Index
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 158112
تاریخ انتشار : 6 آذر 1390 0:0
تعداد بازدید : 184

تاثير انقلاب اسلامي بر اندونزي

حسين منصوري پيرامون تأثيرات جهاني انقلاب اسلامي (حسين منصوري) اندونزي با وسعتي در حدود 1826440 کيلومتر مربع بزرگترين مجمع الجزاير جهان است که بين قطعه خشکي جنوب شرق آسيا و استراليا واقع شده و از شبه جزيره مالزي تا گينه جديد پايوآ امتداد داشته و اقيانوس آرام و هند را به يکديگر متصل مي کند. اين کشور داراي 5 جزيره اصلي و 300 مجمع الجزاير کوچک است. اندونزي بعد از فروپاشي شوروي سابق، چهارمين کشور پرجمعيت جهان و سومين کشور پر جمعيت در حال توسعه و پرجمعيت ترين کشور اسلامي مي باشد. ‏ تا قبل از پيروزي انقلاب اسلامي و در دوران حکومت سوهارتو، با تمايل هر دو کشور به توسعه مناسبات خود با جهان خارج و همچنين نزديکي نظرات دو کشور در خصوص برخي از تحولات بين الملل، روابط فيمابين نسبت به زمان سوکارنو که تنها همکاري سياسي دو کشور شرکت ايران در کنفرانس 1955 باندونگ بود گسترش پيدا کرد. ديدار سوهارتو از ايران و سفر شاه مخلوع به اندونزي، سفر متقابل وزراي خارجه و روساي مجالس دو کشور، حمايت ايران از الحاق منطقه ايريان جاوه به اندونزي و حمايت از مواضع اين کشور در خصوص تيمور شرقي، از موارد همکاري سياسي در اين دوران است. وقوع انقلاب اسلامي ايران به رهبري امام خميني(ره) با نگراني جدي مقامات جنوب شرقي آسيا از جمله اندونزي رو به رو گرديد. معهذا هيچ يک از اين دولت ها مشخصاً به دنبال انتقاد علني از پيروزي اسلام بر امپرياليسم غربي و مشي سکولار نبودند. واکنش رسمي اوليه دولت اندونزي سکوت بود و سران آنها از اظهار نظر در مورد خلع شاه و يا تلاشهاي معطوف به آزادي گروگانهاي آمريکايي احتراز مي کردند. همچنين سوهارتو، رئيس جمهور وقت اندونزي مايل نبود که نقش ميانجي را در اين امور ايفا کند. به قول شارون صديق: "قضيه گروگان ها براي هيچ يک از اين دو کشور (اندونزي و مالزي) موضوع ساده اي نبود." به طور مشخص در اندونزي و مالزي اين سکوت رسمي بيانگر دشواري موقعيت اين دولتها بر سر يک دو راهي بود که يک سوي آن ملاحظات عملي مربوط به حمايت دولت از حقوق بين الملل قرار داشت و سوي ديگر آن گرايش بسياري از شهروندان اندونزيايي و مالزيايي به هم هويت انگاشتن احساسي خود با ايده تشکيل دولتي عادل و مساوات طلب در ايران. بعد از سقوط شاه شاهد استمرار و حتي گسترش ديدارهاي رسمي دو دولت هستيم. ظاهر امر از حسن روابط نشان دارد اما اقدامات متخذه توسط دولت اندونزي براي کنترل هر گونه تاثير نامطلوب انقلاب اسلامي ايران بر اوضاع داخلي شان نمايانگر نگراني هاي مقامات اين کشورها نسبت به وقايع ايران بود. ‏ در دهه 1980 در سرتاسر جنوب شرقي آسيا علائمي به چشم مي خورد و ادعاهايي در مورد تلاشهاي ايران به منظور جلب حمايت جوامع مسلمان محلي نسبت به انقلاب اسلامي مطرح مي شد ولي هيچ مدرک قاطعي در مورد گروههاي آشوب طلب خواستار جلب حمايت ايران ارائه نمي گرديد. از جمله اينکه سازماني موسوم به شوراي انقلاب اسلامي اندونزي متهم به جلب حمايت ايران براي سرنگوني رژيم سوهارتو بود. همچنين در سال 1981 ميلادي در جريان پيگرد قانوني افراد متهم به بمبگذاري در مالانگ، ادعاهايي در مورد يک شبکه شيعي به رهبري دو واعظ مسلمان مطرح گرديد. همچنين ادعا شد که يکي از اين دو واعظ به ايران گريخته است. يعني در همان جايي که وي ظاهراً در سالهاي 1982 تا 1984 طلبه بوده است. اتهاماتي نيز مطرح بود مبني بر اينکه مسلمانان تندرو درصدد تشکيل دولتي اسلامي طبق الگوي ايران هستند. در يک مورد معروف، عرفان سورياهاردي سردبير مجله جوانان مسلمان اندونزي به نام "والرماله" به اتهام براندازي به سيزده سال حبس محکوم شد. از جمله اتهامات وي انتشار مقاله اي در اين مجله با عنوان آيت الله خميني بود. محاکمه کنندگان مدعي بودند که اين مقاله به گونه اي تحريک آميز توصيه کرده: "توان مشابه انقلاب اسلامي در جهت نابودي حکومت هاي غيرمبتني بر اسلام به کار گرفته شود و از مسلمانان سراسر جهان خواسته شود که انقلاب اسلامي را به ثمر بنشانند". لذا دولتهاي اندونزي و مالزي بيشترين فعاليت را در جهت محدود کردن روابط نامطلوب با ايران انجام دادند و از سفر شهروندانشان به ايران، چه به عنوان ديدارهاي خصوصي و چه براي دانشجويان عازم فراگيري علوم اسلامي مخالفت مي کردند. در نخستين سالهاي پيروزي انقلاب اين سياست به طور غير رسمي اجرا مي شد. گزارش ها حاکي از آن است؛ شهرونداني که از ايران باز مي گشتند، از نظر مقامات مظنون تلقي مي شدند. با اين حال از اواسط دهه 1980 دولت اندونزي رسماً شهروندانش را از تحصيل درسي در تعدادي از کشورها منع کرد. ايران نيز در اين ليست قرار داشت.در مقابل مبلغان مسلمان و سازمانهاي سياسي در اندونزي از آغاز انقلاب اسلامي خواستار آن بودند که حکومت هايشان حمايت بيشتري از انقلاب اسلامي ابراز دارند. نشريات مذهبي و مجلات خبري تصوير امام خميني(ره) را بر روي جلد خود چاپ و به طور منظم حوادث سالهاي نخستين انقلاب اسلامي ايران را دنبال کردند. يکي از ناظران اظهار مي دارد که به عقيده او امام خميني سومين چهره محبوب در اندونزي مي باشد. البته علت افزايش علاقه مردم به امام خميني بيشتر بدان جهت بود که او را نماد پيروزي اسلام مي دانستند. اين اجماع عام در ميان نظرات ناظران مسائل جنوب شرقي آسيا وجود دارد که انقلاب اسلامي نفوذ مهمي بر آگاهي مذهبي در اين منطقه داشته است. اين انقلاب هنگامي رخ داد که جنبش تجديد حيات اسلام در اين منطقه در حال شتاب گرفتن بود و مسلمانان اعم از آن که در کشورشان در اکثريت يا اقليت بودند، نسبت به هويت خود آگاه تر شده بودند. در اين دوره تفسيرهاي احياگرانه مودوي، قطب و شريعتي شروع به تاثيرگذاري بر اذهان بسياري از فعالان نموده بود. به لحاظ داخلي، مسلمانان با ماديات و اخلاقيات غربي بيشتر تماس پيدا کرده و پيروي از آن را غالباً نامطلوب يافته بودند. همچنين در اين دوره بود که کاستي راه حل هاي ايدئولوژيک غربي که توسط رهبران سکولار منطقه مطرح مي شد، آشکار شده بود. در چنين محيطي انقلاب اسلامي ايران به منزله نمونه اي از پيروزي اسلام بر ايدئولوژي و نيروهاي امپرياليستي و غير اخلاقي غرب پديدار شد. اين زمينه سبب شد واکنش هاي عمومي اوليه نسبت به انقلاب اسلامي بسيار مثبت باشد و رهبران مذهبي را مجذوب کند. همان طور که راهارجو، روشنفکر مسلمان اندونزيايي اظهار نمود؛ براي بسياري از اندونزيايي ها شباهت هاي مهمي ميان ايران و کشورشان وجود داشته است، از جمله تلاش ايران براي رها نمودن خود از سلطه يک ابرقدرت، به کارگيري منابع نفتي براي توسعه کشور و استفاده از اسلام براي رهايي از چنگ امپرياليسم و سوسياليسم در سطح ملي و بين المللي. ‏ * منبع: روزنامه رسالت، یکشنبه 6 آذر 1390