Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 155954
تاریخ انتشار : 11 تیر 1390 0:0
تعداد مشاهدات : 126

رهبر معظم انقلاب اسلامي در ديدار مسئولان نظام و قشرهاي مختلف مردم

ملت ایران با اتحاد خود امید دشمنان را تبدیل به نومیدی و یاس کرد

ملت ايران با ايستادگي خود، با مقاومت خود، با اتحاد خود، با اميد بي پايان خود به كمك الهي، و مسئولان كشور با وحدت كلمه، با همكاري هاي خود، ان شاءالله خواهند توانست يك بار ديگر اميد دشمنان ملت ايران را تبديل به نوميدي و يأس كنند...
بخش خبري: حضرت آيت الله خامنه اي رهبر معظم انقلاب اسلامي صبح روز پنجشنبه همزمان با سالروربعثت نبي مكرم اسلام حضرت محمد (ص) در ديدار مسئولان نظام و قشرهاي مختلف مردم، با تبريك عيد شريف مبعث به ملت ايران و امت اسلامي، بعثت پيامبر اكرم (ص) را بزرگترين نعمت الهي و برترين و پربركت ترين روزهاي سال خواندند و تأكيد كردند: بيداري اسلامي ملتهاي منطقه، حركتي در مسير نبوي است و ملتهاي مسلمان و ملت بزرگ ايران، با هوشياري اجازه نخواهند داد امريكايي ها و صهيونيستها، با ايجاد اختلاف و حيله هاي ديگر، اين حركت عظيم را منحرف و يا بر آن موج سواري كنند. بگزارش دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت الله خامنه اي متن كامل بيانات ايشان ذيلا از نظرتان مي گذرد: بسم الله الرّحمن الرّحيم تبريك عرض ميكنم اين عيد بزرگ و اين روز شريف را به حضار محترم اين مجلس، مسئولان محترم كشور، سفيران محترم كشورهاي اسلامي و به عموم ملت عزيز ايران و به امت بزرگ اسلامي و به همه ي جامعه ي بشريت. اگر عظمت و اهميت ايام به اين باشد كه خداي متعال لطفي را در روزي بر بشريت نازل كرده باشد، يقيناً روز مبعث عظيم ترين و مهمترين همه ي روزهاي سال است؛ چون نعمت بعثت و برانگيختن پيامبر اعظم براي بشريت از همه ي نعمتهاي الهي در طول تاريخ بزرگتر است. بنابراين ميتوان به جرأت اين را گفت كه روز مبعث، برترين و بزرگترين و پربركت ترين روزهاي همه ي ايام سال است. خاطره ي آن روز را بايد گرامي بداريم و عظمت آن حادثه را در نظرمان مجسم كنيم. اميرالمؤمنين (عليه الصّلاة و السّلام) فرمود: "ارسله علي حين فترة من الرّسل و طول هجعة من الأمم"؛ بعثت در هنگامي اتفاق افتاد كه دوران طولاني اي بود بشريت از حضور انبياي الهي محروم بود. از ظهور حضرت عيسي حدود ششصد سال ميگذشت. صدها سال بود كه بشر در ميان خود سفير الهي نديده بود. نتيجه چه بود؟ "و الدّنيا كاسفة النّور ظاهرة الغرور"؛(1) دنيا تاريك بود، ظلماني بود، معنويت رخت بربسته بود، بشر در جهالت و گمراهي و غرور به سر ميبرد. در يك چنين شرائطي، خداي متعال پيغمبر را فرستاد. نبي مكرم، آن عنصر شايسته اي بود كه براي يك چنين حركت عظيمي، براي طول تاريخ بشريت، خداوند او را آماده كرده بود. لذا توانست در طول بيست و سه سال يك جرياني را به راه بيندازد كه اين جريان با همه ي موانع، با همه ي مشكلات، تا امروز تاريخ را جلو رانده و پيش برده است. بيست و سه سال، زمان كوتاهي است. سيزده سال از اين مدت هم با مبارزاتِ غريبانه گذشت. در مكه اول با پنج نفر و ده نفر و پنجاه نفر شروع شد و جمعيت معدودي در زير فشارهاي طاقت فرساي دشمنان متعصب، كور و جاهل توانستند مقاومت كنند. ستونهاي مستحكمي ساخته شد براي اينكه جامعه ي اسلامي و تمدن اسلامي بر روي اين ستونها قرار بگيرد. بعد هم خداوند متعال شرائطي را پيش آورد كه پيغمبر توانست به مدينه هجرت كند و اين نظام و اين جامعه را به وجود بياورد و اين تمدن را پي ريزي كند. همه ي مدتي هم كه پيغمبر اكرم اين نظام نوپا را پرداخت، ساخت، آماده كرد و پيش راند، ده سال شده است؛ يعني يك مدت كوتاه. يك چنين حوادثي معمولاً در طوفان امواج حوادث دنيا گم ميشود، از بين ميرود، فراموش ميشود. ده سال خيلي مدت كوتاهي است؛ اما در همين مدت پيغمبر اكرم توانست اين نهال را غرس كند، آبياري كند، وسيله ي رشد و نمو آن را فراهم كند؛ يك حركتي را ايجاد كند كه اين حركت يك تمدني را آفريد و اين تمدن بر اوج قله ي تمدن بشري در دوران مناسب خود قرار گرفت. يعني در قرن سوم و چهارم هجري، در همه ي دنياي آن روز، با سابقه ي تمدنها، با حكومتهاي مقتدر، با ميراثهاي گوناگون تاريخي، هيچ تمدني به عظمت و رونق تمدن اسلامي مشاهده نشده است؛ اين هنر اسلام است. و اين در حالي است كه از بعد از دوران نبي مكرم اسلام، از بعد از همان دوران ده ساله، حوادث گوناگون و تلخي هم براي امت اسلامي به وجود آمد؛ موانع به وجود آمد، اختلافات به وجود آمد، درگيري هاي داخلي پيدا شد. با همه ي اينها، انحرافاتي كه در طول زمان به وجود آمد، ناخالصي هائي كه در جريان اسلام پيدا شد و رشد كرد، پيام پيغمبر اكرم و پيام بعثت در طول سه چهار قرن توانست آن عظمت را به وجود بياورد كه همه ي دنيا و همه ي تمدنهاي امروز مديون آن تمدن قرن سوم و چهارم هجري مسلمانان است. اين يك تجربه است. بشريت اگر بينديشد و انصاف را رعايت كند، تصديق خواهد كرد كه نجات بشر و حركت بشر به سوي كمال، به بركت اسلام ممكن خواهد شد و لاغير. ما مسلمانها قدرناشناسي كرديم؛ ما نمك خورديم و نمكدان را شكستيم؛ ما قدر اسلام را ندانستيم؛ ما پايه هائي را كه پيغمبر اكرم براي بناي جوامع برجسته و متكامل انساني بناگذاري كرده بود، در ميان خود نگه نداشتيم؛ ما ناشكري و ناسپاسي كرديم و چوبش را هم خورديم. اسلام اين توانائي را داشت و دارد كه بشريت را به سعادت برساند، به كمال برساند و از لحاظ مادي و معنوي او را رشد دهد. اين پايه هائي كه پيغمبر گذاشتند - پايه ي ايمان، پايه ي عقلانيت، پايه ي مجاهدت، پايه ي عزت - پايه هاي اصلي جامعه ي اسلامي است. ايمانمان را در دلهاي خود و در عمل خود تقويت كنيم؛ از خرد انساني، كه هديه ي بزرگ الهي به بشر است، استفاده كنيم؛ جهاد في سبيل الله را چه در ميدانهاي نبرد نظامي، آن وقتي كه لازم باشد؛ چه در ميدانهاي ديگر، ميدان سياست، ميدان اقتصاد و ديگر ميدانها - دنبال كنيم و حس عزت و كرامت انساني و اسلامي را براي خودمان مغتنم بشماريم. اينها وقتي در يك جامعه اي زنده بشود، اين جامعه همان حركت اسلامي را، همان خط نبي معظم اسلام را يقيناً دنبال خواهد كرد. به بركت پيام اسلام، به بركت نداي امام بزرگوار، ما ملت ايران توانستيم بخشي از آن را در زندگي خودمان تحقق ببخشيم؛ آثار و ثمراتش را داريم مشاهده ميكنيم. امروز دنياي اسلام متوجه شده است. اين حركاتي كه امروز در برخي كشورهاي شمال آفريقا و منطقه ي خاورميانه مشاهده ميشود، همان استفاده و استضائه ي از نور اسلام و استفاده ي از جهتگيري دست مبارك پيغمبر اكرم است. لذاست كه آينده ي اين منطقه، آينده ي اين كشورها، به توفيق الهي، به حول و قوه ي الهي، آينده ي روشني است. غربي ها بيخود لجاجت ميكنند، بيخود بر مواضع غلط خودشان پافشاري ميكنند. آنچه امروز در مصر و در تونس و در برخي كشورهاي ديگر به جريان افتاده است و مشاهده ميشود، معنايش اين است كه تاريخ اين منطقه ورق خورده است و فصل جديدي شروع شده است. آن موازنه ي غلطِ ظالمانه اي كه از صد سال پيش، صد و پنجاه سال پيش، مستكبران غربي، مستعمران غربي در اين منطقه به وجود آورده بودند و ميخواستند اين را حاكم بر سرنوشت اين منطقه ي عظيم و حساس بكنند، به هم خورده است؛ فصل جديدي شروع شده است. البته امروز قدرتهاي مستكبر غربي جان سختي به خرج ميدهند؛ نميخواهند در مقابل اين واقعيت بزرگ و غيرقابل انكار تسليم شوند كه ملتهاي منطقه بيدار شدند، ملتهاي منطقه به اسلام برگشته اند؛ ليكن حقيقت همين است. نفس اسلامي در كشورهاي مسلمان دميده شده است. وابستگان و حكام دست نشانده ي آمريكا و غرب با اين ملتها كاري كردند كه اين ملتها احساس كردند كه جز قيام، جز حركت عظيم عمومي، جز انقلاب، راهي در مقابل آنها نيست؛ لذا قدم در اين راه گذاشتند و دارند پيش ميروند. اين حركتها يقيناً به نتيجه خواهد رسيد. البته غربي ها خيلي تلاش ميكنند. امروز همه ي دستگاه هاي تبليغاتي و سياسي و اقتصادي آمريكا و بعضي از مزدورانشان در اين منطقه به كار افتاده است تا اين انقلابهاي مردمي را، اين قيامهاي بزرگ را از مسير اصلي منحرف كنند؛ جنبه ي اسلامي آن را مخفي كنند، مكتوم كنند، انكار كنند؛ كساني را پيدا كنند كه با فريب مردم بر سر كار بيايند و همه ي معادله ها را باز دوباره به نفع غرب برگردانند. اين تلاشها را دارند ميكنند، ليكن فايده اي ندارد؛ ملتها بيدار شده اند. وقتي ملتي بيدار شد، وقتي ملتي وارد عرصه شد، جان خود را كف دست گرفت و آمد، ديگر نميشود او را برگرداند، نميشود او را فريب داد. ما اميدواريم اين مسير دشوار ملتهاي مسلمانِ قيام كرده و آنهائي كه اين زمينه در آنها هست، ان شاءالله ادامه پيدا كند و اين مسير هرچه كوتاه تر شود. نتيجه قطعي است؛ راه ممكن است طولاني باشد، ممكن است كوتاه باشد. امروز آمريكائي ها به كمك صهيونيستها، به كمك برخي از همپيمانان و مزدوران خودشان در منطقه تلاش ميكنند اين انقلابها را منحرف كنند، بر اينها مسلط شوند، بر روي امواج اينها سوار شوند؛ ليكن فايده اي ندارد. البته براي ملتها دردسر درست ميكنند - اين دردسرها طبيعي است - اختلاف ايجاد ميكنند؛ ما همه ي اين چيزها را تجربه كرده ايم. در انقلاب ما هم اختلاف ايجاد كردند، نفوذ پيدا كردند، اقوام را به جان هم انداختند، درگيري هاي داخلي درست كردند، يك دشمن خارجي را تحريك كردند كه به ما حمله ي نظامي كند، لشكركشي كند؛ اينها همه اتفاق افتاد، اما ملت ايستاد، راه را با قدرت ادامه داد، بر همه ي اينها فائق آمد، بعد از اين هم فائق خواهد آمد. بنابراين، اين مشكلات هست. امروز مشاهده ميكنيد در مصر، در جاهاي ديگر، اختلافات داخلي ايجاد ميكنند، درگيري ايجاد ميكنند، يقيناً سلسله ي ترورها و فتنه انگيزي ها را به راه خواهند انداخت. علاج عبارت است از همين بيداري مردم، بيداري نخبگان؛ نخبگان علمي، نخبگان سياسي، مسئولان دلسوز و علاقه مند به سرنوشت كشور. اينها بايد بيدار باشند، مراقبت كنند و ان شاءالله كار به بهترين وجهي ادامه پيدا خواهد كرد. اين همان ادامه ي بعثت پيغمبر و حركت نبوي است كه امروز به اين شكل دارد خود را نشان ميدهد. ملتهاي مظلوم دنبال كرامت خودشان هستند؛ همان عزت و كرامتي كه يكي از پايه هاي دعوت پيغمبر بود. در طول سالهاي متمادي، دشمنان و مستكبران و اشغالگران و مداخله گران، ملتهاي ما را استثمار كردند؛ در عين حال آنها را تحقير كردند، ذليل كردند. ملتها وقتي كه از اسلام بهره مند باشند، عزت طلبند، كرامت طلبند. اين همان حركت اسلامي است. حركت اسلامي معنايش اين است. ما ملتهاي مسلمان بايد هشيار باشيم. نخبگان كشورهاي اسلامي بايد بيدار باشند؛ خودشان را سرگرم بگومگوهاي بي مورد و كم اهميت نكنند؛ اختلافات مذهبي، اختلافات قومي، اختلافات سليقه اي و بحثهاي حاشيه اي را وارد نكنند. آنچه كه در اين منطقه دارد اتفاق مي افتد، عظمتش بيش از اين حرفهاست. ما ملت ايران هم خوشحال و خوشوقتيم از اين كه مي بينيم ملتهاي مسلمان دارند حركت ميكنند و آزادي و كرامت خودشان را به دست مي آورند. از آغاز پيدايش و پيروزي اين انقلاب در ايران، مواضع انقلاب نسبت به مسائل منطقه، حركتهاي منطقه، قيامهاي منطقه، روشن بوده است. هر جائي كه حركت بر ضد استكبار است، بر ضد صهيونيسم است، بر ضد دولت غاصب صهيونيستي در كشور عزيز فلسطين است، اين حركت، حركت مقبول و مورد حمايت و تأييد ماست. هر جا حركت عليه آمريكاست، عليه اين ديكتاتوريِ بين المللي است - كه امروز آمريكا يك ديكتاتوري بين المللي به وجود آورده است - هر جا حركت عليه ديكتاتوري هاي داخلي است، براي احقاق حق ملتهاست، ما با آنها موافقيم. بايد همه هوشيار باشند؛ هم ما هوشيار باشيم، هم ملتها هوشيار باشند؛ بدانند دسائس و حيله هاي دشمنان متنوع است، پيچيده است. بصيرت را معيار كار خودمان قرار بدهيم. ملتها توجه داشته باشند؛ آمريكائي ها و صهيونيستها و مزدورانشان و همراهانشان سعي ميكنند انقلابها را منحرف كنند؛ كشورهائي را كه در آنها بيداري به وجود آمده است، مورد توجه قرار ميدهند؛ هرچه ميتوانند، تلاش ميكنند حركت اين ملتها را منحرف كنند. ملت مظلوم بحرين هم مثل ملت مصر است، مثل ملت تونس است، مثل ملت يمن است؛ آنجا هم قضيه همين است؛ تفكيك بين اينها معنا ندارد. ما مي بينيم متأسفانه كساني به جاي اينكه به حرف دل ملتها توجه كنند، راهي را ميروند، حركتي را ميكنند كه دشمنان اين ملتها اين حركت را دارند دنبال ميكنند. امروز آمريكا براي شبيه سازي كاري كه در مصر و در تونس و در يمن و در ليبي و امثال اينها انجام گرفته است، متوجه شده است كه سوريه را - كه در خط مقاومت است - دچار مشكل كند. ماهيت قضيه در سوريه با ماهيت قضيه در اين كشورها متفاوت است. در اين كشورها حركت ضد آمريكا و ضد صهيونيسم بود، اما در سوريه دست آمريكا آشكار و مشهود است؛ صهيونيستها دنبال قضيه هستند. ما نبايد اشتباه كنيم. ما نبايد معيار را فراموش كنيم. آنجائي كه حركت ضد آمريكا و ضد صهيونيسم است، آن حركت، حركت اصيل و مردمي است؛ آنجائي كه شعارها به نفع آمريكا و صهيونيسم است، آنجا حركت انحرافي است. ما اين منطق را، اين بيان را، اين روشنگري را حفظ خواهيم كرد. البته ميدانيم دشمنان نظام جمهوري اسلامي خشمگين ميشوند، عصباني ميشوند، بر توطئه هاي خودشان عليه ما مي افزايند. ما در مقابل اين توطئه ها ايستادگي كرديم. ملت آبديده شده است. ملت ايران در طول اين سي سال، در مقابل انواع توطئه ها ايستاده است؛ استقامت كرده است؛ آبديده شده است. دلشان را خوش ميكنند به بعضي از حوادث داخلي، خوشحالي ميكنند. خوشبختانه امروز دستگاه هاي گوناگون كشور، با اميد، با شوق، مشغول كارهاي خودشان هستند. در همين مدتهاي اخير، در همين سال اخير، شما ببينيد چقدر كار در كشور انجام گرفته است. ما از كشوري كه وارد كننده ي فرآورده هاي نفتي بود، تبديل شديم به كشوري كه اين فرآورده ها را صادر ميكنيم. در زمينه هاي مختلف، بحمدالله كشور مشغول است. همين مسئله ي كوچك كردن دولت - اقدامي كه دولت و مجلس مشتركاً انجام دادند - كار بسيار مهم و بزرگي است؛ اينها بايستي دنبال شود و ان شاءالله دنبال ميشود. ملت ايران با ايستادگي خود، با مقاومت خود، با اتحاد خود، با اميد بي پايان خود به كمك الهي، و مسئولان كشور با وحدت كلمه، با همكاري هاي خود، ان شاءالله خواهند توانست يك بار ديگر اميد دشمنان ملت ايران را تبديل به نوميدي و يأس كنند. از خداوند متعال ميخواهيم كه به بركات فراوان خود بر اين ملت بيفزايد؛ و به بركت اين روز شريف و اين عيد مبارك، و به احترام وجود مقدس خاتم الانبياء، ان شاءالله ملت ايران و ملتهاي مسلمان را مشمول تفضلات و نصرت خود قرار بدهد و قلب مقدس ولي عصر (ارواحنا فداه) را از همه ي ما راضي و خشنود كند. والسّلام عليكم و رحمةالله و بركاته 1) نهج البلاغه، خطبه ي 89