Index
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 158113
تاریخ انتشار : 6 آذر 1390 0:0
تعداد بازدید : 132

ايدئولوژي انقلاب اسلامي

علي خاني به اهتمام: علي خاني در تحولات اجتماعي بشر نقش آرمان ها و انديشه ها بي بديل و آشكار است؛ زيرا آنچه انسان را از ساير جانداران جدا مي سازد، برخورداري او از موهبت ها و استعدادهاي فكري و ذهني و توانايي انديشيدن و انتخاب كردن است. آرمان ها داراي دو بخش جهان بيني ـ به معني هست ها و نيست ها ـ و ايدئولوژي ـ به معني بايدها و نبايدها ـ هستند و هماره رابطه تنگاتنگي بين جهان بيني و ايدئولوژي وجود دارد. وقتي ما از هست ها و نيست هاي ويژه اي سخن مي گوييم، بايدها و نبايدهاي خاصي را نيز در برابر خود مي يابيم و البته واضح است كه منطقاً نمي توان از يك گروه هست و نيست (يك جهان بيني خاص) هر نوع از بايد و نبايد (ايدئولوژي هاي متفاوت) را استخراج كرد. مطالعه انقلاب ها حاوي اين نكته است كه گسترش ايدئولوژي هاي جديد در ميان نخبگان و توده ها بويژه در دوره هاي پاياني رژيم هاي پيشين، هماره وجود داشته است و اين عامل شايد مهم ترين در ميان عوامل ايجاد كننده انقلاب بوده است. در فرانسه پيش از انقلاب، قرن 18 به دليل بيان و گسترش ايدئولوژي هاي جديد توسط ليستي طولاني از افراد مشهور مانند منتسكيو، ولتر، روسو، ديدرو، دالامبر، علماي اقتصاد (كسني، گورني، تورگو، نكرو ... ) علماي دائره المعارف، رهبران انقلابي (ميرابو، دانتون، روبسپيرو ...) و غيره و اقبال عمومي به اين انديشه ها، قرن روشنفكري خوانده شده است. در روسيه پيش از انقلاب 1917 بويژه پايان قرن 19 و آغاز قرن 20، نيز گروه هاي مختلفي مانند كادت ها (مشروطه خواهان)، سوسياليست هاي انقلابي (غيرماركسيستي)، سوسيال دموكرات ها (كه بعداً به دو گروه ماركسيستي بلشويك و منشويك تقسيم شدند)، آنارشيست ها، ليبرال ها و غربگرايان و ضدغربگرايان به پراكندن افكار جديد و نفوذ بر روي نخبگان و توده ها مشغول بودند و اين تلاش ها در فراهم كردن شرايط وقوع انقلاب 1917 نقش داشت. اين وضعيت به گونه خاصي در دهه هاي پاياني رژيم پهلوي در ايران نيز ديده مي شد؛ به گونه اي كه دو دهه پاياني اين رژيم تلاش هاي گسترده روحانيت انقلابي و روشنفكران مسلمان در فراهم نمودن زمينه هاي بازگشت به خويشتن و به فرهنگ و درون مايه هاي خودي در مقابل هجوم همه جانبه غرب و انديشه هاي غربي را مي بينيم. بدون شك اگر اين مرحله نبود، انقلاب اسلامي نيز اتفاق نمي افتاد. همان گونه كه اسلام ديني جامع و كامل و دربرگيرنده تمام جنبه هاي زندگي بشر ـ چه فردي و چه اجتماعي ـ مي باشد و در همه حيطه ها از جمله در سياست، اقتصاد، جامعه، فرهنگ، عرفان، اخلاق، علم و. . . آموزه هاي ناب الهي دارد، انقلاب اسلامي ايران نيز در مقايسه با انقلاب هاي ديگر از يك ايدئولوژي منحصر به فرد و بي سابقه برخوردار است؛ به گونه اي كه در اين ايدئولوژي علاوه بر تاكيد بر جنبه هاي ويژه يعني تشكيل جمهوري اسلامي و ولايت فقيه، نقاط مثبت ايدئولوژي هاي انقلاب هاي ديگر مانند آزادي، برابري، استقلال و توسعه نيز وجود دارد. در حقيقت ايدئولوژي انقلاب اسلامي بيانگر ارائه طرح و راه جديدي به ملت هاي تحت ستم جهان براي كسب استقلال و رهايي از سلطه قدرت هاي جهاني و ساختن جامعه اي آزاد و توسعه يافته است. در اين ميان، كسب استقلال كه از عناصر مهم تشكيل دهنده ايدئولوژي انقلاب اسلامي است، يك پيش شرط لازم براي دستيابي به جامعه آرماني مورد توجه انقلاب اسلامي است و واضح است كه قدرت هاي جهاني كه جاي پا و منافع اقتصادي و راهبردي خود را با اين انقلاب از دست داده اند، با تمام قدرت با آن به مبارزه برخيزند؛ هرچند تجربه نشان داده است كه درگيري با انقلاب هاي بزرگ و توده ها و نخبگان وفادار به آن نتيجه اي جز رسوايي و شكست درپي ندارد. به طور كلي، ايدئولوژي انقلاب اسلامي يك ايدئولوژي درونزا، از نظر فرهنگي اصيل، از نظر همراهان بسيار فراگير و دربرگيرنده اكثر قريب به اتفاق مردم بوده است و به همين دلايل، علي رغم قدرت بالاي رژيم پيشين، با به صحنه آمدن عموم مردم پيروزي انقلاب با سرعت خيره كننده اي به دست آمد و پس از انقلاب نيز سامان سياسي جديد به سرعت ايجاد گرديده رسميت يافت و ثبات قابل اعتمادي را پديد آورد همچنين توانست در طول سه دهه اي كه از عمر آن مي گذرد، توطئه هاي گوناگون قدرت هاي جهاني عليه خود را پشت سر گذارده و بر مواضع خود ايستادگي نمايد. * منبع: روزنامه رسالت، یکشنبه 6 آذر 1390