Index
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 158108
تاریخ انتشار : 6 آذر 1390 0:0
تعداد بازدید : 95

تامين امنيت بومي در كرانه هاي آبي

ارسلان مرشدي ارسلان مرشدي پيدايش نيروي دريايي ايران به زمان هخامنشيان باز مي گردد؛ زماني كه گسترش امپراطوري پارس اقتضا مي كرد تا از طريق دريا نيز اعمال حاكميت سرزميني نمايد. از اين رو نيروي نظامي منظمي براي نبرد با رقباي ديرين و ديرپاي ايرانيان يعني يونانيان فراهم آمد. از آن زمان تاكنون نيروي دريايي ايران افت و خيز بسياري را تجربه نموده است؛ نيروي كه امروز يكي از بازوهاي عملياتي اعمال حاكميت ملي قلمداد مي شود. در كشاكش و كشمكش فزاينده بر سر پرونده هسته اي ايران، جمهوري اسلامي طي سالهاي اخير پيشرفت هاي چشمگيري در تامين و ارتقاي امنيت ملي بر مبناي مولفه هاي بومي داشته است؛ يكي از اين عرصه ها تثبيت قدرت و اقتدار در درياست. نيروي دريايي ايران در طول يك دهه اخير با بازيابي و بازتواني لجستيكي و تسليحاتي توانسته است دكترين هاي دفاعي خود را بسط دهد. چنان كه بسياري از اهداف راهبردي آن تا سال 2025 براي حضور اين نيرو در مثلث استراتژيك تنگه هرمز، درياي سرخ و تنگه مالاكا خبر مي دهند. تحقق اين هدف پيش از همه در گرو داشتن يك نيروي راهبردي دريايي با راهبرد دريايي كاراست؛ مسئله اي كه طي سالهاي اخير، بسيار از سوي مقامات نظامي و سياسي جمهوري اسلامي گفته و شنيده شده است. ضرورت تبيين چنين هدفي جداي از انگاره هاي انرژي و غذايي در درياي خزر و عمان و خليج فارس بيشتر مبتني بر استوانه هايي از جنس امنيت است. البته فرمانده نيروي دريايي ارتش ماموريت اين نيرو را حفاظت و حراست از مرزهاي آبي كشور، حفاظت از منافع جمهوري اسلامي ايران در آبهابي بين المللي، حفظ خطوط مواصلاتي تجاري كشور، قطع خطوط مواصلاتي دشمن در صورت نياز و مقابله با تهديدات دريايي مي داند و مي گويد كه ما موظفيم كليه تحركات يگان هاي دريايي هر كشوري را در آبهاي آزاد چه از طريق راداري و چه شنودي رصد كنيم و از فاصله آنها تا مرزهاي كشور مطلع باشيم. با اين همه، جمهوري اسلامي در طول بيش از7 سال تنش و اصطكاك بر سر پرونده هسته اي دريافته است كه براي زيست در عرصه بحران زاي نظام بين الملل، نيازمند دكترين ها و نيروهاي بازدارنده بومي است. برخلاف تبليغات كشورهاي غربي در حركت ايران به سوي تسليحات نظامي هسته اي براي اعمال بازدارندگي، تهران راه تحقق اين امر را در جايي ديگر ديده است؛ جايي كه بدون نياز به پرداخت هزينه هاي سنگين و بهره گيري از يك نيروي بازدارنده غيرفعال از نيروي بازدارنده فعال با هزينه اندك و ماندگاري طولاني استفاده كند؛ نيروي دريايي يكي از اين ابزارهاست؛ نيرويي كه يكي از اهرم هاي اعمال سياست خارجي و ديپلماسي عمومي بشمار رفته و همزمان يك نيروي فعال بازدارنده و پيشران در تامين امنيت ملي است. *پيشرفت هاي نيروي دريايي نيروي دريايي ايران در بخش سپاه پاسداران و ارتش توزيع و تبيين شده و هر يك مطابق اهداف سازماني و عملياتي در كرانه هاي آبي ايران در شمال و جنوب مستقرند. نيروي دريايي سپاه و ارتش طي سالهاي اخير توسعه و توانمندي بسياري يافته و در عرصه هاي سطح و زيرسطح دريا پيشرفت هاي چشمگيري داشته اند. حجم و ميزان اين پيشرفت ها در راهبردهاي دريايي اين نيرو خود را نشان داده است؛ چنان كه زمستان سال گذشته ناو هاي ايراني براي اولين بار در طول 3 دهه گذشته از كانال سوئز عبور كردند و در تابستان نيز زيردريايي هاي ايران به درياي سرخ رسيدند. اخيراً نيز قرار است كه ناو هاي ايراني به آتلانتيك غربي اعزام شوند. موسسه آمريكايي مطالعات جنگ در گزارش اكتبر 2011 خود درباره نيروي دريايي ايران با اشاره به شواهد قدرت رو به رشد آن مي نويسد كه نيروي دريايي ايران در دسامبر 2010 در يكي از بنادر جيبوتي در يك تمرين آموزشي با اين كشور شركت كرد؛ ايران با يك توافق مشاركت از آنجا آمد. اين توافق به ايران اين اجازه را مي داد تا از جيبوتي به عنوان يك پايگاه حمل و نقلي استفاده كند كه به حضور بيشتر و مداوم تر ايران در خليج عدن و درياي سرخ كمك مي كرد. دو ماه بعد براي اولين بار پس از سال 1979، ايران دو كشتي را از طريق كانال سوئز به شرق مديترانه فرستاد كه موجب خشم اسرائيل و ايالات متحده شد. تابستان امسال، ايران يكي از زيردريايي هاي كلاس كيلوي خود را براي عمليات مقابله با دزدي دريايي به درياي سرخ فرستاد و در آخر ايران جديداً برنامه هايي دارد تا به اطلس غربي گشت هاي دريايي بفرستد. اين گزارش در ادامه قيد مي كند كه در سال 2010 ايران اولين جنگنده روي آبي به نام ناوشكن موج را كه ساخت اين كشور بود به دريا فرستاد. تهران همچنين چهار كشتي اكتشافي موشك هاي هدايت شونده كمباتانت 2 را ساخته است. در آگوست 2010 ايران خط پيكاپ- تير را گسترش داد؛ پيكاپ- تير يك كشتي حمله سريع است كه قادر است بمب هاي ضدكشتي را حمل كند و يك كشتي با سرعت 55 نات را بزند. اداره اطلاعات دريايي ايالات متحده مي گويد اين برنامه ها توانايي ايران را براي توليد كشتي هاي متوسط و بزرگ اثبات مي كند. ايران همچنين در حال توليد موشك ها و زيردريايي هاي خود است. پس از سازماندهي مجدد، ايران زيردريايي هاي كوچك غدير متعددي به سازمان نيروهاي خود اضافه كرده است. در سال 2007 ايران تنها سه مورد را در دست داشت، اما الان داراي 11 مورد مي باشد كه 9 مورد ديگر هم قرار است تا سه سال آينده به آن اضافه شود. در سال 2008 ايران از افتتاح خط توليد زيردريايي بزرگتر و قوي تري از نوع 1000 تني غدير خبر داد. اين كشور به علاوه در حال كار كردن روي طرح هاي موشك هاي خود است. بهار گذشته نيروي دريايي سپاه انقلاب اسلامي يكي از اين موشك ها را شليك كرد و مي گويد 186 مايل برد موثر داشته است. ماه گذشته تهران اعلام كرد توليد كامل يكي از آنها را در آن آزمايشات آغاز كرده است. *راهبرد دريايي ايران گشايش راهبرد دريايي ايران به آن سوي آبهاي سرد آتلانتيك نشان از راهبردي شدن نيروي دريايي ايران است؛ مسئله اي كه حتي اگر نيروي دريايي ايران به 12مايلي سواحل امريكا نيز نرسد نشان مي دهد كه ايران روياهاي بسياري براي حضور در آب هاي بين المللي و آزاد دارد. البته فرمانده نيروي دريايي ارتش با بيان اينكه طبق قوانين بين المللي نيروي دريايي هر كشوري مي تواند در آبهاي آزاد حضور يابد، گفته كه نيروي دريايي ايران حق دارد در سواحل ايالات متحده آمريكا حضور پيدا كند. چنين رويكردي بيش از همه از قدرت منطقه اي شدن نيروي دريايي ايران حكايت دارد. از اين روست كه نه الزماً خود امريكا اما متحدان منطقه اي و عرب اين كشور در حوزه نفوذ و قدرت ايران قرار دارند. اين در حالي است كه ايران تقويت نيروي دريايي خود را ابزاري براي توسعه و تضمين امنيت بومي و منطقه اي برمي شمارد. ديدارهاي دوجانبه از مانورهاي نظامي در تركيه، قطر، امارات، عمان و ديگر كشورهاي منطقه گوياي اين امر است كه ايران امنيت خود را امنيت منطقه قلمداد نموده و از يك سو به محدود كردن قدرت عمليات نيروهاي غيربومي و از سوي ديگر تشكيل يك مكانيسم امنيت بومي مي انديشد. در مرحله بعد البته ايران براي تثبيت اقتدار دريايي خود در حوزه خليج فارس سعي داشته تا با قايق هاي كوچك به كشتي ها و ناوها امريكايي و اروپايي حاضر در اين منطقه نزديك شده و به نوعي توان خود را به رخ بزرگترين نيروي دريايي حاضر در منطقه بكشاند. چسباندن عكس و تصويربرداري از عرشه كشتي هاي امريكا به همراه دستگيري 15 ملوان نيروي دريايي سلطنتي بريتانيا در سال 2007 اقدامات تاكتيكي نيروي دريايي ايران بود كه با پيامد هاي استراتژيك همراه شد. لازم به ذكر است در 3 فروردين 1378 هشت ملوان و هفت تفنگدار بريتانيايي از ناو كورنووال وارد آبهاي ايران شدند كه بلافاصله به محاصره سپاه پاسداران پايگاه اروند سپاه درآمده و بدون هيچ مقاومتي تسليم شدند. در طول چند سال اخير نيز ايران به موازات تغيير راهبرد دريايي به توسعه هژموني دريايي و تقويت و تجهيز لجستيكي و تسليحاتي نيز روي آورده است. شرايط راهبردي و امنيتي كشور به همراه افزايش ضريب امينت بومي در خليج فارس سبب شد تا سال 1387راهبرد دريايي ايران با تغيير و انتقال مقر فرماندهي از تهران به بندرعباس حضورر در آب هاي عميق و سال بعد نيز حضور در آب هاي آزاد را تجربه كند. در طول اين مدت نيز 15 ناوگروه در شمال اقيانوس هند، خليج عدن و درياي سرخ، ماموريت تامين انتقال انرژي و تجارت دريايي و مقابله با تروريسم دريايي را عهده دارد شده اند كه از ميان اين ماموريت ها، ماموريت ناوگروه هاي 12 و14 كه به همراه زيردريايي يونس به كانال سوئز و درياي مديترانه و سپس در بندر لاذقيه در سوريه اعزام شدند، مهم تر ارزيابي مي شود. ضمن اينكه امير دريادار حبيب الله سياري فرمانده نيروي دريايي ارتش با بيان اينكه ما امروز از توانايي كامل براي انجام سنگين ترين تعميرات زيردريايي ها برخورداريم و اين توانمندي در عرصه هاي مختلف مانند شناورهاي سطحي نيز قابل مشاهده است گفته كه بنا بر رتبه بندي هاي جهاني 98 درصد توانمندي دريايي دنيا در اختيار 40 كشور جهان است و جمهوري اسلامي ايران يكي از اين 40 كشور است كه در مقايسه با كشورهاي منطقه نيز هيچ كشوري توانمندي دريايي ايران را چه در زمينه تعداد، تنوع، فناوري، تعمير و توليد تجهيزات و چه از لحاظ نيروي انساني ندارد. *توان نيروي دريايي ايران مركز مطالعات استراتژيك و بين المللي آمريكا (CSIS)در گزارشي به توان دريايي ايران پرداخته است. مطابق اين گزارش ايران كه با حضور نيروهاي نظامي آمريكا در منطقه خليج فارس مواجه است و از سوي ديگر از تحريم تسليحات و تجهيزات نظامي، اين كشور را در واردات و توسعه فناوري نظامي و جنگ افزارهاي نوين ناتوان كرده، در تلاش است با توسعه توانايي هاي جنگي نامتقارن و قدرتمند، كمبود جنگ افزارها و فناوري هاي نظامي خود را جبران و خنثي كند. اشاره اين گزارش به اظهارات سرلشگر صالحي فرمانده ارتش است كه در خصوص اعزام ناوهاي نظامي به خليج عدن به وجود يك استراتژي نامتقارن تاكيد داشته و با توجه به اهميت استراتژيك مسيرهاي دريايي و نقش اساسي آن در تجارت جهاني و ترابري سوخت تصريح نموده بود. اين استراتژي نامتقارن دريايي ايران از پشتيباني لجستيكي بومي بهره مي برد كه از جمله اينها زيردريايي هاي مدل غدير (يونو) است كه از ديد اين گزارش احتمالاً با هدف پشتيباني از عمليات شناسايي در مناطق ساحلي يا نقاط حساس از جمله تنگه هرمز، مين گذاري، ممانعت و يا نفوذ نيروها طراحي شده اند. از سوي ديگر در حال حاضر كه نيروي دريايي ارتش ايران مسئوليت حراست از آبهاي خارج از تنگه هرمز ـ حراست آبهاي داخلي اين حوزه را سپاه عهده دار است ـ را برعهده دارد احتمالاً براي پشتيباني لجستيكي در شرق تنگه هرمز و نيز بندر جاسك و بندرعباس از اين تجهيزات استفاده مي كند. به زعم اين مركز، رديابي برخي از تجهيزات نيروي دريايي سپاه پاسداران به دليل اندازه كوچك و فراواني آنها در منطقه خليج فارس به مراتب دشوارتر از رهگيري تجهيزات نيروي دريايي ارتش است. در حقيقت نيروي دريايي سپاه پاسداران مي تواند تجهيزات خود را در فاصله چند متري از ساحل مستقر نمايد. به علاوه، نيروي دريايي سپاه پاسداران براي نوسازي و ارتقاي شناورهاي تندرو مجهز به قابليت شليك موشك/اژدر و نيز افزايش تعداد شناورهاي تهاجمي تندرو تلاشي همه جانبه را آغاز نموده است. رونمايي از 12 فروند شناور كوچك و مدرن ديگر از خانواده IPS مدل پيكاپ/ تير در اواسط ماه اوت 2010 و نيز اعلام رسمي راه اندازي خط توليد داخلي شناورهاي تندروBladerunner كه به اژدر يا راكت مجهز خواهند شد و حداقل 12 فروند هواپيماي آب نشين رادارگريز باور 2 كه مي توان از آنها در ماموريت هاي شناسايي يا تهاجمي بهره گرفت، اين پيشرفت نظامي را برجسته مي سازد. پيشرفت هاي نيرويي دريايي ايران در نمايي چشمگيرتر جلوه مي نمايد كه اين نيرو در مواجهه با ناوگان پنجم نيروي دريايي ايران مستقر در بحرين است. در برهه كنوني نيروي دريايي ارتش از چند نوع هواناو (هاوركرافت) استفاده مي كند كه انواع هواناوهاي يونس از جمله آن است. با توجه به سرعت حركت و قابليت هاي اين هواناوها براي جابجايي نيروها و انتقال آنها در منطقه و همچنين امكان تردد آنها در آب و خاك، هم اكنون استفاده هاي فراواني از اين تجهيزات در نيروي دريايي ارتش انجام مي شود. همچنين دريادار سياري آذرماه 1388 از نوسازي و بهسازي 4 فروند هواناوBS7 و SRL6 خبر داده و گفته بود كه مرمت، ساخت و بهينه سازي هواناو صرفاً در اختيار تعداد بسيار محدودي از كشورها قرار دارد و بهسازي و تعمير اين چهار فروند هواناو مرحله اي نوين در توان نيروي دريايي ارتش جمهوري اسلامي ايران محسوب مي شود. البته در مرحله سوم از رزمايش ولايت 89 ارتش جمهوري اسلامي ايران، هواناوهاي نيروي دريايي كماندوهاي يگان ويژه و واكنش سريع را به سرعت به آب هاي سرزميني و منطقه اي منتقل كردند. اين هواناوها مجهز به موشك هاي سطح به سطح و دوربرد نور بودند كه براي مقابله با يگانهاي سطحي مهاجم، بسيار كاربرد دارد. موشكهاي نور پيش از اين بر روي انواع شناورهاي ارتش نصب شده و پرتاب موفق آن از ناوشكن جماران نيز اعلام شده بود. با اين همه بايد در نظر داشت كه راهبرد دريايي ايران با تكيه بر نيروي دريايي راهبردي در انديشه توسعه و تحميل توان دريايي خود به قدرت هاي بين المللي است و طبيعتاً در اين راه با تنش ها و چالش هايي در آينده مواجهه خواهد شد؛ چالش هايي كه تفكر و تدبير روزآمد نظامي و سياسي را بر گذر از آنها طلب مي كند. منابع: 1.مركز مطالعات استراتژيك و بين المللي آمريكا (CSIS) 2.موسسه مطالعات جنگ ، اكتبر 2011 * منبع: روزنامه کیهان، یکشنبه 6 آذر 1390