Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 163329
تاریخ انتشار : 5 شهریور 1391 0:0
تعداد مشاهدات : 246

انقلاب اسلامي و تأثير آن بر جهان اسلام

مصطفي ياسيني
مصطفي ياسيني انقلاب اسلامي ايران هر چند به صورت اخص بر شيعيان بيشتر تاثيرگذار بوده است، ولي به صورت اعم، به دليل ماهيت ضدامپرياليستي و ظلم ستيزي خود و همچنين به تبع احترام و اهميتي كه براي وحدت مسلمين و دين اسلام در حوزه هاي مختلف قائل است، مورد توجه امت اسلامي در فرق و مذاهب مختلف بوده است. علاوه بر افكار عمومي مسلمانان جهان كه به شدت از انقلاب اسلامي ايران و رهبري آن، حضرت امام خميني (ره) متاثر مي باشند، جنبش هاي اسلامي حكام و نخبگان مسلمان در ساير كشورهاي جهان نيز تحت تاثير انقلاب اسلامي ايران قرار گرفته اند. انتفاضه مردم فلسطين و جبهه مقاومت اسلامي فلسطين (حماس) نمونه هاي موفقي از الگو گرفتن مسلمانان از انقلاب اسلامي در مبارزه با امپرياليسم و صهيونيسم جهاني هستند. تاثيرگذاري انقلاب اسلامي بر اجتماع و سياست در جهان اسلام در عرصه هاي نظري و عملي از ابعاد مختلف قابل توجه است كه به اختصار به برخي از آنها اشاره مي نماييم. 1- بيداري اسلامي: تكيه انقلاب اسلامي بر وحدت مسلمانان بود و پرهيز از تفرقه گرايي و اين درست همان چيزي بود كه مواجهه با انقلاب اسلامي را دشوارتر مي كرد. اگر بعدها از هلال شيعي و اسلام شيعي بحث به ميان آمد و خطر طالبانيسم برجسته شد، اين همه تلاشهايي براي مقابله و مواجهه با تشيع و دامن زدن به تفرقه در ميان مسلمانان بود. در واقع طرح موضوع هلال شيعي، راهبرد متقابل وحدتي بود كه انقلاب اسلامي بر حفظ آن همت گماشت. درست از ناحيه همين تاكيد انقلاب اسلامي بود كه تاثيرات انقلاب شيعي ايران دامن سراسر كشورهاي اسلامي جهان را گرفت و مسلمانان فارغ از مذهبي كه بدان اعتقاد داشتند، با آرمانهاي انقلاب اسلامي همراه شدند. انقلاب اسلامي حلقه پاياني اي بود بر مبارزه ها و تلاشهاي چندين قرن در ميان مسلمانان. اگر سيدجمال الدين اسدآبادي، مصر و هند را به هم دوخت و بناي مبارزه با فرهنگ استعماري و استبداد و بيدار كردن مردم را گذاشت، اگر عبده، كواكبي، و اقبال هر يك به نوبه خود راه اصلاح را پيش گرفتند و به شيوه اي به مقابله برخاستند، اگر مراجع و بزرگان زيادي در عالم اسلام آمده بودند و رفته بودند، بار سنگيني انگار برجا بود، باري كه تنها امام راحل آن را از زمين برداشت. موج انقلاب اسلامي مي رفت تا سراسر جهان را فرا بگيرد. حرف از صدور انقلاب بود، نه تنها شيعيان كه همه مستضعفان جهان اخبار روز ايران را دنبال مي كردند. اين همه بر نگراني و ترس اربابان قدرت جهاني مي افزود و طبيعي بود كه آنان را به فكر چاره بيندازد. انقلاب اسلامي در مصر، سودان، الجزاير، تونس، ليبي، يمن و ... باز توليد مي شد و اين همه براي غرب خطرناك بود. تاثير انقلاب اسلامي بر جهان اسلام به طور اعم، فوق العاده بوده و اين ناشي از اسلامي بودن انقلاب ايران است. بهترين اثري كه انقلاب بر جهان اسلام گذارد، بيداري اسلامي بود. مسلماناني كه براي مدت بيش از چهار قرن از خود بيگانه شده و علي رغم داشتن همه ابزار قدرت اعم از امكانات مادي و معنوي به خواب طولاني رفته و سلطه و سروري استعمارگران غربي را پذيرا بودند و راه سعادت و خوشبختي را در الگو گرفتن از اربابان غربي مي ديدند، با پيروزي انقلاب اسلامي، از خواب غفلت بيدار شده و جبهه اي عظيم و گسترده عليه مستكبران و زياده خواهان به وجود آوردند. قبل از پيروزي انقلاب اسلامي، عموم جنبشهاي آزادي بخش، يا ماركسيست بودند و يا ناسيوناليست و ملي گرا؛ يا چپ بودند و يا راست گرا؛ اما با ظهور انقلاب اسلامي قالبي جديد از مبارزه عرضه شده بود. تا آن زمان نظريه غالب، ناسيوناليسم بود و پان عربيسم، پان ايرانيسم و پان تركيسم در ميان ايدئولوژي هاي رايج، جايگاه برتر و والاتري داشتند. با پيروزي انقلاب اسلامي، همه اين انديشه هاي سكولار و مادي گرا به تاريخ سپرده شده و اسلام گرايي، مكتب رايج همه جنبشهاي آزادي بخش شد. بدين ترتيب، پيش بيني آرنولد توين بي، مورخ معروف انگليسي علي رغم ميل باطني اش تحقق يافت. 2- بازگشت به خويشتن خويش: انقلاب اسلامي هرگز خود را در چارچوب جغرافياي ايران محدود نمي ديد، بلكه خود را انقلابي جهاني تلقي مي كرد و با رسالتي جهاني مي گفت: «خرمشهر آمديم، كربلا مي آييم، قدس خواهيم آمد». افق، افقي بلند بود و آرمان، آرماني انقلابي. همين نوع نگاه بود كه در روزهاي قدس و در مراسمهاي حج نيز تبلور پيدا كرد. امام راحل (ره) از تمامي ظرفيت ها براي ايجاد امتي يكپارچه عليه استكبار بهره مي برد. امام در پيام خود به حجاج در سال 1358، همه را به قيام و شكستن بتها فراخواندند. ايشان نوشتند: «اي مسلمانان جهان، چه شد شما را كه در صدر اسلام با عده بسيار كم، قدرتهاي بسيار عظيم را شكستيد و امت بزرگ اسلامي- انساني ايجاد كرديد. اكنون با قريب يك ميليارد جمعيت و دارا بودن مخازن بزرگي كه بالاترين حربه است در مقابل دشمن، اين چنين ضعيف و زبون شديد؟ آيا مي دانيد كه تمام بدبختي هاي شما در تفرقه و اختلاف بين سران كشورهاي شما و بالنتيجه بين خود شماست؟ از جاي برخيزيد و قرآن كريم را بدست گرفته و به فرمان خداي تعالي گردن نهيد تا مجد خود و عظمت اسلام عزيز را اعاده كنيد. بياييد و به يك موعظه خداوند گوش فرا دهيد؛ آنجا كه مي فرمايد: قل انما اعظكم بواحده ان تقوموا لله مثني و فرادي. همه قيام كنيد و براي خدا قيام كنيد؛ قيام فرادي در مقابل جنود شيطاني باطنِ خودتان و قيام همگاني در مقابل قدرتهاي شيطاني. اگر قيام و نهضت الهي و براي خدا باشد، پيروز است. اي مسلمانان جهان و اي مستضعفان عالم، دست به دست هم دهيد و به خداي بزرگ روآوريد و به اسلام پناهنده شويد و عليه مستكبران و متجاوزان به حقوق ملتها پرخاش كنيد. اي زائران خانه خدا در مواقف و مشاعر الهي به هم بپيونديد و از خداوند تعالي، نصرت اسلام و مسلمين و مستضعفان جهان را بخواهيد»(صحيفه امام، ج10، ص 338). پيش از اين، برادران مسلمان تحت تاثير انقلاب اسلامي عليه لائيسم و سكولاريسم قيام كرده و در فلسطين، الجزاير، تركيه و ... به اسلام سياسي روي آورده و با استفاده از سازوكارهاي موجود توانستند بر جنود استكبار غلبه كرده و قدرت خود را به رخ جهانيان بكشند. تحولات اخير جهان اسلام به صورتي معجزه آسا و پي در پي برخاسته از خيزش و قيام عمومي مردم مسلمان در كشورهاي اسلامي كه از تونس آغاز و عموم كشورهاي اسلامي شمال آفريقا و حوزه خليج فارس را در بر گرفت موجب سقوط ديكتاتور تونس، مصر، يمن و ليبي گرديده، بلا ترديد نشات گرفته از بيداري اسلامي بعد از انقلاب اسلامي مي باشد. بيداري اسلامي كه آرزوي ديرينه امام راحل (ره) و البته پيش بيني محتوم ايشان از سرنوشت حكومتهاي جائر حاكم بر برخي كشورهاي مسلمان بود.‏ در خصوص تاثير انقلاب اسلامي در سطح نظام بين الملل بايد گفت كه انقلاب اسلامي در زماني شكل گرفت و به پيروزي رسيد كه نظام وستفاليايي دولت- ملت و دوقطبي بر جهان حاكم بود و اين نظام، علي رغم خوي سلطه گرانه اش مورد قبول عموم ملتها و جوامع قرار داشت. هيچ اتفاقي در جهان بعد از جنگ جهاني دوم رخ نمي داد مگر اينكه در چارچوب قانونمندي اين نظام تعريف شده بود، حتي حركتهاي انقلابي نيز عمدتاً ذيل جنبشهاي كمونيستي مي گنجيدند. تنها انقلاب اسلامي بود كه در تقابل با اين نظام و بي اعتنا به رقابتهاي موجود ميان دو قطب، برخاست و دست رد بر سينه هر دو ابرقدرت و قدرتهاي ديگر زد. انقلاب اسلامي با تكيه بر شعار «نه شرقي نه غربي» به پيروزي رسيد و با وجود تمامي توطئه هاي شرق و غرب، نه تنها تداوم يافت، بلكه خود بنيانگذار نظام جديدي شد كه هم از نظر شكل و هم از نظر محتوا با نظامهاي وستفاليايي تفاوت بنيادين دارد و آن شكل گيري دو اردوگاه، يكي اردوگاه سلطه گران متشكل از دولتهاي سلطه گر و ديگري اردوگاه سلطه ستيزان مركب از ملتهاي به پا خاسته سراسر جهان فارغ از مرزهاي جغرافيايي، نژادي، مذهبي و قومي و زباني مي باشد كه در مقابل يكديگر صف آرايي كرده و يك منازعه همه جانبه فرهنگي، سياسي، اقتصادي و نظامي را با شيوه هاي خاص خود و با الگوگيري از انقلاب اسلامي آغاز كرده اند. اين تقابل را مي توان به روايت قرآني، جنگ ميان مستكبران و مستضعفان ناميد. انقلاب اسلامي نه تنها داعيه دار اداره حكومت بر مبناي شيوه اي جديد را داشت، بلكه از اداره جهان سخن مي گفت و براي خود رسالتي جهاني قائل بود. انقلاب اسلامي مرزهاي جغرافيايي را نمي ديد بلكه مرزهاي انساني و عقيدتي را برمي تافت. درست از همين رو بود كه سراسر جهان موطن انقلاب اسلامي شد. نفي دو قدرت جهاني توسط انقلاب اسلامي خود بر جاذبه هاي اين انقلاب مي افزود. انقلاب اسلامي تقسيمات آن روز را به هم زد و هر دو تئوري اداره جهان را به چالش كشيد. اگر پيش از اين، دو قطب راست و چپ در دنيا به مصاف هم مي رفتند و بر سر منافع با يكديگر مي جنگيدند، با ظهور انقلاب اسلامي، تقسيم بندي جديدي ايجاد شد كه طي آن، مستضعفين و مستكبرين، مظلومين و سلطه گران در مقابل هم قرار مي گرفتند. ‏ * منبع: روزنامه کیهان، یکشنبه 5 شهریور 1391