Index
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 162923
تاریخ انتشار : 15 مرداد 1391 0:0
تعداد بازدید : 142

انقلاب اسلامی و تأسيس نظام سياسی دينی

مصطفی ياسينی مصطفي ياسيني اكنون كه بيش از سه دهه از پيروزي انقلاب اسلامي مي گذرد در حد بسيار وسيع تري مي توان آثار و اهميت انقلاب اسلامي را در جهان به نظاره نشست و از اين رهگذر مي توان چرايي و چگونگي اين همه هجمه و دشمني دشمنان انقلاب و نظام اسلامي را درك كرد. از آنجا كه بر حسب ظاهر، انقلاب اسلامي در كشور ايران و در داخل مرزهاي جغرافيايي آن صورت پذيرفته است، به طور طبيعي و قهري در گام نخست مي توان آثار عيني آن را در اين سطح جستجو كرد. ناسازگاري انقلاب اسلامي با فضاي حاكم بر جهان آن روز را از دو سو مي توان شكافت. نخست چارچوب تحليلهاي آكادميكي است كه براي انقلابها و سير تاريخ وجود داشت و انقلاب اسلامي خط بطلاني بود بر همه آنها و ديگر پارادايم ضد ديني آن روز است كه انقلاب اسلامي نه تنها بر عليه آن شوريد، بلكه پارادايم حكومت ولايي را به عنوان جايگزين آن مورد توجه قرار داد. انقلاب اسلامي نه با نظريه هايي كه درباره انقلاب مطرح مي شد، مطابقت داشت و نه با عواملي كه در خصوص سير تاريخ و روند گذار آن مورد توجه قرار مي گرفت، درست از همين رو بود كه برخي از صاحب نظران اين حوزه در عرصه جهاني را به تجديد نظر در مدل ها و الگوهاي پيش گفته واداشت. تدا اسكاچپل استاد دانشگاه كمبريج از جمله اين چهره ها بود. وي در اين زمينه مي گويد: «سقوط رژيم شاه آغاز نهضت انقلابي ايران مابين 1977 تا 1979 به عنوان يك شگفتي براي ناظرين خارجي اعم از دوستان و روزنامه نگاران و دانشمندان علوم سياسي و اجتماعي، از جمله آنهايي كه همچون من به اصطلاح از كارشناسان انقلابها هستيم، بود. همه ما حوادث انقلاب را با حيرت و ناباوري نظاره مي كرديم. بالاتر از همه، انقلاب ايران پديده اي كاملا خلاف قاعده و طبيعت بود. اين انقلاب محققا يك انقلاب اجتماعي است با اين وجود پروسه انقلاب مخصوصا حوادثي كه منجر به سقوط شاه شد، علتهايي را كه در مطالعه تطبيقي خود از انقلابهاي فرانسه، روسيه و چين مطرح كرده بود، زير سئوال برد».‏ در اينجا در دو بخش مجزا زواياي مهم، كلي و عميق مرتبط با پيروزي انقلاب را مورد بررسي قرار مي دهيم: 1- تاسيس نظام سياسي ديني: نقطه آغاز جدايي بشر عصر مدرن از دين را بايد در دوران رنسانس جستجو كرد. آنجا كه لوتر عليه تعليمات كليسا شوريد و آنجا كه كم كم عقل خودبنياد بشري جاي تمامي داده هاي وحياني را گرفت. اين گونه بود كه كار بشر آسماني ديروز به نيهيليسم و سرگرداني مطلق كشيد. ليبرالها اگر خدا را بازنشسته كرده بودند، كمونيستها خدا را منكر شدند. بدين ترتيب نه تنها مكتبي در جهان نبود كه داعيه اداره جامعه و جهان بر مدار دين را داشته باشد، بلكه اين گزاره، عقلاني و ممكن نيز ارزيابي نمي شد. در دنياي مدرن و پست مدرن اواخر قرن بيستم و اوايل قرن بيست و يكم كه جهان با شتابي هر چه بيشتر از دين و ارزشهاي ديني فاصله مي گرفت و سكولاريسم و مادي گرايي به عنوان مكتب و نظام غالب نه تنها در جهان غرب بلكه حتي در جهان در حال توسعه نيز جا افتاده بود و هيچ گونه حركت و جنبشي خلاف آن مشاهده نمي شد و همه افكار جهان متوجه انديشه ها و نظامهاي مادي گرايانه اعم از ليبراليسم، ماركسيسم و ناسيوناليسم بود، ناگهان موج و حركتي در ايران رخ داد كه با منظومه جهان آن روز نسبتي نداشت. در فضايي كه تمدن مدرن و لوازم آن بر تمامي جوانب زندگي بشر عصر جديد سايه افكنده بود، انقلاب اسلامي ظهور دوباره سنت بود كه به مصاف راسيوناليسم افراطي غربي مي رفت و پنجه در پنجه مدرنيته مي انداخت. انقلاب اسلامي معتقد بود نه تنها مي توان بلكه مي بايست زندگي را بر مدار داده هاي وحياني اداره كرد و اساساً حق حاكميت از آنِ خداست. امام خميني (ره) در كتاب ولايت فقيه مي نويسد: «در اين طرز حكومت، حاكميت منحصر به خداست و قانون، فرمان و حكم خداست. قانون اسلام يا فرمان خدا بر همه افراد و بر دولت اسلامي، حكومت دارد». انقلاب اسلامي با دست خالي و با تكيه بر باورهاي ديني و مذهبي توده هاي مسلمان توانست بر نظام كهن شاهنشاهي كه تحت حمايت همه قدرتهاي استكباري جهان قرار داشت، غلبه كند و نظامي ديني با نام جمهوري اسلامي برپا كند. اين نظام نه تنها از نظر شكل، محتوا و اهداف، با نظامهاي سكولار رايج در جهان شباهتي نداشت، بلكه سياستي تهاجمي و ضد استكباري نيز اتخاذ كرد و فارغ از فضاسازي ها و توطئه هاي گوناگون داخلي و خارجي، بر اصول و ارزشهاي اسلامي و ديني خود پاي فشرد. در واقع در حوزه ملي، حكومتي بر مبناي دين شكل گرفت كه معتقد بود مي توان اداره امور را بر مبناي دين بنيان نهاد و اين تلقي براي كساني كه تنها الگوي مطلوب را در نظامهاي سكولار جستجو مي كردند، عجيب مي نمود. ‏ انقلاب اسلامي نه تنها ادعاي امكان اداره حكومت بر مبناي دين را مطرح كرد بلكه خود طراحي حكومتي با شاكله ديني را در دستور كار قرار داد و كتاب ولايت فقيه امام خميني (ره) مقدمه اي بود بر اين همه. خبرگان قانون اساسي در همان آغاز انقلاب و علي رغم سنگ اندازيهاي دولت بازرگان، كار تدوين قانون اساسي را پيش برد و اصل 110 قانون اساسي را ضامن حفظ انقلاب و اجراي احكام الهي كرد. بر همين مبنا، در ايران مدلي از حكومت شكل گرفت كه در آن سه قوه زير نظر رهبري به فعاليت مي پردازند و قوانين مصوب مجلس شوراي اسلامي نيز توسط نهادي چون شوراي نگهبان به عنوان يك نهاد ديني مورد بررسي قرار مي گيرد. مهندسي اين ساختار براي نظام اسلامي در نوع خود قابل توجه و البته بي سابقه بود و اين از ويژگي هايي است كه انقلاب اسلامي را ممتاز مي كند. 2- شكل گيري جامعه ولايي: با پيروزي انقلاب اسلامي، وراي شاكله ظاهري نظام، چارچوبي با عنوان جامعه ولايي ايجاد شد كه بر همه ابعاد نظام سايه مي انداخت، چارچوبي كه ضامن بقا و تداون انقلاب بود و مانعي بر سر بسياري از نقش آفريني هاي دشمنان. در واقع دومين عملكرد و اثرگذاري در سطح ملي، ايجاد يك جامعه ولايي قدرتمند است كه از سه ضلع امت ولايي و ولايتمدار، رهبر ولايي (ولايت فقيه) و مكتب ولايي تشكيل مي شود. اين سه ضلع همچون سه عنصر مورد نياز يك پيكر انسان ساخته دست قدرتمند الهي (جسم، روح و مغز) در يكديگر تنيده هستند، آن گونه كه تاكنون علي رغم تغيير نسل ها كوچكترين خللي در عزم و آمادگي حضور امت براي حراست و حفاظت از دستاوردهاي انقلاب ايجاد نشده است. جامعه ولايي در سطح نخست خود، بر مكتبي مبتني است كه در آموزه هاي اسلام ريشه دارد. رهبر ولايي در سطح بعد مبتني بر آموزه هاي اين مكتب جايگاه خود را باز مي يابد و در نهايت در سطح آخر، رهبري امت كه امت ولايي را سامان مي دهد و هدايت مي كند. اين سه ضلع در جامعه ولايي نقشي كليدي ايفا مي كنند. آن گاه كه هجمه ها عليه انقلاب شكل مي گيرد اين مردم ولايي هستند كه با هدايت رهبر ولايي و با تكيه به مكتب ولايي داعيه دار ميدان مي شوند؛ چنانكه در فتنه بعد از انتخابات 88 نيز چنين شد. در واقع شكل گيري جامعه ولايي در ايران و در سطح ملي، ظهور بي نظيري از همان آرمانهاي انقلاب اسلامي بود. اگر انقلابيون به ايجاد نهضت و مدلي از اداره حكومت مي انديشيدند كه در عين تثبيت، هم جريان داشته باشد و به افق هايي فراتر از وضع موجود خود بينديشد، اگر بنا بود نظامي شكل گيرد كه همان آرمانهاي انقلاب اسلامي را تداوم بخشد، جامعه ولايي نسخه راهبردي اين تفكر بود. تاكنون نيز حضور به موقع امت ولايتمدار در صحنه تحت رهبري ولي فقيه، همه توطئه هاي متنوع و گوناگون را اعم از جنگ سخت، جنگ نرم و فتنه هاي پيچيده داخلي را به چالش كشيده است. اين حضور همچنين به خوبي صلابت و عظمت اين پديده بي بديل و استثنايي را بروز داده و نمونه اي از قدرت جديد را به دنيا عرضه كرده است، همان قدرتي كه موجب سقوط نظام شاهنشاهي و پيروزي انقلاب اسلامي شد و همان قدرتي كه حافظ و ضامن تداوم اين انقلاب كبير تا به امروز شده است.‏ منبع: كتاب انقلاب اسلامي در بوته آزمون، تاليف دكتر منوچهر محمدي (با اندكي تغيير).‏ * منبع: روزنامه رسالت، یکشنبه 15 مرداد 1391