Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 164340
تاریخ انتشار : 18 مهر 1391 0:0
تعداد مشاهدات : 68

گام مهم محقق ايراني در درمان اختلال عصب بينايي "ام اس" با پيوند سلول هاي پرتوان القايي

پژوهشگر پژوهشكده سلول هاي بنيادي پژوهشگاه "رويان" با پيوند سلول هاي "اوليگودندروسيت" توليد شده از سلول هاي پرتوان القايي انساني (iPS)، گامي مهم در درمان آسيب دِميلينه شدن -اختلالي در سيستم اعصاب مركزي كه منجر به بيماري ام اس مي شود - برداشت. عليرضا پويا، كارشناس ارشد "ژنتيك انساني" كه طرح تحقيقاتي وي برگزيده بخش مقالات داخلي سيزدهمين جشنواره بين المللي تحقيقاتي رويان شده است، در گفت وگو با ايسنا به تشريح جزئيات اين دستاورد پرداخت و تصريح كرد: تلاش او براي درمان ميلين كه بر اثر بيماري MS تخريب مي شود، در فاز حيواني موفقيت آميز بوده و اين موفقيت مي تواند گامي مهم براي كاهش و درمان عوارض MS باشد. اين پژوهشگر در توضيح نتايج طرح خود با عنوان "تمايز سلول هاي بنيادي القايي انساني به سلول هاي اوليگودندروسيت و پيوند به مدل موش صحرايي براي ترميم ميلين عصب بينايي" گفت: بيماري MS با تخريب غشاي ميليني سيستم اعصاب مركزي در پيام رساني سيستم عصبي اختلال ايجاد مي كند و بسته به اين كه چه قسمت از مغز يا نخاع درگير شده باشد، عوارض مختلفي دارد. وي ادامه داد: پيش از اين تلاش هايي در حيطه هاي دارويي و پزشكي براي درمان و كاهش عوارض اين بيماري انجام شده بود، اما اين تلاش ها نتيجه درماني پايدار و قطعي نداشت. همين موضوع انگيزه اصلي من و همكارانم براي يافتن راه حلي از طريق سلول هاي بنيادي شد. پويا با اشاره به اين كه پيش از طرح او، سلول هاي اوليگودندروسيت (سلول هاي سازنده ميلين) با انواع ديگري از سلول هاي بنيادي مانند سلول هاي بنيادي جنيني انسان و موش ساخته شده بودند، خاطرنشان كرد: ما توانستيم سلول هاي اوليگودندروسيت را از سلول هاي بنيادي القايي انساني (iPS) توليد كنيم كه براي نخستين بار در دنيا انجام شد. وي توضيح داد: سلول هاي iPS را مي توان از سلول هاي فيبروبلاست پوستي هر فرد توليد كرد كه در واقع مي تواند مشكلات رد پيوند را تا حدودي برطرف كند. اين سلول ها همچنين شباهت بسيار زيادي به سلول هاي بنيادي جنيني انساني دارند و مي توانند انواع سلول هاي بدن را توليد كنند. پويا درباره مشكلات استفاده از سلول هاي بنيادي جنيني در اين زمينه اظهار كرد: استفاده از اين سلول ها پاره اي مسائل اخلاقي را به همراه دارد؛ زيرا جنيني كه سلول ها از آن گرفته مي شود، ديگر قادر به ادامه حيات نيست؛ به همين دليل تنها مي توان از تعداد محدودي از سلول هاي جنين هاي توليدشده به روش IVF و يا جنين هاي سقط شده اهدايي استفاده كرد كه تعداد بسيار كمي دارند. محقق ايراني برگزيده سيزدهمين جشنواره بين المللي تحقيقاتي رويان همچنين به ايسنا گفت: ما در مقايسه سلول هاي اوليگودندروسيت توليد شده از سلول هاي بنيادي جنيني و اوليگودندروسيت توليد شده از iPS به اين نتيجه رسيديم كه اينها در الگوي بيان ژن ها و ماركرهاي پروتئيني شباهت هاي بسيار زيادي دارند و سلول هاي توليد شده از iPS قابل پيوند هستند. پژوهشگر پژوهشكده سلول هاي بنيادي پژوهشگاه رويان افزود: سلول هاي اوليگودندروسيت توليد شده را به موش هايي كه غشاي ميلين آنها را در كياسماي بينايي شان از بين برده بوديم، پيوند زديم و خوشبختانه ميلين سازي و عملكرد عصب بعد از پيوند نسبت به گروه پيوند نشده (كنترل) افزايش يافت. پويا درباره ورود اين آزمايش ها و روش هاي درمان به مرحله انساني، خاطرنشان كرد: تا ورود به آزمايش هاي انساني هنوز راه زيادي داريم چرا كه بايد ايمني اين سلول ها در به وجود نياوردن تومور ثابت شود. در بيشتر مواقع اين iPSها با ناقل هاي ويروسي توليد شده اند و ژن هايي كه به آنها منتقل شده است توانايي تومورزايي دارند. وي همچنين گفت: علاوه بر اين پس از اتمام اين مرحله از طرح ما، گزارشي منتشر شد كه نشان مي داد سلول هاي iPS به طور كامل در پيوند ايمن نيستند و علي رغم اين كه از خود فرد توليد شده اند، مي توانند توسط بدن پس زده شوند كه اين مشكل نيز بايد پيش از شروع فاز انساني بررسي شود. وي با بيان اينكه سلول هاي اوليگودندروسيت بايد به حيوانات نزديك تر به انسان مانند ميمون ها نيز پيوند زده شود، افزود: كيفيت سلول هاي توليد شده نيز بسيار اهميت دارد، چرا كه توليد خالص اوليگودندروسيت در محيط آزمايشگاهي چندان كار آساني نيست. اين محقق ايراني همچنين به اهميت رساندن سلول هاي توليد شده به بافت مورد نظر اشاره و خاطرنشان كرد: ما بايد راهي براي رساندن اين سلول ها به بافت آسيب ديده بدون آسيب رساندن به بافت نخاع و مغز پيدا كنيم. اين پيوند نبايد به سيستم عصب مركزي آسيب برساند و جراحي ممكن است مشكلات افزون تري را پديد آورد. اين طرح سه سال پيش آغاز شده و نتايج آن سال گذشته ميلادي در مجله PLoS ONE به چاپ رسيده است.