Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 165207
تاریخ انتشار : 1 آذر 1391 0:0
تعداد مشاهدات : 251

تأثیر آموزه های عاشورا بر انقلاب اسلامی (بخش سوم و پایانی)

مهناز مولایی
خبرگزاری فارس:حضرت امام(ره) انقلاب اسلامی را محصول نهضت عاشورا می دانست و در تمام مراحل انقلاب از ابتدا تا انتها،بر قیام سیدالشهداء(ع) تکیه کرد و محورهای اصلی پیام ها، توصیه ها و سخنرانی های ایشان را می توان در نهضت جهانی امام حسین(ع) پیدا کرد. اشاره انقلاب اسلامی ایران، الهام گرفته از حادثه عظیمی است که گستردگی اش همه اعصار و دوران ها را در بر می گیرد. انقلاب اسلامی ایران نیز در سه بخش آموزه های اعتقادی، آموزه های اخلاقی و آموزه های سیاسی از این حادثه عظیم الگو گرفته است که در قسمت پیشین به دو بخش آموزه های اعتقادی و اخلاقی پرداختیم و اینک در ادامه بحث به آموزه های سیاسی می پردازیم. آموزه های سیاسی ولایت و رهبری نهضت عظیم عاشورا با ابعاد گسترده و پیام های جاودانه خود همواره سرمشق و الگوی رهبران بزرگ دنیا قرار گرفته است. از جمله درس های سیاسی عاشورا، شناخت جایگاه ارزشمند و دفاع از ولایت و عترت می باشد. ولایت از مهم ترین اصول اسلام است؛ زیرا امامت و رهبری نقش تعیین کننده ای در رشد و تکامل فرد و جامعه دارد و بدون رهبری صحیح، پیمودن راه های تکامل غیر ممکن است. امامت و رهبری انسان به دلیل پیچیدگی آفرینش انسان و مسائل مربوط به هدایت و سعادت او، جز از طریق گزینش الهی امکان پذیر نیست. این برگزیدگان الهی هستند که کاروان امت بشری را سازمان می دهند و حکیمانه آن را به سوی سعادت حقیقی اش راهبری می کنند.در فرهنگ سیاسی اسلام، امامت به آن نوع سیاست و رهبری گفته می شود که براساس ایدئولوژی الهی و متکی بر وحی، کلیه روابط انسانی را براساس موازین و ارزش های اسلامی در بر می گیرد. بنیادها، نهادها، روابط اجتماعی، آراء و عقاید، فرهنگ، اخلاق، بینش ها و سنت ها، خواسته ها و به طور کلی ارزش ها در راه تعالی و رشد فرد و جامعه هدایت می شوند و انسان سازی و ایجاد امت واحد به جای کشورداری و انسان پروری و فردمداری مدنظر قرار می گیرد. این نوع رهبری و سیاستمداری خواه و ناخواه سعادت به مفهوم مادی آن و رفاه بهتر زیستن به معنای دنیایی آن را نیز به دنبال خواهد داشت، ولی هرگز به عنوان یک هدف اصیل مطرح نمی باشد. بر همین اساس وقتی اهداف و آرمان های مکتبی در اسلام جامه عمل به خود می پوشد و جامعه اسلامی هنگامی به تشکیل امت دست می یابد که امام آن شناخته شود. با تشکیل سقیفه و فراموشی واقعه غدیر، در اصل امامت و رهبری انحراف ایجاد شد و افرادی که نه از طرف خدا انتخاب شدند و نه دارای شرایط و صفات و ویژگی های رهبری بودند، رهبری و مقام والای امامت را غصب کردند. افراد نالایقی همچون ابوبکر و عمر و عثمان روی کار آمدند و حضرت علی(ع) را از حق خود محروم نمودند؛ به تدریج انتصاب الهی فراموش شد و امام حسین(ع) نیز با نیرنگ های معاویه از حکومت کنار کشید. امام حسین(ع)که ولایت و رهبری را حق خویش می دانست؛ مردم را به سوی آن فرا می خواند و به آن احتجاج می کرد. هنگامی که والی مدینه به دستور یزید می خواست از امام(ع) بیعت بگیرد، آن حضرت نپذیرفت و به فرزند زبیر گفت: .امام حسین(ع) بیعت نکرد و به مبارزه علیه یزید پرداخت و با قیام خود، به معرفی به امت اسلامی و افشای رهبران ناشایست پرداخت. امام حسین(ع)که ولایت و رهبری را حق خویش می دانست؛ مردم را به سوی آن فرا می خواند و به آن احتجاج می کرد. هنگامی که والی مدینه به دستور یزید می خواست از امام(ع) بیعت بگیرد، آن حضرت نپذیرفت و به فرزند زبیر گفت: .امام حسین(ع) بیعت نکرد و به مبارزه علیه یزید پرداخت و با قیام خود، به معرفی به امت اسلامی و افشای رهبران ناشایست پرداخت. حضرت امام خمینی(قدس ره) نیز با الهام از قیام عاشورا امر ولایت و رهبری را در قالب تئوری ولایت فقیه در جامعه زنده کرد و معتقد بود: حاکمیت ولی امر مسلمانان تمامی وظایف و اختیاراتی را که پیامبر6 و ائمه اطهار داشتند، به جز آنچه براساس ادله خاصی سلب می شود، در بر می گیرد؛ براساس این تئوری، ولایت فقیه در قضاوت و فتوا دادن و امور احکام و عبادات خلاصه نمی گردد؛ بلکه تمامی مسائلی را که با زندگی اجتماعی جامعه اسلامی مرتبط است، شامل می شود؛ در جهت حفظ منافع و مصالح مسلمانان و دفع مفاسد از آنان تلاش می کند و هر چند که ولی فقیه از لحاظ ویژگی های شخصی با معصومین: تفاوت دارد، این امر باعث ایجاد خللی در وظائف او در برابر امت اسلامی نمی شود. گستردگی اختیارات ولی فقیه عاملی است که همه جنبش های انقلاب اسلامی در جهان را که بیش از پیدایش تئوری ولایت فقیه از هم جدا و متفرق بوده اند، به همگرایی رسانده است. از منظر شیعه رهبری ولی فقیه، استمرار حرکت انبیاء و تقویت و تحکیم نقش الهی در بعد انسانی است؛ زیرا انسان خلیفه خدا بر زمین و فقیه جامع الشرایط با برخورداری از ویژگی های حاکم عادل، نائب امام زمان(عج) در زمان غیبت امام است. امام خمینی(قدس ره) با پرداختن به مسئله حکومت اسلامی و رهبری بر پایه ولایت فقیه، دری را بر روی ملت های جهان به طور عام و شیعه به طور خاص گشودند. پیوند دین و سیاست با آغاز بعثت پیامبر6، دین و سیاست پیوند محکمی یافت که تجلی آن در وجود پیامبر اکرم6 بود. پیامبر6 در جامعه آن زمان هم ریاست دینی جامعه را بر عهده داشت و هم متکفل امور سیاسی جامعه بود. این گونه نبود که پیامبر6 ریاست دینی را به عهده داشته باشد و فرد دیگری متکفل امور سیاسی باشد.بحث جدایی دین از سیاست، به جریانات سقیفه بر می گردد. از این رو عده ای از صاحب نظران گفته اند: . تفاوتی که روز سقیفه با عاشورای سال 61 هجری دارد، در این است که روند این جدایی ابعادی فزاینده یافته است.امام حسین(ع) با قیام خود در پی آن بود که سیاست و ولایت را در تار و پود جوهر دین بازتاب دهد و پیکرة بی رمق و افسردة دین را با پیوند دین و سیاست گرمی بخشد. در آن وضعیت متأثر کنندة ، چنانچه امام حسین(ع) در قیام خود به شهادت می رسید، با شهادت خویش پیکرة دین خدا را زنده می نمود و چنانچه بر نیروهای یزیدی غلبه می یافت، معیارهای ناعادلانه را به هم می ریخت و دین و سیاست را در اندام و اندازة واقعی عیان می ساخت.در قرون اخیر نیز توطئه ای به صورت گسترده ابتدا در اروپا و مهد مسیحیت شروع شد و سپس به دنیای اسلام سرایت کرد. این توطئه، مسئله بود که نظام سلطه در مناطق گوناگون عالم به اشکال مختلف و حیله های گوناگون سعی در القای آن داشت که تا حدود زیادی موجب انزوای دین در جهان مسیحیت شد. نظام سلطه با علم به این که آنچه در برابر ظلم می ایستد و علیه نظام های فاسد مبارزه می کند، دین است؛ برای آنکه حرکت بر ضد خود را خنثی و آن را در قالب جریان های اجتماعی نفی کند، دین را از صحنة سیاست کنار زد و با عنوان اینکه دین امری فردی و مربوط به امور درونی و اخروی است، مانع مداخله کلیسا و مذاهب در امور سیاسی شد.در جهان اسلام نیز به تدریج تحقق رسالت های خطیر و ضرورت پذیرش مسئولیت، تنها در رفتن به مساجد خلاصه شد که آن نیز رفته رفته جنبة تشریفاتی و رفع وظیفه پیدا کرد.مساجد به صورت معابدی به طور کامل بریده از جامعه درآمد، منزوی و از مقتضیات امت اسلام دور شد. به این ترتیب نظام سلطه جهانی با حیله های گوناگون در کلیه جوامع، مردم را از صحنه سیاست خارج کرد. از منظر شیعه رهبری ولی فقیه، استمرار حرکت انبیاء و تقویت و تحکیم نقش الهی در بعد انسانی است؛ زیرا انسان خلیفه خدا بر زمین و فقیه جامع الشرایط با برخورداری از ویژگی های حاکم عادل، نائب امام زمان(عج) در زمان غیبت امام است. امام خمینی(قدس ره) با پرداختن به مسئله حکومت اسلامی و رهبری بر پایه ولایت فقیه، دری را بر روی ملت های جهان به طور عام و شیعه به طور خاص گشودند. در چنین فضایی که آرمان ها و ارزش ها مسخ شده بود، با تلاش حسینی گونه امام خمینی(قدس ره) رهایی از مسخ شدگی، بیهودگی همه گیر و پیوند دین و سیاست آغاز شد؛به خصوص که رژیم پهلوی در سال های آغازین دهة 1340 ﻫ .ش در تلاش بود تا آهنگ حرکت های ضد اسلامی خویش را سرعت ببخشد. با چنین آهنگ شتابانی، سفره دین در حال برچیده شدن بود که امام(قدس ره) با الهام از نهضت حسینی، تفسیر احیاگری از دین و سیاست را ارائه داد. حضرت امام(قدس ره) با تفسیر جدیدی که از دین و سیاست ارائه داد، نقشه های شوم خیانتکاران برای جدایی دین از سیاست را نقش بر آب کرد و در زمینه خیانت های دشمنان اسلام بر این امر چنین فرمود: در جهت بیرون کردن دینداران از صحنة سیاست، سیاست را به گونه ای تفسیر و القا کردند که با دین در تضاد باشد و در نتیجه، مورد نفرت دینداران قرار گیرد. حضرت امام(قدس ره) در نجف خطاب به فضلا می فرمودند: .رهبر انقلاب نسبت به تلاش هایی که برای جدا کردن دین از سیاست و حکومت انجام می گرفت، هشیار و آگاه بود؛ پس عزم خود را بر آن داشت تا امکان پیوند میان دین و سیاست را در عمل و نه فقط با دلیل و برهان های نظری، ثابت نماید. بنابراین به تلاش و فعالیت و مجاهدت همراه با صبر و تحمل روی آورد. در این زمان بود که دست های گناهکار و ستمگر اقدام به آزار و تبعید ایشان نمود. ولی این دشواری ها نتوانست خللی در عزم و ارادة راسخ ایشان به وجود آورد. حضرت امام(قدس ره) با اشاره به تزریق این سخنان مبنی بر اینکه شأن روحانی، از دخالت در سیاست اجلّ است، می فرماید: . حضرت امام(قدس ره) در حوزه اندیشه سیاسی، مبانی نو و جدیدی را مطرح کردند. ایشان با احیای امر معقول حکومت که تاکنون از سوی عالمان دینی و فقیهان با شک و تردید به آن نگریسته می شد، عدم جدایی سیاست از دیانت را در عمل نشان دادند. دلایل این پیوند را نیز ذکر کردند که عبارتند از: 1. ماهیت دستورات و احکام و اراده در امور سیاسی نسبت به امور عبادی و آیات عبادی آن از صد به یک هم بیشتر است و این، نشانگر عنایت دین شریف به مسائل اجتماعی از جمله سیاست است. 2. احکام اسلامی همیشه لازم الاجراست و اجرای آن ها جز از رهگذر برپایی حکومت اسلامی امکان پذیر نیست. 3. تحقق و حفظ نظام و سد طریق اختلال در جامعه، منوط به استقرار حکومت اسلامی است. نفی سازش با حکومت جور قرآن کریم استکبار و وابستگی به آن، خود بزرگ بینی و سلطه جویی و به یوغ کشیدن دیگران را گناهی در حد شرک دانسته و منشأ ارتکاب ظلم و جرائم ضد انسانی و طغیان می شمارد.استکبار از دیدگاه قرآن، خصلتی است که در هر فرد و جامعه ای بروز کند، هیچ گاه موضع حق ندارد و همواره از هواهای نفسانی و خواسته های شیطانی سرچشمه می گیرد.قرآن انسان ها را به مبارزه با ظلم و ظالمان دعوت کرده است و امام حسین(ع) با الهام از آیات قرآنی مبارزه خود را علیه حکومت جور یزید آغاز کرد. رژیم پهلوی در سال های آغازین دهة 1340 ﻫ .ش در تلاش بود تا آهنگ حرکت های ضد اسلامی خویش را سرعت ببخشد. با چنین آهنگ شتابانی، سفره دین در حال برچیده شدن بود که امام(قدس ره) با الهام از نهضت حسینی، تفسیر احیاگری از دین و سیاست را ارائه داد. هنگامی که امام(ع) با سپاهیان حر برخورد کرد، دلایل قیام خویش را چنین تشریح فرمود: . یکی از نمودهای ارزش عاشورا در انقلاب اسلامی مسئله ناسازگاری با طاغوت و استکبار بود که در تمام حرکت ها و موضع گیری های امام(قدس ره) پیش از پیروزی انقلاب و پس از آن به طور کامل نمود داشت.حتی وقتی شاه که خود را در آستانه سقوط می دید، از موضع مدیریت کشور تنازل کرد و حاضر بود به صورت یک جریان بایکوت شده در سیاست، پادشاه افسانه ای باشد و حکومت نکند و حکومت را به دست مجلس آزاد و دولت منتخب آن مجلس بسپارد، بسیاری از گروه های به اصطلاح مبارزه سیاسی آن روز و برخی از افرادی که در سنگر مرجعیت خود را همرزم امام خمینی(قدس ره) می پنداشتند، این تنازل را قبول کردند و سعی داشتند ایشان را هم به قبول آن راضی کنند؛ از جمله یکی از روحانیون وابسته به جبهه ملی در این خصوص نامه ای به امام خمینی(قدس ره) در نجف نوشت و از امام (قدس ره) درخواست کرد تا ایشان برای تشکیل یک مجلس آزاد شورای ملی و برگزاری انتخابات در کشور موافقت کند. امام(قدس ره) در موضع ناساگازری با طاغوت، قهرمانانه ایستاد و اعلام کرد به کمتر از سقوط سلطنت و محاکمه محمدرضای جنایتکار رضایت نمی دهم. امام(قدس ره) در پاسخ نامه آن روحانی پیام فرستاد و تأکید کرد که این نامه حتی شایسته پاسخ دادن هم نیست. در اطلاعیه ای که در مرداد ماه 1357 صادر فرمود، موضع صریح ضد طاغوتی خود را اعلام کرد.حضرت امام(قدس ره) در یکی از سخنرانی های خود با ذکر علت قیام سیدالشهداء(ع) و با مقایسه آن زمان با زمان کنونی، مردم ایران را موظف کرد تا علیه حکومت جور بایستند و در این زمینه چنین فرمود: یعنی سلطه. الان سلطه دارد و جائر هم هست. خودش هم شاید قبول داشته باشد که جائر است. همه کس هم می داند که این آدم جائر است. خوب، مخالفت سنت رسول الله را نکرده؟ هر چه رسول الله فرموده است، ایشان عمل کرده؟! ... بله، در ایام عمرش برای اینکه من و شما را بازی بدهد، یک دفعه هم می رود به حرم ... دو رکعت نماز هم می خواند! ... این برای اغفال من و شماست. آیا به سنت رسول الله عامل است؟ ... سنت رسول الله این است که دماء مسلمین محفوظ باشد، ایشان حفظ کرده است دماء مسلمین را؟!>. حضرت امام(قدس ره) این انقلاب اسلامی را محصول نهضت عاشورا می دانست و در تمام مراحل انقلاب از ابتدا تا انتها، بر قیام سیدالشهداء(ع) تکیه کرد و محورهای اصلی پیام ها، توصیه ها و سخنرانی های ایشان را می توان در نهضت جهانی امام حسین(ع) پیدا کرد. منبع:نامه جامعه - شماره هفتادو نه * منبع: خبرگزاری فارس, چهارشنبه 1 آذر 1391