Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 157198
تاریخ انتشار : 3 مهر 1390 0:0
تعداد مشاهدات : 104

روزنامه القدس العربي لندن

انقلاب هاي خاورميانه ادامه انقلاب اسلامي ايران است

انقلاب مردمي كه در چارچوب ايران محدود شده بود با نفوذ به كشورهاي عربي و گسترش در اين كشورها نشان مي دهد كه آينده ملت ها مثل گذشته آنها نخواهد بود و خواست ملت ها از سركوبگري هر ديكتاتوري قوي تر است...
روزنامه القدس العربي لندن در يادداشتي با اشاره به بيداري اسلامي در منطقه و شمال آفريقا اعلام كرد كه انقلاب هاي مردمي منطقه ادامه انقلاب اسلامي ايران در سال 1979 است. در اين يادداشت كه به قلم سعيد الشهابي و با عنوان «ايران در ميان بهار انقلاب ها» نوشته شده آمده است: انقلاب مردمي كه در چارچوب ايران محدود شده بود با نفوذ به كشورهاي عربي و گسترش در اين كشورها نشان مي دهد كه آينده ملت ها مثل گذشته آنها نخواهد بود و خواست ملت ها از سركوبگري هر ديكتاتوري قوي تر است. نويسنده در ادامه به كنفرانس بيداري اسلامي كه هفته گذشته در تهران برگزار شد اشاره كرد و افزود: ريشه هاي اين بيداري به اوايل دهه هفتاد قرن گذشته برمي گردد كه پديده بازگشت به تعهدات ديني شكل گرفت و بسياري از انديشمندان و جوانان به ضرورت بازگشت به ريشه هاي اسلامي و احياي نقش دين در زندگي اجتماعي پي بردند. موضع غرب در قبال اين پديده نه تنها موضعي مخالف بلكه خصمانه بود. انقلاب اسلامي ايران به رهبري امام خميني(ره) نقطه اوج اين پديده و انگيزه اي براي آن در سطح جهان بود، در اين جا بود كه غرب براي توصيف اين پديده از اصطلاحاتي نظير «اسلام سياسي»، «اصولگرايي» و «خمينيسم» ابداع كرد و سعي كرد با هر ابزاري كه امكان دارد آن را مهار كند. بدون شك فشارهايي كه غرب در اغلب اوقات از طريق حكومت هاي عربي اعمال مي كرد به تنش هايي بي نظير در تاريخ معاصر عربي منجر شد و در نتيجه آن زندان ها از فعالان سياسي با رويكردهاي اسلام گرايانه پر شدند و شديدترين انواع سركوب براي جلوگيري از شكل گيري انقلاب هاي اسلامي شبيه انقلاب ايران اعمال شد و غرب به رهبري آمريكا توانست از اين طريق زمان وقوع انقلاب ها را در كشورهاي عربي كه پيش بيني مي شد پس از انقلاب ايران به وقوع بپيوندند به تعويق بياندازد. القدس العربي در ادامه آورده است، غرب اين كار را از سه طريق انجام داد: اولين گام غرب جنگ ايران و عراق بود كه با هدف براندازي نظام انقلابي ايران آغاز شد و هشت سال به طول انجاميد. دومين اقدام غرب در اين چارچوب ايجاد فرقه گرايي و طايفه گرايي براي ايجاد موانع رواني در برابر موج سياسي بود كه از ايران آغاز شده بود. قدرت هاي ضد انقلاب همچنان از اين سياست عليه انقلاب هاي عربي و براي تضعيف اين انقلاب ها و جلوگيري از پيروزي آنها استفاده مي كنند. سومين و آخرين روش غرب ايجاد زمينه مناسب براي گسترش خشونت سياسي بود كه مدتي بعد به تروريسم بي سابقه در تاريخ معاصر عربي منجر شد و اين در حاليست كه خشونت با روح انقلاب هاي مردمي و مسالمت آميز عربي و مقاومت مردمي اعراب هيچ تناسبي نداشت. اين خشونت ها در الجزاير به اوج خود رسيد و بيش از دويست هزار كشته برجاي گذاشت. كشورهاي عربي امروز شاهد انقلاب هاي متعددي هستند كه هدف آنها تغيير نظام هايي است كه عامل اين بحران ها به شمار مي روند و كنفرانس تهران نيز نشان مي دهد ايران خود را با پديده و روند تغيير كه در كشورهاي عربي آغاز شده است هماهنگ مي داند. نويسنده در ادامه مقاله با اشاره به اسامي برخي افرادي كه در كنفرانس تهران حضور داشتند افزود: در حالي كه هشت ماه از آغاز بهار عربي مي گذرد برخي از انقلاب ها هنوز نتوانسته اند نظام هاي استبدادي و ديكتاتوري را كه با زور و حمايت آمريكا بر اين ملت ها حكومت مي كنند كنار بزنند. كنفرانس تهران با حضور طلايه داران تغيير در كشورهاي عربي برگزار شد تا به برقراري ارتباط با آنها و بررسي واقعيت ها و تهديداتي كه با آن روبرو هستند كمك كند. نويسنده در ادامه افزود: اين كنفرانس در حالي برگزار شد كه آيت الله خامنه اي اكنون يك نماد ديني و سياسي بزرگ در جهان اسلام به شمار مي رود و چنين حمايتي از وي انتظار مي رود بخصوص كه وي تنها نظامي را هدايت مي كند كه هويت خود را به وضوح مشخص كرده و هزينه هاي سنگيني هم براي آن پرداخت كرده است و هنوز هم به سبب اصرار بر استقلال و رد همكاري با سياست هاي غرب بخصوص در قبال فلسطين هدف حملات غرب قرار دارد. نويسنده مي افزايد: اعمال فشار بر ايران به سبب برنامه هسته اي اين كشور نيز يكي از شيوه هاي اعمال فشار است كه از اصرار اين كشور بر استراتژي سياسي خود نشأت مي گيرد. هر چند زمزمه هايي درباره وجود تماس بين ايران و آمريكا براي توافق درباره حوادث منطقه وجود دارد اما تهران همچنان خود را پدر معنوي همه انقلاب ها مي داند و معتقد است فعاليت هاي سياسي اسلامي را در عرصه بين المللي هدايت كرده است. اين ايران است كه پرچم فلسطين را به دست گرفته و سياست خارجي خود را براساس آن پايه ريزي كرده است و همين كشور است كه هزينه سياست هاي خود را با محاصره همه جانبه اي كه بر بخش هاي مالي و اقتصادي اين كشور اعمال شده است مي پردازد. بدون شك آمريكا دريافته است كه بدون استفاده از نفوذ ايران نمي تواند در مسائل منطقه اي مربوط به خاورميانه مانور بدهد. با افزايش آگاهي ملت ها درخصوص مسئله فلسطين آمريكا بايد به اين نكته توجه كند كه گفتمان انقلاب اسلامي از گفتمان غرب كه هنوز از اشغالگري هاي اسرائيل حمايت مي كند و مي كوشد واقعيت ها و آرمان هاي ملت فلسطين را ناديده بگيرد، به جان و روح مردم نزديك تر است. نويسنده با اشاره به اين كه هدف انقلاب هاي عربي زمينه سازي براي موضعگيري هاي مشترك عربي به دور از پنهان شدن در پشت آمريكا و سياست هاي ننگين غرب در قبال مسئله فلسطين است افزود: موضع جوانان انقلابي مصر عليه ادامه وجود سفارت اسرائيل در قاهره بازتاب هاي مثبتي در ميان مردم و رهبران سياسي و ديني ايران داشت. اين اقدام مصري ها ميزان ارتباط انقلاب را با آزادسازي نشان داد. بر اين اساس بين ايدئولوژي انقلاب و ايدئولوژي آزادسازي ديوار بلندي است كه ايران توانست شكنندگي و سستي آن را نشان دهد. بر همين اساس انقلابيون مصر براي تعيين موضع خود در قبال ارتباط با اسرائيل كه انورسادات آن را بر كشورشان تحميل كرد و حسني مبارك نيز آن را ادامه داد مدت زيادي صبر نكردند. اين اقدام مصري ها محافل تصميم گيري در آمريكا را نگران كرد زيرا به شكل خودجوش و مسالمت آميز و بدون برنامه ريزي اتفاق افتاد. در حاليكه آمريكا از اين اقدام حيرت كرده است جوانان انقلابي عرب نيز به رغم اقدامات مخالفان انقلاب ها، به توطئه هايي كه عليه انقلاب هاي آنها شكل مي گيرد كاملا واقف هستند. اكنون با توجه به دغدغه هاي داخلي ايران و شرايطي كه بهار عربي به وجود آورده است، رهبران سياسي و ديني ايران بايد سياست ها و استراتژي هايي را در پيش بگيرند كه ضامن آزادي ملت هاي عربي و اسلامي از يكسو و حفظ انسجام داخلي ايران از سوي ديگر باشد. ايران مي داند كه قدرت هاي ضدانقلاب به شكل بي سابقه اي آشكارا و پنهان عليه اين كشور فعاليت مي كنند به گونه اي كه توني بلر نخست وزير اسبق انگليس دو هفته پيش به روزنامه تايمز گفته است زمان تغيير نظام ايران فرا رسيده است. اين امر مي تواند تنش در روابط ايران و انگليس را تشديد كند. اين در حاليست كه با توجه به اثبات ناكارآمدي سياست هاي تحريك آميز عليه ايران، آمريكا تمايل كمتري به تغيير در اين كشور دارد. اينگونه سياست هاي ضدايراني غرب باعث شده است ايران استراتژي هاي امنيتي، دفاعي و فكري جديدي را در پيش بگيرد كه به تقويت نظام سياسي كشور كمك كرده است.