Index
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 157510
تاریخ انتشار : 24 مهر 1390 0:0
تعداد بازدید : 126

انقلاب اسلامي و شيعيان ترکيه

حسين منصوري
حسين منصوري شمار علويان يا شيعيان ترکيه بيست ميليون تن يعني يک سوم مردم ترکيه است، دوازده ميليون از آنها زبان ترکي دارند، پنج ميليون کرد زبان هستند، و حدود سه ميليون نفر به زبان عربي سخن مي گويند و عربهايي هستند که در اسکندريه، انتاکيه، و ديگر شهرها و مناطق عربي ترکيه زندگي مي کنند. دولت ترکيه به آنها با اين ديد که ايشان نيز چون ترکها از فرزندان اين کشورند نمي نگرد؛ آنها نيز همانند کردها، ارمني ها، عربها، سرياني ها، زرتشتي ها، آشوري ها و مسيحيان قرباني نظام سياسي آتاتورکي در برخورد با اقليتهاي قومي و ديني شده و خود را قربانيان تبعيض اجتماعي مي دانند. تصفيه علوي ها داراي بعد تاريخي مهمي است که به روزگار سلطان سليم اول باز مي گردد. وي بر اساس فتوايي که علوي ها را تکفير کرده بود، فرمان داد آنها را از دم تيغ بگذرانند. اين حکم که زخم عميقي در دل علوي ها ايجاد کرد، کينه حکومت عثماني را از نسلي به نسل ديگر منتقل نمود. علوي ها که با روي کار آمدن آتاتورک از خلافت عثماني خلاص شده بودند، احساس راحتي بيشتري مي کردند و نقش فعالي در دوره وي داشتند، بويژه پس از آنکه وي در دسامبر 1919 به زيارت آرامگاه حاجي بکتاش يکي از رهبران روحاني علوي ها رفت و با صالح نيازي بابا و چلپي جمال الدين افندي ديدار نمود و حمايت آنها را جلب کرد. اما آتاتورک در 1925 فرماني صادر کرد که فعاليت فرقه هاي صوفيه و گروه هاي ديني را ممنوع کرد. اين به معناي به رسميت شناخته نشدن علوي ها بود که بازتاب منفي بر روحيه آنها داشت(1).‏ شيعيان آذري زبان که حدود يک ميليون نفر هستند نوعاً در دو استان قارص و اغدير که هم مرز ايران مي باشد، زندگي مي کنند. به علت اينکه اينها از استانهاي محروم ترکيه مي باشند، به تدريج به ساير نقاط از جمله استانبول، انقره و ازمير مهاجرت کرده اند. بنابراين هسته هايي از جمعيت شيعي در اين نقاط مهم به وجود آمده است که براي خود مسجد داشته و آداب و رسوم و ديگر مراکز مذهبي خودشان را حفظ کرده اند. به اين ترتيب دامنه اثرپذيري از انقلاب ايران که مبتني بر آموزه هاي تشيع مي باشد در ترکيه گسترده است. با اين زمينه ها بايد بررسي کرد که مهمترين نمودها و شاخص هاي اثرگذاري انقلاب اسلامي ايران بر شيعيان ترکيه چه ها هستند؟ و اين تاثيرات، چگونه و به چه وسيله اي بازتاب يافته است؟ سند زير به اين پرسشها پاسخ مي دهد: "بعد از انقلاب اسلامي، تعداد زيادي از جوانان شيعه در حوزه علميه شهر مقدس قم تحصيل علوم ديني کرده اند به اوطان خود برگشته و با آگاه کردن مردم موجب احياي مذهب اهل بيت شده اند به طوري که تا پانزده سال قبل در شهر استانبول تنها يک مسجد شيعه وجود داشت و آن هم مسجد والده خان بود که مال ايرانيان مقيم ترکيه بود، ولي امروز قريب به بيست مسجد در اين شهر بنا شده است و شيعيان توانسته اند حضور خود را در وسايل تبليغي عمومي مانند روزنامه ها و تلويزيون ترکيه مطرح کنند"(2).‏ سند سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي يکي از نمودهاي تاثير انقلاب اسلامي را چنين تشريح مي کند: "تعدادي از شيعيان قارص به استانبول مهاجرت کرده و در آن شهر پراکنده بوده که بيشترين مرکز تجمع آنها، محله هاي فقيرنشين هالکاليو باغجلار مي باشد. يک نفر روحاني که طرفدار ايران و حضرت امام است توانسته به آنها تشکل بدهد و چند مسجد بنا کند که دوتا از آنها با توجه به فقر مردم باعظمت مي باشند. اين روحاني از مديريت و سخنراني خوب بهره مند است و همه مردم از او حمايت کامل مي کنند"(3). طبق گزارش مندرج در سند 8720 يکي از دلايل و نمودهاي تاثير انقلاب اسلامي در ترکيه، گرايش برخي از اهل سنت به تشيع است: "مستبصرين و طرفداران انقلاب اسلامي از اهل سنت ترکيه يک عده قابل اعتنايي را تشکيل مي دهند که بايد مد نظر قرار گيرند. تقريبا در هر منطقه اي از ترکيه به عده زيادي برمي خوريم که از اهل سنت بوده اند و بعد از انقلاب اسلامي ايران، در اثر حرکتي که اين انقلاب الهي در آنها ايجاد کرده است، با تحقيق خود يا مستبصر شده مذهب شيعه را اختيار کرده اند و يا در حال تحقيق و بررسي مي باشند"(4).‏ از نظر سفير وقت جمهوري اسلامي ايران در ترکيه، نکات زير در مقوله تاثير انقلاب اسلامي قابل توجه است: 1 - در توالي انقلاب اسلامي، ارزشهاي اسلامي تجديد حيات يافته اند و حرکتهاي اسلامي رشد کرده اند. 2 - نسل جوان عمده ترين قشر اثرپذير بوده اند. 3 - امواج اسلام گرايي سدي براي فعاليت اسلام زدايي دولت ترکيه بوده است. 4 - دولت و دولتمردان ترکيه در مقابل بسط اسلام، دچار انفعال شده اند. چون رويارويي و مقابله موجب تشديد آن شده و مسامحه نيز سبب باز شدن راه توسعه آن مي شود.‏ 5 - مهمترين دلايل تاثير انقلاب اسلامي، رشد حجاب و موضع گيري هاي دولتمردان عليه اسلام گرايي است. اسلام گرايي پديده اي ضدملي و وابسته به خارج از مرزها قلمداد مي شود.‏ 6 - مسلمانان و نيروهاي اسلام گرا امروزه تبديل به يک گروه تعيين کننده در عرصه سياسي شده اند؛ به طوري که احزاب مختلف و مخالف نيز تلاش دارند در انتخابات و کسب قدرت سياسي، حمايت و آراي آنها را داشته باشند(5). در پايان مي توان به تحقيقات گراهام فولر که در فاصله سالهاي 1989- 1985 براي موسسه تحقيقاتي زند جهت بهره برداري وزارت دفاع آمريکا انجام داده است و به نوعي بازتاب انقلاب اسلامي و رشد اسلام گرايي و بيداري اسلامي در ترکيه را نشان مي دهد اشاره کرد. در گزارش او آمده است: 1 - امروز بيداري اسلامي در اکثر نقاط ترکيه به ويژه در منطقه جنوب شرقي (کردستان ترکيه) و آناتولي (بخش آسيايي) به چشم مي خورد. عمق بيداري مسلمانان ترکيه را مي توان از روي انتشار صدها نشريه مذهبي و اسلامي و ترور لائيک ها يي چون پروفسور محمد اکسوي، توران دورسون و ... در سالهاي اخير دريافت. 2 - وقوع انقلاب اسلامي ايران و حرکات بنيادگرايان در خاورميانه آگاهي اسلامي را نسبت به 30 سال قبل بسيار قوي تر ساخته و مبادلات اقتصادي بزرگ ميان ترکيه و ايران، حکومت ترکيه را بر آن داشت که در مقابل اهداف صدور انقلاب ايران کوتاه بيايد. 3 - در حالي که تحصيلکرده هاي جديد ترکيه اطلاعات چنداني از اسلام ندارند و مانند کماليست ها کنترل دين را توسط دولت موجه مي دانند، لکن روستاييان ترکيه و ساکنين مناطق محروم هيچ احساسي از اين قبيل ندارند و علي رغم تلاشهاي رژيم براي زدودن قدرت دين در ميان مردم، آنان همچنان مذهب را سرچشمه اقتدار مي دانند و حتي در اثر مهاجرت به شهرهاي بزرگ، فرهنگ ديني خود را در حواشي شهرها رواج دادند و ارزشهاي اسلامي را در آنجا احيا کردند.‏ 4 - بعد از انقلاب اسلامي، عربستان براي رقابت با نفوذ ايران و افکار تشيع مجبور به کمک هاي مالي زياد به اهل تسنن در اروپا و مخصوصاً در آلمان که 80درصد ترکهاي مهاجر به اروپا در آن زندگي مي کنند شد که نهايتاً منجر به تقويت بنيه مالي گروههاي اسلامي و توجه و آگاهي بيشتر آنها گرديد.‏ 5 - راديکاليست ترين سازمان اسلامي ترکيه در اروپا تحت عنوان سازمان اسلامي در 1985 توسط جمال الدين کاپلان تاسيس شد. او درصدد انقلابي مشابه انقلاب ايران در ترکيه بود و گفته مي شود از مريدان آيت الله خميني بوده و از ايران کمک هاي مالي دريافت مي کرده است(6).‏ پي نوشتها و منابع در دفتر روزنامه موجود است. * منبع: روزنامه رسالت، یکشنبه 24 مهر 1390