Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 165175
تاریخ انتشار : 29 آبان 1391 0:0
تعداد مشاهدات : 313

تأثیر آموزه های عاشورا بر انقلاب اسلامی (بخش اول)

مهناز مولایی خبرگزاری فارس: نهضت عاشورا به رهبری امام حسین(ع) حرکتی عظیم و انسان ساز در جهت احیای ارزش های انسانی در طول تاریخ بشری است. عاشورا قیامی یک روزه نیست که پایان یابد؛ بلکه یک فرهنگ است. انقلاب عظیم اسلامی ایران به رهبری احیاگر حیات بشری، حضرت امام خمینی یکی از معجزه های بزرگ قرن و از وقایع کم نظیر سده معاصر به شمار می آید. این انقلاب اسلامی با جان فشانی ها و فداکاری های بسیار زیادی به ثمر رسیده است. از آنجایی که انقلاب اسلامی ایران برگرفته از قیام عاشوراست؛ بنابراین با تبین نهضت عاشورا، عوامل و اهداف آن می توانیم علت شکل گیری انقلاب و اهداف آن را خوب درک کنیم. انقلاب حسینی، خاستگاه همه جنبش ها و انقلاب های تاریخ بشری و راهنمای همه انقلابیون بوده است؛ از این رو باید فرهنگ عاشورایی مورد تحلیل قرار گیرد و ترویج شود تا سایر کشورها نیز به قیام علیه حاکمان جور برخیزند و با گسترش فرهنگ شیعی و اسلامی، جامعه را به مدینه فاضله تبدیل نمایند. تبیین نهضت عاشورا نهضت عاشورا نهضت عاشورا به رهبری امام حسین(ع)حرکتی عظیم و انسان ساز در جهت احیای ارزش های انسانی در طول تاریخ بشری است. عاشورا قیامی یک روزه نیست که پایان یابد؛ بلکه یک فرهنگ است. فرهنگی که جوامع بشری را از اسارت مرگبار نادانی و ذلت رهایی می بخشد. عاشورا ستیز دائم حق با باطل و حقیقتی همیشه زنده است که به حسینیان تاریخ راه و رسم آزادگی و شیوة ظلم ستیزی می آموزد و به همه زورگویان ستم پیشه تاریخ درس عبرت می دهد که زورمداری و نیرنگ و دنیاداری، عوامل پایداری برای پیروزی نیستند و آن ها که به این عوامل دل ببندند، باید در انتظار شکست ننگین و خفّت بار باشند. بسترها و زمینه های عاشورا قیام سالار شهیدان به عنوان بزرگ ترین حادثة تاریخ اسلام پس از رحلت پیامبر اکرم6 و به عنوان یک انقلاب بزرگ اجتماعی، دارای بسترها و زمینه های زیادی می باشد؛ از جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد: 1. فساد دستگاه خلافت و رهبری در مکتب الهی، رهبری و امامت از جایگاه والایی برخوردار است و رهبر جامعة اسلامی باید دارای ویژگی هایی باشد که او را از دیگران ممتاز کند. هدف از امامت و رهبری برقراری قسط و عدالت و ایجاد محیطی پاک و سالم برای پرورش استعدادهای انسانی است. رسیدن به این اهداف متعالی نیز میسر نمی شود، مگر آنکه رهبران جامعه افراد شایسته، عادل، لایق، پیرو حق و عدالت و معتقد به مکتب و دلسوز جامعه باشند. از این روست که شیعه معتقد است انبیای الهی و ائمه اطهار: باید دارای مقام عصمت باشند تا بتوانند رهبری جامعة اسلامی را به عهده بگیرند و مردم را به راه راست رهنمون شوند.پس از رحلت پیامبر اکرم(ص)با تشکیل سقیفه، جامعة اسلامی از مسیر اصلی خلافت و رهبری منحرف گشت و رهبری جامعة اسلامی به دست نااهلان افتاد و با روی کار آمدن خلفای سه گانه انحرافات و بدعت های زیادی در دین ایجاد شد؛ به گونه ای که جامعة مسلمین را به اوج انحطاط و تباهی کشاند. عادت و خلق و خوهای جاهلی را احیا کردند، سنت ها و ارزش های اصیل اسلامی را از بین بردند و تا جایی پیش رفتند که حتی نامی از اسلام و پیامبر(ص)و حضرت علی(ع)باقی نماند. امام حسین(ع):. پس از شهادت امام علی(ع) معاویه با فریب دادن مردم، امام حسن(ع) را از خلافت بر کنار نمود و خود بر مسند خلافت نشست و فساد و بی عدالتی را به اوج خود رساند، اما تا تحقق اهداف شوم خویش راه درازی در پیش داشت؛ بنابراین با دسیسه اعطای ولایت عهدی به فرزندش یزید، در تصور خویش تداوم راهش را تضمین می کرد. فرمانروایی یزید بر عرصه وسیع حاکمیت اسلام و تکیه زدنش بر اریکه خلافت به مثابه باز شدن سد عظیمی بود که امام حسن مجتبی(ع) با صلح با معاویه مانع از حرکت سیل آسای معاویه و دودمنانش شده بود، اما فرمانروایی یزید بر عرصه خلافت به معنای راه افتادن سیلی مهیب تر، ویرانگر و پرقدرت تر از گذشته بود. بنابراین امام حسین(ع) برای باز گرداندن خلافت به مسیر اصلی خود، بر ضد حاکم زمانة خود قیام و خود را شایسته خلافت و رهبری معرفی کرد. آن حضرت خود را به عنوان خلیفة منصوب از جانب خدا، موظف می دانست که مردم را از زیر سلطة یزید فاقد صلاحیت، خارج کند و خود، زمام امور را به دست گیرد. 2. انحطاط اخلاقی و خطر بازگشت به جاهلیت با آغاز بعثت (ص)و دعوت علنی ایشان، تعلیم و تربیت اسلامی توسط حضرت آغاز شد.ارزش ها جای ضد ارزش ها را گرفت، معیارهای برتری افراد که قبیله و داشتن نسب، ثروت و مقام شمرده می شد؛ تغییر یافت و ملاک برتری و فضیلت، تقوا، علم و جهاد معرفی شد.غارت و وحشی گری از میان اعراب کم کم از بین رفت و جای آن را صلح و برادری گرفت. زن که مایه ننگ و سرافکندگی خانواده محسوب می شد، ارج و منزلتی والا یافت و در نهایت تعالیم ارزشمند اسلامی به عصر تاریک جاهلیت خاتمه داد. آثار این تحول و دگرگونی که در دوران زندگی پیامبر اکرم(ص) به وضوح دیده می شد و تا سال ها پس از رحلت ایشان نیز ادامه داشت، با روی کار آمدن عثمان و تعدّی بنی امیه در نظام خلافت، جامعة اسلامی در سرآشیبی سقوط اخلاقی قرار گرفت، رفته رفته معیارهای جاهلی زنده شد و رفاه طلبی، جایگزین ایثار و شهادت طلبی گردید؛ بنابراین امام حسین(ع) برای احیای دوبارة ارزش های اسلامی و اخلاقی دست به قیامی مقدس زد. 3. ظهور بدعت ها از دیگر عوامل زمینه ساز عاشورا ظهور بدعت ها می باشد. در تعریف بدعت گفته اند: .یکی از خطرهایی که همواره مکتب ها را تهدید می کند، پدید آمدن بدعت هاست؛ زیرا اساس شریعت را متزلزل می کند. پیامبر بزرگوار اسلام(ص) که همواره نگران به وجود آمدن این خطر در دین بودند، آن را به مردم گوشزد می کردند و در زمینه بدعت می فرمودند: . بعد از رحلت به تدریج انحراف و بدعت در دین آغاز شد و با سیطرة امویان بر جهان اسلام بدعت ها به اوج خود رسید؛ از جمله خواندن نماز جمعه در روز چهارشنبه، قضاوت های متفاوت با احکام اسلامی و ... . بنی امیه احکام خدا را به بازیچه و مسخره می گرفتند و هر طور که می خواستند عمل و در دین خدا تغییر و تبدیل ایجاد می کردند. یزید علناً شراب می خورد، به فساد و گناه تظاهر می کرد و احکام اسلام را به راحتی زیر پا می گذاشت؛ به همین علت امام حسین(ع) به دفاع از حریم دین و مبارزه با بدعت ها پرداخت. امام در نامه ای به سران قبایل بصره نوشت:. علل و عوامل نهضت عاشورا علل و عوامل متعددی در ایجاد نهضت عاشورا دخیل می باشند؛ به گونه ای که سبب شده است که ماهیت این واقعه بزرگ تاریخی پیچیده شود. به طور کلی سه عامل را می توان در نهضت حسینی مؤثر دانست: 1. بیعت خواهی یزید پس از آنکه معاویه در نیمه رجب سال شصت هجری در دمشق درگذشت، یزید با وجود آنکه پدرش برای ولایت عهدی از مردم بیعت گرفته بود، برای تحکیم پایه های حکومت خود، از مردم خواست که با وی بیعت کنند. به این منظور، نامه ای به ولیدبن عقبه، والی مدینه نوشت تا از مردم مدینه برای او بیعت بگیرد. فرمانروایی یزید بر عرصه وسیع حاکمیت اسلام و تکیه زدنش بر اریکه خلافت به مثابه باز شدن سد عظیمی بود که امام حسن مجتبی(ع) با صلح با معاویه مانع از حرکت سیل آسای معاویه و دودمنانش شده بود، اما فرمانروایی یزید بر عرصه خلافت به معنای راه افتادن سیلی مهیب تر، ویرانگر و پرقدرت تر از گذشته بود.بنابراین امام حسین(ع) برای باز گرداندن خلافت به مسیر اصلی خود، بر ضد حاکم زمانة خود قیام و خود را شایسته خلافت و رهبری معرفی کرد. ولید شبانه و پیش از بیعت گرفتن از مردم به سراغ امام(ع) رفت تا از امام بیعت بگیرد؛ اما امام(ع) از بیعت امتناع ورزید و سپس فرمود: .آن حضرت همچنین در جواب برادرش محمدبن حنفیه فرمود:. 2. دعوت کوفیان با خودداری امام حسین(ع) از بیعت با یزید و اطلاع یافتن مردم کوفه از این ماجرا، آن ها با ارسال نامه های فراوان از آن حضرت دعوت کردند که به کوفه برود و امامت آن ها را بپذیرد.امام(ع)، ابتدا مسلم بن عقیل را برای تحقیق امر، به کوفه فرستاد. مسلم بن عقیل اخبار دل گرم کننده ای به امام حسین(ع) گزارش کرد. در نتیجه، حجت بر امام تمام و در حقیقت تکلیفی از ناحیة مردم به دوش امام گذارده شد. امام حسین(ع) در این زمینه می فرمایند:.با بی وفایی مردم ـ با آن همه نامه هایی که نوشتند ـ هنگامی که امام(ع) به سر حد کوفه رسید، با لشکر حر مواجه شد و به مردم کوفه فرمود: . این سخن امام(ع) به معنای بیعت با یزید و صرف نظر کردن از امر به معروف و نهی از منکر نبود. 3. امر به معروف و نهی از منکر امر به معروف و نهی از منکر، از مهم ترین دستورات دین مبین اسلام است که سعادت افراد جامعه در گرو عمل به این اصل می باشد. ترک این فریضة مهم، موجب از هم گسیختگی جامعه و تسلط اشرار بر جامعه می گردد. قرآن کریم بهترین امت ها را، امتی می داند که امر به معروف و نهی از منکر کند. در صدر اسلام علی رغم توصیه های اکید (ص)دربارة این فرضیه، سستی های زیادی انجام گرفت تا جایی که پس از رحلت آن حضرت، این اصل به تدریج به فراموشی سپرده شد.مسلمانان در مقابل محرمات و انحرافات ایجاد شده در دین یا سکوت اختیار کردند یا آن را به یکدیگر وا گذاشتند. این امر موجب شد تا حکومت در دست نااهلان و نابخردان قرار گیرد؛ با خانه نشین کردن امام علی(ع)، باب انحراف و بدعت در دین گشوده و راه هدایت بسته شد. پس از شهادت امام علی(ع)، جامعه وضعیت بدتری پیدا کرد؛ زیرا معاویه با در دست گرفتن حکومت، بدعت ها و انحرافات زیادی در دین ایجاد و ارزش های جاهلی را دوباره زنده کرد و ارزش های معنوی انسانی را کم رنگ نمود. در حقیقت نابودی جامعه اسلامی به علت ترک فریضة مهم امر به معروف و نهی از منکر بود. در چنین اوضاعی بود که امام حسین(ع) خود را به قیام و نهی از منکر عملی مکلف دانست و در مناسبت های مختلف به بیان این عامل پرداخت. آن حضرت در وصیت نامه ای به محمدبن حنفیه چنین نوشت: . اهداف نهضت عاشورا امام حسین بن علی(ع)در سخنان و پیام هایش بارها به اهداف نهضت خود تصریح نمود: 1. اصلاح امت؛ 2. احیای سنت و سیره پیامبر اکرم(ص) و حضرت علی(ع)؛ 3. ستیز با ستمگران. هر چند اهداف دیگری نیز در قیام آن حضرت وجود دارد، اما با کمی تعمق به این نتیجه خواهیم رسید که همه آن ها از این اهداف منشعب می گردد. 1. اصلاح امت هنگامی که امام حسین(ع) با سپاه روبه رو شد، ضمن سخنانی به اهداف نهضت خود پرداخت و فرمود: .در دوران معاویه و یزید تبعیض نژادی و اختلاف طبقاتی غوغا می کرد. بنی امیه بیت المال را در اختیار داشتند و اموال کلان را به حاشیه نشینان عیاش و شهوتران می دادند؛ در عوض مردم به سختی زندگی را می گذراندند و حتی در طول ماه ها نمی توانستند حاجت خود را به حکومت برسانند. امام حسین(ع) در وصیت نامه ای به محمدبن حنفیه چنین نوشت: . امام حسین(ع) با مشاهدة این اوضاع دست به قیامی خونین زد و در فرازهایی از سخن های خویش هدف خود را از این قیام اصلاح امور امت اسلامی معرفی کرد و فرمود: . 2. احیای سنت و سیرة (ص)و حضرت علی(ع) حکومت اموی از نخستین روز تشکیل حکومتش که مدتی پس از رحلت (ص)پیش آمد، بر مبنای اسلام ستیزی تأسیس شد، ابوسفیان تأکید کرد: و همت خود را برای قبض حکومت و دست به دست کردن آن صرف کنند. یادگار نخستین او، معاویه، همت خود را برای دفن نام (ص)و تحریف سخنان ایشان و جعل حدیث به کار برد؛ همچنین تمام تلاش خود را در محو نمودن نام و آثار علوی و اهل بیت (ص)اختصاص داد؛ ده ها بدعت را در دین اسلام و میان مسلمین به جای گذاشت؛ حلال خدا را حرام و حرام را حلال کرد؛ به فرزندش یزید درس تحریف داد و شیوة مبارزه با اصول اسلامی را به او آموخت. یزید نیز مسیر پدرش را در سنت شکنی و اسلام ستیزی در پیش گرفت. امام حسین بن علی(ع)در تمام دوران خلافت معاویه، به زمینه سازی برای مبارزه مؤثر پرداخت، ابزار لازم را فراهم ساخت و پس از به خلافت رسیدن یزید، خاندان و یاران خود را فراخواند و آن گاه اعلام نمود:. 3. ستیز با ستمگران امام حسین(ع) در مورد یزید به فرماندار وقت مدینه، ولیدبن عقبه، فرمود: .یزید نه تنها شب و روز را به عیاشی و شهوت رانی می گذراند و شراب می نوشید؛ بلکه حکم اسلام را زیر سؤال می برد و می گفت: من شراب را به حکم عیسی بن مریم می خورم. همچنین در ظاهر نیز آن چنان فساد می کرد که هواداران معاویه به وی نامه نوشتند که یزید آبروی تو را بر باد می دهد. امام حسین(ع) نیز برای مبارزه با چنین عنصری به پا خواست و فرمود:. منبع:نامه جامعه - شماره هفتاد و هفت ادامه دارد............... * منبع: خبرگزاری فارس, دوشنبه 29 آبان 1391