Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 167260
تاریخ انتشار : 12 اسفند 1391 0:0
تعداد مشاهدات : 64

شيل های نفتی از واقعيت تا اغراق

منطقه غرب آسيا واسط بين سه قاره آسيا، اروپا و آفريقا است و ايران در مرکز اين منطقه واقع شده است و هر تحولي که در ايران رخ دهد مي تواند اثرات ملموسي بر تمام کشورهاي جهان بگذارد. ايران به همراه کشورهاي همسايه شمالي، جنوبي و غربي خود علاوه بر در اختيار داشتن بيشترين ذخاير هيدرو کربوري جهان داراي موقعيت خاص ژئوپليتيکي در بخش خشکي و درياست. ايران با تامين امنيت آبراه تنگه هرمز که روزانه محل عبور بالغ بر 17 ميليون بشکه نفت خام است، عرضه پايدار نفت خام به تمام جهان را تضمين مي کند و در بخش خشکي هم در آينده نه چندان دور تامين پايدار مصرف گاز پاکستان ، هند ، چين ، اروپا،عراق ، سوريه و لبنان را بر عهده خواهد گرفت. به هر حال تکيه زدن ايران بر مقام اول در مجموع ذخاير نفت و گاز و قرار گرفتن در اصلي ترين چهار راه مبادلات تجاري جهان موقعيتي است که تاريخ بر دوش ايرانيان نهاده و البته موضوعي است که سالهاي طولاني چشم طمع کشورهايي چون انگليس و آمريکا را به ايران دوخته و منشا تحولات مهمي در فلات قاره ايران و کشورهاي اطراف آن بوده است. تجزيه شوروي به چند کشور مستقل که در نهايت کاهش سهم ايران از منابع درياي خزر و از 50 درصد به 20 درصد و سهامدار شدن شرکتهاي نفتي بزرگ انگليسي و آمريکايي در منابع نفتي کشورهاي تازه استقلال يافته را در پي داشت؛ دخالت در امور داخلي افغانستان و پاکستان براي جلوگيري از عبور خطوط لوله گازي ترکمنستان از خاک ايران و کند کردن روند اجرائي خط لوله صلح براي انتقال گاز پارس جنوبي به پاکستان ، هند و چين؛ حمله به عراق و در نهايت سهيم شدن شرکتهاي نفتي آمريکايي و انگليسي در نفت اين کشور که البته در منطقه اقليم کردستان عراق به اختلافات عمده اي با دولت مرکزي منجر شده است؛ ايجاد جو نا امني در خليج فارس با بهانه واهي استفاده ايران از انرژي صلح آميز هسته اي و تحت فشار قرار دادن بيشتر کشورهاي عربي حاشيه خليج فارس و شتاب دادن به غارت هر چه بيشتر منابع اين کشورها و ...، سياستهايي است که همواره از سوي آمريکا و انگليس مورد بهره برداري و استفاده قرار گرفته است تا بتواند کنترل نبض بازار انرژي جهان را از ايران و کشورهاي همسايه آن خارج کنند.در آخرين حربه هاي مورد استفاده براي کنترل بازار نفت مي توان به انتشار اخبار ساختگي و بر اساس آمارهاي سازمان بين المللي انرژي اشاره کرد که از سوي برخي خبرگزاري هاي آمريکا و انگليس منتشر مي شود و سعي بر آن دارد تا با موضوعاتي مانند توليد گاز و نفت از منابع غير متعارف وزن کشورهايي مانند ايران، روسيه و اوپک را در معادلات آتي بازار کاهش داده و اين گونه وانمود کنند که اروپا و آمريکا و البته چين و کشورهاي وارد کننده عمده نفت و گاز در چند سال آتي ديگر نيازي به خريد نفت از کشورهاي عمده صادر کننده نفت نخواهند داشت. به نظر رويترز و برخي ديگر ازشبکه هاي خبري آمريکايي و انگليسي انقلاب نفتي و گازي اخير! که قرار است از خاکهاي رسي و شيل هاي نفتي آمريکا به واقعيت بپيوندد، رفته رفته جغرافياي سياسي جهان را هم زير و زبر خواهد کرد و البته آمريکا را از بزرگترين وارد کننده نفت به صادر کننده محض نفت و گاز طبيعي مبدل مي کند و ظهور توليد کنندگان و صادرکنندگان جديد نفت مي تواند رياست مونوپلي قدرت هاي نفتي مانند کشورهاي عضو اوپک و قدرت هاي گازي مانند روسيه را زير سوال برد! اخبار فوق در حالی روی سایتهای خبری جهان قرار گرفته اند که طبق گزارش منتشر شده از سوی سازمان اوپک تا سال ۲۰۱۵ میلادی تولیدات نفتی غیر سنتی در جهان به روزانه ۳.۴ میلیون بشکه در روز خواهد رسید و این رقم تا سال ۲۰۳۵ تنها به ۸.۴ میلیون بشکه در روز افزایش خواهد یافت که از این میزان ۶.۶ میلیون بشکه نفت در آمریکا و کانادا تولید خواهد شد. همچنین طبق ارزیابی صورت گرفته از سوی شرکت سعودی آرامکو شرکت ملی نفت عربستان سعودی، آمریکای شمالی هم اکنون در آستانه یک پیشرفت تاریخی در عرضه نفت و گاز است اما طبق بررسی ها میزان تولیدات نفتی ایالات متحده آمریکا از محل منابع نفتی غیر سنتی در سالهای آتی از ۶.۶ میلیون بشکه فراتر نخواهد رفت و حداقل تا سال ۲۰۳۵ میلادی امکان استقلال نفتی این کشور از اوپک وجود ندارد. اخبار منتشره در خبرگزاريهاي آمريکايي و انگليسي به حدي غير علمي و نشدني است که حتي فاينشنال تايمز در اين رابطه مي نويسد: هواخواهان تئوري افزايش توليد در آمريکا گاها ادعاهاي اغراق آميزي در خصوص رويدادي که هنوز تمامي جوانب آن مشخص و حتمي نيست، مطرح مي کنند. هنوز مخاطرات زيادي از جمله اعتراضات زيست محيطي به پروژه هاي شيل و همچنين نبود شفافيت اطلاعات در خصوص ذخاير نفتي شيل بر سر راه اين پروژه ها قرار دارد. اين در حالي است که بسياري از متخصصان نفتي کاهش قيمت نفت را تهديدي براي تداوم اجراي پروژه هاي نفت شيل مي دانند که شايد اين کوچکترين فاکتور تهديد کننده باشد. به گزارش فاینشنال تایمز، "دلائل زیادی وجود دارد که می تواند ثابت کند این طریق آنچنان که به نظر می رسد خوشبینانه طی نخواهد شد. این احتمال وجود دارد که متخصصان درخصوص پیش بینی پتانسیل ذخایر نفتی شیل در طولانی مدت اغراق کرده باشند و البته احتمال می رود که مهمترین تکنیک استخراجی نفت شیل موسوم به " فناوری شکاف " با پس زنی های سیاسی مواجه شود . دیگر گمانه زنی از سوی آژانس بین المللی انرژی در خصوص تولیدات نفتی شیل در آمریکا آن است که رونق در تولید این نوع نفت می تواند زمینه ساز کاهش قیمت نفت به سطحی شود که دیگر تولید هزینه بر شیل نفت ها توجیه ناپذیر شود. تولید کنندگان نفتی شیل بسیار آسیب پذیرند چرا که هزینه های تولید برای آنها بسیار بالاست. طبق ارزیابی صورت گرفته از سوی موسسه " ریستات انرژی کانسال تنسی" هزینه تولید هر بشکه نفت شیل بین ۴۴ تا ۶۸ دلار است. اما باز هم هزینه تولید شیل نفت ها بسیار پایین تر از هزینه تولید تارسندهای کانادایی و نفت آب عمیق در سواحل برزیل است!". اما سوال مهم این است که چرا خبرگزاری هایی مانند رویترز و صدای آمریکا و بی بی سی سعی دارند با زیر سوال بردن توان تولید و تاثیر گذاری کشورهای عضو اوپک در بازار آتی نفت، وزن آمریکا را اضافه کرده و از تاثیر گذاری کشورهای عضو اوپک و روسیه بکاهند! چرا امریکائیها سعی دارند تا به هر روش ممکن متغیرهای تاثیر گذار در اقتصادی جهان را متناسب با استراتژی و نظر خود تفسیر کرده و به نفع خود مورد مطالعه قرار دهند. پاسخ اين است که نفع شرکت هاي نفتي آمريکايي و انگليسي در اين است که بهاي نفت در فاصله اي بين 90 تا 110 دلار در نوسان باشد تا هم توليد نفت و گاز از منابع غير متعارف که نيازمند هزينه هاي بالاي 70 دلار در هر بشکه است، به صرفه شود و هم اينکه از افزايش بيش از اندازه بهاي نفت که منجر به فشار و افزايش رکود در اقتصاد کشورهاي صنعتي وارد کننده نفت و گاز جلوگيري به عمل آورند. اما ابزاري که مي تواند بازارهاي نفت را در محدوده فوق کنترل کند، چيزي نيست جز افزايش بحران و شدت بخشيدن به جو رواني در منطقه خليج فارس با استفاده از دروغ پردازي در استفاده نظامي ايران از فناوري هسته اي که براي بالا بردن قيمت نفت مورد استفاده قرار مي گيرد و همچنين لوله هاي انتقال نفت خام براي دور زدن تنگه هرمز به همراه استفاده از ماسه هاي نفتي و خاکهاي رسي براي ايجاد جو رواني در بازارها از جمله حربه هايي است که مي تواند براي جلوگيري از افزايش بهاي نفت به قيمتهاي بيش از 110 دلار مورد استفاده واقع شود. در نهايت اينکه برابر آخرين گزارش IEAشاهد آن خواهيم بود که پس از سال 2020 جهان روز به روز به اوپک وابسته تر خواهد شد و علاوه بر افزايش توليد عربستان سعودي، عراق هم 45 درصد از رشد توليد جهاني نفت را تا سال 2035 به خود اختصاص خواهد داد وبا تبديل شدن به دومين صادر کننده بزرگ نفت جهان از روسيه سبقت خواهد گرفت. سهم اوپک از توليد جهاني نفت هم از 42 درصد فعلي تا 48 درصد افزايش مي يابد و اين چيزي است که بايد هم آمريکائيها به آن دقت کنند و هم ديگر مصرف کنندگان نفت و گاز جهان برنامه ها و استرانژيهاي آينده خود را بر مبناي آن پي ريزي کنند. * منبع: روزنامه اطلاعات، شنبه 12 اسفند 1391