Index
ورود کاربر
Telegram RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 167684
تاریخ انتشار : 27 فروردین 1392 0:0
تعداد مشاهدات : 91

مروري بر عملكرد ارتش جمهوري اسلامي ايران (قسمت اول)

* قسمت اول تاريخ بهترين معرف هر ملتي است. قومي كه تاريخ ندارد مانند فردي است كه چگونگي احوال او ناشناس مانده است. همان طوريكه گذشته هر فرد در شناساندن حالات روحي، اخلاقي و رفتار وي لازم و ضروري است و مي تواند بيان كننده و مميز صفات خوب يابد او ازساير افراد جامعه گردد، تاريخ نيز مي تواند گذشته يك قوم يا ملت را نمايان ساخته و افراد آن جامعه را به نقاط ضعف و قوت گذشتگان خود آشنا نمايد. براي آشنا شدن با تاريخ عمومي هر ملت كه خود به چندين شاخه مختلف از قبيل سياست، اقتصاد، تاريخ نظامي و... تقسيم مي گردد بايد در هر شاخه كنكاش بسيار نمود، در اين مقاله سعي شده مروري در تاريخ نظامي اين مرز و بوم داشته و خوانندگان را با آن آشنا نمائيم. تاريخ نظامي هر جامعه مربوط به سازو كار ارتش، شيوه هاي رزمي كلاسيك و گزارش جنگ ها و كشمكشهايي است كه در طول زمان با ساير ملل داشته است.سرزمين ايران، به خصوص در طول هشت سال دفاع مقدس، مالامال از خاطرات حيات و ممات مرداني است كه روحشان فراتر از زمان و عرصه فراخ زمين و تنگ تر از قلب سرشار از عشقشان بوده است. آنان كه آسايش و راحتي خود را فداي امنيت و سربلندي ميهن و دينشان كرده و در اين راه تمام سختي ها و ناملايمات را به جان خريدند. اينان به عنوان الگوهاي جاودان پايداري، شجاعت و ايمان در سخت ترين شرايط، در دفاع از حيثيت، شرف و ميهن شان براي نسل امروز و نسل هاي آينده، از جان خويش گذشته و چون امواجي سهمگين، پايه هاي اعتقادات و سياست هاي دشمنان را درهم كوبيدند و اكنون نيز با كوله باري از تجربه، بي هيچ منتي، در سنگرهاي ديگر كشور، خود را وقف خدمت به جوانان و آينده سازان كشور كرده اند. با گذشت بيش از سي و دو سال از آغاز تجاوز زميني، هوايي و دريايي نيروهاي مسلح عراق با پشتيباني كشورهاي منطقه و استكبار جهاني1 و دفع آنها توسط نيروهاي جان بركف ارتش جمهوري اسلامي ايران و ياري نيروهاي مردمي خود جوش كه يكي از رخدادهاي مهم نظامي در تاريخ ايران و جهان است، به نظر مي رسد با وجود نگارش هزاران جلد كتاب و مقاله در مورد هشت سال دفاع مقدس، چنانكه بايد به نقش و عملكرد ارتش جمهوري اسلامي ايران از نظر آگاهي، آمادگي ارتش از نيات پليدرژيم عراق قبل ازآغاز جنگ عليه ايران و مهار نيروهاي عراقي با توان رزمي غير قابل مقايسه با ارتش ايران پرداخته نشده است. بسياري از زواياي آن نيز ناشناخته مانده و حتي پاره اي تحريفات عمدي و سهوي كه ناشي از تعلقات و يا تعصبات سازماني است نيز در مستور ماندن حقايق و واقعيت ها تأثير بسياري گذارده است. از آن ميان مي توان به عملكرد واقعي ارتش در برهه خاصي از دوران پرتلاطم خود در حين پاكسازي و درگير شدن در كردستان و جنگ ناخواسته اشاره نمود كه به درستي توسط پژوهشگران، تاريخ نگاران و نويسندگان ارتشي و غير ارتشي به رشته تحرير، چاپ و انتشار در نيامده است. از همين رو گوشه اي از عملكرد و حضور به موقع ارتش جمهوري اسلامي ايران در مرزهاي غربي و جنوب غربي، جهت مقابله با دشمن، براي اطلاع مردم شريف و بزرگوار ايران به رشته تحرير در آمده است. ارتش جمهوري اسلامي ايران، بعد از پيروزي انقلاب اسلامي،هدف دشمنان داخلي وخارجي انقلاب قرار گرفته بود كه شعار انحلال ارتش را سر مي دادند تا با خلع سلاح كردن ارتش و قطع بازوي مسلح نظام، به اهداف شوم خود توفيق يابند.ضد انقلاب داخلي و خارجي در راه وصول به اهداف خود،با انواع ترفندها و ايراد اتهامات بي اساس به ارتش و به ويژه قشر افسران كه نقش عمده اي در سازماندهي و فرماندهي ارتش داشتند، وارد ميدان شدند. زيركانه ترين حيله ها براي اجراي اين مقصود كه پوشش ظاهراً اسلامي و مردم پسندي نيز به آن پوشانده بودند، شعار ايجاد ارتش بي طبقه توحيدي بود، كه بسياري از نا آگاهان و ساده انديشان را به راحتي حتي در داخل ارتش به خود جذب مي نمود.به اعتقاد رهبر معظم انقلاب اسلامي و فرمانده كل قوا، در اوايل انقلاب، سه فشار متضاد در آن واحد بر روي ارتش ايران قرار داشت.يكي فشار گروه هاي چپ كه با اصلِ بودنِ اين ارتش مخالف بودند و همت گماشته بودند كه به هر وسيله اي آن را منهدم و متلاشي كنند كه البته علت اين نوع فشار هم معلوم بود، چرا كه مي دانستند بدنه ارتش از توده مردم و از همين ملت است، در خانواده هاي مومن پرورش يافته و در دل و روحشان مسلمان و مومن هستند.گروه هاي چپ مي خواستند اين ارتش نباشد و در عين حال خيانت و رذالت آنها مانع از اين نبود كه در داخل همين ارتشي كه شعار انحلال آن را سر داده بودند، نفوذي هاي خودشان را وارد كنند و عناصري را فريب دهند. فشار ديگر هم از طرف گروه ها و عناصر دست راستي و وابسته به رژيم ساقط شده گذشته بود كه به طرق گوناگون ارتش را به جدا شدن از مردم و انقلاب تحريك مي كردندو در نهايت يك قشر هم از سوي عناصر ناباب و فرصت طلبي كه در داخل خود ارتش خرابكاري و تحريك مي كردند، وجود داشت. در همين برهه، حضرت امام خميني(ره) ضمن مخالفت شديد با انحلال ارتش،پشتيباني خود را از اين نيروي مردمي و مومن در اواخر اسفند ماه 1357 اعلام و روز 29 فروردين ماه را به عنوان روز ارتش مورد تأييد قرار دادند. از همين روهر سال در چنين روزي نمونه هايي از نيروهاي ارتش با تجهيزات ودست آوردهاي خود رژه مي روند و ياد و خاطره آن فرمان تاريخي را گرامي مي دارندو ارتش پاسخ مثبت خود را در آرام سازي مناطق بحران زده و هشت سال دفاع مقدس به رهبرِ خويش تقديم نمود. ارتش جمهوري اسلا مي ايران با داشتن سه نيروي مقتدر زميني، هوايي و دريايي به رهبري حضرت امام خميني(ره)، همزمان با آرام سازي استان كردستان و ساير مناطق بحران زده، مشغول تجديد سازمان نيز بود.ارتش هم چنين از ويژگي هاي خاصي از جمله: پذيرش رهبريِ داهيانه حضرت امام خميني(ره) و تلا ش در اجراي منويات معظم له، داشتن علوم و فنون نظامي بالا ، برخورداري از تسليحات و تجهيزات پيشرفته در منطقه خاورميانه، نيروي انساني منضبط و پركارو مسئوليت پذير و... برخورداربود. لازم به ذكر است كه، بدنه مردمي ارتش ايران يكي از استثنايي ترين وضعيت ها را در تاريخ انقلاب ها در جهان به وجود آورد، به نحوي كه به جاي رو در رو قرار گرفتن با جريان انقلاب و مردم به دفاع از آن و مقابله با تجزيه طلبان داخلي و متجاوزان خارجي برخاست و نيروهاي مردمي را، كه حفظ و حراست از دستاوردهاي انقلاب اسلامي را بر خود واجب دانسته و به صحنه هاي پيكار شتافته بودند، مورد حمايت خود قرار داد. مورد ديگري كه پرداختن به آن لازم مي نمايد، اين مسئله است كه، در خلال سال هاي پس از جنگ تحميلي، بعضاً از سوي برخي افراد اين مسئله مطرح مي شود كه ارتش در ابتداي جنگ غافلگير شده و از آن جا كه آمادگي رزمي براي مقابله با ارتش عراق را نداشته است، نيروهاي عراقي بدون مقاومت پيشروي كرده و برابر طرح از پيش تعيين شده، ارتش عراق متوقف شده است. حال اين پرسش مطرح مي گردد كه، كدام عقل سليمي اين موضوع را مي پذيرد؟ اگر مقاومتي در مقابل نيروهاي عراقي نبود مي بايستي برابرِ خواسته صدام، ظرف سه روز خوزستان و طي هفت روز تهران را مي گرفتند. در صورتي كه اين ارتش جمهوري اسلامي ايران بود كه همراه نيروهاي خود جوش مردمي در همان چند روز اول طعم شكست را به نيروهاي عراقي چشاند. كشور عراق قبل از تجاوز گسترده، بيش از 15ماه عمليات نامنظم عليه كشورمان به منظور تحميل اراده خود، انجام داد. در طول اين مدت، قرائن و شواهد عمليات آفندي از سوي ارتش عراق در سال 1358 با 85 مورد تجاوز مرزي براي ارتش ايران مشخص و محرز گرديد. از همين رو، اولين دستورالعمل گسترش ارتش در مناطق مرزي به شماره 9/06-01-201-15-27/8/1358 در ارتباط با بحران مرزي در غرب و جنوب غربي كشور صادر و نيروهاي زميني، هوايي، دريايي، ژاندارمري و شهرباني وقت، حركات نيروهاي عراقي را تحت نظر گرفتند و در همين راستا نيروي زميني، نيروهاي اطلاعاتي خود را در منطقه خوزستان وغرب كشور فعال نمود. همزمان با تجاوزات نيروهاي عراقي، در خبرهايي مبني برپرواز هواپيماهاي شوروي سابق را بر فراز آسمان ايران، ورود يازده دستگاه خودروي اردني به يكي از پادگان هاي عراق، اعزام 38 تانك بر به مرز عربستان سعودي، انجام مذاكراتي به منظور دريافت موشك راپير از انگليس، موشك ضد تانك از فرانسه و آلمان، هواپيما از سوئيس و 150 فروند هواپيماي آلفاجت و... ميان مقامات عراق و اروپائيان، از گوشه و كنار جهان هر لحظه مخابره مي شد كه همگي حكايت از كمك هاي آشكاري بود كه در كنار كمك هاي پنهان مالي براي مقابله با نظام نوپاي جمهوري اسلامي در ايران به رژيم عراق ارزاني مي شد. در اين مقطع زماني، با وجود حجم بي شمار پشتيباني هاي مادي و تبليغاتي از ارتش عراق در مقايسه با توان رزمي ارتش ايران و نيز اقدامات برخي از افراد كه به جاي تقويت ارتش در حال فروش تجهيزات نظامي ارتش ايران بودند، عملكرد نيروهاي ارتش جمهوري اسلامي ايران، عظمت و پايمردي آنان و ديگر مدافعان ميهن اسلامي را بيش از پيش روشن مي سازد. صدام حسين براي اولين بار در18/1/59 همزمان با قطع ارتباط ايران و آمريكا اعلام كرد سه جزيره تنب بزرگ، كوچك و ابوموسي، عربي و متعلق به عراق است وعراق آماده است اختلافات خود را با ايران از طريق نظا مي حل و فصل نمايد. در پي اين موضع گيريهاي نابخردانه صدام، تحركات مرزي ارتش عراق در سال 59 نيز به بيش از 552مورد افزايش يافت. به نحوي كه براساس اسناد و مدارك موجود، در سه ماهه اول سال 1359، حدود 142 مورد و در سه ماهه دوم سال 1359، حدود 410 مورد تجاوز به خاك ايران ثبت گرديد، كه از اين ميان490 مورد آن به سازمان ملل گزارش گرديده است. لذا با توجه به قرائن و شواهد موجود براي ارتش جمهوري اسلامي ايران محرز گرديد، ارتش عراق هر آن حملات گسترده خود را آغاز مي نمايد. آگاهان نظامي با توجه به قرائن و شواهد به صراحت خطر حمله ارتش آماده و حاضر به كارِ عراق را بارها به مسئولان وقت گوشزد نمودند و حتي در تاريخ 11/6/59 ستاد مشترك ارتش جمهوري اسلامي ايران در گزارشي رسمي اين امر را به سمع مسئولان در مراتب تصميم گيري رساند و با دعوت از فرماندهي كل توسط فرمانده وقت قرارگاه غرب، آثار تهاجم نيروهاي عراق به مرزهاي زميني به ايشان نشان داده شد، اما عكس العملي در خور خواسته فرماندهان نظامي صورت نگرفت. ذكر اين نكته ضروري است كه، در زماني كه ارتش به مسئولين اعلام مي كرد كه ارتش عراق در حال تقويت بيش ازاندازه است و خطر حمله عراق حتمي است،عده اي در حال لغو قراردادهاي نظامي و فروش تجهيزات ارتش بودند، از جمله: فروش هواپيماهاي اف14 به كشور هلند، كه اگر شهيدِ بزرگوار بابايي، جلوي اين كار را نمي گرفت، معلوم نبود نتيجه جنگ و صدور نفت چه مي شد. علاوه بر مطالب مطروحه، مسئله تزلزل انضباط و روحيه،كاهش مدت خدمت سربازي از دو سال به يك سال، نقل و انتقالات حساب نشده، انتصابات ناشايست، تسويه هاي خارج از حد(رهايي بيش از 12000نفر از فرماندهان كه در سازماندهي و آمادگي ارتش نقش بنيادي داشتند)،دخالت غير كارشناسانه در امر فرماندهي و گرفتن اختيارات فرماندهان، باعث كاهش آمادگي رزمي ارتش شده بود. صدام حسين با اين توصيف مي پنداشت كه ارتش جمهوري اسلامي ايران فاقد هر گونه توانايي براي مقابله با ارتش عراق مي باشد و با اين برآورد و ديدگاه بود، كه در كنفرانس سران عرب در طائف عربستان در مرداد ماه1359در بيان طرح هاي خود،حمله به ايران را چيزي جز در حد يك تفريح نظامي براي ارتش عراق ندانست. اما همگان شاهد بودند، تلاش نيروهاي ارتش جمهوري اسلامي ايران كه روزهايِ دشوارِ پاكسازي و بازسازي را سپري مي نمود و در آن زمان تنها نيروي آموزش ديده و سازماندهي شده بود، با ياري و مساعدت ملت بزرگ ايران توانست در هفته اول جنگ، شكست را براي نيروهاي عراقي رقم بزند. چنانچه شاهديم، ارتشي كه طارق عزيز آنرا از هم پاشيده و مضمحل مي انگاشت، چگونه پيشروي اوليه قواي دشمن را سد كرد و با ايجاد تأخير و استقرار در موقعيت هاي مناسب در طول محورهاي پيشروي دشمن و با سازماندهي تعجيلي و تلاشي بي امان، توانست اين مرحله از عمليات را كه در طرح عملياتي ابوذر پيش بيني شده بود، اجرا كند. امر دفع متجاوز يا سد سيل ويران گر دشمن را مي توان نقطه عطفي در تاريخ جنگ ايران و عراق و بستر ساز حماسه هايِ بزرگ قلمداد نمود. همانگونه كه پيشتر اشاره شد، در آن زمان غير از نيروهاي ارتش، نيروي سازمان يافته و آموزش ديده اي براي اجراي اين گونه عمليات وجود نداشت و يا داراي آموزش اصولي و منظم نبود و براي دفاع سلاحي جز تفنگ دراختيار نداشت. از همين رو انجام اين مهم(دفع متجاوز) را، كه با تلاش نيروهاي ارتش و مردمي و بادعاي پير جماران صورت گرفت، به جرأت مي توان امدادي از سوي پروردگار برشمرد.(2) تهيه كننده: دكتر مروت آزادبخت سازمان حفظ آثار و نشر ارزش هاي دفاع مقدس، ارتش جمهوري اسلامي ايران * پاورقي: 1- دو نيرو در مقابل هم، يكي دل به ياري و حمايت ديگر كشورها بسته و آن يكي اميدش به ياري خداوند است و بس. يكي دريافت كننده پيشرفته ترين تجهيزات نظامي و آخرين تكنولوژي هاي روز دنيا است و ديگري با انبوه تحريم ها و حصرهادست به گريبان. هر دو مسلمانند، اما اين يكي با همه توانايي هاي ابزاري، ناتوان از مواجهه رو در رو با مدافعان ميهن اسلامي. يكي دين را سپري كرده است براي دست يابي به اميال دنيايي خود و آن يكي خود را سپري كرده است تا دين خدا آسيب نبيند، اين است تفاوت ميان دو نيرو كه در برابر هم صف كشيده اند. 2- مارميت و اذرميت ……… اي رسول چون تو تير انداختي، نه تو بلكه خدا انداخت. (سوره انفال آيه 16) قشون رسول اكرم(ص) بعد از آنكه بعضي از اهل مكه را مقتول و برخي را اسير نمودند و آنها را شكست دادند (بدر كبري) به هم فخر مي كردند. يكي مي گفت ابوجهل را من به قتل رساندم. ديگري مي گفت قاتل عتبه منم. رسول اكرم قبل از جنگ، بعد از آنكه قلّت نفرات خودي و كثرت دشمن را ديده بود، به درگاه الهي دعا نمود و گفت الهي به من وعده فرموده اي كه به ما كمك كني، الها به وعده خود وفا كن، بعد به علي(ع) فرمود مشتي خاك به من بده، آن جناب قبضة خاك به رسول خدا داد. آن حضرت مشت خاك را به سوي قريش پرتاب كرد، از آن خاك به چشم تمام دشمن داخل شد. بعد از شكست دشمن، اصحاب گفتند پاشيدن خاك حضرت رسول سبب شكست دشمن شد، خداوند متعال ضمن آيه اي براي اينكه مسلمانان از پيروزي بدر مغرور نشوند، به مسلمانان مي فهماند كه خيال نكنيد استيصال كفار و غلبه شما بر ايشان امر عادي و طبيعي بود، چگونه ممكن است چنين باشد و حال آنكه عادتاً و طبيعتاً مردمي اندك و فاقد تجهيزات جنگي با عده مختصري زره و شمشير و چند اسب نمي توانند لشكري مجهز به اسبان و اسلحه و مردان جنگي و آذوقه و … را تار و مار سازند. چون نيروي ايشان قابل مقايسه با نيروي دشمنان نيست. به همين سبب باريتعالي مي فرمايند يا محمد خاكي را كه تو پاشيدي به چشم تمام مشركين داخل شد، اگر چه ظاهراً تو پاشيدي اما حقيقتاً تو نپاشيدي بلكه خداوند تعالي آن را پاشيد. كار پاشيدن خاك كار رسول الله بود، چون به اراده خدا بود و كار خدا بود چون نيرو و مدد از ناحيه او بود." تفسير الميزان ج 9 صفحه 47 سطر 6 . * نيروهاي ارتش همچون ساير نيروهاي نظامي، آسايش و راحتي خود را فداي امنيت و سربلندي ميهن و دين خود كردند و در اين راه همه سختي ها و ناملايمات را به جان خريدند . * ارتش جمهوري اسلامي ايران در روزهاي آغازين جنگ نقش ارزنده اي در زمين گير كردن دشمن و جلوگيري از گسترش سريع تهاجم هاي رژيم بعث عراق ايفا كرد. * منبع: روزنامه جمهوری اسلامی سه شنبه 27 فروردین 1392