Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 157191
تاریخ انتشار : 31 شهریور 1390 0:0
تعداد مشاهدات : 105

نقش ارتش جمهوري اسلامي ايران در دفاع از كشور در اوايل جنگ تحميلي (قسمت اول)

سرزمين ايران، به خصوص در طول هشت سال دفاع مقدس، مالامال از خاطرات حيات و ممات مرداني است كه روحشان فراتر از زمان و عرصه فراخ زمين و تنگ تر از قلب سرشار از عشقشان بوده است. آنان كه آسايش و راحتي خود را فداي امنيت و سربلندي ميهن و دينشان كرده و در اين راه تمام سختي ها و ناملايمات را به جان خريدند. اين دلير مردان به عنوان الگوهاي جاودان پايداري، شجاعت و ايمان در سخت ترين شرايط، در دفاع از حيثيت، شرف و ميهن شان براي نسل امروز و نسل هاي آينده، از جان خويش گذشته و چون امواجي سهمگين، پايه هاي اعتقادات و سياست هاي دشمنان را درهم كوبيدند و اكنون نيز با كوله باري از تجربه، بي هيچ منتي، در سنگرهاي ديگر كشور، خود را وقف خدمت به جوانان و آينده سازان كشوركرده اند. با گذشت بيش از 30سال از آغاز تجاوز زميني، هوايي و دريايي نيروهاي عراقي، مسلح به تجهيزات پيشرفته با پشتيباني كشورهاي منطقه و استكبار جهاني و تثبيت آنها توسط نيروهاي جان بركف ارتش جمهوري اسلامي ايران و ياري نيروهاي مردمي خود جوش كه يكي از رخدادهاي مهم نظامي در تاريخ ايران و جهان است، به نظر مي رسد با وجود نگارش هزاران جلد كتاب و مقاله در مورد هشت سال دفاع مقدس، چنان كه بايد به نقش ارتش جمهوري اسلامي ايران از نظر آگاهي و آمادگي ارتش از نيات رژيم عراق قبل ازآغاز جنگ عليه ايران و در مهار و تثبيت نيروهاي عراقي با توان رزمي غير قابل مقايسه با ارتش ايران پرداخته نشده و بسياري از زواياي آن نيز ناشناخته مانده است. از آن ميان مي توان به نقش واقعي ارتش در برهه خاصي از دوران پرتلاطم خود در حين پاكسازي و درگير شدن در كردستان و جنگ ناخواسته اشاره نمود كه به درستي توسط پژوهشگران، تاريخ نگاران و نويسندگان ارتشي و غير ارتشي به رشته تحرير، چاپ و انتشار در نيامده است. از همين رو چگونگي آمادگي و حضور به موقع ارتش جمهوري اسلامي ايران در مرزهاي غربي و جنوب غربي در خلال خرداد تا شهريور سال 1359 جهت مقابله با دشمن در اين متن جهت اطلاع مردم شريف و بزرگوار ايران به رشته تحرير در آمده است. 1- عدم غافلگيري ارتش در ابتداي جنگ تحميلي بواسطه ساختار سازماني و بنيه رزمي ارتش جمهوري اسلا مي ايران با داشتن سه نيروي مقتدر زميني، هوايي و دريايي تحت رهبري هاي داهيانه حضرت امام خميني(ره) مشغول تجديد سازمان بود و از ويژگي هاي خاصي از جمله اطاعت از ولايت فقيه و تلا ش در اجراي منويات معظم له، برخورداري از علوم و فنون نظامي بالا، تجهيزات پيشرفته نيروي انساني منضبط، پركار، با دانش نظامي بالا ، مسئوليت پذير و... نيز برخوردار بود. بدنه مردمي ارتش ايران يكي از استثنايي ترين وضعيت ها را در تاريخ انقلاب ها در جهان به وجود آورد، به نحوي كه به جاي رو در رو قرار گرفتن با مردم، به جريان انقلاب پيوسته و به دفاع از آن و مقابله با تجزيه طلبان داخلي و متجاوزان خارجي برخاست و نيروهاي مردمي را كه حفظ و حراست از دستاوردهاي انقلاب اسلامي را بر خود واجب دانسته و به صحنه هاي پيكار شتافته بودند، مورد حمايت خود قرار داد. رژيم بعثي عراق قبل از تجاوز گسترده به خاك جمهوري اسلامي ايران، به منظور تحميل اراده خود بيش از 15ماه عمليات نامنظم عليه كشورمان انجام داد، لذا در طول اين مدت، قرائن و شواهد عمليات آفندي از سوي ارتش عراق در سال 1358 با 85 تجاوز مرزي براي ارتش ايران مشخص و محرز گرديد. از همين رو اولين دستورالعمل گسترش ارتش در مناطق مرزي در تاريخ 27/8/ 1358 در ارتباط با بحران مرزي در غرب و جنوب غربي كشور صادر و نيروهاي زميني، هوايي، دريايي، ژاندارمري و شهرباني وقت، حركات نيروهاي عراقي را تحت نظر گرفتند و در همين راستا نيروي زميني نيروهاي اطلاعاتي خود را در منطقه خوزستان و غرب فعال نمود. صدام حسين براي اولين بار در 18/1/59 همزمان با قطع ارتباط ايران و آمريكا اعلام كرد سه جزيره تنب بزرگ، كوچك و ابوموسي عربي و متعلق به عراق است و عراق آمادگي دارد اختلافات خود را با ايران از طريق نظامي حل و فصل نمايد. در پي اين موضع گيري هاي نابخردانه توسط صدام، تحركات مرزي ارتش عراق در سال 59 نيز افزايش يافت (بيش از 552 مورد). به نحوي كه بر اساس اسناد و مدارك موجود، در سه ماهه اول سال 1359، حدود 142 مورد و در سه ماهه دوم سال 1359، حدود 410 مورد تجاوز به خاك ايران ثبت گرديده است. لذا با توجه به قرائن و شواهد موجود، براي ارتش جمهوري اسلامي ايران محرز گرديد كه ارتش عراق بزودي حملات گسترده خود را آغاز مي نمايد. در ادامه به گوشه اي از تحركات مرزي توسط دولت عراق اشاره مي كنيم: 1- جابجايي و استقرار يگان هاي زرهي در نوار مرزي (انتقال يگان هاي عمده از مرز اردن به مرز با ايران در طي سال 1358) 2- تقويت پاسگاه هاي مرزي 3- حفر سنگر و كانال به منظور ايجاد مواضع در نوار مرزي با ايران 4 - افزايش فعاليت هاي مهندسي و احداث جاده هاي مرزي 5- تحركات وجابجايي نيروهاي مكانيزه و سوار زرهي و تقويت نيرو در برخي مناطق مرزي 6- استقرار يگان هاي توپخانه در نزديكي مرزهاي ايران و اقدام به ثبت تير 7- انجام شناسايي هوايي و عكس برداري هوايي از مرزها 8- تجاوزات هوايي، تيراندازي هاي سبك و سنگين به داخل خاك جمهوري اسلامي ايران و اعزام گروه هاي گشتي به كمك گروه هاي ضد انقلاب به عمق مرز زميني ايران و همچنين پشتيباني گروه هاي خرابكار در منطقه خوزستان و انفجار لوله هاي نفتي 9- تقويت و افزايش توان رزمي ارتش بعث دولت عراق در مدت بسيار كوتاهي براي حفظ منافع استكبار جهاني قراردادهاي نظامي متعددي منعقد كرد و ارتش خود را به سلاح هاي جديد و پيشرفته مجهز نمود و در پي آن سازمان رزمي ارتش عراق به طور گسترده تغيير و تحول پيدا كرد. در همين راستا آموزش و ارتقاء كيفيت و كميت نيروي كادر نظامي، فراخــواني و افزايش نيــرو را در دستور كار خود قرار داد، به طوري كه تعـداد نفرات زميني ارتش عراق از 175 هزار نفر به حدود 220 هزار نفر رسيد. در مقابل در داخل ايران هر روز فشار بر روي ارتش براي پاكسازي و تصفيه فرماندهان، لغو قراردادهاي نظامي، واگذاري تجهيزات ارتش، جلوگيري از آموزش نيروها، كاهش گسترده سربازان و تعطيلي مراكز آموزشي مشاهده مي شد. البته لازم به ذكر است كه در راستاي اقدامات فوق الذكر قرار بر آن بود كه تعدادي هواپيماهاي پيشرفته جنگي به كشور هلند فروخته شود كه اگر شهيد بزرگوار سرلشكر بابايي و تني چند از ياران وي جلوي اين اقدام را نمي گرفتند، معلوم نبود نتيجه جنگ و صدور نفت چه مي شد. علاوه بر موارد مطروحه، مسئله تنزل روحيه و انضباط،كاهش مدت خدمت سربازي از دو سال به يك سال، نقل و انتقالات حساب نشده، انتصاب هاي ناشايست، تسويه هاي خارج از حد (جدا شدن بيش از 12000 نفر از فرماندهاني كه در سازماندهي و آمادگي ارتش نقش داشتند از بدنه ارتش)، دخالت در امر فرماندهي و گرفتن اختيارات فرماندهان همه دست به دست هم داده و ارتش را در وضعيت پيچيده اي قرار داده بود. با اين توصيف ارتش در همين زمان بر مبناي وظيفه ذاتي خود مرتب وضعيت مناطق را به مسئولين كشوري منعكس مي نمود، كه به جاي تقدير از فعاليت آن، برخي از مسئولين اعتقاد داشتند، ارتش براي تثبيت خود همه چيز را بزرگ تر از واقعيت جلوه مي دهد و در بعضي موارد نيز مي گفتند كشور عراق به ايران حمله نمي كند و اين تفكر بي مورد است. بعضاً حتي نقش عراق در بحرانهاي ايجاد شده در خوزستان،كردستان، بيرون راندن ايرانيان مقيم عراق، تهديدات صدام حسين در مورد جزاير سه گانه و حاكميت عراق بر اروندرود را ناديده مي گرفتند. در همين زمان، از يك سو معاندان انقلاب اسلامي در داخل و خارج به منظور تضعيف و براندازي نظام نوپاي جمهوري اسلا مي، ابتدا نقشه تضعيف و انهدام نيرو هاي ارتش جمهوري اسلا مي ايران را طراحي نمودند و در سرلوحه اقدامات خود، شعار انحلا ل ارتش و درگير نمودن ارتش به وسيله ايجاد ناامني هاي داخلي (در خوزستان،كردستان، تركمن صحرا و....) در مناطق مختلف كشور را برنامه ريزي كردند تا اعتماد مسئولين به ارتش كه از آن پشتيباني مي كردند، سلب شود. از سوي ديگر، به منظور دستيابي به اهداف شوم خود با انواع ترفندها و ايراد اتهامات بي اساس به ارتش و به ويژه افسران كه نقش عمده اي در سازماندهي و فرماندهي ارتش داشتند، وارد ميدان شدند. زيركانه ترين حيله ها براي اجراي اين مقصود كه پوشش ظاهراً اسلامي و مردم پسندي نيز به آن پوشانده بودند، شعار ايجاد ارتش بي طبقه توحيدي بود، كه بسياري از نا آگاهان و ساده انديشان را به راحتي حتي در داخل ارتش به خود جذب مي كرد. با نگرش به فعاليت نيروهاي عراقي در نوار مرزي و شواهد و قرائن موجود، نيروي زميني ارتش با احساس خطر از سوي نيروهاي عراقي، در يكم خرداد ماه 1359 طرح خود را در 33 نسخه به امضاء شهيد بزرگوار سرلشكر فلاحي، فرمانده وقت نيروي زميني به يگان هاي تابعه صادر نمود،كه مفاد آن در سه مرحله به قرار ذيل پيش بيني شده بود: الف- جلوگيري از تثبيت هجوم نيروهاي عراقي با استفاده از موانع طبيعي منطقه به علت كمبود نيرو ؛ ب- پدافند در مقابل نيروهاي متجاوز به منظور صرفه جويي در قوا و تا زمان رسيدن نيروهاي تقويتي ؛ ج- اجراي عمليات آفندي محدود(شناسايي با رزم)، جهت كسب اطلاعات دقيق به منظور طرح ريزي عمليات عمده آفندي براي بيرون راندن نيروهاي متجاوز. همچنين صدام حسين نيز مي پنداشت كه ارتش جمهوري اسلامي ايران فاقد هر گونه توانايي براي مقابله با ارتش عراق مي باشد و با اين برآورد و ديدگاه بود كه صدام حسين معدوم در كنفرانس سران عرب در طائف عربستان در مرداد ماه 1359 در بيان طرح هاي خود، حمله به ايران را چيزي جز در حد يك تفريح نظامي براي ارتش عراق ندانست! تا اينكه در بعد از ظهر روز 31 شهريور ماه سال 1359 شمشير مخالفان و معاندان جمهوري اسلامي ايران، به طور رسمي و آشكار از نيام ارتش بعثي عراق و به دست صدام حسين تكريتي سر كرده سابق رژيم عراق، بر روي ملت مسلمان ايران كشيده شد و ارتش عراق هجوم وسيع، ناجوانمردانه و از پيش سازماندهي شده اي را به داخل قلمرو زميني، هوايي و دريايي جمهوري اسلامي ايران آغاز كرد. تجاوزي كه منجر به يكي از طولاني ترين، خونبارترين و ويرانگرترين جنگهاي دنيا پس از جنگ دوم جهاني و همچنين يكي از دردناكترين و غم انگيزترين و در عين حال افتخارآفرين ترين حماسه هاي تاريخ ميهن عزيزمان گرديد. جنگي كه نزديك به هشت سال بار آن به دوش اقشار ستمديده و صبور ملت قهرمان ايران زمين سنگيني كرده و هنوز هم با گذشت بيش از دو دهه از پايان جنگ، آثار و تبعات مشقت بار آن از بين نرفته است. بديهي است كه تا آينده اي نه چندان نزديك هم محو كامل نتايج و اثرات سوء آن به ويژه در زمينه هاي سلامت جسم و روان، محيط زيست، اقتصاد، اجتماع و به طور كلي توسعه همه جانبه كشور در راستاي دستيابي به اهداف توسعه پايدار مشكل به نظر مي رسد. بر مبناي دستورالعمل صادره شده از ستاد مشترك ارتش، چند ماه قبل از هجوم سراسري عراق، ارتش ايران با به كارگيري بيش از 50 گردان در كردستان، استقرار لشكر 77 درشمال شرق به خاطر تهديد شوروي سابق در افغانستان، تقويت لشكرهاي 92 و 81 زرهي، تيپ 37زرهي و تيپ 84 پياده خرم آباد با استعداد زير50 درصد درجنوب غربي و غرب، به منظورجلوگيري از غافلگيري برابر دستورالعمل و با تقويت پاسگاه هاي مرزي كه توسط نيروهاي ژاندارمري حفاظت مي شد، در مناطق مرزي حضور پيدا كردند و قبل از آغاز تهاجم ارتش عراق، نيروهاي ارتش به خصوص نيروي زميني در مناطق مرزي گسترش كامل يافتند. با حمله سراسري ارتش عراق به ميهن اسلامي، ستاد مشترك ارتش جمهوري اسلامي ايران دستورات لازم را صادر و بر همين اساس نيروي زميني، هوايي و دريايي نيز دستورات اجرايي خود را تهيه و به يگان هاي زير مجموعه ابلاغ نمودند. حال با اين توصيف عده اي بي خبر از فعاليت هاي ذاتي ارتش در مورد غافلگيري ارتش و ناتواني آن در مقابل تجاوز نيروهاي عراقي، قلم فرسايي مي كنند، در صورتي كه ارتش كاملاً بر اوضاع منطقه از هر لحاظ اشراف داشت، ولي يك سري ناملايمات كه به گوشه اي از آنها اشاره شد و از جمله گرفتن اختيارات فرماندهان ارتش در مقابل مسئوليت هاي آنها و دخالت هاي بدون كارشناسي و گاهاً ناآگاهانه موجب تضعيف توان و روحيه ارتش مي گرديد. در اين زمان ارتش با نيروهاي موجود سرزميني خود توانسته با عمليات تاخيري، تهاجم سريع نيروهاي عراقي را به تاخير اندازد و از موانع طبيعي از جمله رودخانه كرخه و... و با ايجاد خط پدافندي، دشمن را بدون اينكه به اهداف اوليه خود برسد متوقف نمايد. با صدور اطلاعيه هاي متعدد مبني بر آمادگي نيروهاي موجود در پادگان ها و اعزام نيروهاي لشكر 16 و 21 بلافاصله بعد از تهاجم عراق، به جبهه هاي نبرد،حضور نيرو ها در مرز باعث به تاخير انداختن حركات تهاجمي آغازين و سلب پيروزي هاي اوليه از دشمن در دستيابي به اهداف جنگ گرديد كه متاسفانه از اين موفقيت كمتر صحبت شده است. بنابراين نقش عمليات تاخيري و زمين گير نمودن دشمن به عنوان اولين موفقيت ارتش جمهوري اسلا مي ايران در حاشيه نوار مرز هاي غرب و جنوب كشور ستودني است. برنامه ريزان، طراحان و رزمندگان عمليات هاي آن زمان با تلا ش هاي فكري و جسمي خود و ايثار جان خود مانع از پيشروي گسترده دشمن به خاك مقدس جمهوري اسلا مي ايران شدند و چه بسا اگر ارتش را برابر با قوانين موجود و در راستاي خواسته هاي منطقي ارتش، در آن زمان پشتيباني مي كردند، نتيجه به مراتب بهتر از اين مي شد. * سازمان حفظ آثار و نشر ارزش هاي دفاع مقدس ارتش جمهوري اسلامي ايران - انتشارات "رسا" * نقش عمليات تأخيري و زمين گير نمودن دشمن به عنوان اولين موفقيت ارتش جمهوري اسلامي ايران در حاشيه نوار مرزهاي غرب و جنوب كشور ستودني است * صدام حسين معدوم دركنفرانس سران عرب طائف عربستان درمردادماه سال 1359 در بيان طرح هاي خود، حمله به ايران را چيزي جز در حد يك تفريح نظامي براي ارتش عراق ندانست! ادامه دارد... * منبع: روزنامه جمهوری اسلامی، پنجشنبه 31 شهریور 1390