Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 156551
تاریخ انتشار : 27 مرداد 1390 0:0
تعداد مشاهدات : 51

هر 6ساعت یك نفر در ایران به ایدز مبتلا می شود

دكتر سید احمد علی نقی، پژوهشگر مركز تحقیقات ایدز ایران به قانون می گوید: «بر اساس فرمول های سازمان بهداشت جهانی در تمام كشورهای جهان آمار مخفی از ایدز وجود دارد كه به دلایل زیادی از جمله انگ و تبعیض خودشان را معرفی نمی كنند. براساس این فرمول در ایران نیز تخمین آنها حدود 5 برابر مقدار ثبت شده، یعنی حدود 90 تا 100 هزار نفر است.» بمبی در زندگی پریسا یا آتشی كه دامن خیلی ها مثل وحید را این روزها گرفته است. آنقدر كم علاج است كه این دو «جنگیدن» و «امید به آینده» را تنها دوای درمانش می دانند. ایدز برای خودش سرطانی هم است؛ بلكه بدتر. حداقل بیمار سرطانی ، نگاه سنگین جامعه را تحمل نمی كند. به گزارش قانون؛ «ایدز بمبی بود كه در زندگی ام منفجر شد.» این را پریسا می گوید. خونی كه از گوشه لب زخمی اش بیرون می زند، داخل دهانش می رود. 17 سال پیش و در موج اول ایدز مبتلا شده است. بیماری را از شوهرش گرفته كه درخارج از كشور دكترای فیزك اتمی می خوانده است. «همسرم در خارج از كشور تصادف كرد؛ خون آلوده به او تزریق كردند و مبتلا شد.» ایدز به قول قدیمی ها سقف خانه اش و به قول خودش «تنها پشتیبانش» یعنی همسرش را ویران كرده است؛ همسر پریسا 10 سال پیش فوت كرده است. شاید از ایدز بدتر وكشنده تر «طرد اجتماعی» باشد كه گریبان بیماران ایدزی را می گیرد. «از محل كارش اخراج شد؛ ضربه سنگینی بود. دوستان صمیمی اش او را ترك كردند‏؛ رفت و آمدها قطع شد. حتی به او تلفن هم نمی زدند‏. یك دفعه احساس كرد آدم بی فایده ای است. دیگر نتوانست تحمل كند؛ بیماریش او را نكشت‏، بی مهری ها...» شاید منظور پریسا این بود كه پیش از آنكه ایدز همسرش را از پای دربیاورد، ناامیدی و تنهایی او را گرفت. اثرات بیماری ایدز مثل بمب چند زمانه یكی یكی در زندگی پریسا منفجر شده است. او از ابتلاء فرزند كوچكش به ایدز می گوید؛ مرور این خاطرات صورتش را گرفته و صدایش را لرزان می كند. «بیماری همسرم كه پیشرفت كرد‏، گفتند كه باید از من و بچه هایم تست ایدز بگیرند. هم جواب آزمایش من مثبت بود هم پسر كوچكم. جواب پسر بزرگم منفی بود. پسر اولم الان 21 ساله است و دومی كه مبتلاء است 16 سال سن دارد.» ابتلاء به ایدز تنها درد كودك پریسا نیست؛ «رنج درس خواندن» هم هست. «سال اول ابتدایی بود كه پدرش را از دست داد. مدرسه كه بیماریش را فهمید، اخراجش كرد. بعد به این شرط قبول كردند كه صندلی جداگانه ای برایش بگذارند. كم كم همه مدرسه فهمیدند. كسی با پسرم بازی نمی كرد و تا 3 سال برای ثبت نام مجدد او مشكل داشتم. می گفتند كه اولیاء بچه های دیگر ایراد گرفتند و گفتند اگر این بچه در مدرسه باشد، بچه هایمان را از مدرسه می بریم. پسرم علاقه اش را به درس از دست داد، محیط برایش آزار دهنده بود و از مدرسه فرار می كرد. الان هم به سختی و غیر حضوری درس می خواند.» پریسا از رقت نگاه خانواده و آشنایان هم به تلخی یاد می كند. «اولش حمایت و دلسوزی بیش از حد بود. احساس می كردند من هم زیاد زنده نمی مانم. من سعی كردم به آنها بفهمانم كه درست است كه من یك بیمارم ولی حق زندگی دارم و نیازی به این نوع حمایت ها ندارم... البته انگار باورشان شده كه من قوی هستم و حتی خیلی جاها با من مشورت می كنند.» او در عین حال راهی جز جنگیدن نمی بیند. ایدز او را به مبارزه سختی طلبیده است. «برای اینكه بچه ام آموزش درست داشته باشد، جنگیدم. برای اینكه فرزند سالمم را نگه دارم، جنگیدم. من برای اینكه الگوی فرزند كوچكم باشم، جنگیده ام... من برای تمام حق های طبیعی كه یك انسان دارد، جنگیده ام.» این آخرین و قاطعانه ترین كلام پریسا بود. «ببینید! محكم ایستاده ام و كوتاه نمی آیم. باید با زندگی جنگید.» هر 6 ساعت یك نفر مبتلاء می شود یعنی هر روز 4 نفر از پریسا و موج اول ایدز كه بگذریم به امثال وحید و موج دوم و سوم ایدز می رسیم. موج دوم ایدز برخاسته از روش اعتیاد تزریقی و استفاده از وسایل مشترك تزریق است. موج سوم نیز از طریق ارتباط جنسی مثل خوره، جوانان را هدف گرفته است. پریسا می گفت ایدز بمبی در زندگیش بود اما بالا رفتن سرعت رشد ایدز آن را چیزی شبیه آتشی كرده كه در خرمن خشك افتاده است. آمار رشد مبتلاء به ایدز در موج دوم و سوم بالا رفته؛ بر اساس بررسی آمارهای رسمی چند سال گذشته، هر 6 ساعت یك نفر مبتلاء می شود یعنی هر روز 4 نفر. دكتر سید احمد علی نقی، پژوهشگر مركز تحقیقات ایدز ایران به قانون می گوید: «بر اساس فرمول های سازمان بهداشت جهانی در تمام كشورهای جهان آمار مخفی از ایدز وجود دارد كه به دلایل زیادی از جمله انگ و تبعیض خودشان را معرفی نمی كنند. براساس این فرمول در ایران نیز تخمین آنها حدود 5 برابر مقدار ثبت شده، یعنی حدود 90 تا 100 هزار نفر است.» وحید حدود چهار سالِ اسیر موج دوم یا سوم ایدز شده است. «نمی دانم چگونه مبتلا شدم اما رفتار پر خطر داشته ام.» او به آسمان نگاه می كند. نوری در چشمانش می درخشد. «همیشه اینطوری با بیماریم كنار آمده ام؛ چند سال دیگر دارویش می آید و راحت می شوم.» كارشناسان می گویند آمار ابتلاء به ایدز دارد به بحران نزدیك می شود. دیروز می گفتند بمب و امروز می گویند آتشِ دامن گیر است. هر چه هست باید به فكر بود تا فردا سیل و طوفان جامعه نباشد.