Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 159024
تاریخ انتشار : 12 بهمن 1390 0:0
تعداد مشاهدات : 194

توفان انقلاب اسلامي در خاورميانه آمريکايي

عارف بهرامي
عارف بهرامي به زعم بسياري از صاحب نظران و تحليلگران پيروزي انقلاب اسلامي تاثيرات شگرفي بر سرنوشت منطقه خاورميانه داشته است و در اين ميان آمريکا و رژيم صهيونيستي متضررين اصلي پيروزي اين انقلاب بوده اند چرا که اين انقلاب عملا با دفاع از آرمان هايي همچون آزادي و استقلال ملت هاي منطقه منافع آنان را هدف گرفته است.ظهور و بروز انقلاب اسلامي در منطقه حساس خاورميانه بي شک يکي از بزرگترين حوادث تاريخ سياسي اين منطقه به حساب مي آيد . در حالي که منطقه ژئوپليتيک خاورميانه به دليل ويژگي ها ومميزات خاص سياسي اقتصادي مورد توجه دو قدرت بزرگ شرق و غرب بود انقلاب اسلامي به يکباره با ايجاد توفاني سهمگين در اين وادي به روياهاي اين دو قدرت در خاورميانه پايان داد . بسياري از صاحب نظران روابط بين الملل بر اين باورند که با پيدايش انقلاب اسلامي ساختار هاي قدرت هژمونيک آمريکا در خاورميانه به کلي از هم پاشيده شده است و ايران نبض تحولات استراتژيک اين منطقه را دردست گرفت. هنگامي که انقلاب اسلامي در 22 بهمن 57 به پيروزي دست يافت سيستم حاکم بر عرصه سياست بين الملل دوقطبي بود . در آن زمان اتحاد جماهير شوروي با افکار چپ و سوسياليستي در يک سو قرار مي گرفت و در سوي ديگر غرب به سردمداري کاخ سفيد و با سياست هاي ليبراليستي و اقتصاد بازار حضور داشت . فرايندهاي ديپلماتيک و تصميمات بزرگ در عرصه سياست خارجه از تصادم و کنش ميان اين دو ابر قدرت نشات مي گرفت و ساير کشورهاي جهان تنها پياده نظام کنش هاي ديپلماتيک محسوب مي شدند . در چنين وضعيتي پيدايش انقلاب اسلامي با شعار محوري و کليدي « نه غربي ، نه شرقي ، جمهوري اسلامي» نقطه عطف و غيرقابل انتظاري بود . پس از انقلاب نيز ايران همين روند را ادامه داد و شايد نقطه اوج اين روند در13 آبان 1358 و پس از تسخير لانه جاسوسي به دست دانشجويان باشد . در واقع ايران پس از اين رخداد نشان داد که نه تنها کشورهايي همچون آمريکا را همراهي نمي کند بلکه عظم راسخي براي مقابله با سياست هاي استکباري و استبدادي دارد. البته انقلاب اسلامي در اين راه تاوان هاي زيادي نيز پرداخت کرده است . تنها مدت کوتاهي از پيروزي انقلاب اسلامي گذشته بود و ساختارهاي نظام همچنان بر هم ريخته بود که حزب بعث عراق با چراغ سبز متحدان غربي خود و علي الخصوص حمايت هاي بي شائبه آمريکا به ايران اسلامي حمله کرد و بيش از ميلياردها دلار به ساختار اقتصادي ايران ضربه زد و چالش هاي متعددي را در پيش روي اين انقلاب نوشکفته ايجاد کرد . عدم خريد نفت و گاز ايران به قيمت روز ، ممانعت از ارسال نفت ايران ، عدم فروش تسليحات جنگي به تهران، تحريم هاي گسترده اقتصادي ، فشار هاي سياسي ، تبليغات وسيع عليه ماهيت جمهوري اسلامي و ... از جمله سنگ اندازي هاي متعدد کشورهاي غربي طي دهه اول از انقلاب بود . البته علت اصلي اين چالش ها و موانع نيز بسيار روشن مي نمود . ايران جزئي از دکترين دفاعي آمريکا و يکي از ستون هاي اصلي منطقه خاورميانه در راستاي حفظ و بسط اهداف کاخ سفيد بود . به گونه اي که کشورهاي ديگر از ايران با نام ژاندارم آمريکا در منطقه ياد مي کردند . از اين رو اينکه ايران از جرگه حاميان ايالات متحده خارج شده است و هم اکنون به مقابله جدي با سياست هاي آمريکا در منطقه و جهان مي پردازد براي سران کاخ سفيد بسيار سنگين و غير قابل تحمل بود . لذا اين کشور به همراه ساير کشورهاي غربي و حتي دشمن شماره يک کاخ سفيد يعني شوروي هم قسم شدند تا ريشه نظام اسلامي را بخشکانند و در اين راه نيز از هيچ اقدامي دريغ نورزيدند. البته انقلاب اسلامي ايران توجه ويژه اي نيز به موضوع بيداري امت واحده مسلمانان داشت و همين امر نيز منجر به پديد آمدن موج بيداري اسلامي شد. بي شك مهمترين دليل گسترش روز افزون اعتراضات در منطقه خاورميانه بيداري اسلامي در ميان افكار عمومي منطقه است. هرچند برخي ساده لوح هاي سياسي درصدد هستند روحيه اسلامخواهي مردم منطقه را تكذيب كنند اما بايد گفت كه ظهور و بروز موج بيداري اسلامي در ميان ملت هاي منطقه اظهر من الشمس است . آمريكا طي چند دهه اخير درصدد بود تا خاورميانه اي كاملاتحت سلطه داشته باشد. اما با پيروزي انقلاب اسلامي و دستيابي ايران به سبك نظام مترقي سياسي جو آزاديخواهي در منطقه افزايش يافت و در نهايت مقامات آمريكايي درصدد برآمدند تا حد اقل در ظاهر دموكراسي را در خاورميانه تقويت كنند . اما پيش از آنكه سياست هاي دموكراتيزه كردن خاورميانه توسط مقامات واشنگتن هدايت شود مردم و احزاب داخلي توانستند زمام امور را به دست گرفته و خلاف خواسته غرب و آمريكا حركت كنند.غرب درصدد بود تا روند دموكراتيزاسيون كنترل شده اي را در سطح خاورميانه پياده كند و در نهايت قدرت هاي همپيمان غرب با مشروعيت سياسي و مردمي در خاورميانه تشكيل دهد اما هم اكنون اين روند شكست خورده است و طرح خاورميانه بزرگ و ايجاد اصلاحات سياسي و اجتماعي بر خلاف انتظارات مقاما ت غربي پيش رفته است.