Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 163579
تاریخ انتشار : 9 شهریور 1391 0:0
تعداد مشاهدات : 125

رهبر معظم انقلاب در افتتاحیه اجلاس سران جنبش غیرمتعهدها در تهران

ساختار سازمان ملل متحد کاملا غیردموکراتیک است

حضرت آیت الله خامنه ای در مراسم افتتاحیه شانزدهمین اجلاس سران جنبش عدم تعهد در تهران با بیان اینکه ساختار سازمان ملل متحد غیرمنطقی، ناعادلانه و کاملا غیردموکراتیک است، تاکید کردند: همه دنیا از هندسه غلط بین المللی خسته شده اند، باید این وضعیت نامعقول را علاج کرد...
تهران - حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی روز پنجشنبه درآیین گشایش شانزدهمین اجلاس سران جنبش غیرمتعهدها در تهران فرمایشات مهمی بیان فرمودند . متن كامل بیانات ایشان بدین شرح است : بسم الله الرّحمن الرّحیم الحمد لله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علي الرّسول الأعظم الأمین و علي ءاله الطّاهرین و صحبه المنتجبین و علي جمیع الأنبیاء و المرسلین. به شما میهمانان گرامي، سران و هیئتهاي نمایندگي كشورهاي جنبش عدم تعهد و نیز دیگر شركت كنندگان در این اجلاس بزرگ بین المللي خوشامد میگویم. ما در اینجا گرد آمده ایم تا به هدایت و كمك پروردگار، حركت و جریاني را كه در شش دهه ي قبل با هوشمندي و موقعیت شناسي و شجاعت چند تن از رهبران سیاسيِ دلسوز و مسئولیت پذیر پایه گذاري شد، به اقتضاي موقعیتها و نیازهاي امروز جهان ادامه دهیم و بلكه به آن جاني تازه و تحركي دوباره ببخشیم. میهمانان ما از مناطق جغرافیائي دور و نزدیك در اینجا گرد آمده و متعلق به ملیتها و نژادهاي گوناگون و داراي تعلقات اعتقادي و فرهنگي و تاریخي و وراثتيِ متنوعند؛ ولي همان طور كه «احمد سوكارنو» یكي از بنیانگذاران این جنبش در كنفرانس معروفِ باندونگ در سال 1955 گفت، مبناي تشكیل عدم تعهد، نه وحدت جغرافیائي یا نژادي و دیني، بلكه وحدت نیاز است. آن روز كشورهاي عضو جنبش عدم تعهد، به پیوندي كه بتواند آنها را از سیطره ي شبكه هاي اقتدارگرا و مستكبر و سیري ناپذیر مصون بدارد، نیازمند بوده اند؛ امروز با پیشرفت و گسترش ابزارهاي سلطه گري، این نیاز همچنان پابرجا است. من میخواهم حقیقت دیگري را مطرح كنم: اسلام به ما آموخته است كه انسانها با وجود ناهمگونیهاي نژادي و زباني و فرهنگي، فطرت همساني دارند كه آنها را به پاكي و عدالت و نیكوكاري و همدردي و همكاري فرا میخواند و همین سرشت همگاني است كه اگر از انگیزه هاي گمراه كننده به سلامت عبور كند، انسانها را به توحید و معرفت ذات متعالي خداوند رهنمون میگردد. این حقیقت تابناك داراي چنان ظرفیتي است كه قادر است پایه و پشتوانه ي تشكیل جوامع آزاد و سرافراز و برخوردار از پیشرفت و عدالت - توأماً - گردد و شعاع معنویت را بر همه ي فعالیتهاي مادّي و دنیائي انسانها نفوذ دهد و بهشتي دنیائي - پیش از بهشت اخرويِ موعود ادیان الهي - براي آنان فراهم آورد. و نیز همین حقیقت مشترك و همگاني است كه میتواند شالوده ریز همكاریهاي برادرانه ي ملتهائي باشد كه از نظر شكل ظاهري و سابقه ي تاریخي و منطقه ي جغرافیائي، شباهتي به یكدیگر ندارند. همكاریهاي بین المللي هرگاه بر چنین شالوده اي استوار باشد، دولتها ارتباطات میان خود را نه بر اساس ترس و تهدید یا افزون طلبي و منافع یكجانبه یا واسطه گريِ افراد خائن و خودفروش، بلكه بر پایه ي منافع سالم و مشترك، و برتر از آن، منافع انسانیت بنا میكنند و وجدان بیدار خود و خاطر ملتهاي خود را از دغدغه ها آسوده میسازند. این نظم آرماني در نقطه ي مقابل نظام سلطه قرار دارد، كه در قرنهاي اخیر قدرتهاي سلطه گر غربي، و امروز دولت زورگو و متجاوز آمریكا، مدعي و مبلّغ و پیشقراول آن بوده و هستند. میهمانان عزیز! امروز آرمانهاي اصلي جنبش عدم تعهد با گذشت شش دهه همچنان زنده و پابرجاست؛ آرمانهائي مانند استعمارزدائي ، استقلال سیاسي و اقتصادي و فرهنگي، عدم تعهد به قطبهاي قدرت و ارتقاء همبستگي و همكاري میان كشورهاي عضو. واقعیتهاي امروز جهان با آن آرمانها داراي فاصله است؛ ولي اراده ي جمعي و تلاش همه جانبه براي عبور از واقعیتها و دست یافتن به آرمانها، هرچند پُر چالش، لیك امیدآفرین و ثمربخش است. ما در گذشته ي نزدیك، شاهد شكست سیاستهاي دوران جنگ سرد و نیز یكجانبه گرائيِ پس از آن بوده ایم. جهان با عبرت آموزي از این تجربه ي تاریخي، در حال گذار به نظام بین المللي جدیدي است و جنبش عدم تعهد میتواند و باید نقش نویني ایفاء نماید. این نظام باید بر پایه ي مشاركت همگاني و برابري حقوق ملتها استوار باشد؛ و همبستگي ما كشورهاي عضو این جنبش براي شكل گیري این نظم نوین، از ضرورتهاي بارز عصر كنوني است. خوشبختانه چشم انداز تحولات جهاني، نویدبخش یك نظام چند وجهي است كه در آن، قطبهاي سنتي قدرت جاي خود را به مجموعه اي از كشورها و فرهنگها و تمدنهاي متنوع و با خاستگاههاي گوناگون اقتصادي و اجتماعي و سیاسي میدهند. اتفاقات شگرفي كه در سه دهه ي اخیر شاهد آن بوده ایم، آشكارا نشان میدهد كه برآمدن قدرتهاي جدید با بروز ضعف در قدرتهاي قدیمي همراه بوده است. این جابه جائي تدریجي قدرت، به كشورهاي عدم تعهد فرصت میدهد تا نقش مؤثر و شایسته اي را در عرصه ي جهاني بر عهده بگیرند و زمینه ي یك مدیریت عادلانه و واقعاً مشاركتي را در پهنه ي گیتي فراهم آورند. ما كشورهاي عضو این جنبش توانسته ایم در یك دوران طولاني، با وجود تنوع دیدگاهها و گرایشها، همبستگي و پیوند خود را در چهارچوب آرمانهاي مشترك حفظ كنیم؛ و این دستاورد ساده و كوچكي نیست. این پیوند میتواند دستمایه ي گذار به نظمي عادلانه و انساني قرار گیرد. شرائط كنوني جهان فرصتي شاید تكرارنشدني براي جنبش عدم تعهد است. سخن ما آن است كه اتاق فرمان جهان نباید با دیكتاتوري چند كشور غربي اداره شود. باید بتوان یك مشاركت دموكراتیك جهاني را در عرصه ي مدیریت بین المللي شكل داد و تضمین كرد. این است نیاز همه ي كشورهائي كه مستقیم یا غیرمستقیم از دست اندازي چند كشور زورگو و سلطه طلب زیان دیده اند و مي بینند. شوراي امنیت سازمان ملل داراي ساختار و سازوكاري غیرمنطقي، ناعادلانه و كاملاً غیر دموكراتیك است؛ این یك دیكتاتوريِ آشكار و یك وضعیت كهنه و منسوخ و تاریخ مصرف گذشته است. با سوء استفاده از همین سازوكار غلط است كه آمریكا و همدستانش توانسته اند زورگوئیهاي خود را در لباس مفاهیم شریف بر دنیا تحمیل كنند. آنها میگویند «حقوق بشر»، و منافع غرب را اراده میكنند؛ میگویند «دموكراسي»، و دخالت نظامي در كشورها را به جاي آن مي نشانند؛ میگویند «مبارزه با تروریسم»، و مردم بي دفاع روستاها و شهرها را آماج بمبها و سلاحهاي خود میسازند. در نگاه آنها، بشریت به شهروندان درجه ي یك و دو و سه تقسیم میشوند. جان انسان در آسیا و آفریقا و آمریكاي لاتین ارزان، و در آمریكا و غرب اروپا گران قیمت گذاري میشود. امنیت آمریكا و اروپا مهم، و امنیت بقیه ي بشریت بي اهمیت دانسته میشود. شكنجه و ترور اگر به دست آمریكائي و صهیونیست و دست نشاندگان آنها صورت گیرد، مُجاز و كاملاً قابل چشم پوشي است. زندانهاي مخفي آنها كه در نقاط متعددي در قاره هاي گوناگون شاهد زشت ترین و نفرت انگیزترین رفتارها با زندانیان بي دفاع و بي وكیل و بي محاكمه است، وجدان آنان را نمي آزارد. بد و خوب، كاملاً گزینشي و یكطرفه تعریف میشود. منافع خود را به نام «قوانین بین المللي»، و سخنان تحكم آمیز و غیرقانوني خود را به نام «جامعه ي جهاني» بر ملتها تحمیل میكنند و با شبكه ي رسانه ايِ انحصاريِ سازمان یافته، دروغهاي خود را راست، و باطل خود را حق، و ظلم خود را عدالت طلبي وانمود میكنند و در مقابل، هر سخن حقي را كه افشاگر فریب آنها است، دروغ، و هر مطالبه ي برحقّي را یاغیگري مینامند. دوستان! این وضعیت معیوب و پر زیان، غیرقابل ادامه است. همه از این هندسه ي غلط بین المللي خسته شده اند. جنبش 99 درصدي مردم در آمریكا بر ضدّ كانونهاي ثروت و قدرت در آن كشور، و اعتراض عمومي در كشورهاي اروپاي غربي به سیاستهاي اقتصادي دولتهاشان نیز نشان لبریز شدن پیمانه ي صبر و تحمل ملتها از این وضعیت است. باید این وضعیت نامعقول را علاج كرد. پیوند مستحكم و منطقي و همه جانبه ي كشورهاي عضو جنبش عدم تعهد میتواند در یافتن و پیمودن راه علاج، تأثیرات عمیقي بر جاي بگذارد. حضار محترم! صلح و امنیت بین المللي از جمله ي مسائل حادّ جهان امروز ما است و خلع سلاحهاي كشتار جمعي و فاجعه بار، یك ضرورت فوري و یك مطالبه ي همگاني است. در دنیاي امروز، امنیت، پدیده اي مشترك و غیرقابل تبعیض است. آنها كه سلاحهاي ضد بشریت را در زرادخانه هاي خود انبار میكنند، حق ندارند خود را پرچمدار امنیت جهاني قلمداد كنند. این - بي شك - نخواهد توانست نیز امنیت را براي خود آنها به ارمغان آورد. امروز با تأسفِ فراوان دیده میشود كه كشورهاي دارنده ي بیشترین تسلیحات هسته اي، اراده اي جدّي و واقعي براي حذف این ابزارهاي مرگبار از دكترین نظامي خود ندارند و آن را همچنان عامل رفع تهدید و شاخصي مهم در تعریف جایگاه سیاسي و بین المللي خود میدانند. این تصور، به كلّي مردود و مطرود است. سلاح هسته اي نه تأمین كننده ي امنیت و نه مایه ي تحكیم قدرت سیاسي است، بلكه تهدیدي براي این هر دو است. حوادث دهه ي 90 قرن بیستم نشان داد كه داشتن این تسلیحات نمیتواند رژیمي همانند شوروي سابق را هم حفظ كند. امروز نیز كشورهائي را میشناسیم كه با داشتن بمب اتم، در معرض امواج ناامني هاي مهلكند. جمهوري اسلامي ایران استفاده از سلاح هسته اي و شیمیائي و نظائر آن را گناهي بزرگ و نابخشودني میداند. ما شعار «خاورمیانه ي عاري از سلاح هسته اي» را مطرح كرده ایم و به آن پایبندیم. این به معني چشم پوشي از حق بهره برداري صلح آمیز از انرژي هسته اي و تولید سوخت هسته اي نیست. استفاده ي صلح آمیز از این انرژي، بر اساس قوانین بین المللي، حق همه ي كشورها است. همه باید بتوانند از این انرژي سالم در مصارف گوناگونِ حیاتي كشور و ملتشان استفاده كنند و در اِعمال این حق، وابسته به دیگران نباشند. چند كشور غربي كه خود دارنده ي سلاح هسته اي و مرتكب این كار غیرقانوني اند، مایلند توان تولید سوخت هسته اي را نیز در انحصار خود نگه دارند. حركتي مرموز در حال شكل گیري است تا انحصار تولید و فروش سوخت هسته اي را در مراكزي با نام بین المللي ولي در واقع در پنجه ي چند كشور معدود غربي، تثبیت و دائمي كنند. طنز تلخ روزگار ما آن است كه دولت آمریكا كه دارنده ي بیشترین و مرگبارترین سلاحهاي هسته اي و دیگر سلاحهاي كشتار جمعي و تنها مرتكبِ به كارگیري آن است، امروز میخواهد پرچم مخالفت با اشاعه ي هسته اي را به دوش بگیرد! آنها و شركاي غربي شان رژیم صهیونیستيِ غاصب را به سلاحهاي هسته اي مجهز كرده و براي این منطقه ي حساس، تهدیدي بزرگ فراهم كرده اند؛ اما همین مجموعه ي فریبگر، استفاده ي صلح آمیز از انرژي هسته اي را براي كشورهاي مستقل برنمیتابند و حتّي با تولید سوخت هسته اي براي رادیوداروها و دیگر مصارف صلح آمیز انساني، با هرچه در توان دارند، ستیزه گري میكنند. بهانه ي دروغین آنان، بیم از تولید سلاح هسته اي است. در مورد جمهوري اسلامي ایران، آنان خود میدانند كه دروغ میگویند؛ اما سیاست ورزي، آنگاه كه كمترین اثري از معنویت در آن نباشد، دروغ را هم مجاز میشمرد. آیا آن كه در قرن بیست ویكم زبان به تهدید اتمي میگشاید و شرم نمیكند، از دروغگوئي پرهیز و شرم خواهد كرد؟! من تأكید میكنم كه جمهوري اسلامي هرگز در پي تسلیحات هسته اي نیست، و نیز هرگز از حق ملّت خود در استفاده ي صلح آمیز از انرژي هسته اي چشم پوشي نخواهد كرد. شعار ما «انرژي هسته اي براي همه، و سلاح هسته اي براي هیچكس» است. ما بر این هر دو سخن پاي خواهیم فشرد و میدانیم كه شكستن انحصار چند كشور غربي در تولید انرژي هسته اي در چهارچوب معاهده ي عدم اشاعه، به سود همه ي كشورهاي مستقل و از جمله كشورهاي عضو جنبش عدم تعهد است. تجربه ي سه دهه ایستادگيِ موفقیت آمیز در برابر زورگوئي ها و فشارهاي همه جانبه ي آمریكا و متحدانش، جمهوري اسلامي را به این باور قطعي رسانده است كه مقاومت یك ملت متحد و داراي عزم راسخ، قادر است بر همه ي خصومتها و عنادها فائق آید و راه افتخارآمیز به سوي هدفهاي بلند خود را بگشاید. پیشرفتهاي همه جانبه ي كشور ما در دو دهه ي اخیر واقعیتي است كه در برابر چشم همگان قرار دارد و رصدكنندگان رسمي بین المللي مكرراً بدان اذعان كرده اند؛ و این همه در شرائط تحریمها و فشارهاي اقتصادي و تهاجم تبلیغاتي شبكه هاي وابسته به آمریكا و صهیونیسم اتفاق افتاده است. تحریمهائي كه یاوه گویان، آن را فلج كننده نامیدند، نه تنها ما را فلج نكرده است و نخواهد كرد، بلكه گامهاي ما را محكمتر، و همت ما را بلندتر، و اطمینان ما را به درستي تحلیلهاي خود و نیز به توانائي درون زاي ملتمان راسختر كرده است. ما یاري خداوند را در این چالشها بارها و بارها به چشم دیده ایم. میهمانان گرامي! لازم میدانم در اینجا از یك مسئله ي بسیار مهم سخن بگویم؛ كه اگرچه مربوط به منطقه ي ما است، ولي ابعاد گسترده ي آن از این منطقه فراتر رفته و سیاستهاي جهاني را در طول چندین دهه تحت تأثیر قرار داده است و آن، مسئله ي دردآور فلسطین است. خلاصه ي این ماجرا آن است كه یك كشور مستقل و داراي شناسنامه ي روشنِ تاریخي به نام «فلسطین»، بر اساس یك توطئه ي وحشتناك غربي با سردمداري انگلیس در دهه ي 40 قرن بیستم، از ملت آن، غصب و به زور سلاح و كشتار و فریب، به جماعتي كه عمدتاً از كشورهاي اروپائي مهاجرت داده شده اند، واگذار گردیده است. این غصب بزرگ كه در آغاز با كشتارهاي جمعيِ مردم بي دفاع در شهرها و روستاها و راندن مردم از خانه و كاشانه ي خود به كشورهاي هم مرز همراه بود، در طول بیش از شش دهه همچنان با همین جنایتها ادامه یافته است و امروز هم ادامه دارد. این، یكي از مهمترین مسائل جامعه ي بشریت است. سران سیاسي و نظامي رژیم غاصب صهیونیست، در این مدت از هیچ جنایتي پرهیز نكرده اند؛ از كشتار مردم و ویران كردن خانه ها و مزارع آنان و دستگیري و شكنجه ي مردان و زنان و حتّي كودكان آنان، تا تحقیر و توهین به كرامت این ملت و سعي در نابودي و هضم آن در معده ي حرامخوار رژیم صهیونیستي، و تا حمله به اردوگاههاي آنان در خود فلسطین و در كشورهاي همسایه كه میلیونها آواره را در خود جاي میداده است. نامهاي «صبرا» و «شتیلا» و «قانا» و «دیر یاسین» و امثال اینها با خون مردم مظلوم فلسطین در تاریخ منطقه ي ما ثبت شده است. اكنون نیز پس از شصت و پنج سال، هنوز همچنان همین جنایتها در رفتار گرگان درنده ي صهیونیست با باقي ماندگان در سرزمینهاي اشغالي ادامه دارد. آنها پي درپي جنایتهاي جدیدي مي آفرینند و منطقه را با بحران تازه اي روبه رو میكنند. كمتر روزي است كه خبري از قتل و جرح و زنداني كردن جوانهائي مخابره نشود كه به دفاع از وطن و كرامت خود برخاسته و به ویرانگري مزارع و خانه هاي خود اعتراض كرده اند. رژیم صهیونیستي كه با به راه انداختن جنگهاي فاجعه بار و كشتار مردم و اشغال سرزمینهاي عربي و سازماندهي تروریسم دولتي در منطقه و جهان، دهها سال ترور و جنگ و شرارت به راه انداخته، ملت فلسطین را كه براي احقاق حق خود به پا خاسته و مبارزه میكنند، تروریست مینامد و شبكه ي رسانه هاي متعلق به صهیونیزم و بسیاري از رسانه هاي غربي و مزدور نیز با زیر پا گذاشتن تعهّد اخلاقي و رسانه اي، این دروغ بزرگ را تكرار میكنند. سردمداران سیاسيِ مدعي حقوق بشر نیز چشم بر این همه جنایت بسته و بدون شرم و پروا، از آن رژیم فاجعه آفرین حمایت كرده و در نقش وكیل مدافع آن ظاهر میشوند. سخن ما آن است كه فلسطین متعلق به فلسطیني ها است و ادامه ي اشغال آن، ظلمي بزرگ، تحمل ناپذیر و خطري عمده براي صلح و امنیت جهاني است. همه ي راههائي كه غربیها و وابستگان آنها براي «حل مسئله ي فلسطین» پیشنهاد كرده و پیموده اند، غلط و ناموفق بوده است و در آینده نیز چنین خواهد بود. ما راه حلي عادلانه و كاملاً دموكراتیك را پیشنهاد كرده ایم: همه ي فلسطیني ها، چه ساكنان كنوني آن، و چه كساني كه به كشورهاي دیگر رانده شده و هویت فلسطیني خود را حفظ كرده اند، اعم از مسلمان و مسیحي و یهودي، در یك همه پرسيِ عمومي، با نظارتي دقیق و اطمینان بخش شركت كنند و ساختار نظام سیاسي این كشور را انتخاب نمایند و همه ي فلسطینیاني كه سالها رنج آوارگي را تحمل كرده اند، به كشور خود باز گردند و در این همه پرسي و سپس تدوین قانون اساسي و انتخابات، شركت نمایند. آنگاه صلح برقرار خواهد شد. در اینجا مایلم پندي خیرخواهانه به سیاستمداران آمریكائي كه تاكنون همواره به عنوان مدافع و پشتیبان رژیم صهیونیستي در صحنه حاضر شده اند، بدهم: این رژیم تاكنون براي شما دردسرهاي بیشمار داشته است؛ چهره ي شما را در میان ملتهاي منطقه، منفور و شما را در چشم آنان شریك جنایات صهیونیستهاي غاصب معرفي كرده است؛ هزینه هاي مادي و معنوي كه در طول سالهاي متمادي از این رهگذر به دولت و ملت آمریكا تحمیل شده است، سرسام آور است؛ و احتمالاً در آینده اگر همین روش ادامه یابد، هزینه هاي شما سنگین تر هم خواهد شد. بیائید به پیشنهاد جمهوري اسلامي درباره ي همه پرسي بیندیشید و با تصمیمي شجاعانه، خود را از گره ناگشودني كنوني نجات دهید. بي شك مردم منطقه و همه ي آزاداندیشان گیتي از این اقدام استقبال خواهند كرد. میهمانان محترم! اكنون به سخن آغازین باز میگردم. شرائط گیتي حساس و جهان در حال گذار از یك پیچ تاریخيِ بسیار مهم است. انتظار میرود كه نظمي نوین در حال تولد یافتن باشد. مجموعه ي غیرمتعهدها حدود دو سوم اعضاء جامعه ي جهاني را در خود جاي داده است و میتواند در شكل دهي آینده نقشي بزرگ ایفاء كند. تشكیل این اجلاس بزرگ در تهران نیز خود حادثه اي پرمعنا است كه باید در محاسبات به كار آید. ما اعضاء این جنبش با هم افزائي امكانات و ظرفیتهاي گسترده ي خود میتوانیم براي نجات جهان از ناامني و جنگ و سلطه گري، نقشي تاریخي و ماندگار بیافرینیم. این مقصود فقط با همكاریهاي همه جانبه ي ما با یكدیگر امكان پذیر است. در میان ما، كشورهاي بسیار ثروتمند و نیز كشورهاي داراي نفوذ بین المللي كم نیستند. علاج مشكلات با همكاریهاي اقتصادي و رسانه اي و انتقال تجربه هاي پیشبرنده و تعالي بخش، كاملاً امكان پذیر است. باید عزمهامان را راسخ كنیم؛ به هدفها وفادار بمانیم؛ از اخم قدرتهاي زورگو نترسیم و به لبخند آنان دل خوش نكنیم؛ اراده ي الهي و قوانین آفرینش را پشتیبان خود بدانیم؛ به شكست تجربه ي اردوگاه كمونیستي در دو دهه پیش، و شكست سیاستهاي به اصطلاح لیبرال دموكراسي غربي در حال حاضر - كه نشانه هاي آن را در خیابانهاي كشورهاي اروپائي و آمریكایی و گره هاي ناگشودني اقتصاد این كشورها همه مي بینند - با چشم عبرت بنگریم. و بالاخره سقوط دیكتاتورهاي وابسته به آمریكا و همدست رژیم صهیونیستي در شمال آفریقا و بیداري اسلامي در كشورهاي منطقه را فرصتي بزرگ بشماریم. ما میتوانیم به ارتقاء «بهره وري سیاسي جنبش عدم تعهد» در مدیریت جهاني بیندیشیم؛ میتوانیم براي تحول در این مدیریت، سندي تاریخي تهیه كنیم و ابزارهاي اجرائي آن را فراهم نمائیم؛ میتوانیم حركت به سمت همكاریهاي مؤثر اقتصادي را طراحي و الگوهاي ارتباط فرهنگي میان خود را تعریف كنیم. بي شك تشكیل دبیرخانه ي فعال و پرانگیزه اي براي این تشكیلات، خواهد توانست به حصول این مقاصد كمكي بزرگ و پر تأثیر تقدیم كند. متشكرم