Index
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 165177
تاریخ انتشار : 30 آبان 1391 0:0
تعداد بازدید : 308

تأثیر آموزه های عاشورا بر انقلاب اسلامی (بخش دوم)

مهناز مولایی خبرگزاری فارس:تأکید امام حسین(ع) بر احیای سنت و سیرة جدش رسول خدا(ص)،شیوه ای تأثیرگذار در بدعت ستیزی و حفاظت از دین بود. امام خمینی(قدس ره)نیز با درس گرفتن از قیام مقدس امام حسین(ع)، با بدعت هایی که شاه و عمالش در دین ایجاد کرده بودند، به مبارزه پرداخت. اشاره واقعه عظیم عاشورا با همه ابعاد و گستردگی اش تأثیر مستقیمی در نهضت بزرگ امام خمینی(قدس ره)دارد. در شماره گذشته به تبیین نهضت بزرگ عاشورا و بسترها و زمینه های به وجود آورندة این واقعه سترگ پرداختیم و نیز اهداف آن را بیان نمودیم. اینک در ادامه بحث به تأثیر آموزه های عاشورا بر انقلاب اسلامی در دو بخش آموزه های اعتقادی و اخلاقی می پردازیم. بررسی ها نشان می دهد که مهم ترین علل انحطاط و سقوط جامعه اسلامی پس از رحلت پیامبر اکرم(ص)، برداشت نادرست از دین و فهم غلط معارف اسلامی بوده است. این برداشت نادرست از دین، سبب شد که افرادی دین را به نفع خود تفسیر کنند و دین را ابزاری برای رسیدن به حکومت و اهداف خود قرار دهند. در راستای تحقق این اهداف، دین شناسان واقعی همچون حضرت امام علی(ع)، سلمان فارسی و ابوذر غفاری کنار گذاشته شدند و افرادی همانند کعب الاحبار یهودی و ابوهریره ادعای مسلمانی کردند، مفتی اعظم مسلمانان گشتند و افرادی چون صحابه و یاران پیامبر(ص) را کافر و فاسق خواندند، آن گاه با جعل احادیث و تفسیرهای انحرافی از دین، مردم را از حقیقت دین و ارزش های اصیل اسلامی دور نگه داشتند. علاوه بر علمای درباری، فرصت طلبان و زراندوزانی چون طلحه و زبیر برای حفظ منافع مادی و اقتصادی خویش امام علی(ع) را به کفر متهم نمودند و مقدس مآبانی چون خوارج نهروان با تأویل آیات خدا بر حضرت علی(ع) شمشیر کشیدند. در چنین شرایطی بود که بنی امیه حاکمیت در جامعه اسلامی را در دست گرفتند و برای توجیه حکومت ظالمانه شان به ترویج اندیشه جبرگرایانه پرداختند؛ اندیشه ای که احساس هرگونه مسئولیت اجتماعی را از انسان سلب می کرد و چون با نام خدا و ارادة الهی صورت فریبنده ای داشت، در ظاهر صحیح به نظر می آمد. در آستانة قیام امام حسین(ع) مردم که با القائات علمای درباری و احادیث جعلی پرورش یافته بودند، به راحتی پذیرفتند که اگر امام علی(ع) شکست خورد، خدا نمی خواست تا او بر مسند حکومت باقی بماند و اگر حزب اموی زمام امور مسلمین را در دست دارد، خدا چنین موهبتی را به آنان عطا کرده است و اگر امام حسین(ع) کشته می شود و خاندانش اسیر می گردند، خدا چنین خواسته است. بنابراین امام حسین(ع) با قیام خود می خواست دین را احیا کند تا ارزش های اسلامی دوباره بر جامعه حاکم گردد. همان گونه که در زمان امام حسین(ع) جامعه در زمینه عقاید دینی دچار آسیب جدی شده بود، در زمان حضرت امام خمینی(قدس ره)نیز دین دچار آسیب های زیادی شده بود؛ از جمله آنکه در آن زمان دین به گونه ای رایج شده بود که مردم آن را امری فردی و عبادی ـ می دانستند و معتقد بودند که دین به هیچ یک از امور سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جامعه کاری ندارد.چنین برداشتی از دین همواره مطلوب و خاستة طبقات حاکم بر جامعه بوده است؛ زیرا با ترویج این نوع تفکر و معرفی دین به عنوان آئین عبادی ـ فردی، از شورش ها و تظاهرات مردم علیه نظام حاکم جلوگیری می شد. حضرت امام خمینی(قدس ره)بارها در کلام خود به احیای دین توسط سید الشهداء(ع) اشاره کرده و فرموده است:. امام خمینی(قدس ره)همواره برای دلگرمی مردم به اسلام و بیدار شدن وجدان مذهبی ملت و شعور و استقلال و اعتماد به نفس در مسلمانان، بارها مردم را از قدرت اسلام آگاه می ساخت و فرهنگ غنی اسلام، اعتماد به نفس، اتحاد و همبستگی ملت مسلمان، بی نیازی مسلمین از دیگران و دیگر پایه های قدرت اسلامی را که در دسترس مسلمان هاست، گوشزد و با فریاد رسای خویش اعلام می کرد که مسلمان ها با همین قدرت که در اختیار دارند، می توانند دژهای کفر و ستم را یکی پس از دیگری فرو ریزند و بر آن ها پیروز گردند. مهم ترین علل انحطاط و سقوط جامعه اسلامی پس از رحلت پیامبر اکرم(ص)، برداشت نادرست از دین و فهم غلط معارف اسلامی بوده است. این برداشت نادرست از دین، سبب شد که افرادی دین را به نفع خود تفسیر کنند و دین را ابزاری برای رسیدن به حکومت و اهداف خود قرار دهند. ایشان این قدرت و توانایی اسلام را به غرب زدگان و به اصطلاح روشنفکران نیز گوشزد می کرد که بیدار شوند و به دامن ملت و اسلام باز گردند و از دشمنی و کینه ورزی با آن ها دست بردارند.امام(قدس ره)با الهام گرفتن از قیام عاشورا برای دمیدن روح حیات دینی به ملت های مسلمان و به منظور ایجاد حرکت و انقلاب در آن ها، اسلام ناب را که دین حرکت و انقلاب و کوشش است، احیا و بر آن تأکید کرد و تبلیغات شوم دشمنان که سالیان دراز مسلمان ها را به خواب کشانیده بود، خنثی و مسلمین را بیدار نمود و به اسلام تحرک و پویایی و حیات بخشید. بدعت ستیزی از دیگر آموزه های اعتقادی عاشورا بدعت ستیزی است. پس از رحلت پیامبر(ص) و با نفوذ تیره سفیانی امویان، بدعت های زیادی در دین ایجاد شد؛ از جمله آنکه ملاک ارزش گذاری تغییر یافت. ملاک ارزش گذاری در اسلام تقوا و دینداری شمرده می شد، اما در عصر امویان به مال و منال و تعصبات قومی و قبیله ای تغییر یافت. ایجاد بدعت از زمان عمر و با حرام کردن متعه به وجود آمد. بدعت های زیادی همچون پوشیدن لباس ابریشم، استعمال ظروف طلا و نقره، ترک مجازات دزد و... به وجود آمد و تا دوران حکومت معاویه ادامه یافت که مهم ترین آن نیز تحمیل ولایتعهدی یزید بود. در چنین شرایطی بود که امام حسین(ع) مبارزه با بدعت های ایجاد شده را رسالت خود دانست و نسبت به سست شدن پایه های عقاید و جان گرفتن جاهلیت حساسیت نشان داد و به قیام پرداخت. تأکید امام(ع) بر احیای سنت و سیرة جدش رسول خدا(ص)، شیوه ای تأثیرگذار در بدعت ستیزی و حفاظت از دین بود. امام خمینی(قدس ره)نیز با درس گرفتن از قیام مقدس امام حسین(ع)، با بدعت هایی که شاه و عمالش در دین ایجاد کرده بودند، به مبارزه پرداخت. محمدرضا شاه از سال های 39 و 40 با طرح لوایح شش گانه آمریکایی، انقلاب سفید در 19 دی و برگزاری رفراندوم شش بهمن سال 134(قدس ره)در تأیید آن و به مدد حامیان خارجی اش، به طور حساب شده تر و ظریف تر مبارزه ای را آغاز و به دنبال آن، تلاش کرد تا فرهنگ جدیدی هماهنگ و همسو با حکومت و سیاستش خلق کند. فرهنگ شاه ترکیبی از دو عنصر فرهنگ غربی و فرهنگ ایران باستان بود. او جشن های دو هزار و پانصدساله و جشن های تاج گذاری و... را به عنوان ابزاری برای ترویج فرهنگ ایران باستان مورد استفاده قرار داده بود. پخش گسترده فیلم های سینمایی، رمان های غربی، برگزاری جشن هنر شیراز و همانند آن ها برای توسعه و ترویج فرهنگ غربی و ایجاد بدعت در دین بود. همچنین از عناصر چهارگانه فرهنگ ایرانی، تحت عنوان میهن پرستی، به جغرافیای سیاسی و طبیعی ایران تکیه می شد. از تاریخ دو هزار و پانصد ساله نیز به طور عمده به تاریخ ایران باستان، هخامنشیان و ساسانیان زرتشتی تکیه می شد. دین اسلام که عنصر اصلی فرهنگ ما بود، آماج اصلی تهاجمات شاه قرار می گرفت. بزرگ ترین و آشکارترین تجاوز او به فرهنگ اسلامی مردم ایران، تغییر مبدأ هجری و تبدیل آن به مبدأ شاهنشاهی بود. این تغییر در حقیقت ایجاد بدعتی بزرگ در دین بود. شاه و عمال او در پوشش فعالیت های فرهنگی، برای اسلام زدایی و بدعت در دین تلاش می کردند. امام خمینی(قدس ره)نیز به مخالفت با رفتارهای ضد دینی، مانند قمار، فیلم های غیر اخلاقی و به ویژه مشروب خواری و مشروب فروشی می پرداخت.علت تأکید امام(قدس ره)بر مبارزه با مشروب خواری نیز به این دلیل بود که مصرف مداوم مشروبات الکلی، منجر به گسترش رفتارهای ضد اخلاقی و ضد مذهبی می گردید. امر به معروف و نهی از منکر خداوند برای هدایت و راهنمایی بشر، دستورات و احکامی صادر نموده که به وسیله کتب آسمانی و نیز پیامبران الهی اعلام شده است. یکی از مهم ترین دستورات دین اسلام، وجوب امر به معروف و نهی از منکر است. در تعریف این فریضه گفته اند: ، به معنای هر کار نیک، شایسته و خداپسندی است که دین به آن دستور داده است و ، هر عمل ناپسند و خلافی است که شیطان به آن دعوت کند. این خوبی ها و بدی ها گاه در مورد مسائل فردی و جزئی و گاهی نیز در امور اجتماعی و حکومتی است. فریاد امام(قدس ره)در برابر ظلم ها، غارت ها، چپاول ها و زیر پا گذاشتن دستورات اسلام از سوی سردمداران رژیم، قسمت عمده ای از حجم سخنرانی های ایشان را در دوران نهضت تشکیل می دهد.همة این موارد در کنار دعوت به اجرای اسلام و پیاده کردن احکام آن، محقق انگیزه امر به معروف و نهی از منکر بود. فریاد اسلام خواهی امام(قدس ره)حتی انگیزة ملت خواهی را تحت الشعاع قرار داد. فریضه امر به معروف و نهی از منکر تا اندازه ای اهمیت دارد که طبق روایتی بر پا شدن سایر واجبات الهی منوط به پیاده شدن این فریضه است. تاریخ اجتماعی صدر اسلام مؤید این روایت می باشد. تاریخ اجتماعی اسلام نشان می دهد که پیامبر گرامی اسلام(ص) با تکیه بر اصل نهی از منکر، ابتدا توانست پلیدی ها و انحراف ها را از جامعة جاهلی عرب بزداید و جامعه را اصلاح کند، سپس با بهره گیری از اصل امر به معروف، جامعه ای بنیان نهد که در آن ایثار، شهادت، عدالت، رستگاری و... جایگزین شقاوت ها، کژی ها و ارزش های معنوی و انسانی به جای ارزش های جاهلی و غیر انسانی حاکم گردد. پس از رحلت پیامبر(ص) جامعه اسلامی به اندازه ای به انحراف کشیده شد که معروف ها، ترک و منکرها در جامعه رواج یافت. در زمان امام حسین(ع) دیگر به این فرضیه مهم عمل نمی شد و در حقیقت چیزی از اسلام باقی نمانده بود. در چنین زمانی بود که امام حسین(ع) انجام فریضه امر به معروف و نهی از منکر را بر خود واجب دانست. گاه با سخنرانی و خطابه بر ضد بنی امیه و گاه با مصادره کردن اموال از کاروان شام در دوران زمامداری معاویه و سرانجام در زمان سلطنت یزیدبن معاویه، به قصد اصلاح امور جامعه و نهی از منکر به همراه همه دارایی اش که خاندان عصمت و طهارت: بودند، به قیام برخاست. بی تردید یکی از انگیزه هایی که امام خمینی(قدس ره)نیز بر آن تأکید داشتند، رفع منکرات از دولت بود. فریاد امام(قدس ره)در برابر ظلم ها، غارت ها، چپاول ها و زیر پا گذاشتن دستورات اسلام از سوی سردمداران رژیم، قسمت عمده ای از حجم سخنرانی های ایشان را در دوران نهضت تشکیل می دهد. همة این موارد در کنار دعوت به اجرای اسلام و پیاده کردن احکام آن، محقق انگیزه امر به معروف و نهی از منکر بود. فریاد اسلام خواهی امام(قدس ره)حتی انگیزة ملت خواهی را تحت الشعاع قرار داد. امام(قدس ره)به صراحت در مقابل کسانی که به انگیزه های ملی در قیام شرکت داشتند، می فرمود:. حضرت امام خمینی(قدس ره)در دوران نهضت به منکراتی که به دست رژیم صورت می گرفت، اشاره های مکرری داشت؛ چنانکه در آغاز نهضت در پیامی به ملت فرمود:.منکرات مختلفی که امام(قدس ره)در جهت دفع آن به مبارزه پرداخت، منحصر به احکام فرهنگی نبود. ظلم سیاسی، اقتصادی و حرکت های ظالمانة شاه و قتل و غارت های رژیم، همه و همه در این زمینه مؤثر بود. حضرت امام(قدس ره)امر به معروف و نهی از منکر را از اصول مهم جامعة اسلامی می دانست که مصلح اجتماع و جامعه است و در این زمینه می فرمود:. آموزه های اخلاقی عزت و آزادگی یکی از آموزه های اخلاقی عاشورا، عزّت و آزدگی است. آزادگی، حرّیت آدمی و رهایی او از قید و بندهای ذلت آور و حقارت بار است. آزادگی به آن معناست که انسان کرامت و شرافت خود را بشناسد و به خاطر زندگی زودگذر دنیوی، تن به پستی و ذلت و حقارت نفس ندهد.بسیاری از انسان ها در مواجه شدن با سختی ها و مشکلات زندگی، به خاطر رسیدن به تمنیات دنیوی هرگونه حقارت و اسارت را می پذیرند؛ اما احرار و آزادگان حتی از جان خویش می گذرند و تن به ذلّت نمی دهند. نهضت عاشورا جلوة بارزی از آزادگی امام حسین(ع) و خاندان و یاران شهید اوست. اگر آزادگی نبود، امام حسین(ع) تن به بیعت می داد و کشته نمی شد، اما وقتی می خواستند به زور از آن حضرت به نفع یزید بیعت بگیرند، زیر بار نرفت و فرمود:.روح آزادگی امام(ع) سبب شد حتی در آن حال که مجروح بر زمین افتاده بود، نسبت به تصمیم سپاه دشمن برای حمله به خیمه های زنان و فرزندان، برآشوبد و آنان را به آزدگی دعوت کند: . روح آزادگی امام حسین(ع) سبب شد حتی در آن حال که مجروح بر زمین افتاده بود، نسبت به تصمیم سپاه دشمن برای حمله به خیمه های زنان و فرزندان، برآشوبد و آنان را به آزدگی دعوت کند: . حضرت امام خمینی(قدس ره)نیز به پیروی از سالار شهیدان در آغاز مبارزه، برای حفظ عزت خود و ملت پس از فاجعه مدرسه فیضیه در مقابل طاغوت زمان این چنین فرمودند:. مقام معظم رهبری در این رابطه فرموده اند:. در فرمایشی دیگر فرموده اند: . حضرت امام خمینی(قدس ره)با انقلاب خونین خود عزت و شرف از دست رفته ملت را به آنان بازگرداند. اگر امروز ایران می تواند در مقابل زورگویی های استکبار بایستد، نتیجة اعاده شخصیت، عزت نفس و کرامت انسانی ملت ایران توسط رهبر فرزانه انقلاب است. اگر امروز ایران در جامعة جهانی سر بلند و در مجامع بین المللی از جایگاه ویژه ای برخوردار است، نتیجه اطاعت از بنیان گذار انقلاب است؛ در حقیقت و باطن امر نتیجه قیام عاشوراست که امام حسین(ع) با نهضت خود عزت و آزادگی را برای همیشة تاریخ به جهانیان آموخت. صبر و استقامت از مهم ترین مسائل در سرنوشت ملت هاست. ملتی که توان تحمل سختی ها و صبر در مسائل و مشکلات را نداشته باشد، هیچ گاه به پیروزی نمی رسد؛ شاید به همین دلیل بود که امام حسین(ع) از آغاز حرکت و قیام خویش، اصحاب و انصار به خصوص اهل بیت خود را به صبر و شکیبایی توصیه می کرد. گویا امام حسین(ع) می خواست به همة نسل های آینده این درس بزرگ را بدهد که بدون صبر هرگز به قلّة پیروزی نخواهید رسید. آنچه حماسه کربلا را به اوج ماندگاری و تأثیرگذاری و فتح معنوی رساند، روحیة مقاومت امام حسین(ع) و یاران و همراهان او بود؛ از همین رو امام از آغاز، نیروهایی را به همراهی طلبید که مقاوم باشند و در یکی از منزلگاه های میان راه فرمودند: . حضرت امام خمینی(قدس ره)نیز در مورد وظایف عمومی مسلمین برای صیانت از اسلام می فرماید:. در کلامی دیگر این چنین می فرماید:لکن فداکاری هایش [فداکاری های سیدالشهداء(ع)] را باید حساب کنیم. باید ارزش آن کاری که او کرده است و آن بساط ظلمی که به هم زد، است [را بیان کنیم]. مگر خون ما رنگین تر از خون سیدالشهداست؟ چرا بترسیم از اینکه خون بدهیم،یا اینکه جان بدهیم؟ آن دستورالعمل امام حسین(ع)، دستور است برای همه، کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا دستور است به اینکه هر روز و در هر جا باید همان نهضت را ادامه بدهید. حضرت امام(قدس ره)ضرورت صبر و استقامت در برابر مشکلات را مورد تأکید قرار می دهد و می فرماید: صبر، کلید ابواب سعادات و سر منشأ نجات از مهالک است. صبر، بلیات را بر انسان آسان می کند و مشکلات را سهل می نماید و عزم و اراده را قوت می دهد. مقصد هرچه بزرگ تر باشد، رنج در راه آن هر چه زیاد باشد، باید انسان تحمل کند. اگر چنانچه استقامت کنیم، مؤید به تأیید الهی هستیم. امام خمینی(قدس ره)که همواره مردم را به صبر و استقامت دعوت می نمود، استقامت را چنین معنا می کرد:. عمل به تکلیف الهی مکتبی بودن یک مسلمان را از اینجا می توان شناخت که در همة ابعاد زندگی و کارهای فردی و اجتماعی، نسبت به آنچه وظیفه دینی است، متعبد و عامل باشد. مسلمان واقعی در همه ابعاد زندگی خود عمل به تکلیف را ملاک امور خود قرار می دهد و به تکلیف می اندیشد، نه به خواسته نفسانی خود.وقتی فرهنگ در جامعه و میان افرادی حاکم باشد، همواره احساس پیروزی می کنند و به تعبیر قرآن کریم به دست می یابند و در مبارزات چه کشته شوند و چه به پیروزی نظامی سیاسی برسند، هر دو صورت برای آنان نیکوست.عمل به تکلیف همواره با سختی و مشقت همراه و این امر، با خواسته های نفسانی انسان ناسازگار است. انسان مسئول همواره در معرض عوامل وسوسه انگیز قرار می گیرد، به گونه ای که عمل به تکلیف را دشوار می سازد. عوامل بازدارنده انسان از انجام مسئولیت بسیارند؛ سختی ها، عقیم ماندن فعالیت ها، حب و بغض ها و...، هر کدام لغزشگاه هایی است که انسان مسئول را تهدید می کند. تنها کسانی می توانند در مقام انجام مسئولیت و عمل به تکلیف از تمامی این موانع بگذرند که ایمانشان به خدا قوی باشد. امامان معصوم شیعه: اسوة خواص اهل حق در باب تکلیف محوری هستند. این برگزیدگان جهان هستی به چیزی جز تکلیف نمی اندیشیدند. وقتی فرهنگ در جامعه و میان افرادی حاکم باشد، همواره احساس پیروزی می کنند و به تعبیر قرآن کریم به دست می یابند و در مبارزات چه کشته شوند و چه به پیروزی نظامی سیاسی برسند، هر دو صورت برای آنان نیکوست.عمل به تکلیف همواره با سختی و مشقت همراه و این امر، با خواسته های نفسانی انسان ناسازگار است. اگر حضرت علی(ع) در دوره ای سکوت می کند و به دفاع از حق مسلم خود نمی پردازد و 25 سال خانه نشین می شود، برای حفظ اسلام و دین خداست و همین امر تکلیف الهی ایشان است که حضرت لب به اعتراض نمی گشاید. صلح امام حسن(ع) با معاویه نیز تکلیف امام در آن برهه بوده است؛ زیرا جنگ و قیام علیه معاویه به صلاح نبوده است و منجر به از بین رفتن اسلام می شد. امام حسین(ع) نیز چون قیام علیه ظالمان را وظیفه و تکلیف خود می دید، به مبارزه علیه یزیدیان پرداخت. بر این اساس حضرت در منزل می فرماید: . حضرت امام خمینی(قدس ره)نیز با الهام از آموزه های عاشورا در قیام مقدسش، جهت برپایی حکومت اسلامی همواره به انجام تکلیف و وظیفه می اندیشید و کوچک ترین هراس و تردیدی به خود راه نمی داد، حتی اگر در این راه به شهادت می رسید؛ زیرا مکرر به این امر اشاره داشت که ما مأمور به انجام وظیفه و تکلیف هستیم، نه نتیجه.بی تردید امام(قدس ره)تنها شخصیتی بود که در تمام عمر با برکت خود فقط یک هدف را تعقیب می کرد و آن عمل به تکلیف بود. آنچه را که وظیفه احساس می کرد، در انجام آن کوتاهی نمی کرد و هیچ عاملی مانع انجام وظیفه اش نمی شد. از منظر صاحب نظران، امام(قدس ره)همه حرکت خویش را براساس تکلیف الهی انجام می داد. در اولین سند تاریخی مبارزاتی که از ایشان به یادگار مانده است، در پیامی به دانشمندان اسلامی و دیگر اقشار، کلام خویش را با موعظه الهی )قُلْ إِنّما أعِظُکُمْ بِواحِدَةٍ أنْ تَقُومُوا لِلّهِ مَثْنی‏ وَ فُرادی‏( آغاز کرده است که متضمن توجه دادن به تکلیف گرایی است. با این حال در عرصه های سخت تصمیم گیری همواره توجه به تکلیف الهی و وظیفة خدایی را گوشزد می کرد. آنچه از امام(قدس ره)در این باره نقل شده است، نشانگر خضوع ایشان در مقابل تکلیف الهی است؛ به طوری که محبوب ترین چیزها و کارها را در راه تکلیف با رضایت و خرسندی ترک می گفت. اخلاص از نظر اسلام، ارزش و اعتبار هر عملی بر مقصد و نیت صاحب آن عمل استوار است.پیامبر(ص) می فرماید: . در طول تاریخ، هجرت های سرنوشت سازی توسط الهام آوران الهی رخ داده است، اما هجرت اباعبدالله(ع) با گذشت قرن ها به عنوان هجرتی نمونه و حماسه آفرین و جاودانه مطرح است که ریشة این عظمت و جاودانگی، همان خلوص نیت امام حسین(ع) و یاران اوست؛ آن گونه که امام حسین(ع) در ضمن خطبه ای مفصل پیش از خروج از مدینه فرمود: . امام راحل(قدس ره)نیز نه تنها در نهان خود هدفی جز تحصیل حدود معطل و تحریک احکام راکد و ساکن اسلام را نداشت؛ بلکه کسانی را نیز به یاری می طلبید یا پیشنهاد مساعدت آنان را می پذیرفت که همچون خود، مقصدی جز خداوند نداشتند و هرگز فریاد گروهی را که در براندازی نظام طغیان و سلطه و یا برقراری نظام قسط و عدل، هوس مدارانه مبارزه می کردند یا خودخواهانه می اندیشیدند، به یاری نمی پذیرفت و پیشنهاد شرکت چنین افرادی را در نهضت اسلامی طرد می نمود و اجازه نمی داد قیام خالصانه مسلمین، با حضور برخی افراد که انحراف فکری یا التقاط عقیدتی یا فساد اخلاقی داشتند، مشوب و آلوده گردد. سرّ دوری جستن از یاری گروه های منحرف، آن است که برای وصول به حق، وسیله ای جز صراط مستقیم وجود ندارد؛ یعنی با هر وسیله و راهی نمی توان به هر هدف و مقصدی رسید. هدف معین، راه مشخص می طلبد و راه معین، به هدف مشخص می رسد و هدف، هرگز نمی تواند وسیله را توجیه کند؛ همچنان که امام حسین(ع) فرمود: .خط مشی امام حسین بن علی(ع) در موضع گیری های سیاسی امام خمینی(قدس ره)مشهود بود؛ به گونه ای که هرگز اجازه نمی داد برای نیل به هدف مقدس از ترفندهای سیاست بازانه استمداد و از وسیلة ناصواب برای رسیدن به هدف استفاده شود. حضرت امام(قدس ره)اخلاص به معنای واقعی را در زندگی شخصی، عبادی و در قیام و مبارزات خود پیاده کردند. مقام معظم رهبری در زمینه اخلاص ایشان می فرمایند: را در عمل خود جستجو کند و به منبع قدرت لایزال الهی متصل شود. وقتی که یک انسان کوچک و ضعیف طرف محدودش را به اقیانوس بیکران وصل کند، دیگر هیچ عاملی وجود ندارد که بتواند بر او فائق آید. حضرت امام خمینی(قدس ره)خویشتن را از شائبه های غیر الهی از قبیل ریا، عجب، کبر، شهرت و آ نچه مانع رسیدن به حقیقت و مایة فساد عمل است، پیراسته بود. اخلاص در تمام وجود و سرتاسر زندگی امام عجین شده بود، تمام حرکت های کوچک و بزرگ او در زندگی با نام و یاد خدا شکل می گرفت و جز رضای محبوب به چیزی نمی اندیشیدند>. منبع:نامه جامعه - شماره هفتادو هشت ادامه دارد.............. * منبع: خبرگزاری فارس, سه شنبه 30 آبان 1391