Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 165662
تاریخ انتشار : 22 آذر 1391 0:0
تعداد مشاهدات : 277

تحلیلی بر بازتاب انقلاب اسلامی در خاور دور (بخش چهارم و پایانی)

خبرگزاری فارس: سفرای ایران که حاملان پیام فرهنگی انقلاب اسلامی هستند غالباً با مکانیسمهای ناصحیح انتخاب می شوند،رایزن فرهنگی در نقشی که برایش تعریف شده و در ازای آن به دلار یا یورو دستمزد دریافت می کند تخصص و تبحر لازم را ندارد. انقلاب پدیده ایست که خواه ناخواه بازتابهای شگرفی را در ابعاد گوناگون و بر نقاط دور و نزدیک بر جای می گذارد، به ویژه در دوران جهانی شدن که دهکده جهانی (Global Village) مک لوهان به راستی متجلی گشته است. انقلاب اسلامی ایران که در ابعاد گوناگون شناسه یک انقلاب اصیل را یدک می کشید چه به لحاظ نظری و چه به لحاظ ماهوی با دیگر انقلابهایی که تاریخ تمدن به خود دیده بود تفاوتهای بنیادینی داشت. در انقلاب اسلامی ایران بر خلاف تمامی انقلابها که "انسان به ماهو انسان" در راس امور قرار داشت و اصلی ترین هدف از اهدافشان تجلی ساختن خضوع همه چیز و همه کس در برابر این انسان بود حتی خدا(اومانیسم)، "انسانی که در عین حال بنده خدا" بود محور اصلی را تشکیل داده بود. انقلاب اسلامی ایران به دلیل همین تفاوت بنیادین با سایر انقلابها و به دلیل جاذبیت در شعارها، اهداف، روشها، محتوا و نتایج ، پدیده ای اثر گذار در جهان بوده است. این مایه های اثربخش به طور طبیعی و یا ارادی و برنامه ریزی شده و از طریق کنترلهایی چون ارگانهای انقلابی سازمانهای رسمی دولتی و اداری، ارتباط علمی و فرهنگی، مبادلات تجاری و اقتصادی، در کشورهای جهان به ویژه مسلمان بازتاب یافته و دولتها و جنبشها و سازمانهای دینی را در آن جوامع به درجات مختلف متأثر کرده است. این انقلاب به چند قرن خمودی و انحطاط تمدن اسلامی خاتمه داد و موجب بروز نوعی بیداری و احیاگری اسلامی بر پایه بازگشت به ایدئولوژی و مکتب اسلام شد و بازار همه ایسمهای وارداتی ـ اعم از ناسیونالیزم، لیبرالیزم، سوسیالیزم و... ـ را کساد کرد و به جای آن نوعی شیفتگی و بازگشت به افکار و اندیشه های اسلامی به ویژه در نسل جوان، به وجود آورد. پس از انقلاب اسلامی، دولتهای اسلامی به درجات متفاوتی احساس کرده اند برای دوام خود نیازمند نوعی مشروعیت دینی و مردمی اند، لذا هر دولت به شکلی برای رفع این نیاز واکنش نشان داده است. ملتهای مسلمان نیز نوعا به این نتیجه رسیده اند، که نقشی در قدرت و مشروعیت دارند، لذا هر کدام به فراخور درک خویش تلاش کرده اند از حقوق و مزایای این توانمندی بهره مند شوند و مطالبات بیشتری مطرح نمایند. در ادامه با نگاهی آسیب شناسانه با طرح دو مسئله به چرایی بالفعل نشدن ظرفیتهایی که انقلاب اسلامی برای کشورمان ایجاد نمود خواهیم پرداخت و در دو محور به علل اصلی وجود ضعف در انعکاس انقلاب اسلامی در حوزه های مختلف خواهیم پرداخت.آیا این انقلاب با چنین پتانسیل عظیمی پس از گذشت 3 دهه از وقوع آن توانسته نفوذ و هیمنه خود را در نقاط مختلف دنیا از جمله جهان اسلام حفظ نماید؟ چه عواملی در این امر تاثیرگذار بوده است؟ با نگاهی به روند تاثیرگذاری و نفوذ گفتمان انقلاب اسلامی در جهان اسلام در طی یک دوران 30 ساله به یک رابطه منطقی می رسیم. به هر میزان سیاست داخلی ایران از انسجام کافی برخوردار بوده است میزان تاثیرگذاری گفتمان انقلاب اسلامی بر جوامع جنوب و به ویژه اسلامی از ضریب بالاتری برخوردار بوده است در مقابل به هر میزان که سیاست داخلی ایران شاهد تشتت آرا و حاکم شدن عقاید متفاوت و بعضاً متعارض که گاه شرایط قطبی سازی جو داخلی و بر هم خوردن انسجام داخلی را ایجاد کرده اند، بوده است شاهد دلسردی بسیاری از کسانی بوده ایم که در خارج از مرزهای سیاسی ایران اسلامی همواره چشم امید به این انقلاب داشته و دارند. شاهد مثال برای ادعایی که مطرح کردم را به وضوح در نگرانیهای حاصل شده در بسیاری از جوامع اسلامی از جمله اندونزی، لبنان، عراق، مصر و . . . از حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری 1388 می توان مشاهده نمود. نخبگان سیاسی ایران باید بدانند که نگاه بسیاری از جوامع به رفتار، کردار و منش سیاسی ایشان است. جای تاسف است که پس از سه دهه از انقلاب هنوز در بین برخی نخبگان درک وجود مفهومی به نام "منافع ملی" نهادینه نشده و در بسیاری از اوقات این نخبگان برای رسیدن به منافع فردی و حزبی چنین مفهومی را از دامنه واژگان کلیدی خود حذف می نمایند و هنوز یک خواست مشترک ملی برای انعکاس و تاثیرگذاری انقلاب اسلامی بر دیگر نقاط دنیا وجود ندارد. اینکه انقلاب اسلامی در فرامرزهای خود دستاوردهایی داشته مورد پذیرش همگان است اما آیا این دستاوردها متناسب با پدیده بی بدیل انقلاب 57 بوده است؟، چه نهادی و چه ارگانی وظیفه داشته تا پیام انقلاب اسلامی ایران را که به فرمایش بنیانگذارش از جنس فرهنگی بوده به گوش جهانیان برساند؟، مسئولان ذیربط در این رابطه چه میزان حساس بوده اند؟ با نگاهی به عملکرد دولتهای ایران در دوران پس از جنگ به چند نکته مهم برخورد می کنیم؛ متاسفانه با تغییر هر دولت در بسیاری امور سیاستهای کلان نیز متحول می گردد، سفرای ایران در دولتهای دور و نزدیک که اصلی ترین حاملان پیام فرهنگی انقلاب اسلامی ایران هستند غالباً با مکانیسمهای ناصحیح انتخاب می شوند، در صد بالایی از این دیپلماتها تخصص لازم را در این حوزه ندارند، رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در نقشی که برایش تعریف شده و در ازای آن به دلار یا یورو دستمزد دریافت می کند تخصص و تبحر لازم را ندارد. و در انتها ذکر این پرسش که؛ به راستی آیا اگر روزی مکانیسم آقازادگی و رانتخواری در درون وزارت امورخارجه به عنوان مسئولترین ارگان برای انتقال پیام انقلاب اسلامی حذف شود سفارتخانه های ما خالی از سکنه نخواهد شد؟ در این چند جمله به آسیب شناسی بسیار مختصری از چرایی استمرار مناسب نیافتن بازتاب جهانی انقلاب اسلامی پرداختیم و به بیان مختصر دو محور کلی ذیل را مطرح نمودیم: 1- مسئولان و نخبگان سیاسی بر سر این موضوع که انقلاب اسلامی باید بازتابهای خود و دستاوردهایش را در نقاط مختلف دنیا ترویج نماید به اجماع حداکثری برسند. 2- متولیان امر برای گسترش پیام فرهنگی انقلاب اسلامی با مکانیسم تخصص در عین داشتن تعهد انتخاب گردند. منبع:.aspx">مرکز اسناد انقلاب اسلامی * منبع: خبرگزاری فارس، چهارشنبه 22 آذر 1391