Index
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 160664
تاریخ انتشار : 4 اردیبهشت 1391 0:0
تعداد بازدید : 99

انقلاب اسلامي و تقابل با نظام استكباري (قسمت دوم)

دكتر مسعود مطلبي
يكي از بحثهاي مهم در حوزه انقلاب، كه از ديدگاههاي مختلف مورد تحليل قرار گرفته، موضوع تأثيرات و نتايج اين پديده تحول آفرين اجتماعي در بيرون از مرزهاي جغرافيايي محل وقوع خود بوده كه به عنوان "بازتاب" تعبير شده است. در واقع هر انقلابي مشمول مفهوم بازتاب نمي باشد و فقط انقلابهايي تأثيرات فرامرزي داشته اند كه شرايط چهارگانه زير را در كالبد خود داشته اند: 1) بزرگ بودن؛ 2) تأكيد صاحب نظران و محققان بر بازتاب داشتن آن؛ 3) تأكيد رهبران انقلاب براي صدور ايدئولوژي انقلاب به عنوان يك رسالت؛ 4) ايدئولوژي فراملي و پذيرش آن در فراسوي مرزها. انقلاب اسلامي ايران، با داشتن شرايط چهارگانه فوق خود و بر خلاف مطامع و خواسته هاي نظام سرمايه داري غرب با محوريت ايالات متحده آمريكا، منشأ نتايج و تأثيرات گسترده اي در فرامرزهاي خود بوده است.‏ نظام اسلامي، كه بعد از پيروزي انقلاب اسلامي ايران، محور اصلي تمامي سياستها و عملكردها در حوزه هاي مختلف سياسي، اجتماعي، اقتصادي و ... درون مرزي و برون مرزي كشور گرديد، از دو زاويه و ديدگاه مباني نظري و عملي با نظام سرمايه داري صهيونيستي به رهبري آمريكا تضاد و تقابل داشته و دارد. بي شك شناخت اين دو دسته عوامل ما را در درك ريشه و چرايي استمرار بحران آفريني غرب، بخصوص در زمينه انرژي هسته اي، ياري مي دهد. 1) مباني و ديدگاه نظري، ارزشي و اخلاقي انقلاب اسلامي (دين اسلام و مذهب تشيع): با توجه به اينكه ديانت اسلام براي تمامي جنبه هاي زندگي فردي و اجتماعي انسان، از جمله روابط بين الملل و بين الاديان، احكامي دارد، از ديدگاه نظري بحث تقابل نظام جمهوري اسلامي ايران با نظام بين الملل را بايد براساس فقه اسلامي و شيعي مطالعه كرد. بر اين اساس، در بحث از ديدگاه نظري اين تقابل مي توان به موارد زير اشاره كرد: الف ) هدف ديانت اسلام، به منزله ديني جهاني و جهانشمول، در نهايت برپايي جامعه بزرگ اسلامي با عنوان امت اسلام است: "ان هذه امتكم امه واحده و انا ربكم فاعبدون". بر اين اساس از يك سو پيامبر اسلام (ص)، به مثابه آخرين پيامبر، در نظر هر ايراني مسلمان و بنا به مضمون "ليظهره علي الدين كله و لو كره المشركون" آخرين و كامل ترين دين و برنامه الهي را براي تمام افراد بشر در همه زمانها و مكانها عرضه كرده است و از سوي ديگر در نظر هر ايراني شيعي مذهب، امام زمان(عج) منجي و مصلح موعود براي يكپارچه كردن كل انسانها، و برقراري صلح جهاني در زير لواي اسلام است. بنابراين از ديدگاه ديني و مذهبي، سياست فرامرزي حكومت اسلامي ايران، بنا به ضرورت، داراي اين آرمان نهايي است كه در كوتاه مدت تمام اديان جهان اسلام و در درازمدت تمام جهان (اعم از مسلمانان و غير مسلمانان) را زير لواي اسلام آورد(4).‏ ب ) در اسلام مبارزه با ظلم به محدوده جغرافيايي يا سياسي خاصي منحصر نيست و لذا استبداد داخلي و استعمار خارجي هر دو را شامل مي شود. از اين نظر دستكم از جهت نظري، مبارزه با دولتهاي ستمگر و ظالم در سطح جهاني در دستور كار نظام اسلامي ايران قرار دارد. ج ) استقلال داخلي حكومت اسلامي، مستلزم بريدن رشته هاي وابستگي به خارج و جدايي از سلطه گران برون مرزي است. بنا بر قاعده اعتلا "حديث اعتلا كه از پيامبر اكرم روايت شده است: الاسلام يعلو و لا يعلي عليه" مسلمانان هيچ گاه نمي توانند زمام كار خود را در اختيار كافران قرار دهند. همچنين به حكم قاعده نفي سبيل و آيه "ولن يجعل الله للكافرين علي المومنين سبيلا" (نساء/ آيه 141) نحوه توزيع قدرت نظام بين الملل اسلامي به گونه اي بايد باشد كه همه راه هاي تسلط كافران را بر مسلمانان ببندد(2).‏ د) نظام حقوقي اسلام (نظام شرع) شامل قواعد و قوانين بسيار فراگيري است كه بر همه مسائل فردي، خانوادگي، مدني، سياسي، اجتماعي، بين الملل و ... حاكم است. اين قواعد، به جهاتي، با قواعد حاكم بر نظام عرفي بين المللي اصطكاك داشته و دارد، مثلا حقوق بشر جهاني با حقوق بشر اسلامي متفاوت است. دليل عمده اين اختلاف هم به "تعبير ماكس وبر" اين است كه نظام اسلامي عقلا نيّتي معطوف به ارزشهاي خاص اسلامي است، در حالي كه نظام بين الملل موجود، مثل هر نظام حقوقي لاييك، عقلانيتش به اهداف مشخص مادي و ظاهري معطوف است. بر همين اساس است كه نظريه پردازان غربي همچون ساموئل هانتينگتون نظام سياسي جمهوري اسلامي ايران را درست نقطه مقابل نظام جهاني شناسايي كرده اند و تمدن اسلام را دشمن تمدن غرب، و حقوق اسلام را مخالف حقوق بين الملل عمومي و حقوق بشر اسلامي را ناقض حقوق بشر جهاني مي دانند. هـ ) بررسي برداشت طرفداران و رهبران انقلاب اسلامي از سياست برون مرزي و تعامل با نظام بين الملل در قبل و بعد از انقلاب (در اوايل انقلاب)، بر اساس آرمانهاي استكبارستيزانه جهان سومي و سنتهاي ديرپاي شرقي و اسلامي بوده است و به همين دليل نه تنها خود را ملتي به پاخاسته و آماده ستيز با نظام بين الملل آن زمان مي دانستند، بلكه در سايه اصول اسلامي، به انهدام نظام استكباري موجود متعهد بودند و با عنايت به قواعد فقه سنتي، جهان را به دارالاسلام و دارالكفر تقسيم مي نمودند و آرمان خواهانه اميدوار بودند به اينكه بزودي روزي فرا خواهد رسيد كه انقلاب اسلامي ايران به سرتاسر جهان اسلام و همه ملل مستضعف عالم صادر و منتقل مي شود و مسلمانان به صورت امتي واحد در برابر كفر و استكبار مبارزه خواهند كرد. 2) مباني و ديدگاه عملي (واقعيتهاي موجود در نظم سياسي بين المللي): نظام بين الملل، از جنگ جهاني دوم به اين سو، در ظاهر مشروعيت خود را از حقوق بين الملل، افكار عمومي جهان و انعكاس آنها در سازمانهاي بين المللي نظير سازمان ملل متحد مي گيرد، اما در حقيقت اين نظام نه تنها در عصر تقسيم جهان به بلوك غرب و شرق (زمان وقوع انقلاب اسلامي ايران)، بلكه در نظم نوين جهان همچنان محصول تمدن و فرهنگ غرب مسيحي، بويژه اروپاي غربي، است و كشورهاي جهان سوم، به رغم جنبش كشورهاي غير متعهد، در شكل گيري آن چندان مداخله اي نداشته اند. نظم بين الملل طي يك قرن گذشته دولت محور بوده است؛ يعني دولتهاي محلي مستقل با داشتن حق حاكميت ملي هر كدام پيگير منافع ملي خود هستند و با بهره گيري از ابزارهاي ملي در مقام تأمين امنيت ملي خويش اند، ولي در مقابل، نظام اسلامي ناظر به دين است نه مليت، به طوري كه از نظر امام(ره)، رهبر فقيد انقلاب اسلامي، ‏اسلام هدف نهايي تلقي مي گردد نه ايران؛ چنان كه بازرگان مي گويد: "براي بنده خدمت، هدف و تعهد به ايران بود از طريق اسلام، ولي براي امام هدف و برنامه انقلاب خدمت به اسلام بود از طريق ايران"(3). نظام حقوقي اسلامي (مجموعه مذاهب مختلف فقه اسلامي) به طور عام و نظام ولايت فقيه (مندرج در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران) به طور خاص، با توجه به خاستگاه نظري آن، كه بر تقسيم مردم جهان بر اساس دين (و نه مليت) مبتني است، با نظام بين الملل در تعارض بوده و هست، و به علاوه فقه شيعه، در ذهن و زبان و علم و عمل، هيچ احساس همسويي و هماهنگي با نظام بين الملل نداشته است، لذا نظام بين الملل در مواجهه با نظام سياسي جديد مبتني بر نظام ولايت فقيه در ايران از نظر معنوي و محتوا دچار حيرت و شگفتي شده و جمهوري اسلامي ايران با تكيه مستقيم بر فرهنگ اسلامي و آرمان اتحاد ملتها و كشورهاي اسلامي به مثابه "امت واحد" در مقام تعارض با نظام بين الملل قرار گرفته است. بدين ترتيب در زمينه شناخت و چرايي استمرار بحران آفريني نظام سرمايه داري ــ صهيونيستي غرب با محوريت ايالات متحده امريكا عليه جمهوري اسلامي ايران در حوزه هاي مختلف و بخصوص در مورد فناوري هسته اي مشخص مي گردد كه انقلاب اسلامي ايران، آنچنان كه ذكر شد، از دو بعد نظري و عملي با ساختار نظام بين الملل سازگاري نداشته و در عوض به دليل تداخل و تضادهايي كه با اين نظام جهاني داشت نتايجي را موجب گرديد كه در نوشتار بعدي، تحت عنوان بازتاب انقلاب اسلامي به صورت موردي و با لحاظ شرايط زماني بررسي مي گردد(4).‏ ادامه دارد... پي نوشتها: 1ـ منوچهر محمدي، سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران، تهران، نشر دادگستر، 1380، ص31‏ ‏2ـ همان، صص42ــ41‏ ‏3ـ همان، ص105 ‏4- اين نوشتار تنظيم و تلخيص علي خاني از مقاله "انقلاب اسلامي و چالش هسته اي ايران" در ماهنامه زمانه است.‏ * منبع: روزنامه رسالت، یکشنبه 27 فروردین 1391