Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 163340
تاریخ انتشار : 5 شهریور 1391 0:0
تعداد مشاهدات : 252

امام، انقلاب و بيداري اسلامي (قسمت دوم)

ابراهيم حاجي محمدزاده
ابراهيم حاجي محمدزاده بيداري عارفانه ... يادآور شديم حدود 15 ماه قبل از پيروزي انقلاب حضرت امام به مناسبت شهادت حاج آقا مصطفي خميني(ره) و شروع و اوج گيري انقلاب بارها مسير بيداري اسلامي و تمامي ملت هاي در بند را با گذر از تجربه انقلاب اسلامي ترسيم مي كنند. از ديدگاه امام ويژگي منحصر به فرد انبيا و اولياء الهي در مبارزه توحيدي و همگاني با تمامي مظاهر كفر و شرك و نفاق به يك سير و سلوك توحيدي جمعي نياز دارد. حضرت امام كه در سير و سلوك فردي به والاترين مقامات دست يافته اند راه تحقق اسلام ناب در جوامع بشري و نجات محرومان و مستضعفان زمين را در گرو تعهد به سير و سلوك اسلام عارفان مبارزه جو دانسته و مي فرمايند: «. در قول و عمل مدافع اسلام پابرهنگان زمين، اسلام مستضعفين، اسلام رنج ديدگان تاريخ، اسلام عارفان مبارزه جو، اسلام پاك طينتان عارف و در يك ، مدافع اسلام ناب محمدي- صلي الله عليه وآله و سلم- باشند...»(1) امام به روشني اعلام مي كنند كه بيداري ملت ها كه سالها قبل از انقلاب اسلامي بارها آن را مطرح و به آن اصرار مي ورزيدند تنها راه سير و سلوك جمعي عارفان مبارزه جو در مقابله با شيطان بزرگ و استكبار جهاني است: «...من اميدوارم كه خداي تبارك و تعالي، به همه ما و به همه مظلومين عالم و به همه مستضعفان جهان پيروزي عنايت كند، تا همه از زير بار اين ابرقدرت ها خارج بشوند و مسئله اي است كه بايد بشود. مسئله اين طور شده است كه ديگر مستضعفين در مقابل مستكبرين قيام كرده اند، بيدار شده اند. بيداري اولين قدم است. اول قدم يقظه (بيداري)، در سير عرفاني هم يقظه (بيداري) اول قدم است، در اين سير، اين هم سير الهي و عرفاني است. بيداري اولين قدم است و كشورهاي اسلامي، ملتهاي مسلم، ملت هاي مستضعف در سرتاسر جهان، اينها بيدار شده اند و سياههاي آمريكايي كتك اين بيداري را مي خورند...» (14 خرداد 1359)(2) و در توضيح اين يقظه توحيدي ملت ها براي نجات مي فرمايند: «توجه به اين نكته و تذكر اولاً لازم است، ملتي كه بخواهد سرپاي خود بايستد و اداره كشور خودش را خودش بكند لازم است كه اول بيدار بشود. در سير الي الله هم اهل معرفت گفته اند كه يقظه (بيداري) اول منزل است. در طول تاريخ در اين سده هاي آخر، كوشش شده است كه ملتهاي جهان سوم خواب باشند، غافل باشند و توجهشان به شخصيت را اصلاً به غير بدانند. اين قضيه از سالهاي بسيار طولاني بوده است و هي دائماً رشد كرده است تا اين اواخر به رشد تمام رسيده بود... من عكس مجسمه آتاتورك را در تركيه- آن وقت كه تبعيد بودم به آنجا- ديدم كه مجسمه او رو به غرب بود و دستش را بالا كرده بود و آنجا مي گفتند كه اين علامت اين است كه ما هر چه بايد انجام بدهيم بايد از غرب باشد، باصطلاح، آتاتورك يك مرد مثلاً روشني، يك مرد كذايي بوده و در كشور ما هم بعضي از روشنفكرها به اصطلاح- گفته بودند كه ما بايد از سر تا قدم اروپايي و انگليسي باشيم تا بتوانيم ادامه حيات بدهيم. ما تا نفهميم كه خودمان يك شخصيتي داريم، مسلمانها هم يك گروهي هستند و شخصيتي دارند و مي توانند خودشان همه كار انجام بدهند تا نخواهيم يك كاري را، نمي توانيم و تا بيدار نشويم نمي خواهيم ما را در خواب نگه داشتند... ما تا بيدار نشويم از خواب و تا توجه به اين نكنيم كه ما هم انسان هستيم و ما هم شخصيت داريم و ما هم ملت هاي بزرگ هستيم، ما هم مسلمين هم يك ميليارد تقريباً جمعيت با همه وسايل دارند تا اين معنا را ما باورمان نيايد، نمي رويم دنبال كار. يك جمعيتي اگر نشستند و دستشان را دراز كردند پيش يك جمعيت هاي ديگر كه بده به ما، تمام همشان اين بود كه هر چه مي خواهند از خارج بيايند و به شما بدهند و ذخاير شما را از اينجا ببرند در ازاي آن چيزي كه مي دهند اين ملت اگر يك ميليون سال هم زندگي بكند همان حال اول است. تنبل بار مي آيد ... ما كه مي خواهيم وابسته نباشيم بايد اول بيدار بشويم به اينكه ما خودمان هم شخصيت داريم. ما مي توانيم كار انجام بدهيم...»(3) ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ (1) صحيفه امام ج 21 ص 11 (2) صحيفه امام ج 12 ص 382 (3) صحيفه امام ج 13 ص 532 ادامه دارد... * منبع: روزنامه کیهان، یکشنبه 5 شهریور 1391