Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 164241
تاریخ انتشار : 10 مهر 1391 0:0
تعداد مشاهدات : 114

حماسه نفت (بخش اول)

دفاع مقدس دوران خلق حماسه هايي بود که صفحات تاريخ کهن ايران را زرين کرد. هشت سال دفاع جانانه ملت ايران تمام معادلات کارشناسي را بر هم ريخت و اثبات کرد که ايرانيان در دفاع از خاک، عقيده و ارزش هاي خود توان نامحدود دارند. کارکنان صنعت نفت هم در اين دوران با تقديم يک هزار و 17 شهيد، نگذاشتند صادرات نفت حتي يک روز هم متوقف شود، کاري که جمهوري اسلامي ايران را برنده قطعي جنگ نفت در هشت سال دفاع مقدس کرد. يکي از مهم ترين مباحث در حمله هاي نظامي و زمان جنگ که به نظر مي رسد حتي از اسلحه به دست گرفتن و جنگيدن رودررو هم حساس تر و سرنوشت سازتر باشد، مديريت جنگ و به کارگيري تکنيک هاي نظامي در حفاظت از تاسيسات نظامي و صنعتي است و مديراني که در 8 سال جنگ تحميلي کشورمان در صنعت نفت کشور، مديريت تاسيسات استراتژيک صنعت نفت کشور را به عهده داشتند، لحظات سخت و سرنوشت سازي را در بطن حملات دشمن تجربه کردند تا در نهايت با به کارگيري بهترين تاکتيک ها اجازه ندهند صادرات نفت کشور حتي براي يک روز هم متوقف شود. عليرضا ضيغمي، معاون وزير نفت و مديرعامل کنوني شرکت ملي پالايش و پخش فرآورده هاي نفتي ايران به عنوان يکي از اين مديراني است که در طول هشت سال دفاع مقدس به عنوان رئيس منطقه نفتي خارك در اين منطقه حساس و سرنوشت ساز صادرات نفت ايران، همزمان به مديريت صادرات نفت و بحران پرداخته است، در گفتگو با شبكه اطلاع رساني نفت و انرژي ناگفته هايي از هشت سال حماسه اين صنعت را در دفاع مقدس در صنعت پالايش و جزيره خارک روي داد را مي خوانيد. وي در مورد اينكه جنگ تحميلي در صنعت پالايش نفت از کي شروع شد مي گويد: اولين بمباران تاسيسات نفتي در جريان حمله رسمي عراق ساعت 3 و 36 دقيقه بعدازظهر روز دوم مهر 1359 بود که تعدادي از مخازن ذخيره سازي پالايشگاه آبادان بمباران شد و آخرين بمباران دشمن هم ساعت 10 و چهارده دقيقه صبح روز چهاردهم خرداد 1367 اتفاق افتاد که در آن روز جنگ مستقيم دشمن با صنعت پالايش تمام شد. اين دو تاريخ اولين و آخرين بمباران هايي بوده که در تاريخ صنعت پالايش و پخش ثبت شده است و در بين اين دو تاريخ، پالايشگاه هاي نفت بي وقفه بمباران مي شد؛ به گونه اي که پالايشگاه آبادان به عنوان خط مقدم نبرد و به دليل مجاورت با رودخانه اروند و نزديکي به مرز عراق، در طول هشت سال جنگ تحميلي 23 واحد فرآيندي آن به طور کامل از بين رفت. آن زمان پدافند غيرعامل مرسوم نبود و در آغاز جنگ حملات و بمباران ها هم آنقدر سريع انجام شد که تنها فرصت کارهاي اوليه نظير گوني چيني را داشتيم و آن طورنبود که يک پدافند غيرعامل قرص و محکم که تاسيسات را حفظ کند، وجود داشته باشد، در سال هاي بعد از دفاع مقدس بود که کم کم بحث پدافند غيرعامل شکل گرفت و در مناطق حساس به کار گرفته شد. ضيغمي در اين مورد كه از چه زماني متوجه نيت دشمن براي حمله به خاک کشور شده است، پاسخ مي دهد زمزمه بحث حمله نظامي به کشور از يکي دوماه قبل در صنعت نفت پيچيده بود، اما بحث حمله به تاسيسات نفتي جزيره خارک از حدود دو هفته قبل از آغاز درگيري رسمي شنيده شد و در آن فرصت ما کارهاي کمي انجام داديم، آن زمان من کارمند شرکت نفت در خارک بودم که زيرمجموعه شرکت مناطق نفت خيز جنوب محسوب مي شد و هنوز شرکت پايانه ها شکل نگرفته بود.وي در پاسخ اينكه پالايشگاه هاي نفت چند بار بمباران شد جواب مي دهد:‏ بيشترين حملات به پالايشگاه آبادان انجام شد و تقريبا مي توان گفت اين حملات بي وقفه بود؛ پالايشگاه تهران دوبار بمباران شد و 13 واحد آن به طور کامل آسيب ديد؛ پالايشگاه تبريز 19 بار بمباران شد که 23 واحد آن آسيب ديد؛ هر يک از اين واحدها خود پالايشگاهي کوچک هستند و آسيب آنها منجر به خروج پالايشگاه از مدار توليد مي شد. پالايشگاه اصفهان 8 بار بمباران شد و 17 واحد آن آسيب ديد و پالايشگاه کرمانشاه هم 17 بار بمباران شد و در طول دوران جنگ زير آماج حملات دشمن قرار داشت؛ پالايشگاه شيراز هم 4 بار بمباران شد که 13 واحد آن مورد اصابت قرار گرفت.‏ مدير عامل شركت ملي پالايش و پخش فرآورده هاي نفتي ضمن اشاره به تاثير از مدار خارج شدن بزرگترين ظرفيت متمرکز پالايشي کشور بعني پالايشگاه آبادان و اثر آن بر وضعيت تامين سوخت کشور توضيح مي دهد:‏خروج ظرفيت 650 هزار بشکه اي پالايشگاه آبادان از مدار توليد ضربه اي اساسي به صنعت پالايش کشور بود. در سال 1359 کل ظرفيت پالايش کشور حدود 1/1 ميليون بشکه در روز بود و با بروز جنگ تقريبا نيمي از ظرفيت پالايشي کشور را از دست داديم. زماني که پالايشگاه آبادان آماج حملات بي وقفه دشمن قرار گرفته بود، حدود 181 نفر از همکاران ما در حين کار شهيد شدند و لازم بود که اين پالايشگاه از سرويس خارج شود و عملا کار در چنين شرايطي منطقي به نظر نمي رسيد، زيرا دشمن پالايشگاه آبادان را سيبل حملات خود قرار داده بود و مرتب آتش دشمن بر سر تاسيسات آن مي ريخت و توليد در چنين شرايطي ممکن نبود، زيرا توام با انفجار و آتش سوزي شديد بود. اگر پالايشگاه از سرويس خارج نمي شد با هر بار حمله دشمن هر تجهيز و واحد پالايشگاهي در اثر انفجار مانند يک بمب عمل مي کرد و مي توانست چند برابر بمب اصلي ترکش و انفجار ايجاد کند که اين امر منجر به از دست رفتن تعداد زيادي از همکاران ما مي شد و علاوه بر آن به خودي خود توليد قطع مي شد؛ اما پالايشگاه هاي ديگر مثل تهران و تبريز که دورتر از آتش دشمن بودند، با وجود بمباران در مـدار تـوليـد قـرار داشتند و توليد از آنجا براي تامين فرآورده مورد نياز کشور توجيه اقتصادي داشت. وي در مورد تعداد شهداي کارکنان صنعت نفت در طول حمله دشمن به پالايشگاه ها مي گويد:‏ شرکت ملي پالايش و پخش فرآورده هاي نفتي در مجموع با زيرمجموعه هاي خود شامل شرکت هاي خطوط لوله و مخابرات نفت، شرکت پخش و ملي مهندسي و ساختمان در مجموع 435 نفر شهيد تقديم کرده است که 280 نفر از اين شهدا در حين کار در پالايشگاه ها و تاسيسات اين شرکت شهيد شده اند و 155 نفر هم از کارکنان اين مجموعه بودند که با علاقه شخصي به جبهه رفته بودند. در مجموع در صنعت نفت يک هزار و 17 نفر شهيد شده اند که از اين تعداد، حدود 242 نفر شهيد متعلق به پالايشگاه آبادان است که حدود يک چهارم شهداي صنعت نفت را تشکيل مي دهد و همين گواهي است که پالايشگاه آبادان خط مقدم صنعت نفت در دوره هشت سال دفاع مقدس بوده و فداکاري هاي بي نظيري در اين نقطه اتفاق افتاده است.‏ همچنين در پالايشگاه تهران 17 شهيد، در تبريز 24 شهيد، در شيراز 13 شهيد و در پالايشگاه هاي اصفهان و کرمانشاه به ترتيب 13 و 11 شهيد تقديم شده و در پالايشگاه امام خميني (ره) اراک که آن زمان شامل تاسيسات بسيار کوچکي بوده يک نفر شهيد تقديم ميهن شده است. شرکت پخش فرآورده هاي نفتي ايران هم از شرکت هايي بود که با حضور گسترده در مناطق جنگي، سوخت رساني به موقع به مناطق نظامي را به عهده داشت و در مجموع 85 شهيد را تقديم وطن کرد. در شرکت خطوط لوله و مخابرات نفت 28 نفر شهيد و شرکت ملي مهندسي و ساختمان نفت ايران يک شهيد تقديم شده است و علاوه بر شهدا 1760 جانباز جنگ تحميلي و 231 نفر آزاده در مجموعه پالايش و پخش فعاليت مي کنند که عمده اين آمار مربوط به تاسيسات پالايشي شهر آبادان است. 957 نفر رزمنده و حدود 5 هزار نفر ايثارگر هم در مجموعه شرکت پالايش و پخش فرآورده هاي نفتي ايران در حال فعاليت هستند. ضيغمي مي افزايد: علاوه بر پالايشگاه ها، برخي از تلمبه خانه ها در جنوب که نقش بسيار کليدي در ارسال نفت خام به پالايشگاه ها داشتند، سيبل حملات دشمن شده بود. تلمبه خانه ها هم نفت خام به پالايشگاه ها و هم فرآورده هاي خروجي پالايشگاه ها را به نقاط مختلف کشور منتقل مي کردند؛ بنابراين نقش اين تلمبه خانه ها بسيار کليدي و شاهراه حياتي ارسال نفت خام و فرآورده در کشور بود و دشمن به همين دليل اين تاسيسات را به طور دائم بمباران مي کرد که تلمبه خانه شهرهاي آبادان و اهواز و تلمبه خانه تنگ فني از آن جمله بود. تلمبه خانه تنگ فني هم يک شاهراه حياتي در جنوب بود که علاوه بر آن که در مسير پرواز هواپيماهاي دشمن قرار داشت، بمباران هاي متعدد آن تصادفي نبود و دشمن براي آن برنامه ريزي ويژه اي داشت، زيرا نقش تلمبه خانه تنگ فني به لحاظ ميزان نفت خامي که به پالايشگاه هاي متعدد ارسال مي کند، بسيار کليدي بود. وي خاطر نشان مي كند: مهم ترين دليل شهرت تلمبه خانه تنگ فني به دليل مقاومت کارکنان آن بوده و اين که اين تلمبه خانه در طول 8 سال دفاع مقدس مدام بمباران مي شد، اما هرگز تصفيه و انتقال نفت خام از آن قطع نشده است و کشورهاي غربي باور نمي کردند که در چنين شرايطي هرگز توليد نفت و فرآورده هاي ما قطع نشده باشد اما اين واقعيتي است که در تاريخ ثبت شده است. به نظر مي رسيد آن زمان دشمن علاوه بر متوقف کردن صادرات نفت خام، سعي داشت به هر نحو ممکن واردات فرآورده به کشور را هم قطع کند، در اين خصوص وي توضيح مي دهد:‏آن زمان ما شرکت گاز و تاسيسات به اين وسعت نداشتيم و ميادين مستقل گازي هم محدود بودند و بيشتر سبدسوخت کشور را فرآورده هاي نفتي تشکيل مي داد؛ به همين دليل دشمن درصدد بود که علاوه بر جلوگيري از توليد فرآورده در پالايشگاه ها، از واردات آن هم به کشور جلوگيري کند. از طرفي آن زمان خوراک پتروشيمي ها از گازهاي همراه نفت خام تامين مي شد و اگر بنا بود صادرات نفت خام تعطيل شود، خوراک پتروشيمي ها و خوراک گاز همراه هم قطع مي شد که آن موقع بخش عمده اي از نياز کشور را تامين مي کرد؛ بنابراين، علاوه بر تلمبه خانه تنگ فني، تلمبه خانه تنگ بيجار، پل باباحسين، رازان، شهيد ملک، گچساران، افرينه، کرمانشاه و نفت شهر بارها مورد اصابت حملات دشمن قرار گرفت تا از ارسال خوراک به پالايشگاه ها جلوگيري کند. در زمان جنگ واردات فرآورده به دليل از دست رفتن توليد پالايشگاه آبادان هم بايد انجام مي شد. آن زمان تاسيسات بندر ماهشهر تعطيل شده بود، بنابراين تاسيسات بهرگان متعلق به شرکت نفت فلات قاره جاي آن را گرفته بود و انتقال فرآورده هاي وارداتي از طريق تلمبه خانه تنگ فني اهواز انجام مي شد و زماني که بهرگان دچار نا امني شد، در جزيره خارک دو توربين نصب کرديم و يکي از خط لوله هاي 30 اينچ مخصوص نفت خام را براي انتقال فراورده تميز کرديم و براي اولين بار به جاي اين که فرآورده از سمت ساحل گناوه وارد شود، از خارک به سمت گناوه ارسال مي شد. آن زمان پالايشگاه کرمانشاه هم از کار افتاده بود و به همين دليل ناچار به واردات فرآورده بوديم؛ از طرفي دشمن واردات در دريا و خشکي را نا امن کرده بود و به همان اندازه که حساسيت روي صادرات نفت خام وجود داشت، در واردات هم حساسيت بود؛ امروز هم به همين شکل است با اين تفاوت که آن زمان جنگ سخت افزاري بود، اما امروزه دشمن از روش هاي نرم افزاري نظير تحريم و... سعي مي کند در صادرات نفت ايران اخلال ايجاد کند. اين مقام مي افزايد: در طول دوران جنگ تحميلي منطقه خارک به مدت 8 سال منطقه جنگي بود و صدها بار بمباران شد. مديريت بحران در آن دوره چگونه انجام مي شد؟ اين مقام مي افزايد: در طول دوران جنگ تحميلي در مجموع حدود 6 هزار کشتي نفتکش در خليج فارس جا به جا کرديم که تنها 2 تا 3 درصد اين کشتي ها آسيب ديد و اين موفقيت بزرگي بود که با همکاري کارکنان صنعت نفت و نيروهاي هوايي و دريايي ارتش محقق شد؛ البته اين آمار به جز کشتي هاي فرآورده و مواد غذايي بود، کشتي هاي حامل بنزين از حساسيت بالايي برخوردار بود و اکثريت آنها هم به سلامت جابه جا شد. وي در مورد محافظت از اين کشتي ها مي گويد:‏اولين برنامه ما تشکيل تيمي به نام امداد بود که اين تيم داراي هلي کوپتر و يدک کش هاي مجهز به سيستم اطفاي حريق بود اين يدک کش ها از قدرت کشندگي بسيار خوبي برخوردار بود که در ابتدا تحت نظارت پيمانکار خارجي فعاليت مي کرد، اما بعدها با رفتن خارجي ها با نظر وزير نفت وقت، در وزارت نفت 3 هلي کوپتر با قدرت پرواز در شب و 3 يدک کش تهيه و اين تيم تجهيز شد. زماني که يک کشتي مورد اصابت حملات دشمن قرار مي گرفت، کارکنان آن با قايق هاي نجات خود کشتي را ترک مي کردند و اگر هم سيستم قايق آنها مشکل داشت، گوشه اي از نفتکش منتظر مي شدند که ما با قايق هاي تندرو و يدک کش مي رفتيم و آنها را سوار مي کرديم که کار بسيار سختي بود، يعني همزمان بايد کشتي را خاموش مي کرديم و آن را مي کشيديم و چون کشتي در دريا رها و هدايت از دست ناخدا خارج شده بود، کار بسيار سختي بود. ضيغمي پيرامون چگونگي همکاري با نيروي هوايي اظهار مي دارد:‏براي برنامه ريزي هاي مربوط به دفاع از خارک ستادي تشکيل شده بود که در آن نماينده نيروي هوايي و وزارت نفت هم حضور داشت آن زمان نماينده تام الاختيار نيروي هوايي شهيد بابايي بود و من هم از طرف وزارت نفت، نماينده تام الاختيار کل منطقه خليج فارس براي جابه جايي کاروان کشتي ها بودم. اين ستاد هفته اي دوبار در تهران تشکيل جلسه مي داد که وزير نفت هم در جلسات آن حضور داشت؛ براي حفاظت و جا به جايي کشتي ها، نيروي هوايي و وزارت نفت همکاري تنگاتنگي داشتند، به اين نحو که زماني که ما کشتي ها را پر و آماده حرکت مي کرديم، با نيروي هوايي براي حفاظت از آنها هماهنگي مي کرديم و آنها برنامه پرواز اسکورت را طراحي مي کردند. وي درباره نحوه حفاظت از كشتي ها با توجه به در تيررس بودن منطقه خارک و در برد بودن اين منطقه براي هواپيماهاي عراقي مي گويد: آن زمان براي دفاع هوايي و رهگيري هواپيماهاي مهاجم نيروي هوايي تعدادي اف 14 به منطقه منتقل کرده بود که به محض ورود هواپيماهاي دشمن به منطقه کشتي ها، آن ها را با هواپيماي اف 14 شکار مي کرد. در اين عمليات حفاظت از کشتي ها نيروي دريايي ارتش و سپاه نيز به ياري نيروي هوايي و وزارت نفت مي آمدند. نامبرده درباره عمليات دشمن براي توقف صادرات نفت خام از خارك توضيح مي دهد يکي از مهم ترين کارهايي که دشمن انجام داده بود، طراحي جزيره اي مشابه خارک در عمق بيابان هاي خاک عراق بود و اين امر به دليل حساسيت بسيار بالاي اين جزيره براي آنها بود. آنها حتي موقعيت اسکله شرقي و غربي خارک را طراحي کرده و مرتب آنجا عمليات تمريني انجام مي دادند. اين نقشه آنها براي آشنايي با مناطق حساس جزيره براي بمباران و آشنايي دقيق آنها با محيط جزيره بود تا هنگام عبور از سد پدافندي صحيح و دقيق عمل کنند؛ به همين ترتيب بود که دشمن بعثي موفق شد در روز شانزدهم مرداد 65 ضلع جنوبي و 25 شهريور همان سال ضلع شمالي اسکله تي را به طور کامل بمباران کند. همه چيز کاملا برنامه ريزي و تمرين شده و حتي زمان بمباران در ساعات قبل از ظهر و گرما و شرجي وحشتناک جزيره انجام مي شد و در چنين شرايطي بود که کار خاموش کردن شعله ها و بازسازي تاسيسات بايد صورت مي گرفت. ‏ رئيس منطقه نفتي خارك در دوران دفاع مقدس پيرامون تعداد حملات دشمن به اسکله خارک مي گويد: اسکله خارک بارها از سال هاي آغازين جنگ مورد حملات دشمن قرار گرفته بود. دوم مهر 59 مخازن و خطوط لوله خارک بمباران شد در پنجم بهمن 59 اتاق کنترل اسکله تي مورد بمباران قرار گرفت؛ دشمن بعثي هر گاه در جبهه ضربه مي خورد، آن را در تاسيسات نفتي جبران مي کرد، 28 آبان 61 و تير 63 اسکله خارک مورد اصابت موشکي دشمن قرار گرفت و شهريور 1364 يکي از سنگين ترين بمباران هاي خارک انجام شد. حضرت امام (ره) در بخشي از سخنان خود در زمان جنگ فرموده بودند: شما چندبار مي گوييد خارک را از بين برديم. ايشان عدد 49 را به کار برده بودند و فرموده بودند 49 بار گفتيد خارک را از بين برديم، مگر چند بار مي شود يک جزيره را از بين برد. اين گواهي مي داد به اين که آنان هرگز موفق نشدند به اين هدف شوم خود دست پيدا کنند و از بين بردن جزيره خارک و قطع صادرات نفت خام از دل آب هاي خليج هميشه فارس، تنها يک خيال خام بود. وي با اشاره به اينكه جزيره خارک به هر حال براي ما يک خط مقدم محسوب مي شد و بيشترين تلفات نيروي هوايي دشمن هم در همين نقطه اتفاق افتاد، يعني يک جنگ تمام عيار در خارک برقرار بود، در مورد شرايط چطور صادرات نفت از اين جزيره مي گويد:‏ با وجود تمامي بمباران ها صادرات نفت در طول دوره هشت ساله جنگ به اندازه کافي انجام مي شد و اين ميزان کم هم نبود و به طور ميانگين در طول دوران جنگ ما روزانه يک ميليون و 600 هزار تا يك ميليون و 700 هزار بشکه صادرات داشتيم و اين تنها با همدلي و وحدت امکان پذير شد. نيروي هوايي دشمن در اوايل جنگ قوي نبود و بعدها که دشمنان از لحاظ نظامي و اطلاعاتي آن ها را تجهيز کردند کار دشوار تر شد؛ ما آن زمان کاروان کشتي هاي صادرات نفت خام را به کمک شهيد بابايي جابه جا مي کرديم و پوشش پدافندي به خارك و مناطق نفت خيز جنوب داده مي شد؛ تيمي هم در جنوب تشکيل داده بوديم که وظيفه پدافند غيرعامل آن را من به عهده داشتم و اين تيم با پدافند عامل نيروي هوايي هماهنگ بود و ما با ارتش درباره تاسيسات و خطرپذيري آنها تبادل نظر و از آنان اطلاعات نظامي کسب مي کرديم. ادامه دارد... * منبع: روزنامه اطلاعات، دوشنبه 10 مهر 1391