Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 165658
تاریخ انتشار : 22 آذر 1391 0:0
تعداد مشاهدات : 159

انقلاب اسلامي؛ انقلاب ارزش ها

يكي از بزرگترين بركات انقلاب اسلامي مردم ايران دگرگوني بنيادي در ارزش هاي فرهنگي يعني در معيارهاي قضاوت و ارزش گذاري مقام و شخصيت افراد و در سنجش وزن اجتماعي انسان ها در نمره دادن به فضيلت ها، كرامت ها، مقام ها و رفعت هاست. *قيامت، روز حاكميت و تجلي حقيقت يكي از صفاتي كه قرآن براي روز قيامت نقل مي كند اين است كه مي فرمايد : «خافضه رافعه». (1) روز قيامت روزي است كه عده اي را پست وگروهي را بلند مي كند. عده اي كه بر پايه معيارهاي مادي دنيايي و ارزشهاي پست شيطاني بلند بودند در قيامت فرو مي افتند و پست مي شوند و بر عكس كساني كه بر اساس همان معيارها در نمره گذاري طاغوتي مردمي پست و بي شخصيت به حساب مي آمدند در قيامت بلند مي شوند و مقامي والا پيدا مي كنند. در همين رابطه اين نكته را فراموش نكنيد كه يكي از خصوصيات قيامت «يوم تبلي السرائر» (2) است. آن روزي كه سريرها آشكار مي شود حقايق عالم بروز مي كند عمل با ژرفاي هويتش تجلي مي كند يعني لعاب هاي نفاق و برداشت هاي غلط و شائبه ها از متن عمل كنار مي رود و عمل آنچنان كه هست تجلي مي كند و انسان ها آنچنان كه هستند بروز مي كنند. پس از طرفي قيامت روز تجلي حقيقت و حاكميت همه جانبه حق است (لمن الملك اليوم لله الواحد القهار) (3) و از طرف ديگر روزي است كه انسان هايي را در مقام والا و انسان هاي ديگري را در مقام پست و چهره زشت متجلي مي سازد. شنيده ايد كه روز قيامت انسان هايي با چهره حيواناتي پست يا درنده خوي با چنگ و دندان تيز محشور مي شوند. (4) يعني آن انساني كه درنده خوي و سلطه طلب و زورگو است در آنجا كه حق تجلي مي كند چهره يك حيوان درنده را دارد آن انسان خدعه گر و به تزوير در چهره يك حيوان مكار و فريبكار تجلي مي كند يك انسان حق طلب و عدالت پرور و خداگونه در چهره بهشتيان پاك و منور و مقدس و الهي تجلي مي كند. چون تمام آنچه كه در منتهاي وجود و ژرفاي روحشان بوده است در آنجا باز و بي پيرايه و روشن و تابناك ظهور مي كند. شنيده ايد كه در قيامت بر دهان ها مهر زده مي شود اما دست ها حرف مي زنند و قدم ها گواهي مي دهند. (5)يعني دست آنچنان كه بوده تجلي مي كند. دستي كه براي خدا بالا رفته و پايين آمده قدمي كه براي خدا حركت كرده انساني كه در راه خدا و در جبهه حق حضور يافته تمام وجودش فرياد حق مي زند. اين دست و آن زبان و آن چشم و آن سر و آن بدن يكپارچه جلوه گاه حق است. ديگر لازم نيست زبانها سخن بگويند تمام وجود فرياد مي زند تمام اعضا و جوارح مي گويند بيانگر و روشنگرند. *انقلاب روشنگر انقلاب ما انقلابي قيامت گونه و در طريق تجلي حقايق پشت پرده است. انقلابي است كه به همان گونه كه قيامت حق را باز مي كند اين انقلاب هم به نوبه خود توانست حقيقت را روشن نمايد چهره ها را بشناساند راه را از چاه مشخص سازد قشرها و جناح هاي اجتماعي را معرفي كند خط هاي آشفته را از هم بگشايد و جاده و صراط مستقيم الهي را روشن و تابناك فرا راه انسانها قرار دهد. چه بسيار چهره هاي منافقانه اي كه در پرتو اين انقلاب تجلي واقعي خودشان را بروز دادند و آنچنانكه بودند به مردم معرفي شدند چه بسيار چهره هايي كه در پشت ابرهاي تيره خورشيد گونه مخفي بودند و انقلاب اين ابرها و غبارها را كنار زد و آن خورشيد چهره ها را نمايان ساخت. افكار چه خوب رشد كرده شخصيت ها چه خوب شكوفا شده و انسان ها چه خوب متولد شده اند. به خدا بركت انقلاب اسلامي ما براي متجلي كردن حقايق و براي رشد دادن به شخصيت ها و متبلور كردن ارزش هاي واقعي به جاي آن ارزش هاي طاغوتي و شيطاني بزرگترين خدمت را به بشريت كرده است. *انسان سازي انقلاب ما گاهي براي تحليل انقلابمان سرگرم مسائل اقتصادي نظامي و سياسي مي شويم و از آن مسائل عميق معنوي كه اين انقلاب براي ما به ارمغان آورد غافل مي مانيم و براي آن انسان هايي كه ساخت و آن فضيلت هايي كه به وجود آورد شايد چندان حسابي باز نكنيم غافل از اينكه اين انقلاب انسان ساخت و فضيلت آفريد. من اين مطلب را به اين مناسبت در اين جلسه با شكوه عنوان كردم كه ان شاالله سخنراني ها و دعاها و شعارها در جهت ساختن انسان ها و حركت دادن به استعدادها و بارور كردن فضيلت ها در انسان ها باشد. يعني ما به سوي اين پيش برويم كه انسان هاي ما حق طلب عدالتخواه و راستگو باشند قدرت تشخيص فكري آنها افزون شود نسبت به حق وفادار در راه خدا فداكار و وفادار و در قبال وظيفه شان متعهد باشند. يعني در طريق ساختن انسانها و بارور كردن فضيلتها گام برداريم. در آيه اي كه ابتداي بحث مطرح شد خداوند مايه رفعت پرواز و بالا آمدن را در دو چيز خلاصه مي كند. خداوند به كساني كه داراي ايمان و علم هستند رفعت و عظمت مي دهد. يعني معيارهاي طاغوتي ثروت قدرت سودپرستي و چنگال تيز داشتن فريب سازشكاري و امثال آنها مايه رفعت و فضيلت نيست. البته در جايي تقوا را مايه كرامت و در جاي ديگر جهاد را مايه فضيلت مي داند. دقت كنيد كه ايمان مقدم بر علم است و راهي يا بزرگراهي به سوي علم است. *مسئله تعهد و تخصص مسئله مقايسه مكتب و تخصص تعهد و تخصص كه گاهي مطرح مي شود مخصوصا در رابطه با مسائل آموزش و پرورش و مسائل انقلاب فرهنگي لازم است قدري تبيين شود. شايد يكي از بي وفايي نسبت به كساني كه در خط انقلاب و در خط امام حركت مي كنند اين نسبت ناروا باشد كه آنها را نسبت به تخصص و مهارت و نسبت به علم بي علاقه معرفي مي كنند. غافل از اينكه مسئله از اين قرار است كه ما مي گوييم بايد اول جاده و بستر تخصصها را مشخص كرد يعني بايد معين كرد كه مهارت ها تخصص ها و علوم و فنون در خدمت چه ارزش ها و معيارهايي قرار گيرد و بعد روي تخصص صحبت كرد اول بايد ارزش هاي حاكم بر جامعه و خط حركت انقلاب اسلامي و خط امام را مشخص كرد كه چه مي خواهد و به كدام سمت مي رود و بعد صحبت از تخصص كرد. اين ملت بيش از شصت هزار شهيد داده خسارت و صدمات فراوان ديده و يك حركت بزرگ تاريخي به وجود آورده و اسلام را به عنوان نجات دهنده و آزادي بخش براي ملت اين منطقه و مردم مستضعف جهان معرفي و اعلام كرده است. مردم چنين انقلاب عظيمي را براي چه چيزي و براي چه كسي و براي چه هدفي انجام داده اند اين انقلاب انجام شده تا اين ملت از يوغ استثمار استعمار و استبداد و سلطه ابرقدرت ها و طاغوتيان جهان و از سلطه هوس هاي نفس و راه هاي شيطاني رهايي يابد. اين انقلاب به سوي نه شرقي و نه غربي و به سوي حاكميت اسلام در استقرار ارزش هاي الهي و حاكميت الله در جامعه به پيش مي رود مي خواهد بندها را از دست و پاها بگسلد و اين مردم را آزاد كند و رشد بدهد و استعدادها را شكوفا سازد مي خواهد به اين مردم بفهماند كه آنها شخصيت و شرف و عزت دارند و مي توانند روي پاي خود بايستند و براي ديگران الهام بخش آزاديها و سعادت ها باشند؛ مي خواهد به اين مردم و به دنيا بفهماند كه ارزش هاي اسلامي و الهي مهمترين معيارهاي فضيلت يك انسان است و اين انقلاب اين طور فضيلت ها را به انسان آموخته و راهش را مشخص كرده است. به دنبال آن مي گويد كه مي خواهد تمام امكانات را در خدمت اين صراط مستقيم قرار دهد و از تمام امكانات براي به ثمر رساندن و تداوم اين انقلاب به سوي حاكميت الله و حاكميت فرهنگ اسلامي استفاده كند. بنابراين انقلاب مي خواهد توان نظامي و صنايع و تجهيزات مختلف و كشاورزي را در خدمت مردم و اسلام و فرهنگ اسلامي قرار دهد و بعد نيروهاي انساني را در اين بستر پر بركت به تكاپو و فعاليت وادارد و آن تخصص ها را در خدمت اسلام و وطن اسلامي و بارور شدن انقلاب قرار دهد؛ يعني تخصص در خدمت اسلام و در خدمت مردم بايد باشد. *تخصص در خدمت تعهد به عنوان نمونه اگر در مسئله پزشكي دقت كنيد اصل پزشكي يك تخصص است و بسيار هم جالب است. اما گاهي براي يك دانشجوي ما مبلغ هنگفتي از بودجه اين مردم خرج مي شد ولي به گونه اي تربيت مي شد كه جذب بيمارستان هاي امريكا شود و براي آنها خدمت كند. بنابراين ما با اين خرج زياد تخصص هم به وجود آورده ايم اما اين مهارت در خدمت امپرياليسم و دشمن است يا اين تخصص در خدمت پول است و فقط براي سودجويي و كسب درآمدهاي هنگفت است. اما در نقطه مقابل آن دانشجوي متعهد و مسلمانمان را مي بينيم كه در اين رشته مقداري كار كرده و الان به دليل تعهد اسلامي اش به دل روستاها و در بين اين مردم مستضعف مي رود و از آن مقدار آگاهي و اطلاعاتي كه دارد بهره مي گيرد و تلاش مي كند تا هموطنان مسلمان بيمار و ناتوان خود را درمان كند. مهندسي هم كه تخصص دارد اما تعهد اسلامي ندارد مي ديديم كه چگونه زير قراردادهاي امريكايي را امضا مي كرد و وطن را بر باد مي داد. ميلياردها دلاري كه همه ساله از اين مملكت و از جيب اين ملت خارج مي شد و به جيب ديگران مي ريخت به دليل قراردادهايي بود كه توسط اين گونه افراد امضا مي شد. در برابر آن مهندسان جواني را امروز مي بينيم كه با تعهد اسلامي شان روز و شب در دل اين بيابانها در خدمت ساختن جاده هاي روستايي براي مردم مستضعف وطنشان هستند و توجهي به درآمد و خانه و راحتي ندارند و از تخصص خود تنها براي مردم استفاده مي كنند. *چند نمونه برق براي هزاران روستايي توسط همين برادران جهاد سازندگي تامين شد. اينها همان گروه متخصصاني هستند كه از تخصص اندك خود منتها با ايمان و تعهد و گرايش مكتبي به انقلاب اسلامي شان بهره گرفتند و حاضر شدند كه بروند و اين گونه خدمات را انجام دهند. در مورد همين مدارسي كه به ياري پروردگار ساخته شده است و هنوز هم بايستي گسترش پيدا كند گزارشهايي داريم كه در بعضي از روستاهايي كه جاده هم ندارد و هنوز ماشين هم نمي تواند به آنجا برود همين برادران و خواهران و علاقه مندان و افراد متعهد و مومن و مكتبي رفته اند و براي بچه هاي روستايي مدرسه ساخته اند، توانسته اند ساختمان هاي مرتب و محكم با ارزان ترين قيمت و بهترين شكل براي آنها بسازند. اين چيست اين ايمان تعهد علاقه اسلامي و شور انقلابي است كه توانسته اين گونه شكوفا شود و اثر كند و نقش داشته باشد. حرف ما اين است كه در بستر تعهدهاست كه تخصص ها متولد و متبلور مي شود. يعني اين ايمان افراد است كه به دنبال آن شكوفايي مي آيد. آيا مي دانيد كه ما در همين دو سال اخير چقدر نويسنده و هنرمند پيدا كرديم چقدر افرادي پيدا كرديم كه مي توانند ابتكار و اختراعات داشته باشند اما اول مسلمان با ايمان و متعهد شده و به دنبال آن شور انقلابي اش او را وادار كرده است كه كار كند مطالعه كند بينديشد و نويسنده و گوينده و شاعر و نثرپرداز و مبتكر و مخترع شود و كارخانه راه بيندازد. الان بسياري از همين جوانهاي نيمه متخصص ما كه در قسمت هاي علمي و تخصصي ضعيف هم بوده اند منشا ابتكارات و اختراعات شده اند. اخيرا گزارشي داشتيم از تعدادي ابتكارات و صنايعي كه خود بچه هاي مسلمان ما ظرف يك سال اخير ساخته اند و كارخانه هايي كه احداث كرده اند. تلاشي كه اين جوانان عزيز پاسدار ما در قسمتهاي جنگي شروع كرده و توانسته اند در اين فرصت كوتاه كاربرد بعضي از صنايع سنگين را بياموزند و آنچنان پيروزمندانه از اين سلاحهاي سنگين در جبهه استفاده كنند و آنها را به كار ببرند و موجب شگفتي ديگران شده است. اين مسئله به هيچ وجه با معيارهاي معمولي سازگار نيست اما او باايمان و علاقه و با شور خود خيلي زود ياد مي گيرد و خيلي هم خوب به كار مي برد و خيلي زود هم پيروز مي شود. *تعهد اسلامي در مدارس در مدارس ما بايد يك جو فرهنگ و تعهد اسلامي به وجود آورد كه فرزندان ما درس را براي انقلابشان اسلامشان خط امامشان و براي آرمان هاي اسلامي و مردمي شان بخوانند و احساس كنند كه بايستي حاصل معلومات آنها در خدمت اسلام مردم و انقلاب باشد. در اين صورت با درس بيگانه و با كتاب قهر نخواهند بود. شما در نظام گذشته بخوبي احساس مي كرديد كه بچه با كتاب قهر بود يعني روي الزام و اجبار درس مي خواند براي اينكه اگر بخواهد روزي كار و درآمدي داشته باشد بايد يك مدرك به دستش بدهند كه با آن مدرك كار كند. بعد به او گفته بودند اين مدرك را وقتي مي دهيم كه اين تعداد كتاب را بخواني و امتحان بدهي. پس كتاب را با خستگي و ناراحتي مي خواند و به حداقل هم قناعت مي كرد كه نمره بياورد. اگر معلم مي گفت از نصف كتاب امتحان نخواهم كرد اصلا آن نصف كتاب را باز نمي كرد اگر معلمي مي گفت من آخر سال نمره ات را خواهم داد اصلا كتاب را باز نمي كرد. معلوم مي شود نمره مطرح بود. اينكه در اين كتاب چيست و از اين كتاب چه چيزي ياد مي گيرم مطرح نبود فقط مسئله نمره و به دنبالش مدرك و به دنبال مدرك هم نوعي درآمد و اشتغال مهم بود ديگر نه هنر نه مهارت نه تخصص و نه پيدا كردن يك لياقت اجتماعي هيچ كدام مطرح نبود فقط مدركي به دست او بدهند تا مجوزي براي گرفتن پول از بيت المال مسلمين باشد. اين تمام تحليل درس خواندن در نظام گذشته بود. آيا در نظام اسلامي و در جو جمهوري اسلامي مي توانيم چنين معيارهاي ارزشي را بپذيريم كتاب هاي درسي ما بايد به گونه اي تدوين شود كه هر صفحه و هر جمله آن براي دانش آموزان عزيز ما لذت بخش و پرجاذبه باشد و از طرفي به گونه اي بايستي اين تعهد در جوان و نوجوان ما به وجود آيد كه احساس كند اين كتابي را كه مي خواند و در اين كارگاه كه كار مي كند و مطالبي را كه مي آموزد در خدمت جامعه و در خدمت اسلام و در خدمت انقلاب خواهد بود. *دانش آموزان و دانشجويان خارج از كشور اين براي ما ناگوار است كه براساس آخرين آمار حدود دو ميليارد دلار در سال از پول اين ملكت براي خرج تحصيل دانش آموزان و دانشجوياني كه در كشورهاي ديگر درس مي خوانند خارج مي شود. تعداد آنها هم 150 الي 180 هزار نفر است. عده اي از اينها براي خواندن دوره دبيرستان و عده اي هم براي دوره دانشگاه رفته اند. حتي براي تحصيل در رشته هايي مثل علوم اجتماعي مديريت و ادبيات رفته اند كه غني تر از آن هم در اينجا وجود دارد. با اين حال گزارش داشتيم كه بسياري از اينها درس هم نمي خواندند. بعضيها را پيدا كرديم كه چهارده سال است به اسم درس خواندن ارز مي گرفتند و حال آنكه آنجا مشغول كار و عيش و نوش خودشان بودند. در حالي كه اين ملت مشغول دفاع در جبهه هاست و در برق و آب و غذا و نان و گندمش صرفه جويي مي كند. آيا ما مي توانيم تحمل كنيم كه ثروت اين ملت براي اين قبيل چيزها از مملكت خارج شود چرا آنها به خارج رفته اند و چرا اجازه دهيم كه بروند و چرا اين امكانات تحصيل را در داخل كشور فراهم نكنيم مگر اين مملكت رشد كافي ندارد مگر اين مردم استعداد كافي ندارند مگر همين بچه هاي ايراني نيستند كه وقتي جذب بازار آمريكا و غير ذلك مي شوند از بهترين جراحان بيمارستانهاي آنجا و يا از بهترين مهندسان پايگاه هاي آنها مي شوند پس اين استعداد در اين مسلمان ايراني وجود دارد و اين سرمايه عظيم هست اما اين سرمايه را برباد مي دادند و آن را به صورت پوچ و بي محتوا در مي آوردند. اين سرمايه را اين گونه به خارج صادر و از آن سو استفاده مي كردند. تازه آن نيروهايي هم كه در داخل مي ماندند دوازده سال از بهترين ايام عمرشان را درس مي خواندند اما اين درس چه مقدار اطلاعات و مهارتها و مسائل لازم براي مملكت بود اين براي ما فاجعه آميز است. *ضرورت بهره برداري كامل از دوران تحصيل بچه ما در سال سه چهار ماهش را رسما تعطيل است بعد هم ايام نوروز حدود پانزده روز تعطيل مي كنند بعضي جاها پنجشنبه ها را هم تعطيل مي كنند بعضي جاها مدرسه نصفه روزه است و بعضي هم سه نوبته است. بعد هم كه مدرسه رفت مرتب چانه بزند كه من از اين كتاب اين قسمتش را نخواندم نمره اش را بدهيد. بعد از اتمام درس هم فقط يك ورقه دستش بگيرد و نتواند يك سيم كشي بكند يك لوله كشي خانه اش را انجام بدهد و از عهده يك كار ساده برنيايد. يك شاگرد تراشكار معمولي ما در كارگاه آزادش خيلي قوي تر و بهتر از ديپلمه ما كار بلد باشد يك شاگرد مكانيك بهتر از محصل ما كار بداند. در قسمت هاي نظري هم آيا وقتي محصل ما فارغ التحصيل شده يك نويسنده است يك متفكر، شاعر، اديب، اقتصاددان، مدير يا حسابدار است. ما ديگر نمي توانيم تحمل كنيم كه دوازده سال از بهترين ايام عمر فرزندان و نوجوانان ما تلف شود و حاصل فراواني نداشته باشد و اين همه نيازهاي مملكت ما باز هم باقي بماند. اين براي ما ضايعه است. در سال بودجه عظيمي به آموزش و پرورش اختصاص مي يابد و در طول دوازده سال مبلغ زيادي خرج هر دانش آموز مي شود. بايد روي اين مسئله فكر و كار كرد كه اين عمرها بيهوده تلف نشود و اين درس خواندن ها پربارتر و شكوفاتر شود. به خدا براي ما قابل تحمل نيست كه اين نيروي عظيم از اين بچه هاي خوب را داشته باشيم و ميز و نيمكتشان را ديگران بسازند سيم كشي مدرسه شان را ديگران بكنند. امسال ما سيصدهزار ميز و نيمكت براي مدرسه ها فرستاديم. چرا بچه ها خودشان نسازند و كار خودشان را انجام ندهند و ضمنا كاري و حرفه اي و هنري را ياد بگيرند صدميليون مداد بچه هاي ما در سال مصرف مي كنند چرا اين مدادها را خودمان نسازيم واقعا بايد نسبت به آموزش و پرورش و فرهنگمان به گونه ديگري فكر كنيم بايستي اين فرهنگ به سوي خودكفايي پيش برود بايد اين آموزش و پرورش به سوي حركت بزرگ توليدي و اجتماعي برود بايد به سويي برود كه خودمان خود را اداره كنيم و دست نياز به سوي ديگران دراز نكنيم. به خدا خود ما سرمايه داريم سرچشمه هاي غني استعداد داريم آنچنان استعدادهاي شكوفا و درخشاني در اين بچه هاي عزيز ما هست كه نبايد اجازه دهيم تلف شود : اتزعم انك جرم صغير و فيك انطوي العالم الاكب. (6) آيا مي پنداري كه تو (اي انسان !) يك جثه كوچك هستي در حالي كه جهان بزرگتر در درون توست. در هريك از اين بچه هاي ما يك جهان بزرگ خلاصه شده است و شخصيت و شرف دارد كه بايد شكوفا شود و در كنار اين شكوفايي استعدادها بايد آن تربيت و فرهنگ پربار و خلاق اسلامي ترويج و اشاعه گردد. ما الان در درياي جو و تربيت و حركت اسلامي شنا مي كنيم فرزندان ما بايد در اين موج عظيم شناور شوند و مدارس ما بايد به سوي اسلام و فعاليت شديد و وسيع اسلامي پيش برود. براي اينكه در سايه اسلام علم و تخصص مي آيد و فرهنگ و مهارت و خودكفايي و همه چيز مي آيد. *توطئه بي ثمر در محيطهاي آموزشي بار ديگر حركت هاي بسيار ضعيفي از گوشه و كنار با الهام از امريكا و عراق به چشم مي خورد. بعضي از اين تفاله ها مجددا به خيال خودشان با همان شيوه هاي ورشكسته شروع به توطئه كرده اند. ديگر ملت ما بخوبي فهميده و شعورش به قدر كافي بالا رفته است. آنها در پوشش آزادي مبارزه با اختناق يا فعاليت سياسي و اين طور كلمات خوش ظاهر عمل مي كنند. اصلا اسلام اين مفاهيم را براي ما آورد و به اين ملت فعاليت سياسي را آموخت اسلام به اين مردم آزادي را آموخت و همكاري را ياد داد. آنها مي خواهند در پوشش بعضي از اين اصطلاحات بار ديگر آن توطئه هاي پشت پرده خود را در بين بچه ها ما احيا كنند. البته مسئله بسيار ناچيز و ضعيف است. اين فرزندان برومند و روشن و با استعداد ما كه موج خروشانشان را ملاحظه كرديم كه چگونه در راه پيماييهاي عظيم مثل يك درياي خروشان حركت مي كردند مطمئنا مدارس و آموزشگاه هاي خود را در راستاي انقلاب و خط برجسته امام حفظ خواهند كرد. در پايان از شما و فرزندان عزيزمان دعوت مي كنيم كه بياييد با كمك يكديگر از اين نهاد عظيم آموزش و پرورش كه در خدمت اين انقلاب است با هماهنگي و همفكري و همكاري به ياري پروردگار حداكثر استفاده را براي باروركردن انقلابمان و براي اشاعه فرهنگ و تربيت اسلامي به عمل آوريم و ان شاالله سعي كنيم كه شرف و فضيلت و كرامت انساني و اسلامي را براي خود و امت و براي ديگراني كه چشم به راه انقلاب اسلامي ما هستند به ارمغان آوريم. اين امر در سايه اين اجتماعات و توجهات و معنويتها و زمزمه هاي نيمه شب و صفاهاي دل و روشن بيني ها ان شاالله ميسر خواهد شد. پي نوشتها: 1 ـ واقعه 3 2ـ طارق 9 3 ـ مومن 16 4 ـ اشاره به رواياتي نظير : «يحشرالمكذبون بقدره تعالي من قبورهم قد مسخوا فرده و خنازير» (ميزان الحكمه ج 7 ص 107 ). (د) 5 ـ اشاره به آيه شريفه «اليوم نختم علي اقواههم و تكلمنا ايديهم و تشهد ارجلهم بما كانوا يكسبون» (يس 65 ) (د) 6 ـ منسوب به حضرت علي عليه السلام منبع: bashgah.net ، 1391/9/9