Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 160540
تاریخ انتشار : 29 فروردین 1391 0:0
تعداد مشاهدات : 110

ارتش؛ حماسه ساز تاريخ درخشان انقلاب اسلامي

مهدي اردستاني
مهدي اردستاني «... روز چهارشنبه 29 فروردين، روز ارتش اعلام مي شود. ارتش محترم در اين روز در شهرستانهاي بزرگ با ساز و برگ به رژه بپردازند و پشتيباني خود را از جمهوري اسلامي و ملت بزرگ ايران و حضور خود را براي فداکاري در راه استقلال و حفظ مرزهاي کشور اعلام نمايند. ملت ايران موظفند از ارتش اسلامي استقبال کنند و احترام برادرانه از آنها بنمايند. اکنون ارتش در خدمت اسلام است و ارتش اسلامي است و ملت شريف لازم است آن را به اين سمت رسماً بشناسند و پشتيباني خود را از آنان اعلام نمايند. اکنون مخالفت با ارتش اسلامي که حافظ استقلال و نگهبان آن است، جايزنيست...» (1) از سال 1358 که ارتش، علي رغم نغمه شوم و خطرناک دشمنان انقلاب و دوستان ناآگاه مبني بر انحلال آن، با پيام محکم، قاطع و هوشمندانه رهبر کبير انقلاب اسلامي در 28 فروردين ماه (2) و اجراي رژه پرشکوه روز بيست و نهم، حيات دوباره و هويت نوين انقلابي خود را بازيافت، همواره در مظان اتهامات ناجوانمردانه دشمنان و بدبيني ها و بي مهري هاي نابخردانه دوست نمايان ناآگاه بوده است.‏ بدخواهاني که مي دانستند انحلال ارتش به منزله قطع بازوي مسلح کشور در استقرار امنيت ملي و گام بلندي در تحقق اهداف شوم و خائنانه آنهاست، با استفاده از شعارهاي التقاطي و فريبنده اي چون تشکيل ارتش خلق (ميليشيا)، ارتش بي طبقه توحيدي و امثال آن، تقابل ظاهري ارتش با مردم را در حرکت توفنده انقلابي مردم، دستمايه رسيدن به نيات پليد خود قرارداده بودند. غافل از اينکه اولا تنها ارتش نبود که به حمايت از نظام منحوس شاهنشاهي در مقابل مردم ايستاده بود، بلکه دشمنان ددمنش انقلاب، به مدد سياستهاي پليد شاهنشاهي در همه جا بودند؛ وزارتخانه ها، سازمانها، کارخانه ها، مدارس، دانشگاهها و... ساواک هرکس را به هر نحوي که مي توانست در اختيارمي گرفت و از او به عنوان جاسوس و عامل نفوذي استفاده مي کرد. ثانياً قابل تأمل است که آنچه در ارتش مخالف با انقلاب بود، بدنه ارتش نبود، بلکه تعدادي از سردمداران نظام در رده هاي بالاي فرماندهي ارتش بودند که سرسپردگان رژيم منحوس پهلوي به حساب مي آمدند. افسران و درجه داراني که در بدنه ارتش خدمت‏‎ ‎مي کردند، جداي از مردم نبودند. تعداد زيادي از شهداي انقلاب از خانواده همين نظاميان بودند. رهبر معظم انقلاب، حضرت آيت الله العظمي خامنه اي (مدظله) در تحليل توطئه دشمنان مبني بر انحلال ارتش مي فرمايند:‏ ‏«گروهکها [ي ضدانقلاب] در ذهن مردم هم مي خواستند جابيندازند که ارتش، پديده اي طاغوتي است. اما کسي نبود از اين گروهک هاي موذي و تهي مغز بپرسد: سران ارتش اکنون کجا هستند؟ بسياري از سران ارتش مجازات شده بودند. تعدادي از آنها گريخته و شماري ديگر پنهان بودند. بدنه ارتش، افسر، همافر، درجه دار، سرباز، و کارمند از آحاد مسلمان مردم کشورمان بودندکه انقلاب را مانند ديگر اقشار مردمان پذيرفته و از آن دفاع کردند و بعضي از اقشار، آنچنان شجاعتي از خود نشان دادند که ميان توده مردم کم نظير بود.» (3) نظاميان، ظلم و ستم شاهنشاهي و حکومت فاسد پهلوي را بيشتر احساس مي کردند. چون اولا فساد، چپاول و غارتگري مستشاران آمريکايي و خارجي را مي ديدند. ثانياَ فساد و زورگويي سرسپردگان نظام را در رده هاي بالاي فرماندهي با گوشت و پوست خود احساس مي کردند و ثالثا ناچار بودند دم‎ ‎فروبندند. (4) با همه اين احوال، جلوه هاي فراواني از رفتار ارتشيان فهيم و آگاه، نشان از همراهي بدنه ارتش با انقلاب اسلامي ايران در سايه رهبري هوشمندانه حضرت امام خميني (ره) دارد. تلاش افسران انقلابي همچون شهيد نامجو، شهيد صياد‏‎ ‎شيرازي، شهيد اقارب پرست، شهيد کلاهدوز و... براي تشکيل هسته هاي انقلابي در ارتش، ارتباط با امام (ره)، و ارسال اطلاعات مراکز حساسِ رژيم طاغوت به نيروهاي انقلابي، توزيع اعلاميه هاي امام (ره) در ارتش، تحصن گروهي از خانواده هاي همافران، درجه داران، افزارمندان و افسران نيروي هوايي در کانون وکلاي دادگستري در 16 بهمن 1357 به نشانه اعتراض به دستگيري و زنداني شدن کارکنان اين نيرو، بيعت دسته جمعي همافران نيروي هوايي با امام (ره) در روز 19 بهمن 1357، رژه جمعي از نظاميان در مقابل حضرت امام خميني (ره) و با حضور مردم در روز20 بهمن 1357، همراهي خلبانان و کارکنان فني هوانيروز اصفهان با امام (ره) و انقلاب، تمرد نظاميان و سربازان در اجراي دستورات رده هاي بالاي نظامي از جمله فرمان تيراندازي به مردم، استقبال از حضرت امام (ره) در فرودگاه مهرآباد و بردن معظم له به بهشت زهرا توسط بالگرد ارتش، حادثه عاشوراي لويزان، (5) حمله به اتوبوس آمريکاييان توسط ارتشيان در اصفهان و شاهين شهر که مرکز مستشاران آمريکايي بود، تيراندازي افسر هوانيروز به سوي يکي از سران رژيم طاغوت در جهرم، شورشهاي مکرر و تظاهرات نيروهاي نظامي همراه با مردم در حمايت از امام (ره) و انقلاب در پادگانها و مراکز نظامي سراسر کشور، گذاشتن گل روي تفنگ، نصب عکس حضرت امام (ره) روي شيشه خودروها، شعار «ارتش، فداي ملت»، (6) و... همه و همه دال بر همبستگي، همراهي و همگامي بدنه ارتش با مردم و انقلاب اسلامي ايران مي باشد. حضرت امام خميني (ره) با درک عميق و هوشمندانه اين واقعيت انکارناپذير، در مصاحبه با خبرنگار فايننشال تايمز مي فرمايد:‏ ‏«... اصولاً به غير از تني چند از ارتشيان، بقيه معتقد به راه ملت هستند و من از طرز تفکر خيلي از آنان آگاهي دارم. بارها سياسيون ايران مرا از ارتش بيم داده اند، ولي آنها اشتباه مي کنند.» (7) در اوايل پيروزي انقلاب، سران ارتش، اکثراً متواري و يا معدوم شدند و به جاي آنها افراد متعهد و وفادار به آرمانها و ارزشهاي انقلاب اسلامي قرار گرفتند. انضباط ساختاري و درک شده موجود در بدنه ارتش باعث گرديد که ارتش علي رغم همه توطئه ها و جو متشنج جامعه، بتواند سريعاً خود را ساماندهي نمايد. در خصوص تصفيه انقلابي ارتش، رهبر معظم انقلاب، حضرت آيت الله العظمي خامنه اي (مدظله) در ديدار با کارکنان ارتش در مورخه 28/1/1380 به مسئله مهم و موشکافانه اي اشاره مي کنند:‏«نکته مهم اين است که براي نوسازي ارتش و براي جهت دهي انقلابي به آن، هيچ عضو غير ارتشي داخل ارتش نشد، بلکه خود عناصر مؤمن ارتش و انسان هاي آگاه و هوشياري که در بدنه ارتش کم نبودند، آستين بالا زدند و اين کار بزرگ را انجام دادند.» (8) بلافاصله پس از پيروزي انقلاب و در شرايطي که ارتش درگير تصفيه داخلي خود بود، دشمنان و گروهک هاي ضد انقلاب، ضمن تقويت شعار شوم انحلال ارتش، به شيطنت هايي در اقصي نقاط ميهن اسلامي پرداخته و در صدد تجزيه بخشهايي از کشور برآمدند. آنها که سعي داشتند با ايجاد تفرقه و تشديد اختلافات بين اقوام و طوايف در جاي جاي ميهن اسلامي به مقاصد پليد خود دست يابند، ارتش را به عنوان نيرويي ملي و وفادار به انقلاب اسلامي، سد راه خود مي دانستند. اين تصور بويژه زماني قوت گرفت که دخالت ارتش در غائله هايي نظير تصرف کارخانه چوکاي طالش، واقع در اسالم و به دنبال آن، تأسيسات کشت و صنعت مغان توسط گروه هاي ضدانقلاب چپ گرا و... دست ضد انقلاب را کوتاه و نقشه هاي شوم دشمنان انقلاب را با شکست مواجه ساخت. ترور ناجوانمردانه سپهبد شهيد محمد ولي قرني، رئيس ستاد وقت ارتش که نقش مهمي در مبارزه با شرارت هاي ضد انقلاب ايفا نمود، توسط گروه محارب «فرقان» در سوم ارديبهشت ماه 1358، نخستين ترور ثبت شده در تاريخ انقلاب اسلامي ايران، خود گواه آشکاري بر بغض و کينه ضد انقلاب از ارتش جمهوري اسلامي ايران است. (9) از بارزترين نمونه هاي درگيري ارتش با ضد انقلاب، نبردهاي سنگين و سرنوشت ساز غائله کردستان است. در اسفند ماه سال 1357، پادگان مهاباد که توسط ضد انقلاب کاملاً خلع سلاح شده و پادگان لشکر 28 سنندج که به محاصره چريک هاي ضد انقلاب درآمده بود، با اعزام چند گردان از لشکر 1 و 2 که بعدها لشکر 21 حمزه نام گرفت، نجات يافت. سقوط پادگان سنندج در آن برهه حساس تاريخي و با توجه به چشم طمعي که گروهک هاي ضد انقلاب به اين خطه از خاک ميهن اسلامي داشتند، مي توانست به منزله جدايي کردستان از خاک کشور تلقي گرديده، دستمايه هوچيگري و تبليغات شوم دشمنان قرار گيرد. اگر چه اين توطئه شوم به تدبير هوشمندانه امام (ره) و همت والاي دليرمردان ارتش به شکست انجاميد، ولي غائله به همين جا ختم نشد. محاصره پادگان بانه و هدف قراردادن يگان هاي مختلف ارتش در سال 1358 نشان دهنده اهميت استراتژيک ارتش براي ضد انقلاب در جهت نيل به اهداف و مقاصد شومشان بود. به فرمان حضرت امام (ره)، نيروي زميني ارتش با لشکرهاي 64 اروميه و 28 سنندج، يک تيپ از لشکر 16 زرهي قزوين، تيپ 55 هوابرد شيراز، تيپ 23 نيروهاي مخصوص و هوانيروز قهرمان، جهت برقراري امنيت در منطقه کردستان وارد عمل شد و در درگيري با عناصر خودفروخته ضدانقلاب که توسط دشمنان خارجي مسلح شده بودند، موفق به سرکوب آنان و برقراري امنيت در اين منقطه از ميهن عزيز اسلامي گرديد. (10) نقش اساسي و تعيين کننده ارتش در رفع غائله گروهک ها و ضدانقلاب در جاي جاي ميهن اسلامي پس از پيروزي انقلاب، حاکي از استمرار پيوند محکم ارتش با انقلاب است.‏ نکته قابل تأمل اين است که اين پيوند و همبستگي، چيزي نيست که يک دفعه به وجودآمده باشد. عشق به امام (ره) و انقلاب، در عمق جان نظامياني که بدنه اصلي ارتش را تشکيل مي دادند، نهادينه و نهفته بود. انقلاب و رهبري الهي امام (ره)، اين عشق و پيوند مقدس را به منصه ظهور رسانيد. در اين باره، رهبر معظم انقلاب، حضرت آيت الله العظمي خامنه اي (مد ظله) مي فرمايند:‏ «هيچ کس نمي توانست اعماق و زواياي ارتش را که در آن روحيه ايمان و اعتقاد موج مي زد، ببيند و لمس کند. بصيرت نافذ امام (ره) اين کار را توانست بکند.» (11) ارتشي که تا ديروز تحت فرماندهي سرسپردگان نظام منحوس پهلوي، خود را در مقابل مردم و در راستاي حفظ منافع پليد حکومت ستمشاهي مي ديد، امروز برآمده از مردم، با مردم و در ميان مردم بود و اينک خود را در مسير تحقق آرمان هاي اصيل انقلاب اسلامي و مأمور به اداي وظيفه حقيقي خويش يعني دفاع از کيان ميهن عزيز اسلامي و ناموس پرغرور اين مرز و بوم مي دانست.‏ توانمندي، پايمردي و رشادت غيورمردان ارتش جمهوري اسلامي ايران، بيش از هر زمان ديگر آن گاه به منصه ظهور رسيد که دژخيمان بعثي تحت زعامت ديکتاتور سفاک عراق، «صدام»، و به تحريک دنياي استکبار، به خيالِ خام نابودي انقلاب اسلامي و اشغال اراضي ميهن، نبردي سهمگين و تمام عيار را بر فرزندان غيرتمند اين آب و خاک تحميل نمودند.‏ در اين ميان، وظيفه شناسي و فداکاري رزمندگان نيروي زميني در حفاظت از مرزهاي کشور که با قبول همه شرايط سخت زندگي و دور از خانواده، در غرب و جنوب کشور با تحمل گرماي 50 درجه تابستانهاي جنوب و سرماي 30 درجه زير صفر زمستانهاي شمال غرب، جز به رضاي حق و حفظ دستاوردهاي والاي انقلاب اسلامي نمي انديشيدند، چنان حماسه اي ماندگار برجا گذاشتند که در آخرين پيام رهبر کبير و بنيانگذار انقلاب اسلامي، حضرت امام خميني(ره) به ارتش در 28 فروردين 1368 چنين نقش بسته است:‏ «نيروي زميني قهرمان که در حقيقت در تمامي حوادث در نوک پيکان حملات ناجوانمردانه دشمنان بوده است...» (12) شايد به جرأت بتوان گفت اين فراز، پرشکوهترين و به يادماندني ترين فراز از پيام حضرت امام (ره) است. سرهنگ بازنشسته ارتش سيد فتح الله سعادتمند، در باره سياق اين فرمايش امام (ره) در آن برهه زماني و در متن پيام مذکور از راز سربه مُهري پرده برمي دارد: (13) ‏«درست فروردين ماه سال 68 بود که اميرحسني سعدي، فرمانده وقت نيروي زميني دغدغه اي را با حجت الاسلام و المسلمين حاج آقا صفايي، رياست وقت سازمان عقيدتي ارتش و همچنين مسئول اداره عقيدتي نيروي زميني، مطرح فرمودند و آن اينکه کارکنان ارتش مدتي است چشم به الطاف معنوي حضرت امام (ره) دوخته اند. چه خوب مي شود اگر امام (ره) با گوشه چشمي، پيامي، روحيه کارکنان را تقويت فرمايند.‏ چندين بار مکاتباتي از ارتش به محضر حضرت امام (ره) تقديم شده بود که حاکي از ارادت دلاورمردان ارتشي به امام (ره) و جانفشانيهاي اين عزيزان در دورانهاي سخت و حساس پس از انقلاب و جنگ تحميلي و همين طور آمادگي ارتش براي ادامه پايمردي در راه تحقق اهداف والاي انقلاب اسلامي بود. از جمله اين مکاتبات، گزارشي بود که در تاريخ 26/7/1367 به مناسبت سميناري که فرماندهان يگانهاي عمده نيروي زميني در آن شرکت داشتند، به محضر امام (ره) تقديم شده بود. انتظار مسئولين و فرماندهان ارتش اين بود که حضرت امام (ره) پاسخ درخور و اميدوارکننده اي به اين مکاتبات، عنايت فرمايند. بويژه پيام عنايات و رهنمودهاي حضرت امام (ره) در خاتمه سمينار مذکور، مورد انتظار فرماندهان نيروي زميني بود. ولي اين اتفاق نيفتاد.‏ به هر حال، حاج آقا صفايي موضوع را با کارمند دانيالي که در تبليغات سازمان عقيدتي کار مي کرد، در ميان گذاشت. به ياد دارم که ايشان در امور تبليغاتي، بسيار چيره دست و صاحب نظر بود. به پيشنهاد ايشان، قرار شد فردي از نيروي زميني دست به کار تهيه نامه اي در اين خصوص گردد و در اين بين، مرا براي اين مأموريت پيشنهاد کردند. چون مدتي دست به قلم بودم و با قلم من آشنايي داشتند. من هم آنچه در سينه داشتم در طبق اخلاص گذاشتم و به روي کاغذ آوردم. نتيجه، نامه اي شد که در تاريخ 19/1/1368 به امضاي امير حسني سعدي، فرمانده وقت نيروي زميني رسيد. امام (ره) در پاسخ به همين نامه، پيام تاريخي 28 فروردين 1368 را ابلاغ فرمودند.»‏ ابتکار رهبر فرزانه انقلاب، حضرت آيت الله خامنه اي در تلفيق 29 فروردين، سالروز ارتش جمهوري اسلامي ايران با روز بزرگداشت حماسه آفرينيهاي نيروي زميني ارتش نيز که به تصديق سرهنگ سعادتمند، در پاسخ به گردش کاري از نيروي زميني به محضر معظم له صورت گرفته است، حاکي از حقايق مهمي است که با تبيين نقش پرافتخار و بي شائبه اين نيروي جان برکف در مجموعه نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران فاش مي گردد. نقش نيروي زميني ارتش به عنوان بزرگترين و گسترده ترين نيرو در بين نيروهاي مسلح کشور، در تمام مراحل انقلاب و جنگ تحميلي از چنان اهميتي برخوردار است که بي ترديد تعيين کننده غالب پيروزيها و افتخارآفريني هايي است که تا هميشه تاريخ اين مرز و بوم، جاودانه خواهد ماند.‏ در تمام تاريخ هشت ساله جنگ تحميلي، بدون استثنا، هيچ عمليات زميني يا مشترک کوچک يا بزرگ، محدود يا گسترده اي را نمي توان يافت که نيروي زميني ارتش در آن نقش تعيين کننده اي نداشته باشد. حتي در عملياتهايي که توسط سپاه پاسداران انقلاب اسلامي به صورت مستقل اجرا مي گرديد، توپخانه نيروي زميني ارتش، حضوري حياتي و تعيين کننده داشته است. سهم انکارناپذير و برجسته هواپيمايي، مهندسي و تک تک يگانها و بخشهاي نيروي زميني ارتش جمهوري اسلامي ايران در حماسه هاي ماندگار تاريخ سي ساله انقلاب اسلامي، گواه روشني بر رشادتها، فداکاريها و جانفشانيهاي فرزندان جان برکف اين مرز و بوم در اين نيروي سرفراز است.‏ پي نوشتها: ‏ ‏1 و 2. صحيفه نور، ج 6، ص 24.‏ ‏3. مراسم روز ارتش و رژه نيروهاي مسلح. تهران: ميدان آزادي، 28/1/1365، نقل در ارتش در نگاه رهبر ( تهران: سازمان عقيدتي سياسي ارتش جمهوري اسلامي ايران، 1370 )، ص 136 - 137. 4. «روز ارتش از زبان يک ارتشي: مصاحبه با سرهنگ غلامحسين دربندي»، اطلاعات هفتگي، شماره 3085 (3/2/1382)، ص 22.‏ ‏5. ‏‎ ‎در روز عاشوراي سال 1357، گروهبان دوم سلامتبخش و سرباز اميري عابد در سالن غذاخوري لويزان، افسران گارد شاهنشاهي را به گلوله بستند.‏ ‏6. احمد نوروزي فرسنگي، ارتش در تاريخ و انقلاب اسلامي (تهران: زهد، 1385)، ص 245-556؛ سعيده لطفيان، ارتش و انقلاب اسلامي (تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامي، 1380)، ص 189-283؛ «روز ارتش از زبان يک ارتشي: مصاحبه با سرهنگ غلامحسين دربندي»، اطلاعات هفتگي، شماره 3085 (3/2/1382)، ص 23.‏ ‏7. مصاحبه با خبرنگار فايننشال تايمز، 18/10/1357.‏ ‏8. ناصر محمدي فر، نسل سرفراز: مجموعه خاطرات (تهران: مديريت آگاه سازي بازرسي نزاجا، 1382)، ص 8-9.‏ ‏9. نگاه کنيد به: نوروزي فرسنگي، احمد. ناگفته هايي از زندگي سپهبد قرني. تهران: زهد، 1383. همچنين ترور شهيد سپهبد علي صياد شيرازي توسط منافقين کوردل پس از سالها، به خوبي نشان مي دهد که ارتش حزب الله همچنان مورد بغض و کينه دشمنان قسم خورده انقلاب اسلامي قرار دارد. ‏ ‏10. ناصر محمدي فر، نسل سرفراز: مجموعه خاطرات (تهران: مديريت آگاه سازي بازرسي نزاجا، 1382)، ص 9-23؛ احمد نوروزي فرسنگي، ناگفته هايي از زندگي سپهبد قرني (تهران: زهد، 1383)، ص 190-196 و 296-306.‏ ‏11. خطبه هاي نماز جمعه. 16/8/1359، نقل در ارتش در نگاه رهبر ( تهران: سازمان عقيدتي سياسي ارتش جمهوري اسلامي ايران، 1370 )، ص 12.‏ ‏12. صحيفه نور، ج 21، ص 117. ‏ ‏13. مصاحبه با سرهنگ بازنشسته ارتش سيدفتح الله سعادتمند. تهران، اسفند 1387.‏ * منبع: روزنامه رسالت، سه شنبه 29 فروردین 1391