Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 156923
تاریخ انتشار : 16 شهریور 1390 0:0
تعداد مشاهدات : 210

هیج جا ایران نمی شود

مرتضی سعیدی نجفی خاطرات سفر به دو کشور عربی در ماه رمضان مرتضی سعیدی نجفی ماه مبارک رمضان در میان مسلمانان کشورهای مختلف از آداب و رسوم گوناگونی برخوردار است. مسلمانان در جنوب شرق آسیا، کشورهای عربی، آفریقا، اروپا و آمریکا هر کدام به شیوه ای این ماه عزیز را گرامی می دارند و با آداب و رسوم خود که برگرفته از احترام و قداست این ماه در نزد آنها است روزه رمضان را افطار می کنند. به گزارش سرویس بین الملل مرکز خبر حوزه، آنچه در ادامه می آید، خاطرات سفر به دو کشور عراق و سوریه در ماه مبارک رمضان سال گذشته است که سعی شده خواننده را با رسوم مردم آن دیار آشنا سازد. البته وسعت معنوی سفر بیش از آن است که در قالب کلمات گنجد و لباس کتابت به خود گیرد، اما به قول معروف: آب دریا را اگر نتوان کشید / هم به قدر تشنگی باید چشید * عزیمت به عراق حدوداً یک هفته از پایان دوره تابستانی حوزه در شهرکرد گذشته بود که خود را برای سفر دیگری آماده می کردم. زیارت عتبات عالیات در ماه مبارک رمضان توفیق مضاعفی بود که شکر مضاعف را می طلبید. مقدمات کار از جمله گرفتن خروجی از حوزه و کارهای نظام وظیفه و ویزا در دو سه روز انجام شد. دو همسفری ام نیز آماده بودند تا عازم شویم یادم نیست چه دلیلی باعث شد که یک روز حرکت عقب بیفتد، ولی هر چه بود جز خیر نبود. قسمت شده بود با تعدادی از طلاب غیرایرانی که میهمان حرم مطهر حضرت عباس (ع) بودند هم سفر باشیم. عصر دوشنبه در حالی که سه روز بیشتر به ماه مبارک نمانده بود حرکت کردیم. حضور در میان طلاب غیرایرانی اتفاق جدیدی نبود. گاه و بی گاه در تاکسی یا اتوبوس با آنها هم صحبت شده بودم. چند بار هم به مدرسه امام خمینی (ره) رفته بودم، ولی این بار گویی جمع آنها هم با قبل فرق می کرد. یکی از این افراد طلبه ای 42 ساله و اهل الجزائر بود که ساعتی را با هم به گفتگو گذراندیم. آن طور که برایم تعریف می کند تا 25 سالگی کارمند اداره راه آهن در الجزائر بوده، ولی ناگهان مسیر زندگی اش به سمت قم تغییر می کند. حضور در حوزه علمیه و تحصیل تا درس خارج را مدیون امام خمینی می داند و می گوید: امام خمینی (ره) و انقلاب اسلامی ایران مسیرم را تغییر داد. از او درباره مدت اقامتش در ایران می پرسم که جواب می دهد: ایرانی ها خیلی باهوش هستند و تعریف پیامبر از سلمان و فارس ها شایسته آن ها است. در ادامه به سابقه تمدنی ایران اشاره می کند و می گوید: در زمان شیخ انصاری خیلی از درس ها به زبان فارسی در نجف گفته می شده است. این حرف را یکبار دیگر پیش خودم تکرار می کنم. در زمان شیخ انصاری خیلی از درس ها در نجف به زبان فارسی بوده است و بعد به یاد سخن مقام معظم رهبری می افتم که گفتند: باید به جایی برسیم که بسیاری از کتاب های منبع و مرجع به زبان فارسی نوشته شود. یکی دیگر از مباحثی که در اتوبوس مطرح است و همه درباره آن اظهار نظر می کنند هدفمندی یارانه ها است، البته هنوز از مبلغ و زمان واریز آن اطلاعاتی منتشر شده است. * عبور از مرز برای رفتن به عراق به صورت زمینی باید از یکی از سه مرز مهران، خسروی یا شلمچه گذشت. بیشتر کاروان ها مرز مهران را انتخاب می کنند، چون به کربلا و نجف نزدیک تر است. مسیر ما هم بعد از عبور از اراک، ملایر و ایلام به مهران ختم می شود. برای عبور از مرز علاوه بر پرداخت عوارض خروج از کشور باید مبلغی هم به عنوان عوارض شهرداری خرج کنیم. عوارض شهرداری که قبلاً نبوده قرار است برای عمران و آبادانی مهران هزینه شود، ولی فعلاً آثاری از پیشرفت در شهر پیدا نیست. گرمای هوا همه را کلافه کرده و بطری های آب معدنی و آب میوه با وجود افزونی قیمت مشتری زیادی دارد. بعد از انجام کارهای اداری وارد عراق می شویم. اتوبوس حرم حضرت اباالفضل (ع) تا نزدیکی مرز آمده و هر کسی که کارش تمام می شود سوار اتوبوس می شود امور مربوط به گذرنامه در طرف عراق توسط عراقی ها انجام می شود، ولی قبل از آن و در بدو ورود نیروهای آمریکایی بازرسی های مورد نظرشان را انجام می دهند، معمولاً افرادی که کمتر از چهل سال دارند و از نظر آنها احتمال انجام عملیات انتحاری در این افراد بیشتر است باید بیشتر بازرسی شوند. انگشت نگاری و تصویربرداری از قرنیه چشم بانک، کاملی را از زائرین را برای آنها درست کرده است. انشاالله که نیتشان خیر باشد! از مرز تا کربلا حدود پنج ساعت راه است. محل اسکان هتلی است که نزدیکی حرم امام حسین (ع) قرار دارد. پس از استقرار در محل اقامت راهی حرم می شویم. یکبار دیگر روایاتی که درباره ثواب زیارت مرقد ابی عبدالله (ع) وارد شده را در ذهن مرور می کنم و دعا می کنم این سفر معنوی نصیب همه عاشقان و دوستداران اهل بیت (ع) شود. شب را در کربلا بودیم و فردا صبح عازم نجف شدیم. به علت این که طلاب غیرایرانی میهمان حرم حضرت اباالفضل (ع) هستند اقامت آنها در کربلا است و برای زیارت به نجف رفته و برمی گردند. مسیر نجف تا کربلا حدود 80 کیلومتر است و پیاده روی این مسیر از قدیم مورد توجه علما بوده است . پیاده روی معمولاً از کربلا به سمت نجف است و در ایام زیارتی امام حسین (ع) مثل شب نیمه شعبان رونق زیادی دارد. در طول سال یک بار هم پیاده روی از طرف کربلا به نجف رونق دارد و آن دهه آخر صفر است که زائران اربعین سیدالهشداء به مناسبت سالروز وفات پیامبر گرامی اسلام برای عرض تسلیت از کربلا به سمت نجف حرکت می کنند و کوچه های نجف مملو از جمعیت می شود. اتوبوس مسیر کربلا تا نجف را می پیماید و مسافران چشم به راه ایوان طلایی حضرتند. از ابتکارات جالبی که با مدیریت یکی از طلاب انجام می شود، شعرخوانی در مدح مولای متقیان است. اتوبوس به سیستم پخش صوتی مجهز است و میکروفن را از آخر اتوبوس یکی یکی می گیرند و چند بیت شعری در وصف امام علی (ع) می خوانند. هر کسی متناسب با فرهنگ و زبان خود شعر می خواند، نوبت به من که رسید این بیت در ذهنم نقش بست: به ذره گر نظر لطف بوتراب کند به آسمان رود و کار آفتاب کند قبل از ظهر به نجف رسیدیم اتوبوس پس از عبور از میدان ثورةالعشریین به طرف حرم حرکت می کند، در یکی از اضلاع این میدان (که به نام انقلاب سال 1920 مردم عراق علیه انگلیس نامگذاری شده) مرقد شهید آیت الله سید محمد باقر حکیم و برادرشان سید عبدالعزیز قرار دارد. خدمات این دو برادر برای نجات مردم عراق از دست اشغالگران هیچ گاه فراموش نخواهد شد. مجتمع فرهنگی عظیمی نیز در کنار این مرقد به نام مؤسسه شهید محراب در حال احداث است. با عبور اتوبوس از خیابانی که ما بین حرم و وادی السلام است و نمای زیبایی از گنبد دارد، دلها با تلألو طلایی گنبد گره می خورد. اتوبوس نزدیک محل صحن حضرت زهرا (س) توقف می کند. این صحن قرار است با همکاری جمهوری اسلامی ایران احداث شود. بعد از زیارت حرم، نهار را میهمان آشپزخانه آستان قدس علوی یا به قول عرب ها مضیف هستیم هیچ کس غذایش را کامل نمی خورد و مقداری برای تبرک کنار می گذارد. بعد از نهار دوستان غیرایرانی عازم کربلا می شوند و من برای اقامت بیشتر در نجف از آنها جدا می شوم. محل اقامت در خیابان شارع الرسول است و به خوبی صدای برنامه های حرم به گوش می رسد. * آداب و رسوم رمضان با شروع ماه مبارک رمضان آداب و رسوم مردم هم رونق می گیرد. یکی از کارهای جالب تبریک گفتن این ماه به یکدیگر است و تبریک گفتن بچه های کوچک جالب تر؛ از قدیم در عراق مرسوم بوده که خردسالان هر محله همراه یکدیگر به خانه اهالی محل می روند و با شعرخوانی رسیدن ماه مبارک رمضان را تبریک می گویند صاحب خانه هم به رسم اکرام چیزی به آنها عطا می کند. در ایام ماه مبارک رمضان زمان افطار و سحر از شور و حال خاصی برخورار است. در ایران معمولاً مردم تا ثانیه های آخر به انجام عمل مستحب سحری خوردن مشغول هستند، ولی در عراق بین اتمام سحری ها تا اذان صبح حدود 10 دقیقه فاصله است. مناجات های سحر از یکی دو ساعت مانده به اذان آغاز می شد. حدود 15 دقیقه مانده به اذان مؤن شعر زیبایی را می خواند که مضمونش این است: «ای روزه داران آب بیاشامید و یاد تشنگی امام حسین باشید» 10 دقیقه مانده به اذان ندای «لا تشرب» اطراف حرم را فرا می گیرد که به معنای اتمام وقت سحری است از این لحظه تا اذان صبح اختصاص به مناجات دارد. این دقایق زمان مناسبی است برای رسیدن به حرم جهت اقامه فریضه صبح. نماز جماعت در حرم حضرت علی (ع) به صورت رسمی خوانده نمی شود و کاروان های ایرانی معمولاً به طور مستقل با هم نماز جماعت می خوانند. اختلاف نظر گروه های عراقی مانع آن شده که اما جماعت ثابتی برای حرم انتخاب شود. کاروان های ایرانی هم به ناچار از یکی دو مکبر با صدای بلند برای نظم دادن به نماز استفاده می کنند. * مجالسی در منزل علما حوزه نجف در ایام رمضان برای تبلیغ تعطیل است و مجالس سخنرانی در دفتر و بیوت علما برقرار است. سعی کردم هر شب در یکی از این مجالس حضور پیدا کنم. شب اول به مجلسی که در منزل مرحوم آیت الله العظمی سید عبدالهادی شیرازی برقرار بود رفتم این منزل که سالها محل زندگی و دفتر آن مرجع فقید بوده در کوچه پس کوچه های اطراف حرم قرار دارد. از خیابان شارع الرسول عبور کرده و قبل از مسجد هندی و مرقد مرحوم آیت الله العظمی سیدمحسن حکیم وارد یکی ازفرعی های سمت چپ می شوم. اواسط کوچه صدای سخنرانی به گوش می رسد، البته به همراه صدای موتور برق که نشان دهنده قطع برق است. اگر همین کوچه را ادامه بدهی به مدرسه آخوند خراسانی می رسی. آخوند سه مدرسه ساخت که به مدارس کبری، صغری و وسطی مشهورند. حیاط منزل را فرش کرده اند و دو نوه آن مرحوم که هر دو روحانی هستند به شرکت کنندگان خیرمقدم می گویند. سادگی و کهنگی منزل و قاب عکسی که از آیت الله شیرازی در گوشه حیاط نصب است دل را به سال های دور در نجف می برد. زمانی که حوزه نجف در جهان تشیع اسم و رسمی داشت و مشتاقان علوم دینی نه تنها از کشورهای همسایه عراق که از هند و دورتر از آن هم به این جا می آمدند. گعده های معروف نجف اگر چه در ماه مبارک رمضان به رونق سال تحصیلی نیست، اما شیرینی خاص خود را دارد. این گعده ها از قدیم تفریح علمی علما بوده و در آن اگر چه از هر چمن گلی و از هر مطلبی سخن گفته می شود، اما دلچسب ترین بخش آن مطرح کردن یک فرع فقهی و بحث و تبادل نظر در آن است. چای پررنگ عربی هم اولین و آخرین پذیرایی این مجلس هاست. * استقبال مردم از محصولات ایرانی محل اسکان در نجف نزدیک آشپزخانه مرکزی کاروان های ایرانی بود و به این سبب از طعم غذای ایرانی بی بهره نبودیم، البته ذائقه مردم عراق و ایران تفاوت و فاصله چندانی با هم ندارد و اینجا هم برنج و نان قوت اصلی مردم است. این نزدیکی ذائقه سبب شده محصولات غذایی ایران به خصوص لبنیات بازار خوبی در عراق به ویژه نجف داشته باشد. ماست، پنیر و کره ایران با قیمت مناسبی نسبت به محصولات شرکت های خارجی، مشتری خوبی دارد. *حوزه علمیه نجف یکی از برنامه های مهم این سفر آشنایی با حوزه علمیه نجف بود. حوزه نجف با تصورات ذهنی افرادی که از قم به این جا می آیند تفاوت زیادی دارد. تقریباً هیچ مرکزیتی برای حوزه نجف ندارد و طلاب که تعدادشان به پنچ الی شش هزار نفر می رسد در مدارس مختلف پراکنده هستند. انتهای خیابان شارع الرسول به طرف حرم مطهر جایی است که بیشترین تعداد طلبه را می توان پیدا کرد. دفتر آیت الله العظمی سیستانی از یک طرف و مدارس و مساجد مهمی مثل مسجد هندی، مدرسه و مسجد شیخ انصاری، مرقد آیت الله العظمی سیدمحسن حکیم و مدارس آخوند خراسانی در اینجا قرار دارند. از محل اقامت پیاده راه می افتم تا از نزدیک با مدارس علمیه آشنا شوم. هنوز وار خیابان اصلی نشده ام که به قبر آقابزرگ تهرانی می رسم. طبق وصیت ایشان را در منزل خود دفن کرده اند و مدتی است که غریب و تنها مانده است. سپس از عبور از ایست بازرسی به سمت مرقد آیت الله سیدعبدالاعلی سبزواری حرکت می کنم. مرقد در سمت چپ خیابان قرار دارد و به واسطه مسجد زیبایی که جنب آن ساخته شده به جامع سبزواری معروف است. حدوداً صدمتر آن طرف تر منزل مسکونی امام در نجف قرار دارد که در حال بازسازی است. از انتهای کوچه خود را به بازاری می رسانم که موازی خیابان اصلی است و مسجد و مدرسه شیخ انصاری در آن قرار دارد. ابتدا حیاط و در سمت راست ساختمان مسجد است که حالت سنتی خود را حفظ کرده و رنگ شده است. از اینجا تا مرقد حضرت آیت الله سیدمحسن حکیم کتابفروشی های مذهبی و حوزوی زیادی وجود دارد. کتاب های مختلف با چاپ های گوناگون (از آن جمله کتاب شب های پیشاور و گناهان کبیره نظرم را جلب می کند) در سفر قبلی که در سال تحصیلی بود این بخش از بازار رونق خوبی داشت، ولی الان ماه رمضان است و گرمای شدید هوا. مرقد آیت الله حکیم تا درب ورودی حرم کمتر از صد متر فاصله دراد. مرقد در حیاط مسجد هندی واقع شده و مسجد دو درب دارد، یکی بازار و دیگری از شارع الرسول. مرقد صاحب جواهر و شیخ جعفر کاشف الغطاء هم با فاصله کمی از حرم قرار دارند و به خاطر حسینیه ای که جنب هر دو مرقد به همت نوادگانشان ایجاد شده رونق خوبی دارند. آخرین جایی که می روم مرقد علامه امینی است که مرقد صاحب الغدیر چسبیده به کتابخانه او قرار دارد و اطراف قبر نظرات بزرگان شیعه در مورد کتاب ارزشمند الغدیر به چشم می خورد. *ادامه مجالس بیوت علما دفتر حضرات آیات سید محمد حکیم، شیخ اسحاق فیاض و شیخ بشیر حسین نجفی با فاصله کمی از یکدیگر قرار دارد این سه عالم بزرگوار به همراه آیت الله سیستانی مراجع چهارگانه نجف را تشکیل می دهند و گروهی هم که زیر نظر آنان به اداره امور حوزه می پردازند به لجنه رباعیه معروف است. هر شب توفیق داشتم خدمت یکی از این بزرگواران برسم. در دفتر آیت الله حکیم پس از اتمام مجالس روضه به همراه عده دیگری از طلاب خدمت ایشان رسیدیم وقتی که فهمیدند از ایران آمده ایم از اوضاع ایران سوال کردند و از جمله پرسیدند هوای نجف گرم تر است یا قم؟ دیدار با آیت الله فیاض نیز بسیار مفید و صمیمی بود، ایشان از برجسته ترین شاگردان آیت الله خویی بوده و مسئولیت شورای استفتاء آن مرجع عالیقدر را برعهده داشته است. اکنون برجسته ترین کرسی تدریس حوزه متعلق به ایشان است. در محضر آیت الله فیاض مسایل مختلی مطرح شد از جمله آنها توجه ایشان به مسئله آموزش زبان خارجی در حوزه بود ایشان گفتند: ما در قدیم فکر می کردیم به یادگیری زبان هیچ نیازی نداریم اما امروزه فهمیده ایم که کاری ضروری است. در چند روزی که در نجف بودم و به بیوت علما یا مدارس علمیه می رفتم هر جا که متوجه می شدند از طلاب قم هستم، زبان عربی دست و پا شکسته ام موجب تعجب آنها می شد و خبر نداشتند که اکثر طلاب و حتی مدرسین قم قدرت تکلم عربی را ندارند. *دیدار آیت الله العظمی سیستانی ایشان سال هاست به ملت شرایط امنیتی تدریس نمی کنند برای دیدار با ایشان در یک مسیر مستقیم سی الی چهل متری سه بار بازرسی بدنی شدم و نوعی اضطراب در چهره محافظان دیده می شد آنچه در نگاه اول توجهم را به خود جذب کرد لهجه مشهدی آیت الله سیستانی بود که با وجود سال ها دوری (حدود 50 سال) هنوز برخی اصطلاحات مشهدی را به کار می بردند. در محضرشان سوالی درباره خمس طلاب مطرح شد که ابتدا حکم شرعی مسئله را بیان کردند و سپس چند توصیه اخلاقی مبنی بر ساده زیستی. بخشی از مطالب آن دیدار را قبل از این منتشر کرده ام و آنچه جای تاکید دارد اینکه فرمودند: پیروزی انقلاب اسلامی ایران به خاطر ساده زیستی روحانیت بود و اگر امروز برخی بر علیه دین چیزی می نویسند به خاطر علاقه به دنیا است. افطار در یکی از محله های اطراف نجف بودیم، سفره افطاری تفاوت خاصی با سفره های خودمان ندارد، چند نفر از ستاد بازسازی عتبات عالیات هم حضور دارند با یکی از مهندسان برق ستاد هم صحبت می شوم در بخش برق حرم امام علی (ع) مشغول است و موتور های برق را تعمیر می کند. به گفته او حضور مهندسان ایرانی در عراق بسیار مفید بوده و آنها با علاقه دانش و تجربه خود را در اختیار برادران عراقی قرار می دهند. در گفت و گو با یکی از روحانیون، وضعیت تحصیلی حوزه نجف را جویا می شوم او هم توضیح می دهد: دوره سطح حدودا هشت سال طول می کشد و طلاب وارد درس خارج می شوند درس ها غالبا در بیوت علما و مساجد اطراف حرم ارائه می شود و مدارسی مثل کلانتر، بغدادی و امام مهدی (عج) هم طلاب زیادی دارند. از راننده درباره وضعیت رانندگی پرسیدم که جواب داد: برای رانندگی نیازی به داشتن گواهینامه نیست و صرف توانایی کافی است در نجف چراغ قرمز خیلی کم و به ندرت وجود دارد یکی در مسیر کوفه و دیگری در مسیر کربلا است البته ترافیک وجود دارد به خصوص در خیابان المحیط (کمربندی) و میدان ثورة العشرین. در مدت اقامت چند هفته ای یک تصادف هم ندیدم. مراسم افطاری دیگری که در آن شرکت کردم در مجمع جهانی اهل بیت (ع) بود؛ مجمع فعالیت های دینی خوبی دارد. * وادی السلام یکی از برنامه های زائران عتبات عالیات زیارت قبر حضرت هود (ع) و حضرت صالح (ع) در وادی السلام است علمای زیادی نیز در آنجا دفن هستند برای فرار از گرمای هوا صبح زود و بعد از زیارت حرم عازم وادی السلام شدم از محدوده حرم که خارج شده و به سمت وادی السلام حرکت می کنم چیزی که توجه ها را جلب می کند گنبد آجری مسجد و مقبره شیخ طوسی است درب آن بسته است و فقط هنگام نماز باز است در خیابان اصلی وادی السلام ابتدا مقبره پیامبران الهی وجود دارد کمی جلوتر دست چپ قبر عارف نامی آیت الله سید علی قاضی است که به تازگی سنگ قبر آن عوض شده عظمت علمی و عمق فکری شهید سید محمد باقر صدر مجابم می کند که دوری مسافت و گرمای هوا را تحمل کنم و با یک گاری موتوری به اواسط وادی السلام بروم مرقد در حال بازسازی است و مصالح ساختمانی در اطراف آن ریخته است. زیارت قبور علمای داخل حرم هم قبل از سفر مورد توجه جدی ام بود مقبره آخوند خراسانی و سید ابوالحسن اصفهانی، روبری ایوان قرار دارد و انتظامات حرم در آنجا مستقر است قبر علامه نایینی، علامه مظفر، ملا احمد نراقی، آیت الله خویی و آیت الله شاهرودی هم در اتاق های اطراف صحن شریف است قبر مقدس اردبیلی و علامه حلی و سید مصطفی خمینی هم در کنار مناره ها است؛ قبر شیخ انصاری هم کنار یکی از درهای ورودی حرم است. * موزه شهید صدر در نزدیکی حرم مطهر ساختمانی قرار دارد که به آن موزه شهید صدر می گویند پس از چند بار پرس وجو بالاخره ساعت کاری آن را پیدا کردم و به آنجا رفتم ساختمان موجود که نمای بیرون آن تازه ساز است منزل شهید سید محمد صدر (پدر مقتدی صدر) بوده که الان به موزه تبدیل شده است در اتاق شهید، وسایل شخصی ایشان از جمله عمامه، عصا، عینک و منبر نماز جمعه (که در مسجد کوفه اقامه می شد) و شمشیری که از آن به عنوان سلاح در نماز جمعه استفاده می شد نیز وجود دارد. * وضعیت فرهنگی در مسیر بازگشت آنچه نظرم را به خود جلب می کند احادیثی است که روی دیوارهای شهر نوشته شده است این احادیث با محتوای اخلاقی و اعتقادی به موضوعاتی مثل نتیجه بی نمازی و آغاز سن تکلیف اشاره دارند آثار رشد فرهنگی به طور پراکنده در شهرهای مذهبی دیده می شود ولی تهاجم فرهنگی بغداد را نشانه گرفته و آزادی حجاب زمینه را برای ترویج بی اخلاقی مهیا کرده است. * شب های قدر در شب قدر تقدیرات زندگی رقم می خورد و حضور در کنار مضجع نورانی امامان معصوم (ع) دل را برای جذب انوار الهی آماده تر می کند در شب های نوزدهم و بیست و یکم حرم امیرالمومنین (ع) حال و هوای دیگری دارد مردم دسته دسته وارد می شوند و فریاد می زنند: "تهدمت و الله ارکان الهدی قتل علی المرتضی" ، تشیع جنازه نمادینی هم تا مسجد کوفه انجام می شود. شب بیست و سوم که شب جمعه و زمان مخصوص زیارت امام حسین (ع) بود که کربلا رفتم. جمعیت بسیار زیاد بود و ازدحام فراوان حضور قلب را از انسان می گرفت و ناچار در کنار راهروی یکی از رواق ها جایی پیدا کردم و مشغول مناجات شدم پس از اتمام دعا به سمت ضریح حرکت کردم و در شلوغی جمعیت، آقای بروجردی رییس کمیسیون امنیت ملی مجلس را دیدم در همان شلوغی جمعیت وضعیت نامناسب زائران ایرانی در مرز را یادآوری کردم که گفت دیشب در کنسولگری ایران در نجف جلسه ای در همین زمینه داشته و باز هم پیگر مسئله است تاکید هم کرد که طبق فرمایش مقام معظم رهبری مصلحت ما در عزت ما است. دیدار کوتاهی هم با حجت الاسلام والمسلمین سید احمد صافی تولیت حرم مطهر حضرت اباالفضل (ع) انجام شد. در ایامی که در عراق بودم به پیشنهاد همراهان توفیق زیارت حضرت زینب (س) نیز حاصل شد.بدین منظور شب جمعه راهی کربلا شدیم و پس از زیارت حرم امام حسین (ع) و حضرت اباالفضل (ع) به نجف رفته و سحر جمعه به سمت سوریه حرکت کردیم. فاصله نجف تا دمشق با اتوبوس حدود 14 ساعت است طی چند ساعت اولیه حرکت فقط بیابان پیدا بود و دشت های سوزان اما نزدیک ظهر کم کم کوه و درخت نمایان شد که از آثار نزدیک شدن به دریای مدیترانه است دو بندر لاذقیه و طرطوس سوریه را به مدیترانه متصل می کنند. قبل از ظهر از دوراهی اردن- سوریه رد می شویم و حدودا یک ساعت بعد از اذان به مرز سوریه و عراق می رسیم به علت لغو روادید میان ایران و سوریه به سرعت کارهایمان را انجام می دهیم و منتظر مسافران عراقی می شویم. در مرز آنچه توجه را به خود جلب می کند وجود پرچم فلسطین کنار پرچم سوریه در سه چهار مکان مختلف است چهره ضداستکبار سوریه از همین ابتدا مشخص می شود. اتوبوس راه می افتد و غروب آفتاب به دمشق می رسیم در حومه شهر نمایشگاه های خودروی بزرگی قرار دارد و در کنار شرکت های خارجی نمایشگاه ایران خودرو با ظواهر جذب کننده اش خودنمایی می کند در کنار آن نمایندگی شرکت های آمریکایی، آلمانی، کره ای و ژاپنی هم وجود دارد. آنچه در نگاه اول نظرم را جلب کرد و نمایی اسلامی از شهر دمشق به نمایش گذاشت تعداد نسبتا زیاد مساجد با تک مناره های بلند بود در طول مسیر نیز مساجد زیادی در کنار جاده به چشم می خوردند. نماز مغرب و عشا را در حرم حضرت زینب (س) خوانده و شب میهمان آیت الله واحدی از علمای ایرانی مقیم سوریه هستیم ایشان از قبل انقلاب که برای تبلیغ به سوریه می آمده به دعوت شیعیان، مقیم شده است مثل عراق پس از افطار مراسم روضه و توسل به اهل بیت (ع) برقرار است و بعد از آن هم گروه های دوستانه، چای عربی هم پذیرایی جلسه است البته نه به پر رنگی عراق. *آشنایی با سوریه نام سوریه را فرانسوی ها بر این کشور نهاده اند البته معنای آن را نمی دانم از جمعیت 20 میلیونی آن حدود 75 درصد سنی و 15 درصد علوی و شیعه و ما بقی مسیحی و پیرو سایر ادیان هستند. در اینجا بر خلاف عراق خیابان ها نوساز و وضعیت حمل و نقل عمومی بهتر است همچنین اگر چه سوریه از لحاظ ظاهری و مادی در مرحله بالاتری از عراق قرار دارد ولی از نظر اخلاقی و فرهنگی باید مردم عراق را مذهبی تر دانست. تفاوت دیگری که مشهود است روحیه ضد استعماری مردم سوریه است در حالی که در عراق عده کمی اینگونه اند *دانشگاه دمشق جهت آشنایی بیشتر با فرهنگ مردم سوریه تصمیم گرفتیم علاوه بر زیارت، از اماکن علمی، فرهنگی و تاریخی هم بازدید کنیم بدین منظور راهی دانشگاه دمشق شدیم. این دانشگاه در رشته های حقوق، الهیات، علوم سیاسی و علوم محض فعال است. نکته دیگری که جالب بود فروش کتاب توسط دست فروش ها در خیابان منتهی به دانشگاه بود مثل ایران. با توجه به فاصله کم دانشگاه تا مسجد اموی و حرم حضرت رقیه (س) و یک طرفه بودن مسیر ترجیح دادیم پیاده برویم برای رسیدن، به مسجد اموی باید از بازار حمیدیه می گذشتیم اینجا تعداد ایرانی ها بسیار زیاد و حتی از حرم حضرت زینب (س) هم بیشتر است انتهای بازار به یکی از درب های مسجد اموی ختم می شود. *تاریخچه مسجد اموی مسجد اموی ابتدا کلیسا بوده و پس از فتح شام توسط مسلمانان نصف آن تبدیل به مسجد می شود و کم کم همه آن مسجد می شود زیر یکی از مناره ها محل تدریس پیشوای مذهب شافعی بوده و چهار محراب در صحن اصلی آن وجود داشته برای اقامه نماز چهار مذهب اهل سنت. اما آنچه سبب شده کاروان های ایرانی و شیعیان، به این مسجد بیایند محل حضور اسرای کربلا در مجلس یزید، مقام راس الحسین (ع) و محل عبادت امام سجاد (ع) است. ستون هایی در حیاط بزرگ مسجد وجود دارد که یکی محل جمع آوری بیت المال مسلمین و دیگری محل غسل تعمید مسیحیان بوده. در محل ساختمان مسجد هم که سقف آن بسیار بلند است محل نشستن یزید، محل ایراد خطبه حضرت زینب (س) و محل نشستن اسرای کربلا قرار دارد. محل نشستن یزید کنار دیوار چسبیده به صحن و بر دیوار روبرو محل ایراد خطبه حضرت زینب (س) بوده و محل نشستن اسرا میان این دو است. کمی پایین تر در وسط مسجد ضریحی وجود دارد که گفته می شود محل دفن سر حضرت یحیی (ع) است کمی آن طرف تر محل غیب شدن حضرت خضر است. از مسجد بیرون آمده و به سمت ضلع غربی صحن می رویم آنجا محل قرار گرفتن سر مبارک امام حسین (ع) و چند قبر آن طرف تر هم محل عبادت امام سجاد (ع) قرار دارد. * آرامش در بیان هیاهوها حرم حضرت رقیه (س) در کوچه پس کوچه های اطراف مسجد اموی قرار دارد. پس از عبور از هیاهو های بازار حمیدیه به بارگاه ملکوتی حضرت رقیه (س) بنت الحسین (ع) می رسیم؛ اینجا هنوز صدای العطش طفلان کربلا به گوش می رسد آرامش این حرم در میان هیاهوی بازار حتی اهل سنت را هم به خود جذب می کند. ضریح مطهر از دو قسمت کوچک و بزرگ تشکیل شده یعنی ابتدا یک ضریح کوچک روی قبر شریف قرار دارد و سپس ضریح بزرگ دیگری ضریح کوچک را در برگرفته است. از نکات جالب و دلسوز، انداختن عروسک های کوچک از سوی مردم به داخل ضریح است. صندوق کمک به مجاهدان حزب الله لبنان هم نشان دهنده این حقیقت است که نهضت یاری رسانی به مقاومان و مظلومان در دامنه تاریخ ادامه خواهد داشت. * علویان سوریه در محل اقامت هر شب، مجلس توسل به اهل بیت (ع) برگزار می شد. در یکی از این شب ها با یکی از کارمندان نمایندگی صدا و سیما در سوریه آشنا شدم و این آشنایی مقدمه ای شد برای کسب اطلاعات بیشتر از این کشور. آنطور که می گوید: جمعیت شیعیان سوریه زیاد نیست و آنها سال ها به خاطر جّو ضد شیعی دولت های اموی مجبور بودند یا مخفی شوند یا به کوه ها و اطراف شهر فرار کنند. بخش زیاد و قابل توجهی از شیعیان را علویان تشکیل می دهند که این فرقه در اعتقادات با مذهب شیعه یکی هستند و امامان را قبول دارند ولی التزامی به دستورات و احکام شرعی ندارند، به طور مثال نماز نمی خوانند و حجاب را پس از چهل سالگی واجب می دانند! به همین دلیل بیشتر بی حجاب های سوریه یا علوی هستند یا مسیحی. تفاهم شیعه و سنی در سوریه خوب است و صدای اذان مساجد شیعی در مساجد اهل سنت و بالعکس به گوش می رسد. بسیاری از مردم سوریه به مقام معظم رهبری علاقه مندند و عکس آقا در برخی منازل سوری ها وجود دارد. * آرامگاه سکینه بنت امام علی (ع) و حضرت زهرا (س) یکی از اماکنی که قبل از سفر برای بازدید از آن برنامه ریزی کرده بودم، آرامگاه حضرت سکینه دختر امام علی (ع) و حضرت زهرا (س) بود. علامه مجلسی در کتاب شریف بحارالانوار در ضمن گفتار مشروحی از جریان تغسیل و تکفین حضرت زهرا (س) از امام علی (ع) چنین نقل می کند: فلما هممت ان اعقد الرداء نادیت: یا ام کلثوم یا زینب یا سکینه یا حسن یا حسین هلموا تزودوا من امکم فهذا الفراق و اللقاء فی الجنه (بحار جلد 43 حدیث 173) هنگامی که خواستم بند کفن را ببندیم صدا زدم: ام کلثوم، زینب، سکینه، حسن، حسین بیایید و برای آخرین بار مادرتان را ببینید که دیدار بعدی در بهشت خواهد بود. بنابر اینکه حضرت علی (ع) در زمان حیات فاطمه زهرا (س) ازدواج دیگری نداشته اند پس می توان نتیجه گرفت که حضرت سکینه فرزند آن دو بزرگوار بوده است، البته از تاریخ ولادت و وفات ایشان چیزی در دست نیست و مکان قبر نیز تا چندی قبل نامعلوم بوده است، تا اینکه در اثر توسعه اطراف دمشق، در شهر داریا، قرینه هایی مبنی بر اینکه قبر موجود در آن منطقه که مورد توجه مردم است قبر حضرت سکینه (س) بنت امام علی (ع) و حضرت زهرا (س) باشد به دست می آید. آیت الله واحدی نیز با پیگیری و تحقیق فراوان قرائن دیگری در این جهت به دست می آورد و اقدام به بازسازی و توسعه این مکان می کند. مرقد این بانوی مکرم در خارج از شهر دمشق و در منطقه ای به نام داریا است. حدودا بیست دقیقه در راه بودیم تا به آنجا رسیدیم ساختمان جدید و گنبد و گلدسته ها در حال بنا هستند و چند ایرانی هم به زیارت مشغولند. *محبوبیت بشار اسد در مسیر برگشت که از مناطق سرسبز هم بود از راننده درباره بشار اسد سوال کردم که جواب داد: او بسیار خوب و محبوب است. داشتن تحصیلات علمی و دکترای چشم پزشکی و جوانگرایی را علت علاقه مردم می دانست. در خیابان ها به تعداد قابل توجهی خودروهای تولید ایران بر می خوردیم و احساس غربت نمی کردیم. سمند و پراید به وفور به عنوان تاکسی و وسیله شخصی وجود دارد. * قبرستان باب الصغیر این قبرستان از قدیمی ترین قبرستان های جهان اسلام است و به علت دفن تعداد زیادی از صحابه معروف است. قبرستان در کنار معهد بین المللی اسلامی سوریه قرار داشته و چند درب ورودی دارد از جمله مدفونین آن می توان به سکینه بنت امام حسین (ع)، ام کلثوم بنت امام علی (ع)، بلال حبشی، فضه و اسما دو خادم حضرت زهرا (س) و عبدالله بن جعفر شوهر حضرت زینب (س) اشاره کرد. ضریح دیگری هم در قبرستان وجود دارد که منسوب به سر تعدادی از شهدای کربلا است. سید محسن امین عاملی در کتاب اعیان الشیعه احتمال داده سر مقدس حضرت اباالفضل (ع)، علی اکبر (ع)، و حبیب ابن مظاهر در این محل دفن شده باشد. قبر ابن مالک و ابن هشام دو ادیب معروف نیز در باب الصغیر است. زیارت این قبرستان در برنامه کاروان های زیارتی قرار دارد. با همفکری همسفران برای بهره مندی از مناظر طبیعی سوریه بلیط قطار دمشق تهران را تهیه کردیم. از نکات جالب مدت زمان سفر با قطار است که حدودا 72 ساعت طول می کشد که خیلی بیشتر از اتوبوس است حرکت صبح دوشنبه بود و ورود به تهران صبح پنج شنبه. به علت اینکه اوضاع عراق ناامن است، باید از ترکیه عبور کنیم هر چه به سمت شمال سوریه نزدیک می شویم سرسبزی بیشتر و هوا خنک تر می شود. نماز ظهر را در حلب خواندیم، حلب یکی از شهرهای زیارتی و تاریخی سوریه است و علاوه بر حضرت زکریا (ع) قبر دو عالم معروف شیخ شهاب الدین سهروردی و ابن شهر آشوب در آن قرار دارد. از حلب تا رقه محل جنگ صفین و مزار عمار یاسر و اویس قرنی 180 کیلومتر راه است. * ورود به ترکیه برای شام به هر نفر دو کنسرو ماهی دادند که محصول تایلند بود. در آخرین ایستگاه سوریه از قطار پیاده شدم و در مغازه ای که نزدیک ایستگاه بود کنسروها را عوض کردم و محصول کشور مراکش را گرفتم تا خیالم راحت شود. حدود ساعت 10 شب بود که به مرز ترکیه (اصلاحیه) رسیدیم و برای چک کردن گذرنامه از قطار پیاده شدیم در اتاق مسئول گذرنامه آنچه جلب توجه می کرد قاب عکس آتاتورک رهبر ترکیه نوین بود روی کارآمدن آتاتورک در ترکیه تنها مزیتی که برای مسلمانان داشت نزدیک شدن آنها به یکدیگر بود. * اقامه نماز در قطار در طول مدتی که در ترکیه بودیم از کنار رود وان و سرچشمه های دجله حرکت می کردیم و هوا نسبتا خنک و مناظر بیرون سر سبز و خرم بود. هنگام اذان ظهر رسیدیم ولی هر چه صبر کردم قطار توقف نکرد. حدودا پنج ساعت از اذان گذشت ولی خبری از توقف نبود. نزد رییس قطار رفتم و علت را جویا شدم. رییس قطار که شخص تحصیل کرده ای هم بود گفت: اینجا (ترکیه) کشور اسلامی نیست برای نماز ظهر توقف نمی کنیم شما در قطار نماز بخوانید و به هر طرف هم که بخوانید خدا قبول می کند! جالب اینکه به آیه «فاینما تولوا فثم وجه الله...» استناد می کرد. پیش مسئول ترکیه ای قطار رفتم و او هم نشسته نماز خواندن را پیشنهاد کرد و گفت: خدا به نیت ما نگاه می کند! به کوپه برگشتم و به کمک همراهان بوسیله قبله نما جهت قبله را پیدا کرده و نماز خواندیم. حدودا بیست ساعت از ورود به ترکیه گذشته بود که به دریاچه تاتوان رسیدیم برای ادامه مسیر باید سوار کشتی شویم و پس از عبور از دریاچه سوار قطار دیگری شویم. ایستگاه قطار فاصله چندانی با اسکله نداشت و با توجه به ریل گذاری انجام شده تا چند متری کشتی رفتیم همزمان که در حال انتقال وسایلمان به کشتی بودیم چند واگن قطار هم به بخش انبار کشتی وارد شدند. طبقه اول انبار کشتی بود، طبقه دوم ظرفیت دویست مسافر را داشت و طبقه سوم نیز عرشه کشتی و اتاق هدایت بود. نماز مغرب و عشا را در کشتی خواندیم چون مسیر حرکت به صورت مستقیم بود و جهت قبله به طور ثابت در اتاق نماز خانه نصب شده بود. پس از صرف شام با دوستان به روی عرشه کشتی رفتیم. اگر چه تمام مسیر پنج ساعته را در شب پیمودیم و جلوه خاصی از دریاچه ندیدیم اما ماه شب چهارده و انعکاس نور آن بر آب زیبایی دل انگیزی داشت. * سوار شدن به قطار ایران در سمت دیگر دریاچه ایستگاه قطار دیگری وجود داشت. به قطار ایرانی که مسافران سوریه را آورده سوار شدیم و جایمان را عوض کردیم، سوار شدن به قطار ایران با استقبال همه مسافران همراه بود و همگی متفق القول بودند که اگر چه ایران کمبودهایی دارد، ولی از جهات متعددی بر کشورهای همسایه برتری دارد. در مرز خروجی باز هم عکس آتاتورک در اتاق مسئول گذرنامه وجود داشت و در مسجد ایستگاه آموزش مصور وضو به شیوه اهل سنت نصب شده بود. * جاذبه های ایران مورد توجه جهانگردان در مسیر برگشت با یک جوان 21 ساله سوییسی آشنا شدم که برای سفر به ایران در ترکیه به ما ملحق شده بود علاوه بر نظم در کارها نظرش درباره ایران هم برایم جالب بود، بعد از اتمام دوره سربازی تصمیم گرفته بود برای دیدن آثار تاریخی به ترکیه، ایران و هندوستان سفر کند می گفت: وقتی برای کسب اطلاعات درباره ایران به سایت ها مراجعه می کنم، مطالب ترس آور و دورکننده می نویسند، اما وقتی با افرادی که به ایران سفر کرده اند صحبت می کنم از خوبی های ایران تعریف می کنند. آدرس چند سایت فعال در زمینه آثار تاریخی و شیوه سفر به ایران را هم به من داد. برایم جالب بود که او از ابزار و تکنولوژی به خوبی و در مسیر صحیح زندگی می کند، ولی ما گرفتار سوءاستفاده های تکنولوژی از جمله اینترنت شده ایم. وقتی برای بار دوم خواستم به کوپه اش بروم و برای سفر به قم و آشنایی با حوزه از او دعوت کنم، چند نفر از هم وطنان با سیگار از او پذیرایی می کردند منصرف شدم. احتمالا با توجه به روحیه جستجوگرانه ای که داشت در مدت دو هفته اقامت در ایران با زوایای مختلف تمدن اسلامی و فرهنگ ایرانی آشنا شده است. * منبع: خبرگزاری حوزه نیوز، 29 مرداد 1390