانان تشكيل مي دهند. به هر روي، پس از انقلاب اسلامي ايران، جنبش ها مبارزات خود را به صورت مردمي پي مي گيرند. به عقيده دكتر حسن الترابي رهبر جبهه اسلامي سودان، انقلاب اسلامي، انديشه كار مردمي و استفاده از توده هاي مردم را به عنوان هديه اي گرانبها، به تجارب دعوت اسلامي در جهان اسلام عطا كرد. گرايش به انديشه كار مردمي، جنبش هاي اسلامي را به سوي وحدت طلبي مذهبي و قومي سوق داد؛ در مجموع، اين امر، جنبش هاي اسلامي سياسي را از اختلاف و تفرقه دور ساخته و آنها را از تشكيلات قوي تر، امكانات وسيع تر، حمايت گسترده تر و پايداري بيشتر برخوردار ساخت. نتيجه انقلاب اسلامي تلاشي براي زنده كردن خدا در محور حيات انسان و نيز، روشي براي زندگي فراتر از همه اختلافات ملي، قومي و مذهبي بود. به بيان ديگر، انقلاب اسلامي از انقلابهايي است كه حركت و آثارش در چارچوب مرزهاي يك كشور خلاصه نمي شود، بلكه ديدگاه فراملي دارد. به همين جهت، بر روي ملتها حساس است و تمايل به فراگير شدن دارد. بنابراين، بر جنبش هاي اسلامي سياسي معاصر تأثير گذاشته و به آنان جرأت و جسارت مبارزه داده است و به آنان مي گويد، اسلام به ملتي خاص تعلق ندارد و هدف آن، نجات محرومان و مستضعفان است. به هر روي، علت تأثير انقلاب اسلامي بر جنبش هاي جهان اسلام به وجوه مشتركي كه بين آن دو وجود دارد، بر مي گردد. اين وجوه، زمينه ها و بسترهاي اختلافي فيمابين را به حداقل رسانده است. جنبش هاي اسلامي به صور مختلف از انقلاب اسلامي متأثر شده اند، بخشي از اين تأثيرپذيري در ابعاد سياسي و برخي ديگر در ابعاد فرهنگي صورت گرفته است. نتيجه آن كه انقلاب اسلامي چراغ رستگاري و نجات را برافراشته است، البته اين كه مسلمانان، به ويژه جنبش هاي اسلامي بتوانند از نور اين چراغ به هدايت و سعادت نايل آيند، به عوامل متعددي بستگي دارد كه مهم ترين آن، اراده و تلاش آنها در چارچوب اسلام و با الگوگيري از انقلاب اسلامي است. نويسنده:مرتضى شيرودى منبع: سايت بصيرت * منبع: خبرگزاری فارس، دوشنبه 26 اردیبهشت 1390