Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 158947
تاریخ انتشار : 7 بهمن 1390 0:0
تعداد مشاهدات : 175

قطره اي از درياي بركات انقلا ب اسلا مي

سعيده كافي رشد رفاه ، اميد به فردا 30 سال پيش در روزهايي مثل همين روزها: تلويزيون را كه تنها يك كانال و آن هم در ساعات مشخصي برنامه دارد روشن مي كنيم. در كنار صحنه هاي مختلف تظاهرات و راهپيمايي ها گاه و بيگاه تصاويري نيز از گوشه و كنار كشور پخش مي شود، تصاويري كه محروميت ها را به رخ مي كشد، حلبي آبادها، روستاهاي دورافتاده اي كه همچنان با فانوس و چراغ موشي روزگار مي گذرانند و از چشمه آب مي آورند، خانه ها در زمستان سوزناك با كرسي و منقل و حداكثر با علاءالدين و والور و در بهترين شرايط با بخاري هاي نفتي چكه اي گرم مي شود، آن هم يك اتاق و با حداقل درجه حرارت. پوشاك مردم بسيار ساده و تقريبا هم شكل است، خوراك آنها بيشتر از محصولات خود روستا و از نوع غذاهاي سنتي است، معدود وعده هاي گوشت مصرفي مردم روستا فقط از نوع گوشت گاو و گوسفند است و گاهي هم در مراسم خاص مرغ. اينجا برق ندارد، وقتي برق نباشد تلويزيون هم نيست كه چشمان جوانان روستا را با زرق و برق شهري آشنا كند و خب، چشم كه نبيند، دل هم نمي خواهد و به حداقل ها راضي است. برق كه نباشد، يخچال هم نيست كه به فكر پرو خالي شدنش باشند و ذخيره سازي كنند. مايحتاج به اندازه نياز روزانه تهيه مي شود. خانه ها بسيار ساده و ابتدايي است، سرويس بهداشتي خانه ها فجيع است، روستا حمام و خانه بهداشت ندارد، راه و جاده، آن هم از نوع آسفالت، ندارد، تلفن اختصاصي كه هيچ، دفتر مخابراتي هم صرفا از امكانات روستاهاي بزرگ تر است، مدرسه روستا تنها يك كلاس دارد و فقط پسرها اجازه درس خواندن دارند، اين تصوير بسياري از روستاها در سال 57 است. در چنين فضايي اوج تلاش و هم و غم مردم رفع نيازهاي اوليه و ضروري است. در همين روزها سري هم به شهر مي زنيم. براي نمونه تهران را انتخاب مي كنيم، بزرگ ترين شهر و پايتخت كشور. آب لوله كشي، برق و تلفن مدت ها است كه جاي خود را در خانواده هاي شهري باز كرده است. تعداد محدودي از مناطق لوله كشي گاز هم دارند. سري به خانه ها مي زنيم. داشتن شوفاژ و گرم كردن تمام اتاق هاي منزل نشانه تمول است، به ندرت خانواده هايي را پيدا مي كنيد كه هر يك از فرزندان اتاق و يا حتي كمد مخصوص براي خود داشته باشند، يك تلويزيون سياه و سفيد اين اواخر تك و توك مي توان خانواده هايي را پيدا كرد كه توانسته اند تلويزيون رنگي تهيه كنند حداكثر 24 اينچ با قاب چوبي كه احيانا دري هم براي بستن در ساعات طولاني بي استفاده ماندن دارد در گوشه يكي از اتاق ها وسيله اي تجملاتي است كه هنوز كاملا فراگير نشده است. گرچه بسياري از خانواده ها به اصرار كودكان و براي جلوگيري از ايجاد مزاحمت فرزندان براي همسايگان و فاميل و آشنا در تلاشند تا هر طور شده يك دستگاه تلويزيون تهيه كنند. اگر سري به آشپزخانه بزنيم به جز يخچال شايد بتوانيم آبميوه گيري و چرخ گوشت و آسياب و مخلوط كن و در نهايت ماشين لباسشويي و گاه جاروبرقي ببينيم. تعداد كمي از خانواده هاي متمول اخيرا ماشين ظرفشويي را هم به اين ليست افزوده اند. سري هم به سفره هاي شهري مي زنيم. اينجا هم نان غذاي اصلي مردم را تشكيل مي دهد، برنج مصرف روزانه ندارد، اغلب پروتئين مورد نياز خانواده از گوشت قرمز و حداكثر مرغ تامين مي شود، ماهي خوراكي تجملاتي است كه براي مراسم خاص و احيانا شب عيد نوروز مورد استفاده قرار مي گيرد. فريزر كم كم راهي خانه ها مي شود و مردم مدتي است كه مواد غذايي بيش از مصرف روزانه تهيه مي كنند. اتومبيل نيز يكي از وسيله هاي تجملاتي است. شايد از هر چند خانواده تنها يكي خودروي شخصي داشته باشد. خانواده ها خيلي اهل مسافرت هم نيستند. شايد هر چند سال يك بار فرصتي دست دهد و امكاناتي فراهم شود تا خانواده تصميم بگيرد براي چند روز شهر و ديار خود را ترك كند و براي تفريح و يا زيارت مبلغي را هزينه كند. مسافرت هاي دوره اي و مداوم اغلب به منظور ديدار دوستان و خويشاوندان در شهرهاي ديگر انجام مي شود و كمتر قصد تفريح و سياحت در آن دخالت دارد. امروز بهمن ماه سال 87 ، يك بار ديگر سري مي زنيم به روستا و شهر ديروز. نماي روستا كاملا فرق كرده است، روستا امروز آب لوله كشي و حمام و خانه بهداشت دارد. يك مدرسه چند كلاسه هم چند سالي است ساخته شده است، سطح سواد روستاييان بالا رفته است، امروز دختران روستا براحتي مي توانند درس بخوانند. راه آسفالت ارتباط روستا را با شهر و روستاهاي اطراف آسانتر ساخته است. به مدد لوله كشي گاز، زمستان هاي سخت و طولاني، كوتاه تر به نظر مي رسند. برق و تلفن انقلابي در روستا ايجاد كرده است. تلويزيون روشن است و تيزرهاي تبليغاتي محصولات جديدي را معرفي مي كنند. جوان روستا امروز امكانات و وسايل جديد را هر روز در سريال ها و فيلم ها و تبليغات تلويزيوني مي بيند. او برخلاف ديروز همانند هموطن شهري اش با جديدترين هاي بازار آشنا است و نيازها و خواسته هاي امروز او با 30 سال پيش بسيار متفاوت است. رايانه و تلفن همراه جاي خود را در بين اهالي روستا باز كرده است. امروز وضعيت خوراك و پوشاك روستاييان قابل مقايسه با سال هاي آغازين پيروزي انقلاب نيست. همه چيز از خوراك و پوشاك گرفته تا نوع انتظارات مردم تحولي باورنكردني را تجربه كرده است. فضاي شهري نيز با آن روزها قابل مقايسه نيست. امروز بسياري از فرزندان از اتاق و تخت و امكانات اختصاصي استفاده مي كنند. سن استفاده از گوشي همراه روز به روز پايين مي آيد و خانواده ها در ميدان رقابت و چشم و هم چشمي علي رغم توصيه كارشناسان، براي كودكان خود در سنين پايين تر موبايل مي خرند. در بسياري از خانواده هاي شهري كامپيوتر جزء لاينفك لوازم منزل شده است، امروز ديگر صحبت بر سر رفع نيازهاي اوليه نيست، صحبت بر سر تعويض مدل تلويزيون و اتومبيل است. امسال چه مدل گوشي به بازار آمده است، جديدترين مدل تلويزيون و يخچال كدام است، مايكروويو و سرخ كن و انواع و اقسام لوازم برقي، انواع سرويس هاي چايخوري و غذاخوري، مبلمان و ميز ناهار خوري گاه بدون اين كه واقعا نيازي به آنها باشد، در منازل خودنمايي مي كنند. مسافرت بسيار فراگيرتر شده است و مقصد مسافرت ها تنها شهرهاي زيارتي و احيانا دريا نيست. بسياري از مردم فقط به قصد تفريح و يا خريد مسافرت مي كنند. دارندگي، برازندگي است. لازم نيست جامعه شناس، اقتصاددان و يا مردم شناس باشيد تا ببينيد نوع نيازها و خواسته هاي مردم از قبل از انقلاب تا به امروز چقدر متحول شده است. كافي است كمي به اطراف خود نگاه كنيد: كودكان امروز بيشتر از گرگم به هوا و قايم باشك و لي لي، گيم نت و بازي هاي رايانه اي را مي شناسند، خانه ها و آشپزخانه ها انباري است از انواع لوازم برقي كه تا چند سال پيش نام و نشاني از آنها نمي شناختيم؛ بخارشوي، ماكاروني پز، ساندويچ ساز، سرخ كن، سبزي خشك كن، چايساز و بسياري ديگر كه گاه برايمان مسخره آميز جلوه مي كند و...، سفره هاي ما امروز غير از مرغ و گوشت قرمز، انواع مواد پروتئيني طبيعي و مصنوعي و دريايي و غيردريايي را تجربه مي كنند: از ميگو و انواع ماهي كه روزگاري فقط در سفره هاي اهالي شمال و جنوب كشور ديده مي شد و گوشت شتر مرغ و بلدرچين گرفته تا انواع سوسيس و كالباس و همبرگر. دكتر مصطفي اجتهادي، عوامل مختلفي را در بروز اين تحولات موثر مي داند كه يكي از آنها افزايش سطح رفاه مردم است و در اين زمينه شاخص هايي را مطرح مي كند: «بسياري از مردم با ورود مدل هاي جديدتر به بازار، وسايل قبلي خود را كه هنوز كارايي دارند، كنار مي گذارند و به فكر تعويض مي افتند، ميزان مصرف مواد پروتئيني و تنوع آن، رويكرد مردم به استفاده از غذاهاي آماده، افزايش مسافرت در بين مردم تا حدي كه به محض اعلام چند روز تعطيلي جاده ها مملو از اتومبيل مي شود و بسياري شاخصه هاي ديگر نشان مي دهد كه مردم نسبت به گذشته از رفاه بيشتري برخوردارند.» امروز علاقه بيشتري براي خريد و مصرف در مردم ديده مي شود. به همين خاطر ويترين ها در خيابان ها بسيار رنگين تر و جذاب تر شده اند. عضو هيات علمي دانشگاه شهيد بهشتي يكي ديگر از علت هاي اين افزايش علاقه را گسترش بازار در جامعه و حركت به سمت صنعتي شدن مي داند و معتقد است؛ چون بازار بر اساس عرضه و تقاضا عمل مي كند هر آنچه كه در بازار عرضه مي شود بايد تقاضا نيز براي آن وجود داشته باشد. و لذا مي بينيد در گوشه و كنار شهر تابلوهاي تبليغاتي سبز مي شود. اين تبليغات در ما ايجاد تقاضا مي كند. لذا تمام تلاش مردم اين است كه تا مي توانند درآمد كسب كنند و تا مي توانند اين درآمد را در بازار به شكل هاي مختلف هزينه كنند. براساس آمار و شاخص هاي بانك جهاني در سال 1356، 46 درصد مردم ايران زير خط فقر بوده اند، در حالي كه در سال 1378اين رقم به 16 درصد كاهش يافته است. به عبارت ديگر وضعيت رفاه و معيشت مردم در اين فاصله به طور متوسط 8/2 برابر بهبود يافته است.به اعتقاد دكتر اجتهادي براي بازار شهر و روستا معني ندارد و لذا مرزها را مي شكند و تا دورترين نقاط يك كشور نفوذ مي كند. روستاهايي كه منزوي بودند اكنون وارد عرصه شده اند. در بازار جديد نمي تواند روستاهايي مانند بشاگرد وجود داشته باشد. ما به سمتي پيش مي رويم كه مناطقي را كه هنوز منزوي بودند تحت عنوان آباداني وارد اين ميدان كرديم. آباداني باعث افزايش تقاضا مي شود. همه اينها در چارچوب منطق بازار رخ مي دهد. چرا برخي از مردم ناراضي اند. با اين همه محاسني كه از تغيير وضعيت زندگي مردم برشمرديم انتظار داريم مردم از وضع موجود راضي باشند، اما چرا هنوز برخي نا راضي اند و عده اي از مردم و حتي نخبگان از وضعيت موجود اظهار نارضايتي مي كنند؟ دكتر محمدرضا مرندي در مقاله اي تحت عنوان درآمدي بر كارنامه نظام جمهوري اسلامي به اين موضوع پرداخته و به تعدادي از عوامل اشاره مي كند: تغيير الگوي مصرف جامعه و بهبود نسبي سطح زندگي مردم بخصوص پس از دهه دوم انقلاب بتدريج باعث افزايش سطح انتظارات آنان از زندگي گرديده است. افزايش چشمگير سطح آگاهي هاي اجتماعي و اقتصادي جامعه پس از انقلاب و در نتيجه، توجه بيشتر آنان به نقاط ضعف و نارسايي هاي وضع موجود به جاي نقاط قوت آن. حاكميت و ترويج فرهنگ غلط انتظار رفع همه مشكلات جامعه از سوي حكومت و دولت در سال هاي اخير كه خود ضريب نارضايتي را افزايش داده است. فضاسازي و فعاليت گسترده سوءتبليغاتي مخالفان داخلي و خارجي انقلاب و نظام نفي وضع موجود و بزرگنمايي مشكلات. مشاهده برخي از موارد سوء مديريت و سوء عملكرد از سوي برخي از مسوولان و كارگزاران نظام و تعميم آن به كليت مسوولان از سوي مردم. دكتر مرندي به مساله ارزاني در سال هاي پيش از انقلاب و مقايسه آن با پديده گراني در بعد از انقلاب كه يكي از نكات مورد قضاوت مردم است اشاره مي كند و توضيح مي دهد: الف: از جهت سياست هاي توسعه اقتصادي كشور، اين سوال مطرح مي شود كه چرا قبل از انقلاب، قيمت كالاها به اصطلاح ارزان و بعد از انقلاب گران بوده است. هنگامي كه اين سوال را بررسي مي كنيم، درمي يابيم كه يكي از عمده ترين دلايل اين امر، اعمال تعرفه هاي گمركي پايين از سوي دولت نسبت به كالاهاي وارداتي در قبل از انقلاب و افزايش اين تعرفه ها بعد از انقلاب بوده است؛ در نتيجه اعمال تعرفه هاي گمركي پايين، كالاهاي خارجي به وفور و به قيمت بسيار نازل در بازار يافت مي شده، در حقيقت اين سياست اقتصادي بسيار غلط، در جهت تضعيف توليدات داخلي، افزايش وابستگي اقتصادي كشور به قدرت هاي صنعتي و در جهت تامين بازار براي آنان بوده است، زيرا در چنين شرايطي به هيچ وجه توليدكننده نوپا و تازه كار داخلي امكان رقابت با توليدكننده توانمند و باتجربه خارجي را نداشته و به سهولت از صحنه رقابت خارج مي شده و حضور در عرصه توليد را مقرون به صرفه نمي دانسته است. ب: اين مساله از جهت قدرت خريد اكثريت جامعه نيز قابل تامل و توجه است. امروزه بسيار مي شنويم كه گفته مي شود در گذشته مثلا قيمت گوشت فلان مقدار بوده و يا قيمت تخم مرغ چنان بوده و در مقايسه با قيمت هاي كنوني كه بسيار افزايش يافته، اين گونه نتيجه گيري مي شود كه چون قدرت خريد مردم كاهش يافته، وضعيت معيشت مردم بدتر شده است، در حالي كه هم تجربه افراد و هم آمارها نشان از بهبود وضعيت معيشت اكثريت افراد جامعه دارد. به عبارت ديگر درست است كه در گذشته قيمت ها پايين بوده ولي قدرت خريد مردم بسيار پايين تر از آن بوده است. شمشيرهايتان را غلاف كنيد. صحبت بر سر افزايش رفاه مردم از قبل از انقلاب تاكنون است. مي گوييم روستاها وضعيت بهتري نسبت به گذشته پيدا كرده اند، مي گوييم درآمد مردم بيشتر شده و امكان آن را دارند كه بهتر بخورند و بپوشند و تفريح كنند، مي گوييم امروز وضعيت بهداشت بهتر شده است، اميد به زندگي بالا رفته است و مي گوييم امروز دغدغه فكري مردم چيزي بيش از تهيه ملزومات اوليه زندگي است؛ اما قبل از قضاوت كمي صبر كنيد و شمشيرهايتان را از غلاف خارج نكنيد. ما هم اهل همين كشوريم. ما هم مي دانيم كه هنوز در گوشه و كنار اين مملكت ثروتمند كودكاني هستند كه در كپرها درس مي خوانند، ما نيز فراموش نكرده ايم كودكان دبستاني را كه در حادثه آتش سوزي بخاري چكه اي جان خود را از دست دادند. با واژه هاي فقر نسبي و مطلق و خشن آشناييم، با پديده مهاجرت روستاييان و متروك ماندن روستاها در اثر نبود امكانات بيگانه نيستيم، ما اهل همين آب و خاكيم. مي دانيم قبول داريم تا شرايط مطلوب فاصله زيادي داريم،ولي با توجه به برنامه ريزي هاي انجام شده و وجود زير ساخت هاي مناسب و شرايط امروز كشور عزيزمان اميد داريم شاهد پديده اي به نام كودكان كار نباشيم، اميد داريم فاصله طبقاتي در جامعه روزبه روز كمتر شود و اعتقاد و اميد داريم با همه اين نابساماني ها، كشتي انقلاب حركت خود را اگر چه كمي كند، به سمت ايجاد شرايط مطلوب ادامه مي دهد. شاهد مدعا مقايسه اي است كه اخيرا بانك جهاني از وضعيت رفاه و معيشت مردم ايران بين سال هاي 1356 تا 1378 ارائه نموده است. براساس آمار و شاخص هاي اين بانك در سال 1356، 46 درصد مردم ايران زير خط فقر بوده اند، در حالي كه در سال 1378 اين رقم به 16 درصد كاهش يافته است. به عبارت ديگر وضعيت رفاه و معيشت مردم در اين فاصله به طور متوسط 8/2 برابر بهبود يافته است. منبع : www.jamejamonline.ir (ویژه نامۀ سی بهار)