Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 157870
تاریخ انتشار : 22 آبان 1390 0:0
تعداد مشاهدات : 135

اسلام؛ وحدت آفرين و هويت ساز

تاثيرات انقلاب اسلامي بر مردم مالزي (حسين منصوري)
حسين منصوري کشور مالزي در جنوب شرقي آسيا واقع شده است که حدود 60 درصد جمعيت آن مسلمان هستند. در قانون اساسي اين کشور، دين رسمي، اسلام معرفي شده است اما افراد در انتخاب دين آزاد هستند. موقعيت مالزي به عنوان يک گذرگاه اصلي و مهم در آبهاي جنوب شرقي آسيا باعث شده است تا اقوام و نژادهاي مختلف از نقاط ديگر آسيا در اين کشور جمع شوند. مسلمانان در مالزي عمدتاً شافعي مذهب هستند، اگر چه تعداد زيادي از مسلمانان در مالزي وجود دارند که هيچ مکتب ويژه اي را دنبال نمي کنند. رابطه سياسي ايران و مالزي به طور رسمي از سال 1345 شمسي برقرار شد که در آن سال سفير ايران در بانکوک به عنوان سفير اکرديته در کوالالامپور تعيين گرديد. مالزي نيز پس از تاسيس سفارتخانه در تهران در سال 1346 اولين سفير خود را در سال 1349 به ايران اعزام کرد. چنين به نظر مي رسد که انقلاب اسلامي ايران تغييرات اندکي در منطقه آسياي جنوب شرقي از جمله مالزي پديد آورده است، در حالي که در زير پوسته ظاهري و طبيعي روابط رسمي بين دو کشور، نگراني جدي مقامات جنوب شرقي آسيا در خصوص تاثير وقايع ايران بر شهروندانشان نهفته است. واکنش رسمي اوليه نسبت به سقوط شاه در سال 1979 ميلادي سکوت بود و بيانيه صادره از سوي رژيم مالزي ماهيتي غيرمطلوب، نامطلوب يا بي طرفانه داشت تا اينکه بعداً در همان سال وزير خارجه مالزي در پاسخ سئوالي در ديوان رعيت (پارلمان مالزي) اظهار داشت که روابط ايران و مالزي از وضعيتي طبيعي برخوردار بوده و تشکيل حکومت انقلابي در ايران جزء مسائل داخلي ايران است. او همچنين يادآور شد پرسنل ديپلماتيک مالزي در تهران طبق معمول سرگرم انجام وظايف خود هستند. در حالي که روابط رسمي ايران با مالزي به شيوه اي ظاهراً آرام ادامه مي يافت، اقدامات متخذه دولت مالزي و همچنين اندونزي براي کنترل هر گونه تاثير نامطلوب انقلاب اسلامي بر اوضاع داخلي شان نمايانگر نگراني هاي مقامات اين کشور نسبت به وقايع ايران بود. دولت مالزي علي رغم اهميتي که براي اسلام در کنار قوميت در حيات سياسي کشور قائل مي باشد، نگراني خود را از بروز حرکتهاي افراطي اسلامي پنهان نکرده و معمولا رفت و آمد رهبران محلي را به ايران زير نظر داشت. بنابراين يکي از مهمترين تاثيرات انقلاب اسلامي بر دولت مالزي عبارت بود از افزايش اقدامات براي کنترل نقش سياسي آن دسته از نيروهاي اسلامي که وجودشان براي سياستهاي اين دولت مضر تلقي مي شد. در واقع تا حدود زيادي به خاطر وقايع ايران به نحو فزاينده اي نسبت به خطرات ناشي از ايدئولوژي مذهبي آگاهي يافتند. مالزي در خصوص مسائل بين المللي جدا از مسئله جنگ تحميلي که در آن اعلام بي طرفي نمود، تلاش خود را معطوف به ميانجي گري جهت خاتمه جنگ کرد و تلاش داشت برخورد متوازني با دو کشور درگير در جنگ داشته باشد، و همکاريهاي مناسبي با جمهوري اسلامي ايران داشته است. به رغم اينکه گاهي مقامات اين کشور از عراق حمايت مي کردند، مانند حمايت مالزي از برگزاري کنفرانس کشورهاي غيرمتعهد در بغداد در سال 1361 که با اعتراض جمهوري اسلامي ايران موجه شد، در مجموع جو حاکم بر روابط و مناسبات دو کشور در صحنه بين المللي آکنده از تفاهم و همکاري متقابل بوده است. مالزي از حاميان جمهوري اسلامي ايران در مورد مسئله "رژيم اشغالگر قدس" در سازمان ملل بود و در کميسيون حقوق بشر به نفع جمهوري اسلامي ايران راي داد. همچنين جمهوري اسلامي ايران بنا به درخواست مقامات مالزي از کانديداتوري آقاي ماهاتير محمد نخست وزير مالزي به منظور احراز پست رياست کنفرانس بين المللي مبارزه با مواد مخدر حمايت به عمل آورد. در خصوص عضويت مالزي در شوراي امنيت سازمان ملل متحد به عنوان عضو غير دائم نيز جمهوري اسلامي ايران به اين کشور راي مثبت داد. همين طور هيئتهاي دو کشور در اجلاسيه هاي مختلف بين المللي با يکديگر همکاري خوبي داشته اند. انقلاب اسلامي ايران براي بسياري از مسلمانان جنوب شرقي آسيا پس از گذشت سالهاي اوليه، پيش از آنکه به عنوان يک الگوي اجتماعي و قابل تکرار مطرح باشد، به مثابه منبعي الهام بخش تلقي گرديد. انقلاب در ابتدا به منزله نمونه اي از پيروزي اسلام بر نيروهاي امپرياليستي و غير اخلاقي پديدار شد، چنين زمينه اي سبب شد که واکنشهاي عمومي اوليه نسبت به انقلاب اسلامي بسيار مثبت باشد، و رهبران مذهبي را مجذوب نمايد. چنين استقبالي لزوماً به معناي اعلام موافقت با ساختارهاي نهادي مشخصي که در ايران برقرار شد و يا دفاع از ترويج قوانين مذهبي نبود، بلکه براي بسياري از مردم آسياي جنوب شرقي اين انقلاب بيشتر به منزله يک نماد جلب توجه مي کرد و موجب تجديد توان حرکت اسلامي در اين جوامع شد. از جمله جلوه هاي اجتماعي اين فرايند به ويژه در کشور مالزي مي توانيم به عناوين زير اشاره کنيم: 1 - رفتار مذهبي: از جمله مصاديق متغير در رفتار مذهبي مي توان از گرايش بيشتر زنان به استفاده از حجاب اسلامي، افزايش اقبال عمومي نسبت به فرايض ديني مثل برگزاري نمازهاي جماعت و جمعه، روزه در ماه مبارک رمضان، شرکت در مناسک حج، زکات، قرباني و جلسات قرائت قرآن نام برد. 2 - حساسيت هاي اسلامي: از جمله مصاديق آن مي توان به گرايش به استفاده از نامها و عناوين اسلامي براي اشخاص و موسسات، تشکيل نمايشگاههاي غذاي حلال و رواج برچسب حلال براي مواد غذايي، تاکيد بر تطبيق روشهاي کنترل جمعيت با آموزه هاي اسلامي، رواج واژگان و تعارفات اسلامي در رسانه هاي عمومي و نيز در سخنراني مقامات دولتي اشاره کرد. 3 - مشارکت بين المللي: تقويت احساس تعلق به امت اسلامي و ابراز احساس نسبت به تحولات جهان اسلام و وادار نمودن دولت به اتخاذ موضع در مقابل مسائلي مثل جنگ نيروهاي متحد عليه عراق 1991، تحولات فلسطين، مسئله بوسني و هرزگوين، همچنين تشکيل گروههاي مردمي براي برپايي تظاهرات همبستگي و جمع آوري کمک براي قربانيان مزبور از جمله اقداماتي بود که در اثر انقلاب اسلامي ايران صورت گرفته است. 4 - موسسات مذهبي: افزايش تعداد مساجد، مدارس و بيمارستانهاي اسلامي و نيز تشکيل موسسات جديد مثل بيمه اسلامي، بورس اسلامي و موسسات متعدد مطالعات اسلامي در مالزي چشمگير بوده است. شايان ذکر است که بسط و تعميق فرايند احياي اين نوع مراکز در اين منطقه، مهمترين علل گسترش جلوه هاي اجتماعي اسلام گرايي است. انقلاب اسلامي ايران، نيز يکي از مهمترين عوامل موثر در اين فرايند مي باشد. مهمترين تاثير انقلاب اسلامي در مسلمانان اين کشور آن است که اين مردم هر چه بيشتر به نقش وحدت آفرين و هويت ساز اسلام توجه مي کنند و مولفه بيداري اسلامي نيز در اين بلاد آشکار شده است. انقلاب اسلامي ايران سبب شد که اسلام به عنوان يک دين، احساس قرابت و همبستگي قابل توجهي بين انبوه مسلمانان در اقصي نقاط بلاد ايجاد کند. اين امر نشان مي دهد که علي رغم تفاوت و قرائت هاي مختلف اسلام، اشتراکات کلي اسلامي چگونه مسلمين را در عين کثرت به وحدت مي رساند. پي نوشتها و منابع در دفتر روزنامه موجود است. * منبع: روزنامه رسالت: یکشنبه 22 آبان 1390