Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 162360
تاریخ انتشار : 18 تیر 1391 0:0
تعداد مشاهدات : 139

انقلاب و دستاوردها

مهدی قاسمی
نظریه ی لزوم تجدید حیات اسلام و بیداری مسلمانان و در مرحله ی پیشرفته تر آن تجدید بنا یا بازسازی تفکر دینی در سده های اخیر از سوی رهبران، مصلحان و متفکران دینی جهان اسلام ارائه و پی گیری شده است تا ضمن جبران عقب ماندگی انحطاط داخلی جوامع اسلامی، با هجوم فرهنگ و تمدن غرب استعمارگر به گونه یی جدی مقابله شود. این تفکر اندیشه ی غالب جریان های فکری - سیاسی مسلمانان، به ویژه از نیمه ی دوم قرن نوزدهم تا دهه های آغازین سده ی بیستم، بود و حیات فرهنگی، سیاسی و اجتماعی جهان اسلام را به شدت تحت تاثر قرار داد. (1) یکی از ثمره های شیرین تجدید حیات اسلام و بیداری مسلمانان، انقلاب اسلامی است. پیروزی انقلاب اسلامی زمانی به وقوع پیوست که اردوگاه های شرق و غرب هرگونه تحرک دینی و بازسازی معنوی را قاطعانه انکار می کردند. غول شرق، دین را افیون مردم می شمرد و آموزه های غرب در قالب مدرنیته «اومانیسم » هرگونه ایده ی ماورای طبیعی را نفی می کرد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، گروه ها و نحله های فکری کوشیدند بر اساس دیدگاه خویش به توجیه و تفسیر پیروزی انقلاب پردازند. بر این اساس، در مورد چرایی انقلاب اسلامی تئوری های گوناگون ارائه شد; دسته یی آن را توطئه ی ابرقدرت ها شمردند; گروهی مدرنیزاسیون را عامل آن معرفی کردند، جمعی اقتصاد را زیربنای پیروزی اش خواندند و شماری دیکتاتوری خاندان پهلوی را عامل آن به شمار آوردند. البته همه ی عوامل یاد شده در آگاهی و تهییج مردم مؤثر می نماید; ولی آنچه همه ی این عناصر را گردآورد و خود به عنوان مهم ترین علت عمل کرد، باورهای دینی مردم بود. زمانی که جمعی از رادیکال ها اندیشه ی کار سیاسی دراز مدت در سر می پروراندند، گروهی در پی آموزش سیاسی کارگران بودند، دسته یی در اندیشه ی احیای حزب طبقه ی کارگر به سر می بردند، شماری به آغاز انقلاب از روستاها (مانند انقلاب چین) می اندیشیدند، برخی تجربه ی انقلاب کوبا را نجات بخش و قابل اجرا می دانستند، جمعی به شروع حرکت از جنگل های شمال و بعضی به آغاز نهضت از کوه های جنوب معتقد بودند، انقلاب از مسجدها آغاز شد; انقلابی که در محتوا، ساختار، روش، رهبری و شعارها با هیچ انقلاب شناخته شده ی دیگری قابل مقایسه نمی نمود. رهبری این انقلاب را کسانی در دست داشتند که موفق شده بودند از «الله اکبر» یک شعار سیاسی بسازند. (2) این مقاله به بررسی مختصر دست آوردهای انقلاب اسلامی در محورهای زیر می پردازد: 1. استقلال سیاسی 2. مشارکت مردم 3. مشارکت زنان در سیاست و اجتماع *استقلال سیاسی یکی از شعارهای اصلی مردم ایران در کوران انقلاب اسلامی شعار «نه شرقی نه غربی جمهوری اسلامی » بود. این شعار نتیجه ی طبیعی رخدادهای گذشته، به ویژه استقلال سیاسی ایران در دوره ی معاصر، شمرده می شود. دخالت های ناروای دولت های روس و انگلیس و سپس امریکا بخشی از واقعیت تلخ و جانکاه تاریخ معاصر ایران است. شعارهای انقلاب، ضمن تاکید بر عدم تغییر مرزهای جغرافیایی بر لزوم دخالت مردم در تصمیم گیری های سیاسی و نفی سلطه ی بیگانگان تاکید می کرد. شعار نه شرقی نه غربی ملت ایران در آغاز پیروزی انقلاب اسلامی، مخالفتی آشکار با نظام دو قطبی در روابط بین الملل بود. این شعار اکنون - که امریکا داعیه ی رهبری جهان تک قطبی دارد - نیز ویژگی خود را حفظ کرده است و بر ضرورت استقرار نظام چند قطبی در جهان تاکید می ورزد. *مشارکت مردم در سرنوشت اجتماعی خویش در اندیشه ی امام خمینی، تعیین سرنوشت کشور از طریق مشارکت سیاسی فعال مردم در کلیه ی امور از محوری ترین موضوعات است. «این ملت، یعنی هر ملتی حق دارد سرنوشت خود را تعیین کند، از حقوق بشر است. در اعلامیه ی حقوق بشر هر کسی، هر ملتی، خودش باید سرنوشت خودش را تعیین کند. ملت ما هم الآن ایستاده اند، می خواهند سرنوشت خودشان را تعیین کنند» . (3) امام حق تعیین سرنوشت را برای افراد امری عقلایی می داند و می فرماید: «باید اختیار دست مردم باشد. این یک مسئله ی عقلی است. هر عاقلی این مطلب را قبول دارد که مقدرات هر کسی باید دست خودش باشد» . (4) این امر به بهترین وجه در قانون اساسی جمهوری اسلامی متبلور شده است. اصل 56 قانون اساسی می گوید: «حاکمیت مطلق بر انسان و جهان، از آن خداست و هم او انسان را بر سرنوشت اجتماعی خویش حاکم ساخته است. هیچ کس نمی تواند این حق الهی را از انسان سلب کند و یا در خدمت منافع فرد یا گروهی خاص قرار دهد; و ملت این حق خداداد را از طرقی که در اصول بعد می آید اعمال می کند.» داشتن اختیار و حق انتخاب برای انسان از اصول خدشه ناپذیر آموزه های دینی است. اختیار به انسان شرافت و کرامت می بخشد و انسان دست بسته هرگز نمی تواند مورد مؤاخذه قرار گیرد. از سوی دیگر، انسان جانشین خدا در زمین است; «انی جاعل فی الارض خلیفة » (5) ; و بی تردید جانشین خدا از کرامت، شرافت و آزادی انتخاب و حق تعیین سرنوشت برخوردار است. چنان که در قانون اساسی نیز تصریح شده مردم حق تعیین سرنوشت اجتماعی خویش را از راه هایی اعمال می کنند. بهترین شیوه ی مشارکت در تعیین سرنوشت، انتخاب زمام داران به وسیله ی مردم است. اصل سوم، شصت و دوم و شصت و سوم قانون اساسی آشکارا به انتخابات اشاره می کند. در اصل شصت و دوم آمده است: «مجلس شورای اسلامی از نمایندگان ملت - که به طور مستقیم و با رای مخفی انتخاب می شوند - تشکیل می گردد.» به نظر می رسد، در این اصل سه نکته ی مهم زیر مورد توجه قرار گرفته است: الف) نمایندگان باید برگزیدگان ملت باشند; یعنی باید مقدمات انتخابات چنان باشد که نتایج آن بیانگر خواست مردم شمرده شود. ب) نمایندگان ملت با رای مستقیم مردم انتخاب می شوند. بدین ترتیب، مردم بدون واسطه نظر شخصی خود را اعلام می دارند و نتیجه ی انتخابات خواست مردم را صحیح تر و دقیق تر می نمایاند. ج) نمایندگان ملت با رای مخفی انتخاب می شوند. در رای گیری مخفی رای دهنده بدون هراس و محافظه کاری نظر حقیقی خود را اعلام دارد. بدین ترتیب، آزادی انتخابات افزایش می یابد و هدف اصلی - که اداره ی امور کشور به دست مردم است - تامین می گردد. *مشارکت زنان در صحنه های مختلف سیاسی - اجتماعی بانوان ایران با حفظ اصول و موازین اسلامی از هیچ گونه فداکاری در راه به ثمر رساندن انقلاب اسلامی خودداری نکردند. آن ها پا به پای مردان راه پیمایی کردند، شعار دادند، زندان رفتند، شکنجه شدند و به شهادت رسیدند. افزون بر این، آن ها در جنگ تحمیلی شرکت جستند و به اسارت دشمن نیز درآمدند. به نظر می رسد، زنان در هیچ برهه یی از تاریخ نقش و جایگاهی چنین والا نداشته اند. حقوق و کرامت انسانی زن در جمهوری اسلامی از اهمیت بسیار برخوردار است. در اصل بیست و یکم قانون اساسی چنین می خوانیم. «دولت موظف است حقوق زن را در تمام جهات با رعایت موازین اسلامی تضمین نماید و امور زیر را انجام دهد: ایجاد زمینه های مساعد برای رشد شخصیت زن و احیای حقوق مادی و معنوی او، حمایت از مادران در دوران بارداری و حضانت، ایجاد دادگاه صالح برای حفظ کیان خانواده، ایجاد بیمه ی خاص برای بیوگان و زنان سالخورده و....» پی نوشت ها: 1) برای آگاهی بیش تر درباره ی احیای تفکر دینی رک: جنبش های اسلامی معاصر، سید احمد موثقی، انتشارت سمت چاپ اول 1374، ص 102- 142. 2) برای مطالعه ی بیش تر در این باره رک: مقدمه یی بر انقلاب اسلامی، صادق زیبا کلام، انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ دوم، زمستان 1375 . 3) روزنامه جمهوری اسلامی، 10/3/77 . 4) همان . 5) بقره 2: 30 منبع: www.hawzah.net مجله مبلغان, بهمن 1378، شماره 2