Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 162886
تاریخ انتشار : 12 مرداد 1391 0:0
تعداد مشاهدات : 222

انقلاب اسلامی ايران و جنبش های اسلامی

علی مهدوی
علي مهدوي شايد، بزرگترين دستاورد انقلاب اسلامي ايران در سطح بين المللي، اين باشد كه توانسته است زندگي سياسي امت اسلام را به يك مركز و كانون نوين و دائمي مبدل سازد. امروزه، ايران به صورت مركز سياسي و جهان بيني همه مسلمانان قلمداد مي شود. انقلاب اسلامي ايران نشانگر بازگشت قدرت سياسي اسلام است. واقعيت امر نيز همين است كه قدرت سياسي اسلام، تجديد شده است تا نقش خود را در صحنه سياست جهان بازي كند. امام خميني(ره) در اين باره مي فرمايند: "انقلاب ما منحصر به ايران نيست؛ انقلاب مردم ايران آغاز انقلاب بزرگ جهان اسلام است"(1).‏ اگرچه جنبشهاي اسلامي تقريباً از اوايل قرن بيستم در جهان اسلام آغاز شده اند، اما حقيقت اين است كه وقوع انقلاب اسلامي ايران بار ديگر اين جنبشها را احيا كرد. جنبشهاي اسلامي بعد از انقلاب اسلامي به طور مستقيم يا غيرمستقيم، از انقلاب اسلامي اثر پذيرفته اند. انقلاب اسلامي نشان داد كه با تكيه برتعاليم و احكام اسلامي، مي توان قيام كرد و با مبنا قرار دادن ايدئولوژي اسلامي، مي توان حكومت تشكيل داد و آن را اداره كرد. اين الگو براي حركتهاي اسلامي كه عمري در بوته نقد و آزمايش به سر برده اند، جذابيت خاصي داشت. لذا، جوانان و مبارزان در كشورهاي اسلامي به گونه اي سعي كردند با الهام گرفتن از انقلاب اسلامي، دست به اقدامات مهمي بزنند. تأثير بر حركتهاي اسلامي، يكي از فرايندهاي اساسي انقلاب اسلامي به حساب مي آيد كه با عنوان صدور انقلاب از آن نام برده مي شود. روشن است كه صدور انقلاب به معناي فيزيكي و جغرافيايي آن نيست، بلكه نوعي الگودهي و الهام بخشي براي جهان اسلام مدّ نظر است. بنابراين، انقلاب اسلامي سرزمينهاي ديگران را مطمح نظر قرار نداده است، بلكه مي خواهد تا ايدئولوژي خود را به خارج از مرزهايش صادر كند. به گفته شهيد مطهري: "انقلاب ما آن وقت پيروز خواهد شد، كه ما مكتب و ايدئولوژي خودمان را، كه همان اسلام خالص و بدون شائبه است، به دنيا معرفي كنيم"(2).‏ استقرار جمهوري اسلامي در ايران، مي تواند نويدبخش اعتلاي تمدن و فرهنگ اسلامي، وانتقال ويژگيهاي آن به ديگر تمدنها و فرهنگها باشد. انقلاب اسلامي از آغاز با تأكيد بر رشد و شكوفايي فردي و اجتماعي و در سايه آموزه هاي اسلامي، درونداشتهاي بالقوه خود را در دستيابي به چنين هدف بزرگي آشكار ساخته است. اين امر، مستلزم راهبردهايي است كه در عين واقعگرايي، متناسب با زمان و مكان نيز باشد. ‏ تأثير انقلاب اسلامي برجنبشها و حركتهاي اسلامي را، مي توان از ابعاد مختلفي بررسي كرد. نويسندگان زيادي نيز در اين زمينه، به تقسيم بنديهايي دست زده اند، كه به برخي از آنها اشاره خواهد شد. بيشترين تأثير انقلاب اسلامي، در زمينه هاي فكري و فرهنگي خلاصه مي شود. انقلاب اسلامي از بعد ذهني و فكري، آتش زير خاكستر نهضتها را بار ديگر برافروخت و اين تفكر را به صورت پايدار در اذهان مسلمانان ايجاد كرد، كه مي شود و مي توان كاري كرد؛ به طوري كه: "گسترش امواج اسلام خواهي بعد از انقلاب اسلامي ايران در مصر، عربستان، سودان، الجزاير و...،ثابت كرد كه انقلاب در ايران، محصول يك حركت فكري بسيار قوي در جهان اسلام است و مي تواند در همه بلاد اسلامي تكرار شود"(3). در يك تقسيم بندي راهبردي، مي توان نتيجه گيري تأثير انقلاب اسلامي بر جنبشهاي اسلامي را به دو صورت بيان كرد؛ يكي شيوه مستقيم و ايجادي، و ديگر، تأثير غيرمستقيم و ايجابي؛ در نوع اول، انقلاب اسلامي باعث ايجاد يك دسته حركتها وجنبشهاي سازمان يافته و غيرسازمان يافته در ديگر كشورهاي اسلامي شد. اما در نوع دوم، وقوع انقلاب اسلامي توانست بر جنبشهايي كه پيش از انقلاب داراي سابقه و فعاليت بودند، اثر گذارد و آنها را گسترش دهد. به عبارت ديگر، انقلاب اسلامي آنها را متأثر ساخت ونه وابسته. حال آنكه در نوع اول، جنبشهاي مذكور، وابسته به انقلاب بودند و هستي و تداوم خود را، مديون انقلاب و حمايتهاي انقلاب مي دانستند. منظور از تأثير مستقيم، اين است كه اين دسته از گروههاي اسلامي در اثر ارتباط مستقيم با ايران و گاه نيز به تشويق و تأييد جمهوري اسلامي، به وجود آمدند. اما تأثير غيرمستقيم، لزوماً به معناي وجود ارتباط مستقيم ميان جنبشهاي اسلامي با جمهوري اسلامي ايران نيست، بلكه وقوع انقلاب اسلامي و اهميت آن باعث شده است تا جنبشهاي اسلامي جديدي به طور مستقل به وجود آيند و در پي رسيدن به جامعه سياسي اسلام باشند. بايد توجه داشت كه تأثير انقلاب اسلامي بر حركتها و جنبشهاي اسلامي، به معناي دخالت ايران در امور داخلي ديگر كشورها نيست؛ هر چند اين اتهام، بارها به ايران نسبت داده شده است. اما به نظر مي رسد اين اتهام بيش از آنكه ريشه در واقعيت داشته باشد، تلاشي از سوي محافل غربي و دشمنان انقلاب اسلامي است كه از اين طريق، درصدد انزواي ايران و ارائه چهره اي خشن از انقلاب اسلامي اند. مفهوم تأثير انقلاب اسلامي بر نهضتهاي اسلامي، اين نيست كه مدل انقلاب اسلامي بي كم و كاست در آن كشورها هم پياده شود. شرايط داخلي، منطقه اي و بين المللي براي هر جنبش اسلامي، از يك كشور به كشور ديگر متفاوت است. بنابراين، هر سرزمين قواعد بازي خاص خود را دارد.‏ اين نكته حائز اهميت است كه آينده جنبشهاي اسلامي، موفقيت يا ناكامي آنها، تا حد زيادي به آينده انقلاب اسلامي و تحولات آن بستگي دارد. بنابراين، اگر ايران بتواند يك نظام حكومتي كارآمد را در همه زمينه هاي فرهنگي، سياسي و اقتصادي ارائه و اداره كند و با توسل به اصول و ارزشهاي ديني خود، فرهنگ و تمدني قوي با هويت اسلامي ارائه دهد، مي تواند همچنان الگو و الهام بخش جنبشها و نهضتهاي اسلامي باشد. هر نوع چرخش و تغيير در اصول و سياست داخلي و خارجي، مي تواند اثر زيادي برآينده جنبشهاي اسلامي بگذارد. پي نوشت ها در دفتر روزنامه موجود است.‏ * منبع: روزنامه رسالت، پنجشنبه 12 مرداد 1391