Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 165092
تاریخ انتشار : 27 آبان 1391 0:0
تعداد مشاهدات : 121

روايتی از سفر جهادگران به روستاهای سيستان و بلوچستان (بخش اول)

كمال احمدی
محروميت زدايي در سنگرهاي جهادي كمال احمدي «خان محمد» سربالايي جاده خاكي را پشت سر گذاشت قدري ايستاد و نفسي چاق كرد و بعد هم با گوشه آستين پيراهن بلوچي اش عرق پيشاني اش را خشك كرد. پيرمرد چند كيلومتري بود كه چشم از لوله پلاستيكي آب برنداشته بود، دلش مي خواست هرچه زودتر محل پارگي لوله را پيدا كند و با وصل و پينه هميشگي جريان آب روستا را دوباره زنده كند. هر چند بايد مسير برگشت تا آبادي را باز هم پاي پياده طي مي كرد و كلي گردوخاك مي خورد ولي ارزشش را داشت چون 120 خانوار را از بي آبي يك هفته اي نجات مي داد! ماجراي فوق نه يك رمان خيالي بلكه واقعيتي است كه چندي پيش با سفر به برخي روستاهاي استان سيستان و بلوچستان ديار آفتاب و نخل هاي طلايي برايم آشكار شد.هر چند بسياري از مناطق اين استان با تلاش مسئولان انقلابي و همت جهادگران دلسوز و ياري مردم مؤمن از نعمت آب و برق و جاده مناسب برخودار است اما متأسفانه هنوز در گوشه هايي از اين استان پهناور صحنه هايي از محروميت اهالي از نعمات فوق به چشم مي خورد كه از آن جمله مي توان به روستاهاي «كناري» و «سرزه» در 26 كيلومتري بخش چانف شهرستان نيكشهر اشاره كرد. *روستاهاي صعب العبور براي رسيدن به اين روستاها همراه بچه هاي قرارگاه شهيد شوشتري جبهه جهادي منتظران خورشيد سوار ماشين هاي پرقدرت تويوتا مي شويم تا در جاده خاكي و صعب العبور منطقه كم نياورد.پيش از حركت، چند تا از جوانان چانفي توصيه مي كنند قيد ماشين هاي سواري همچون پژو و پرايد را بزنيد چون جاده آن روستاها از اين جور ماشين ها خوشش نمي آيد و زمين گير مي شويد. اين جملات نشان مي دهد كه چه راه سختي را در پيش رو داريم. از چانف كه فاصله مي گيري بايد تا آخر جاده آسفالته بروي و تازه از آن جا راه پرفراز و نشيب خاكي كه 26 كيلومتر است را طي كني و بعد از كلي بالا و پايين رفتن در مناطق كوهستاني بالاخره در نوك منطقه مرتفعي به روستاي «كناري» برسي. در نگاه نخست، چند اتاقك سنگي و تعدادي كپر علوفه و 30-20 تا بز و بزغاله كل مايملك اين روستاست. اما بيشتر كه دقت مي كني طبيعت بكر و زيباي منطقه چشم انداز وسيعي را در برابر ديدگانت قرار مي دهد كه دوست داري براي مدتها در نوك ارتفاع بايستي و در آرامش آبادي به دوردستها خيره شوي. اينجا فارغ از هاي و هوي شهري زنان و دخترانش اهل خودنمايي و تبرج نيستند تا حدي كه حتي حاضر به مصاحبه با خبرنگاران هم نمي شوند، حجاب اين زنان بلوچ آن قدر محكم و پوشيده است كه براي لحظاتي فراموش مي كني دماي هوا بالاي 30درجه است. جوانان و نوجوانان پرانرژي و صميمي روستا هم سرمايه ديگر كناري هاست كه دوست دارند سريع با مهمانان تازه وارد گرم بگيرند و باب دوستي را باز كنند. كمبودها در كنار نعمت ها هنوز در حال شمردن نعمتهاي روستا هستي كه حرفهاي خان محمد 60ساله توجه ات را جلب مي كند. پيرمرد خيلي ساده و صميمي مي گويد: «10 روز است كه آب نداريم و با الاغ و قاطر آب مي آوريم. جاده را هم كه ديديد خراب است از خانه بهداشت هم خبري نيست و اگر اينجا كسي مريض شود خيلي سختي مي كشد. هر كپسول گاز در چانف 5هزار تومان است اما اينجا كه مي آيد بين 10 تا 12 هزار تومان به فروش مي رسد. بسياري از جوانان هم بيكارند.» مي پرسم: چرا؟ مگر كشاورزي نيست؟ مي گويد: «كشاورزي داريم ولي آب نداريم. الان نزديك به 3 سال است كه بارش باران كم است.» - آب و برق چي؟ - برق داريم ولي براي آب شرب 13 كيلومتر تا لب چشمه لوله پلاستيكي كشيده ايم كه هر از چندي دچار پارگي شده و آب قطع مي شود. البته در بين دو روستاي «كناري» و «سرزه» روستاي ديگري با تعدادي خانوار قرار دارد كه نه آب دارند و نه برق! خان محمد همچنان از مشكلات مي گويد اما نگاه تو ناخودآگاه به نخلهاي سرسبزي دوخته مي شود كه در دامنه ارتفاع زنجيره زيبايي را خلق كرده اند. مي پرسم: نخل ها براي شماست؟ پاسخ مي دهد: بله، خدا را شكر اين نخلها امسال يك تن خرما داد. - پس وضعيت كشت و كار بد نيست؟ منصور بلوچي جوان 21ساله پاسخ مي دهد: «اينجا همه چيز مي شود كاشت؛ گندم، جو و حتي برنج چون زمينش خيلي حاصلخيز است ولي از آب خبري نيست.» - تا حالا خودتان براي حفر چاه آب همت كرده ايد؟ - نه كاري نكرديم. ولي حفر چاه نياز به مجوز و پروانه و... دارد ما كه نداريم. - خب پيگيري كنيد. شما بايد خودتان روستايتان را آباد كنيد. نبايد صرفا منتظر اقدامات مسئولان باشيد. نعماتي كه در اين جا هست در خيلي از كلان شهرها از جمله تهران نيست مثل هواي صاف و تميز، آرامش، همدلي و مهرباني مردم با يكديگر و... عبارات فوق، حرفهاي يكي از بچه هاي جهادي است كه خطاب به جوانان كناري مي گويد. جهادي ها به هر روستايي كه براي اولين بار پا مي گذارند ابتدا به بررسي مشكلات اساسي زندگي مردم از جمله آب و جاده و وضعيت بهداشت مي پردازند و بعد هم در سفر بعدي بلافاصله به رفع اين مشكلات در حد توان همت مي كنند. نبود سرويس بهداشتي و حمام نبود سرويس بهداشتي و حمام يكي از مشكلات مهم روستاهاي كناري و سرزه است كه بچه هاي جهادي قرارگاه شهيد شوشتري دنبال رفع آن هستند. فرشاد عالي دانشجوي كارشناسي ارشد كه مسئول قرارگاه است و 4 سال از عمرش را در روستاهاي سيستان و بلوچستان سپري كرده معتقد است براي رفع مشكلات اين روستاها بايد خود اهالي هم همت كنند تا مسئولان و بچه هاي جهادي نيز بتوانند كارها را پيش ببرند. وي مي افزايد: «اين استان باتوجه به نعمات خدادادي به واقع بهشت است و اگر كمي مورد عنايت قرار گيرد رشد قابل ملاحظه اي خواهد داشت. مثلا بسياري از روستائيان با حفر يك چاه آب به راحتي مي توانند داراي شغل مناسب و درآمدزا شوند و از روي آوردن به كارهاي ناهنجار پرهيز كنند. عالي در ادامه به فلسفه حضور جهادگران در مناطق محروم اشاره كرده و مي گويد: «حركت در راه خدا مهم ترين هدف جوانان مومن جهادي است. بچه ها از هيچ كس مزد و اجرتي طلب نمي كنند و اغلب از جيبشان هم براي كمك به مناطق محروم مايه مي گذارند.» وي معتقد است مردم اين مناطق كه به بيان امام راحل ولي نعمتان انقلابند علي رغم محروميت هاي فراوان همچنان در حمايت از انقلاب و اسلام و رهبري قاطع و استوارند و حتي در اين راه حاضرند جانشان را هم فدا كنند. *اشرار نمي خواهند بلوچستان آباد شود اين جهادگر راست مي گويد هرچه در اين روستاها با مردم انس مي گيري بيشتر به صفا و صميميت آنها و علاقه زايدالوصفشان نسبت به انقلاب پي مي بري. به طور مثال محمد رئيسي نوجواني كه فعلا سال سوم دبيرستان است و در بخش لاشار درس مي خواند مي گويد: «بعد از اينكه به دانشگاه رفتم و درسم تكميل شد به روستا برمي گردم و به مردم آباديم كمك مي كنم، اشرار نمي خواهند اينجا آباد شود.» دارخدا موسوي نوجوان 15 ساله اي هم كه هر روز يك ساعت و نيم راه با ماشين مي رود تا به مدرسه راهنمايي 12 فروردين چانف برسد حرف هاي محمد را تاييد مي كند و ادامه مي دهد براي درس خواندن سختي مي كشيم و راه زيادي مي رويم اما ارزشش را دارد. واقعا همين گونه است هميشه افرادي كه با سختي به نعماتي رسيده اند قدر آنها را به خوبي مي دانند اما شهري ها كه غرق در نعمت هاي الهي هستند گاهي فراموش مي كنند كه اين نعمت ها از ناحيه كيست و بعضا به كفران و ناسپاسي مبتلا مي شوند. با اهالي «كناري» خداحافظي مي كنيم و به روستاي «سرزه» پا مي گذاريم مردم با صفاي روستا با ديدن جهادگران بلافاصله دور بچه ها حلقه مي زنند و به خوش و بش مي پردازند. *«سرزه» سرزنده است سرزه اي ها به واقع سرزنده و شادابند هر چند كه مشكلاتشان همچون روستاي «كناري» نبود آب، جاده مناسب، سرويس بهداشتي، حمام و... است اما عليرغم اين كمبودها آن قدر مهمان نواز و باصفا هستند كه وقتي بچه هاي جهادي ساعت 4 بعدازظهر مي خواهند ناهار بخورند بلافاصله مدرسه ديني روستا را آماده مي كنند و ظرف و ظروفشان را هم مي آورند تا جهادگران نان و عدسي را با لذت خاصي در جمع دوست داشتني سرزه اي ها نوش جان كنند. پس از صرف نا هار، يكي از بزرگان روستا از خبرنگاران مي خواهد بنويسند «سرزه» سر زنده است اما مسئولان هم كمك كنند تا همچنان سرپا باشد. او مي گويد: «بيكاري در ميان جوانان زياد است و ما درآمد خاصي به جز يارانه نداريم و اگر اين يارانه نباشد نمي دانيم چه كنيم.» آب و جاده چقدر هزينه دارد؟ بزرگ ده چند بار تاكيد مي كند بنويسيد: «آب و جاده، آب و جاده و...» به راستي تامين اين خواسته هاي اوليه زندگي چقدر هزينه مي برد؟ آيا نمي توان اندكي از هزينه همايش ها و جشنواره هاي بي خاصيت يا كم خاصيتي كه در تهران و كلان شهرهاي كشور به بهانه هاي مختلف برگزار مي شود و بعضا با اسراف هايي نيز همراه است كاست و صرف عمران و آبادي اين روستاها كرد؟ آيا نمي شود از هزينه هاي گزاف دكوراسيون ها و مبلمان اتاق هاي مديران شهري كم كرد و خرج آب شرب روستاي كناري و سرزه كرد؟ آيا ما شهري ها مي توانيم قدري از مسابقه تجمل خود دست برداريم و اندكي از درآمدمان را براي آسفالت جاده هاي استان سيستان و بلوچستان اختصاص دهيم تا بچه هاي مدرسه اي روستاهاي استان بعضا مجبور نباشند هر روز براي رفتن به مدرسه بيش از يك ساعت گرد و خاك بخورند و كلي سختي بكشند؟ آيا فوتباليست هاي ميلياردي پرسپوليس و استقلال حاضرند يك صدم درآمدشان را براي اشتغالزايي جوانان هم سنشان در روستاهاي كناري و سرزه اختصاص دهند؟ آيا بازيگران سينما و تلويزيون و يا فلان خواننده موسيقي كه بابت هر دقيقه بازيگري و يا اجراي كنسرت ميليون ها تومان پول كسب مي كنند مي توانند از اندكي از درآمدشان چشم پوشي كنند و آن را صرف آبادي مناطق محروم كشور كنند؟ پاسخ همه سؤالات فوق مثبت است به شرطي كه قدري گذشت داشته باشيم و به قول رهبر عزيزمان سبك زندگي مان را تغيير دهيم. اين را يكي از جهادگران مي گويد و تصريح مي كند: «مگر حضرت آقا در سفر به استان خراسان شمالي خواستار تغيير در سبك زندگي ها خصوصا حذف تجملات و تشريفات زايد نشدند؟» وي سپس با اشاره به سبك زندگي مردمان روستاهاي سيستان و بلوچستان مي افزايد: « مردم اين روستاها به رغم تمامي كمبودها و محروميت ها بسياري از مايحتاج زندگي روزانه شان را خودشان تامين مي كنند و كمتر به محيط خارج وابسته اند. اين نكته آن هم در شرايطي كه كشورمان با انواع و اقسام تحريم ها و تهديدات اقتصادي مواجه است بايد به دقت مورد توجه عموم مردم و مسئولان قرار گيرد. يعني ما در شرايط فعلي هر چقدر بتوانيم از مصرف كالاهاي خارجي پرهيز كرده و به استفاده از توليدات داخلي روي بياوريم و يا اينكه از خريدهاي غيرضرور و تشريفاتي دوري كنيم يقينا به آن هدف حضرت آقا در تغيير در سبك زندگي مان نزديكتر شده ايم. *فوايد زندگي به سبك سرزه اي ساعتي به غروب مانده و بچه هاي جهادي قرارگاه «شهيد شوشتري» قصد خروج از «سرزه» را دارند. كودكان آبادي همراه بزرگ ترهايشان جوانان جهادي را در حلقه خويش گرفته و صحنه هاي شورانگيزي را خلق كرده اند. ميزبانان دوست دارند مهمان هايشان باز هم بمانند و اين مهماني باصفا به اين زودي تمام نشود اما جهادگران قرار است به روستاهاي ديگري نيز سر بزنند و اوضاع و احوال آنها را نيز جويا شوند. در مسير بازگشت، فرشاد عالي مسئول جهادگران مي گويد تا حالا به روستاهاي «كناري» و «سرزه» نيامده بوديم لذا كار جهادگران تازه در اين روستاها آغاز شده است اما در استان سيستان و بلوچستان روستاهاي زيادي وجود دارد كه با حضور جهادگران و همت مسئولان و مردم رنگ آبادي و عمران به خود گرفته و حتي منازل اهالي نيز از حالت كپري درآمده و با مصالح ساختماني جديد محكم ساخته شده است. در شماره هاي بعدي از اين روستاها و خلق و خوي مردمان آنها بيشتر خواهيم نوشت. ادامه دارد... * منبع: روزنامه کیهان، شنبه 27 آبان 1391